کد خبر: ۴۱۲۵۵
تاریخ انتشار : ۱۸ فروردين ۱۳۹۴ - ۲۰:۱۸
چطور اقتصاد خانواده خود را در سال جدید مدیریت کنیم؟(بخش پایانی)

نیاز واقعی؛ اولویت خرید خانواده(گزارش روز)



گالیا توانگر
کمتر خرج کنید. بیشتر سرمایه گذاری کنید.از رسانه  های اجتماعی استفاده کنید.کارشناس شوید.شبکه سازی کنید.محصولات و خدماتی با بازگشت و تکرار انجام دهید. به شهر ارزان‌تری نقل مکان کنید.بازار معاملات مسکن را زیر نظر قرار دهید.راههای بیشتری برای کسب سود بیابید. بیشتر پس انداز کنید.کافی ست دکمه جادویی اینترنت را فشار دهید و بیشمار گزینه برای پولدار شدن پیش رویتان قرار گیرد.اما آنچه که از همه اینها مهمتر است مدیریت مالی بهینه نام دارد.
عوامل مختلفي، تصميم‌گيري‌هاي مالي روزانه را تحت تاثير خويش قرار مي‌دهند، كه وابسته به سن و تعداد اعضاي خانواده تا نرخ بهره و تورم مي‌باشد. چنانچه مديريت مالي شخصي را به عنوان يك سيستم در نظر بگيريم كه داراي ورودي، فرآيند و خروجي مي‌باشد، مي‌توان اين سيستم را به این صورت نشان داد:
همانطور كه مشاهده مي‌شود ورودي‌هاي متعددي به عنوان ورودي‌هاي اصلي اين سيستم مي‌باشد، كه شامل: ارزش‌ها، نگرش‌ها، سبك زندگي، خواسته‌ها، نيازها، افراد پيرامون، منابع انساني، منابع مادي و مواد اوليه، ارتباطات، پول و ثروت شخص مي‌باشد.
بر اساس اين ورودي‌ها برنامه‌هايي براي هزينه‌ها و پس‌اندازها، مديريت ريسك و انباشته كردن ثروت فراهم مي‌شوند، تا بر اساس تلاش‌هاي مديريتي كه شامل برنامه‌ريزي، تصميم‌گيري، اجرا، كنترل، ارزيابي، تطبيق يافتن، بازخورد، ارتباطات و ساير تلاش‌هاي مديريتي مي‌شود، به خروجي سيستم كه دست‌ يافتن به اهداف مالي مي‌باشد، نايل شوند.
البته نوع رفتار اقتصادي جوان بيست ساله با فردي پنجاه ساله كاملاً متفاوت است.عوامل شخصي همچون سن، درآمد، تعداد اعضاي خانواده، اعتقادات شخصي ، الگوهاي رفتاري اشخاص را تحت تأثير قرار مي‌دهد. موقعيت زندگي شما يا سبك زندگي شما بر اساس عوامل مختلفي شكل گرفته است. بنابراین حتی می توان به جرات عنوان کرد که سبک زندگی پراهمیت تر از مدیریت مالی نیز هست. ابتدا باید انتخاب کرد که چه شیوه اقتصادی را برای زندگی  می‌پسندید و بعد به مدیریت شیوه برگزیده اقدام می کنید.
از نیازهایتان لیست برداری کنید
حتماً در محل زندگي خود در مغازه‌ها يا فروشگاه‌ها يا در اداره و محل كار خويش در قسمت مالي و حسابداري، اگر گذارتان به اداره ماليات افتاده باشد، ديده‌ايد كه براي تنظيم درآمدها و هزينه‌ها، دفترهايي دارند به اسم دفتر روزانه. در اين دفترها، افراد يا اداره‌ها ميزان خريدها و فروش‌ها و خلاصه دخل و خرج خود را مي‌نويسند. به زوج‌ها و به‌خصوص به زن و شوهرهاي جوان توصيه مي‌شود كه تا مدتي براي تنظيم امور مالي و به اصطلاح تنظيم و مديريت منابع مالي خود، به اقدامي مشابه تنظيم دفتر روزانه بپردازند. شايد بگوييد زماني كه دخل و مداخل كمتر از خرج و مخارج است، چطور بايد دفتر تنظيم منابع مالي داشت، اما از اتفاق همين‌جاست كه خانواده‌ها بايد دفتر تنظيم دخل و خرج داشته باشند، تا بتوانند منابع و مداخل محدودشان را به بهترين شكل خرج كنند.
امین زنده بودی یک کارشناس مسائل اقتصادی برایمان توضیح می دهد:« دفترچه‌اي براي ثبت و ضبط دخل و خرج زندگي تهيه كنيد. صفحات اين دفترچه را به شكلي خط‌كشي كنيد كه شامل چند ستون باشد. چند صفحه از دفترچه را براي هر يك از ماه‌هاي سال بگذاريد و در ستون‌هاي آماده شده براي هر ماه موارد زير را بنويسيد: درآمدها: در ستوني، درآمدهاي ماهانه خانواده شامل خود و همسر و احتمالاً فرزندان را بنويسيد. درآمدها علاوه بر حقوق يا دستمزد ثابت ماهانه مي‌تواند شامل وجوه ديگر هم باشد، مثل وام‌هاي دريافتي يا كمك‌هاي مالي والدين يا اقوام و نيز درآمدهاي ديگر.
مخارج و هزينه‌ها: در ستوني ديگر هزينه و مخارج خانواده را در يك ماه بنويسيد. اين مخارج دو نوع‌اند؛ 1ـ مخارج ثابت كه شامل هزينه‌هاي خورد و خوراك، مبالغ پرداختي براي اياب و ذهاب، آب و برق و گاز و...، هزينه پرداخت اجاره مسكن و... مي‌شوند و مخارج غيرثابت و پيش‌بيني نشده، مثل هزينه‌هاي پزشكي، پذيرايي از ميهمان و نيز خريدهاي احتمالي مثل خريد كفش و كيف و...»
وی ادامه می دهد:«در ستون ديگر، نيازهاي شخصي و نيازهاي خانوادگي (يعني نياز به چيزهايي كه در زندگي مشترك به آنها نياز داريد، مثل وسايل منزل يا...) خود را بنويسيد.
 نيازها را اولويت‌بندي كنيد. در اين اولويت‌گذاري نيازهاي شخصي‌تان را ناديده نگيريد ولي در انتخاب بين نيازهاي شخصي و خانوادگي اولويت را به رفع نيازهاي خانوادگي بدهيد.
سعي كنيد رقم احتمالي را كه براي رفع نيازهاي اولويت‌گذاري شده، لازم است (به طور تقريبي) برآورده و محاسبه كنيد.
درآمدها و مخارج‌تان را با هم مقايسه كنيد و براساس درآمدها و اولويت‌ها، مخارج ماهانه خود را تنظيم كنيد. اگر هزينه‌هايتان بيشتر از درآمدها بود، ساير نيازها را تا زماني كه امكان برآورده ساختنشان نبود به تعويق بيندازيد.نگران نباشيد ماه‌هاي اول معمولاً مخارج بيشتر از درآمدهاست. ولي چند ماه كه اين برنامه را انجام دهيد خود به خود متوجه مي‌شويد كه مي‌توانيد بعضي از مخارج را كم كنيد. در اين زمينه انعطاف‌پذير باشيد و هر جا و هر زمان كه توانستيد به نفع درآمدهاي خانواده از مخارج و هزينه‌ها كم كنيد.هرچند كه شايد اين كار را تكراري و خسته‌كننده بدانيد اما استمرار آن شما را به نتايج خوبي مي‌رساند. امتحان كنيد.»
اقتصاد علم خانه داری است
ارسطو اقتصاد را علم خانه داری می دانست و اصولا کلمه اقتصاد مشتق شده واژه ای یونانی به معنی  اقتصاد و خانواده است.اما هنر اقتصاد خانواده که به معنی برقراری تعادل میان منابع محدود درآمدی و مخارج است به چه نحوه قابل دسترسی است؟
ما در طول زندگی کالاهای متعددی مصرف می کنیم برخی از آنها مثل غذا, خوراک و مسکن جزء کالاهای اساسی به حساب می آیند وبرخی مثل سفر,تفریحات وتجملات جزء کالاهای لوکس مصرفی ماست. اما برای بهبود وضعیت مخارج و مصارفمان چه کارهایی می توانیم انجام دهیم و آیا اصولا اقتصاد خانواده علمی قابل فراگیری است یا امری ذاتی است که از عهده ما خارج است؟
اقتصاد خانواده یکی از شاخه های علم اقتصاد است که سال هاست در بسیاری از دانشگاه های معتبر دنیا تدریس می شود و برای کسب موفقیت در اداره امور خانواده لازم است که با برخی از اصول این علم آشنا شویم . اما بخشی از فراگیری هنر اقتصاد خانواده در اجتماع و در برخورد با مردم حاصل می شود.
حمید پویا یک کارشناس علم اقتصاد برایمان می گوید:«جالب است بدانید بر اساس یافته‌های متخصصین بانک مرکزی مردم استان های آذری زبان کشور تعادل بیشتری بین هزینه ها و درآمدهایشان برقرار می کنند و در مقابل مردم نواحی شمال کشور که به دست ودلبازی مشهور هستند،بعضا درآمدهای ماه های آینده خود را هم صرف مخارج امروزشان می کنند. بنابراین اقتصاد خانواده کلیه رفتارهای روزانه افراد را شامل می‌شود و طبعا محیط زیست و شرایط اقلیمی زندگی فرد هم بر تصمیمات اقتصادی او تاثیر گزار خواهد بود. اقتصاد خانواده تنها محدود به خانواده های مرفه و ثروتمند نیست. این علم برای اقشار کم درآمد که اتفاقا دخل و خرجشان هم خوانی ندارد کاربردهای بیشتری خواهد داشت.»
وی ادامه می دهد:«از نکات قابل توجه در اقتصاد خانواده این است که افزایش درآمد به معنی بهبود معاش خانواده نیست،بلکه افزایش درآمد افزایش هزینه ها را به دنبال خواهد داشت. مدیریت هزینه ها ست که هنر گردانندگان اقتصاد خانواده را آشکار می کند.خانواده ها نمی توانند هنگام مواجه با کمبود بودجه شان یک متمم بودجه بیاورند وقال هزینه های اضافی را بکنند، بنابر این باید قادر باشند هزینه ها را مدیریت کنند.»
اعضای خانوار موظف به تبعیت از سیاست‌های اقتصادی خانواده
یک کارشناس اقتصادی ضمن بیان این مطلب که مدیریت اقتصاد خانواده هم مثل تمامی شاخه‌های علم اقتصاد نیاز به اطلاعات دارد تا به بهترین نحو تصمیم گیری کند، می گوید:«پیش از تصمیم گیری در خصوص هر مطلبی باید از خودتان بپرسید آیا هزینه های این کار ازعهده من بر می آید؟ ویا اصلا نیازی به انجام این کار و هزینه هایش هست؟
آنچه اقتصاد  خانواده را منحصر به فرد می کند  وجود ارتباطات درونی بین نقش های شغلی و خانوادگی است.با این وجود نباید فعالیت های اقتصاد خانواده را شوخی و سرگرمی دانست ،بلکه باید با جدیت و برنامه ریزی دقیق آنها را پیگیری کرد .این بدان معناست که تمام اعضای خانواده موظف اند از سیاست های اقتصادی خانواده در جهت پیشبرد اهداف آن تبعیت کنند.مديريت اقتصادي خانواده در شرايط عادي بايد بر اساس ميزان درآمدهاي هر يك از اعضاي خانواده و هزينه‌ها تنظيم شود.همان طور كه در خانواده، والدين بايد مديريت عاطفي، رواني و اجتماعي را اعمال كنند، در بحث هزينه كردن و ايجاد تعادل بين دخل و خرج نيز نياز به مديريت است.»
وی در تکمیل صحبت هایش به برخی راهکارها برای تقویت اقتصاد در خانوار اشاره کرده و می گوید:«موفقیت اقتصاد خانواده نیازمند برنامه ریزی است،بنابراین بدون برنامه ریزی هیچ اقدامی نکنید. هنگام برخورد با مشکلات کوچک مالی از کنارشان نگذرید و برای حل آن با سایر اعضای خانواده و همچنین کسانی که در این زمینه موفق بوده اند،مشورت کنید. سطح آگاهی های اقتصادی خودتان را افزایش دهید وبرای مطالعه مباحث کاربردی اقتصاد زمان بگذارید.حس همکاری و مشارکت در فعالیت های اقتصادی خانواده را در بین اعضای خانواده بیشتر کنید.خمس و زکات و وجوهات شرعی مربوط به درآمدتان را بپردازید.فرزندان بخش مهمی از مخارج هر خانواده به حساب می آیند،به آنها آموزش دهید.»
زن‌ها را جدي بگيريد
زن‌ها در مديريت اقتصاد خانواده بي‌شك چند گام جلوتر از مردها هستند. بيشتر زن‌ها نوعي آينده‌نگري ذاتي دارند كه آنها را به سمت درست خرج كردن و به فكر آينده بودن مي‌كشاند. خيلي از زن‌ها به حكم فطرت مي‌دانند كه بايد قناعت بكنند و پايشان را به اندازه گليمشان دراز كنند. همين خلق و خوي آنها است كه باعث شده هميشه حتي خانواده‌هايي كه درآمد زيادي ندارند آبرومندانه زندگي كنند و دستشان را مقابل ديگران دراز نكنند .هر چند برخي خانواده‌ها هستند كه چون زنان آنها مديريت منابع مالي را بلد نيستند با آن‌كه درآمد بيشتري نسبت به بسياري از خانواده‌ها دارند، اما هميشه كم مي‌آورند و معلوم نيست كه پول‌هايشان صرف چه كارهايي مي‌شود؟
مریم صادقی یک کارشناس علوم اقتصادی برایمان می گوید:«شايد بشود زن را نقطه پرگار مديريت اقتصادي خانواده دانست چون او واقعا كسي است كه از ريز درآمدها باخبر است و مي‌داند كه خانواده براي ادامه حيات همراه با رفاه نسبي و آرامش به چه چيزهايي احتياج دارد. برخي زن‌ها حتي ترفندهاي مخصوص به خودشان را نيز به كار مي‌برند و مثلا به جاي خريد‌هاي روزانه از مغازه‌هاي لوكس، كالاهاي مورد نظرشان را تقريبا با همان كيفيت از مغازه‌هاي معمولي‌تر مي‌خرند تا از اين طريق نه خانواده دچار كمبود شود و هم بتواند مابه التفاوت قيمت كالاها را پس‌انداز يا در بخش‌هاي ديگر خانه صرف كند.»
وی ادامه می دهد:«در واقع در خانه زن حرف اول را مي‌زند و نوع نگاهش به زندگي و دخل و خرج بسيار تعيين‌كننده است. براي همين است كه معلمان علم اقتصاد مي‌گويند اگر زن نگاهي اقتصادی داشته باشد اين نگاهش به ديگر اعضاي خانواده هم سرايت مي‌كند. در واقع حرف آنها اين است كه اگر زن فردي تجمل‌گرا، دوستدار مصرف و مجذوب كالاهاي تازه به بازار آمده باشد خانواده او نيز چنين نگاهي پيدا مي‌كنند و اگر او آدمي مدير و قناعت‌پيشه باشد ديگران نيز از او تبعيت مي‌كنند.
اما همين زن‌ها كه مديران اقتصادي خانه‌اند وقتي كار مي‌كنند و پول درمي‌آورند، به واسطه همين استقلال اقتصادي مي‌خواهند سالار خانه هم باشند. اينجاست كه مديريت اقتصاد كه فراموش مي‌شود، خود آنها عامل بحران و تنش در زندگي مشترك مي‌شوند.»