مطبوعات و انقلاب؛ یولداش (۴ )
اتهام زنی خنده دار عوامل رسانهای آمریکا به روحانیت ضد استکباری (پاورقی)
Research@kayhan.ir
در شمارة دیگری از مجلة یولداش، تصویر عمو سام ــ نماد امپریالیسم آمریکا ــ در حالی که در اتاق گریم در مقابل آئینهای نشسته چاپ شده است. در این تصویر عمو سام ریشی را که قرار است بر گونة خویش آویزان نماید در دست گرفته و در سمت راست او بر رخت آویز یک عبا و یک عمامه دیده میشود.24 از این تصویر چنین برمیآید که آمریکا با استفاده از روحانیون و پوشش آنان که در میان مردم جایگاه دارند، میخواهد اهداف خود را پیش ببرد و به اصطلاح باز هم اهرمهای سیاسی، اقتصادی و ... به طور کلی قدرت را در دست گیرد.
در پانزدهمین شمارة مجله بر روی جلد تصویری چاپ شده از مجلس شورای اسلامی که در مقابل آن گروهی روحانی در یک خط صف کشیده و در انتظار ورود به مجلس خبرگان هستند. رنگ استفاده شده در این کاریکاتور که تماماً سیاه است. بیانگر این موضوع است که روحانیت مرتجع و مستبد هستند و آنان به عنوان ارتجاع سياه درصدد غلبه بر کلیة نهادهای سیاسی اجتماعی کشور هستند.25
در همین شمارة یولداش کاریکاتوری چاپ شده که در آن یک نفر روحانی از تسبیح خود به عنوان زنجیری استفاده نموده و آن را به گردن فردی که به حالت چهاردست و پا ــ همانند حیوانی چهارپا ــ کشیده شده انداخته و او را به دنبال خود میکشد.۲۶ این کاریکاتور این موضوع را القا میکند که گویا روحانیون به افراد جامعه به دیدة یک حیوان چهاردست و پا نگریسته و آنان را رام و مطیع خویش ساخته و به هرکجا میخواهند آنان را کشیده و به دنبال خود میبرند.
اما اوج وقاحت حسین محمدزادةصدیق و یارانش در مجلة یولداش تصویر نقش بسته بر روی جلد يكي از شمارههاي این نشریه است. در این تصویر باز هم عمو سام نماد آمریکا، با محاسنی سپیدرنگ در پشت میزی نشسته و با مهرهایی که بر روی آنها کلمات «جاسوس» و «کمونیست» نقش بسته، مشغول مهر زدن و انگ چسباندن به فدايیان، مجاهدان و ... است.۲۷ این تصویر بسیار زشت و ناپسند که شائبه اهانت به رهبر انقلاب امام خمینی(ره) را در آن هنگام به وجود آورده بود، باعث ناراحتی و عصبانیت بسیاری از مردم انقلابی شده و آنان را به شدت متأثر ساخته بود. بسیاری از آنان نفرت خویش از این اقدام ننگین دستاندرکاران مجله را اعلام نمودند و به نهادهای قضایی شکایت بردند. نتیجه این شد که این شماره از مجله به دستور دادستانی انقلاب اسلامی توقیف گردید.
اگرچه دستاندرکاران مجله در شمارة بعدی واکنش نشان داده و اعلام نمودند که «هرگز قصد اهانت به کسی و به ویژه حضرت آیتالله خمینی را نداشتهاند» و در دفاع از امام (ره) مطالبی نوشتند، اما به هر صورت آنان با این کار خویش و نمونههای دیگری که به آنها اشاره شد و در ضدیت آشکار با اسلام و روحانیون قراردارد چهرة حقیقی خود را نشان داده بودند.
یولداش، احزاب، گروهها و سازمانهای سیاسی
یولداش از همان زمان انتشار نخستین شمارههای خود با پشتیبانی و حمایت بیدریغ خود از گروههای سیاسی و احزاب و سازمانهای چپ و غیرچپ به اشکال گوناگون نشان داد که تریبونی است برای طرح و بیان دیدگاهها و خواستهای این گروهها که بسیاری از آنان بیدرنگ و هنوز چند ماه از انقلاب اسلامی ایران نگذشته با طرح شعارهای غیرواقعی، رودرروی انقلاب ایستاده و فضای سیاسی جامعه را چنان ملتهب نمودند که منجر به ایجاد درگیریهای خونین بهویژه در مناطق کردنشین ایران و از آن میان آذربایجان غربی شد.
این مجله با درج اخبار گردهماییها، تظاهرات و با چاپ اعلامیهها و تصاویر اعضاء و رهبران احزاب، گروهها و سازمانهای سیاسی ایران، عملاً نشان میداد که با مواضع و عملکرد این جریانات همسو و اقدامات آنها در همة زمینهها مورد تأیید این مجله و دستاندرکاران آن است.
در شمارة دوم مجلة یولداش خبری دربارة «اجلاس اتحاد دمکراتیک مردم ایران» منتشر شد۲۸ و در همان شماره خبر ديگري تحت عنوان «مجاهدان به دانشجویان تبریز چه گفتند» چاپ شده که در واقع توصیهها و سفارشهایی از سوی «سازمان مجاهدین خلق» به دانشجویان دانشگاه تبریز است. بازهم در همین شماره نوشتة کوتاهی تحت عنوان «زندهباد حزب توده» درج شده که دربارة گروه منشعب۲۹ است.۳۰در صفحههای دیگر همین شماره «اعلامیة معلمان مهاباد» پیرامون رویدادهای کردستان چاپ شده است.۳۱
24- يولداش، 1358، سال اول، شماره 13، ص 44.
25- يولداش، 1358، ص 15.
26-يولداش، 1358، سال اول، شماره 15، ص 17.
27- يولداش، 1358، سال اول، شماره 17، روي جلد.
28- يولداش، 1357، شماره 2، ص 4.
29- «گروه منشعب» نام گروهي است متشكل از چند دانشجوي دانشگاه صنعتي شريف (آريامهر پيشين) كه از اعضاء و هواداران سازمان چريكهاي فدايي خلق ايران بودند. آنان مبارزة چريكي و مشي مسلحانه را به كناري نهاده و با هواداري از مشي حزب تودة ايران به اين حزب پيوستند. و از همين رو «گروه منشعب» نام گرفتند. يكي از سرشناسترين اعضاي اين گروه، تورج حيدريبيگوند نام داشت كه در سال 1355 در درگيري مسلحانه با ساواك كشته شد.
30- يولداش، 1357، سال اول، شماره 2، ص 5.
۳۱- پيشين، ص 7.