جهانی سازی و واهمه غرب از جریان آزاد اطلاعات (بخش پایانی)
آفتاب لب بام غربی در افکار عمومی جهانی(گزارش روز)
گروه گزارش
امروز رگبار بی وقفه اطلاعات، تفکر و تعمق را از انسان ربوده که در آن سرعت، حجم و بی عمق بودن مباحث و مفاهیم در کنار شگردهای تبلیغاتی، درک صحیح انسانی را از بشر امروز سلب کرده است.
در این آشفته بازار، نفس انقلاب اسلامی ایران به مثابه یک رسانه توانست محاسباتی نو بر صفحه بازی جدید بچیند. کارشناسان بعد از دمیدن روح انسانی انقلاب ایران در سطح جهانی و تأثیر و قدرت نفوذ آن در خاورمیانه بهویژه جبهه مقاومت، فروپاشی شوروی سابق و «نامه» امام خمینی رحمت الله علیه را موج سوم انقلاب ایران و بیداری اسلامی را موج چهارم آن می نامند.
تسخیر اذهان امروزه در سطح وسیعی از فعالیتهای رسانه ها و شبکه های اطلاع رسانی اتفاق می افتد. در این مجموعه، تنوع رسانه ها و محصولات متنی تا صوتی و به ویژه بصری اعم از خبری و سرگرمی نقش پازل های تکمیلی را بازی می کنند. همه با وجود اختلاف ظاهری یک حرف بیشتر ندارند.
جعل اخبار و به هم چسباندن خبرهای پراکنده و شرطی ساختن مخاطب، کوچک یا بزرگ کردن افراد، وقایع، سازمانها و کشورها، کلیشه سازی، تصویر سازی ذهنی، تلفیق درست و نادرست، تحریف و انتخاب اخبار تنها بخشی از تکنیک های بی شمارعملیات روانی و جنگ اعصاب رسانه ها با هدف خلق معنا و بازیابی مفاهیم به سلیقه خویش است.
این باز نمایی و تولید معنا از طریق چارچوب های مفهومی و گفتمانی شکل می گیرد یا به عبارت دیگر این نوع استحاله فکری با تغییر زبان، نشانه ها، ادبیات و واژه سازی میسر است.
تنفس شهروند مطیع در فضای مسموم بی خبری
به اين عبارت توجه كنيد: «بهترین محل مخفی کردن اشیا آشکار نگه داشتن آن ها است، در موضعی پیش چشم.» بمباران اطلاعات گاهی به حاشیه راندن و پنهان داشتن حقایق کمک می کند.
کارشناسان معتقدند تبلیغات سیاسی دنیای غرب به طور عام و لنگه دنیا به طور خاص به مثابه اکسیژن دموکراسی است، اکسیژنی که فضای آکنده از سموم خطرناکی را برای تنفس انسان مدرن غربی محیا کرده است تا «شهروند مطیع» بپروراند.
روشنفکر تیزبین و ظریف نگر زمانه، شهید سید مرتضی آوینی گفته است: «شهروند مطیع کسی است که وجود فردیاش مستحیل در جامعه ای است که پیرامون او وجود دارد. اعتراضی ندارد استدلال های رسمی را می پذیرد و در صدق گفتار سیاستمداران تردید روا نمی دارد تا آن جا که تسلیم قوانین محلی است که عدالت را نه قبله قانون، که تابع آن می بیند. به آن چه فرا می خوانندش روی می آورد و از آنچه باز می دارندش پرهیز می کند. دروازه های گوش و چشم و عقلش برای پیام های پروپاگاندا باز است... خب! دهکده جهانی هم برای آن که سر پا بماند به شهروندان مطیعی نیاز دارد که سرشان در آخور خودشان باشد. تمدن غرب، بنیان گرفته بر جهل است و آگاهی های جمعی که انقلاب زا هستند به یک باره روی می آورند؛ همچون انفجار نور »
به قول شهيد آويني: «هميشه آغاز تمدني ديگر بر پايه تمدن قبلي شكل مي گيرد... نظام غرب مي رود تا از ناحيه ضعف و مشكلات مكشوف شده و نشده اش فرو بپاشد.» طبق نظریات شهید آوینی، رسيده زماني كه حصارهاي اطلاعاتي و ارتباطاتي خود ساخته غرب بي اثر شود. اكسيژن دموكراسي به پايان برسد تا زنجير بردگي از انسان امروزي كه جاي اختيار، جبر را براي او به ارمغان آورده اند، گسسته شود. رسيده زماني كه فاصله ها از دنياي آزاد حقيقي برداشته شود و جهان با آگاهي و رسيدن به خودباوري، مسير تاريخي خود را از چنگال شوم ديو صفتان فرشته رو جدا كند.
بسیاری بر این عقیده هستند که نظام لیبرال دموکراسی، عصر اطلاعات و ارتباطات را برای بشر مشغول شده و سرگرم شده به آن زینت بخشیده تا او را از «آگاهی» باز دارد.
«وسایل ارتباط جمعی» با تهیه و نشر مطالب تحریف شده و سرگرم کننده، واقعیت های مهم اجتماعی را از نو میسازند، ارزش ها و معیارهای شخصی را به جای مسائل مهم بین المللی جایگزین می کنند و با «واقعیت سازی» «رضایت عمومی» را خلق می کنند تا حد تنزل یافته و وارونه ای از آگاهی ها را شکل دهند.
نظام غرب برای منتقدین و نخبگان جامعه خویش محدودیت ایجاد می کند. به دلیل تلاش برای حفظ موجودیت خویش نمی گذارد تا نخبگان به انتقاد در کشور خود بپردازند. یکی از نخبگان و فعالان سیاسی غرب - که در ادامه چند نفر از آنان را معرفی می کنیم- در جلسه ای می گفت؛ «من در تهران حرف هایی زدم که در تورنتو نمی توانستم بزنم.» آنانی که به ایران آمدند و از نزدیک با فضای واقعی این جا آشنا شدند، اعتقاد دارند؛ «هیچ کشوری مثل ایران دارای این موقعیت ویژه نیست؛ همه چیز را بکسل می کند و بسیاری از امور دنیا به او ختم می شود، اسم این کشور سر زبان ها است و دشمنانش از او می ترسند.»
حقیقت، صدای واحد و دین مشترک آزادگان عالم
یکی از روزهای سرد زمستانی افرادی گرمابخش محفل بسیج دانشجویی سراسر کشور بودند که با وجود فرسنگ ها فاصله اما با دغدغه و درد و امیدی مشترک، اعتقاد داشتند: «این جا آمدیم تا در مورد حقیقت که زبان واحد ما است صحبت کنیم. همان طور که عیسی مسیح گفته اند؛ این حقیقت است که حتما شما را آزاد خواهد کرد.» بعد از صحبت های کوتاه نادر طالب زاده، مهمانان او به ترتیب از خود، حکومت، جامعه و رسانه های بازتاب دهنده به این اجتماع گفتند. وظیفه ترجمه هر یک از سه زبان انگلیسی، فرانسوی و عربی بر عهده حامد قشقایی بود.
مارلین میلر، یکی از فیلم سازان مستقل آمریکایی و منتقد سیاستهای دولت آمریکا و هالیوود می باشد. جمعیت و شور و حال جوانان بسیجی که از نزدیک شاهدش بود او را به شوق می آورد و در صحبت های کوتاهی می گوید: «جای بسی تأسف است که سیاست باعث شد تا مردم شما از ما جدا شوند. باید بین خودمان پلی بزنیم تا بار دیگر صداقت به سیاست بازگردد.» و به همین پیام مؤثر بسنده می کند.
مارک گلن، دیگر نخبه انقلابی و خبرنگار جسوری است که به نمایندگی از جمعیت نخبگان رسانه ای آمریکایی صحبتش را این گونه آغاز می کند: «من پدر 10 بچه از مادری ایتالیایی ام. مدتی است از آن ها دورم. همسر و بچه های خود را تنها گذاشتم تا با هم آماده شویم برای فداکاری[!] وقتی بچه های خودم را جای بچه های عراقی و افغانی می گذارم و به یاد می آورم که آن بچه ها تکه تکه می شدند دل آزرده می شوم. از سکوت جامعه جهانی در برابر این جنایات متحیر می شوم. با مشاهده حوادث خاورمیانه دریافتم که پدیده تروریسم دیر یا زود به کل جهان سرایت می کند، بنابراین شروع کردم به اطلاع رسانی و نوشتن با این هدف که از افکار عمومی به دلیل فریبی که خورده اند سم زدایی داشته باشم. رویداد مؤثر دیگری که به من انگیزه داد آشنایی با کتاب قرآن بود. خوشحال کننده و ناراحت کننده است که فرسنگ ها و از دنیای غرب آزاد! برای صحبت از مسائل مرگ و زندگی باید به این جا بیایم؛ کشور من یا در حال مرگ و یا مرده است.»
پیام جنگ نظام خونخوار سلطه در برابر منطق محکم دنیای اسلام
پژوهشگران معتقدند که رؤیای آمریکایی منعکس شده در فیلم های هالیوودی و سینمایی و سریال های تلویزیونی آن در میان صادرات ایالات متحده آمریکا مقام اول را دارا هستند. امروز دنیای فیلم و صنعت هالیوود برای ایالات متحده آمریکا به مثابه یک رسانه پر قدرت، برتری خاصی دارد.
این فعال سیاسی و فرهنگی آمریکایی در مورد خدمات صنعت ارتباطی هالیوود به رژیم صهیونیستی سخنش را چنین ادامه می دهد: «برای دیدن فیلم های هالیوود باید با صاحبان و مالکان آن آشنا شد به ویژه که این محصولات در دوره زمانی خاصی تولید می شوند و آمیخته از انبوه پیام های سیاسی اند... برای اثبات موجودیت اسرائیل این گونه تبلیغ میکنند که خداوند خواسته در این سرزمین جمع شوند. اگر به آموزه های عهد عتیق(تورات) دقت کنیم متوجه می شویم که چه دروغ عظیمی به خورد مردم آمریکا داده می شود تا القا نمایند که خروج از مصر به این سرزمین و کشتارهای هر روز رژیم صهیونیستی خواست خدا بوده است. هدف جریان پشت پرده رژیم صهیونیستی اغوا و فریب جریان صهیونیست مسیحی در آمریکا برای توجیه نسل کشی است. سؤالی که به وجود می آید این است که اگر این طور هست پس چرا پول، سیاست و سلاح آمریکا باید به کمک آن ها بیاید؟ همان خدا این سرزمین را به آن ها برمی گرداند.»
گلن در مورد جنبش انقلابی جوامع غربی، بعد از این اشاره مختصر که در واقع هیچ جنبش انقلابی آسان نبوده و معمولا با یک نفر یا نخبگان شروع شده است. بذر انقلاب که پاشیده شود، بقیه می آیند و آن را سامان می دهند. این مهم با یکپارچگی و وحدت و حفظ آن نیز با تمرکز و اتحاد میسر است، در مورد به انحراف کشاندن مبارزه و از بین بردن این جنبش ادامه می دهد:«دشمنان مشترک ما مسیحیان و مسلمانان، یعنی همان دولتمردان کشورهای مستکبر و دشمن نگاهشان این است که نژاد ما از آن ها پایین تر است. فکر میکنم الآن روشن شده که داستان مبارزه با تروریسم، مبارزه با یک میلیارد و 600 میلیون مسلمان است تا آن ها را محو کنند. ایدئولوژی اسلام مانع جدی در مسیر برنامه های سمی آن ها است. جریانات تروریستی که هر از چندگاهی اتفاق می افتد به این دلیل است که با مسلمان ها مبارزه کنند، سردمداران آن ها خوب می دانند که اسلام دشمن آنها و مانع اصلی است.»
گلن توصیف زیبایی از نامه اخیر مقام معظم رهبری به جوانان غرب دارد.او می گوید: «نامه رهبر ایران در این شرایط برای این بود که بگویند این داستان، ساختگی است. تا جوانان بدانند چه کسانی القا می کنند که اسلام خطر دارد. اسرائیل دنبال جنگ است و آن را جنگ قرن می نامد اما رهبر ایران به جای جنگ، جوانان را به تأمل واداشتند چرا که نگاه جوانان عمودی و رو به آینده است نه افقی. این باعث می شود تا این ذهنیت سیاه ساخته شده را از فکر آن ها پاک کرد تا نسل خود را از جنگ ویرانگر برای اهدافی که ذکر کردیم برهانند. باید پرسید در حالی که رهبر ایران به جوانان غرب نامه مینویسد، پاپ و دیگر رهبران مسیحیت در کجای این معادله قرار دارند تا نشان دهند چه مکری وجود دارد؟ رهبران مسیحیت شکست خورده اند و خون جوانان را به این حیوان وحشی درنده سپرده اند، در حالی که رهبر یک کشور مسلمان می آید و یک جهان را بیدار می سازد. جوانان دوست ندارند موعظه بشنوند اما همه آن ها با ابزارهایی مانند موبایل پیام رهبر شما را شنیده اند و این کار مردم ایران و جوانانش هست تا خود با آن ها ارتباط بگیرند.»
این بخش از صحبت های مارک گلن بسیار بر دلم نشست و از حس مشترک و نوع نگاه و هدف او متحیر شدم: «راه ما راهی طولانی است که باید این کشتی در پرتگاه را سر جای خودش برگردانیم. 36 سال زمان کمی در برابر تلاش طولانی آن ها[غربی ها] است. در نهایت ما پیروزیم و وارثان زمین خواهیم شد چرا که دشمنان ما دست به توطئه میزنند اما بهترین مکرها نزد خداست. اگر نیروی اهریمنی در حال نابود شدن باشد که هست همه را با خود نابود می کند، ما سرباز پای کار می خواهیم. در غرب نزاع قدرت است اما بخشی از مردم آنجا از جنگ خسته شده اند و دنبال جریان ضد جنگ هستند. بشریت خسته شده و می خواهد خود را از چنگال این حیوان وحشی درنده برهاند، غرب به دنبال تغییرهست و دیر یا زود این جریان زیر پوستی خودش را نشان خواهد داد.»
این پژوهشگر و عضو جنبش همبستگی هلال احمر و صلیب سرخ تلاش گسترده ای در سطح اروپا و آمریکا برای نشان دادن وحدت انقلابیون مسلمان و مسیحیت با هدف مشترک مبارزه با نظام لیبرال دموکراسی غرب به نمایش گزارده است. وی در بخش پایانی صحبتش می گوید؛ «می ترسم برگردم به دنیایی که فارق از نظم و حق و باطل ندارد. من به فضایی برمی گردم که مواد رادیو اکتیوی و سمی دارد، وظیفه من ایجاب می کند تا هموطنان خود را از آثار این فضا نجات دهم. همین که برگشتم تردید ندارم که باید فرضیه خودم در روابط مسیحیت و اسلام را تکمیل و عملی کنم چرا که جنبش هلال و صلیب برای همین است. من با خاطره خوبی برمی گردم و واقعیت هایی را که این جا دیده ام انعکاس خواهم داد. هر چند ایران بی نقص نیست اما می تواند یک پناهگاهی برای صلح و فعالیت های آزاد منتقدین باشد.»
نگاه دنیا به مبارزه ایران اسلامی با شیطان بزرگ
یکی دیگر از مهمانان خارجی حاضر در جلسه، تونسی الاصل فرانسوی به نام سید عمادالدین حمرونی، فعال رسانهای و از اعضای مؤسسه اهل البیت است. هر چند در غرب ممنوع التصویر است اما در ایران مصاحبه می کند. بارها تهدیدش کرده اند، اما مجموعه این ها از شخصیتش یک مبارز تمام عیار می سازد. او می گوید: «بعد از جنگ جهانی دوم، آمریکا خود را قدرت بین الملل فرض کرد و حکومتش را بر پایه لابی صهیونیستی بر پا ساخت، طوری که همیشه با هم دست به جنایات می زنند. سناتور آمریکایی، جان مک کین اعتقاد دارد که اروپای امروز پیر شده، و این حقیقت دارد. امروز آنها از قدرت نظامی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی ایران میترسند چرا که فرهنگ یعنی اسلام و این ایران است که این پرچم را برافراشته و رهبری کل دنیای اسلام را بر عهده دارد. 10 میلیون مسلمان فرانسوی کارهای جوانان ایران را دنبال می کنند. دولت فرانسه از روسری می ترسد؛ چون نماد زن مسلمان و نماینده یک تمدن جدید است. باید اهمیت ایران را درک کرد، 36 سال است که در حال مبارزه هستید و از تحریم های اقتصادی و ظلم های پی در پی در فشار قرار گرفته اید، اما با وجود همه این ها امروز شما از همه قوی ترید.»
این کارشناس مسائل ژئوپلتیک در مورد نقطه های مشترک ایران با خیل عظیم مبارزین جوامع غربی و لزوم تمرکز و استفاده ما از آن می گوید: «تأثیرات انقلاب شما در اروپا از دهه 80 میلادی شروع شد و الآن اسلام در فرانسه یک دین قابل مشاهده است. مشکلی که هست این است که شما جوانان ایرانی با جوانان اروپایی ارتباط نمی گیرید. نامه مقام معظم رهبری فرصت مناسبی است تا جوانان ایرانی نیز مستقیم با جوانان غربی ارتباط بگیرند. باید به نظام خود افتخار کنید که می توانید در جهان فعالیت مثبتی انجام دهید. بحث عرفان و روحانیت در اروپا و فلسفه اسلامی برای آنها اهمیت دارد، و آسان ترین نوع ارتباط گیری شبکه های اجتماعی است که با زبانی نرم و منطقی می شود مباحث را در آن جا مطرح کرد. زمانی این نامه می تواند موفق باشد که شما مصداق های آن را بیابید. نخبگانی در غرب هستند که نفوذ عقاید صهیونیستی را یک خطر می شمارند و در تضاد با منافع اسرائیل مبارزه می کنند، این یک موقعیت برای ایران است. بدانید مشکل غرب و آمریکا با شما نه مسأله هسته ای که تغییر نظام اسلامی است.»
نخبه و فعال سیاسی فرانسوی در مورد مسئولیت جوانان بسیجی ایرانی برای تحقق آرمان های مشترک ادامه می دهد: «این که مقام معظم رهبری در نامه به جوانان غرب می گویند با تحقیق، خودتان در مورد اسلام و ایران قضاوت کنید، مسأله مهمی است که وظیفه سنگینی بر دوش ما میگذارد. جوانان ایران مسئولیت بسیار مهمی دارند چرا که شما رؤیای ایرانی هستید؛ یک زمانی صحبت از رؤیای آمریکایی بود و اگر جنبش های ضد صهیونیست با وجود این فشارها هنوز هست به لطف ایران است. اروپایی ها مانند شما آرزوی پیروزی بر آمریکا را دارند و به کشور شما علاقه مند هستند.»
منصور انصاری لبنانی الأصل مقیم لندن، سخنران دیگر جلسه، مقاله ای در دو سال قبل از انقلاب اسلامی دارد که در مورد آن خیلی خلاصه می گوید: «امام خمینی هنگامی که در پاریس بود، خبرنگاری از او سؤال کرد که دست تنها در ایران چه کار می خواهی بکنی؟ این مرد بزرگ جواب داد که سربازان من در رحم مادرانشان هستند. بدانید امروز نیز سربازان امام(خامنه ای) در غرب آماده اند، شما در جزیره تنها و در انزوا نیستید بلکه یک جهان نگاهش به مبارزات شما با ابرقدرت آمریکا است و باید نقش خود را به خوبی ایفا کنید. بخش اعظم نخبگان جهان می دانند که نماینده اسلام واقعی کیست و خرابکاری ها و ترورها از جانب یک جریان محدودی سامان دهی می شود.»
امروز رگبار بی وقفه اطلاعات، تفکر و تعمق را از انسان ربوده که در آن سرعت، حجم و بی عمق بودن مباحث و مفاهیم در کنار شگردهای تبلیغاتی، درک صحیح انسانی را از بشر امروز سلب کرده است.
در این آشفته بازار، نفس انقلاب اسلامی ایران به مثابه یک رسانه توانست محاسباتی نو بر صفحه بازی جدید بچیند. کارشناسان بعد از دمیدن روح انسانی انقلاب ایران در سطح جهانی و تأثیر و قدرت نفوذ آن در خاورمیانه بهویژه جبهه مقاومت، فروپاشی شوروی سابق و «نامه» امام خمینی رحمت الله علیه را موج سوم انقلاب ایران و بیداری اسلامی را موج چهارم آن می نامند.
تسخیر اذهان امروزه در سطح وسیعی از فعالیتهای رسانه ها و شبکه های اطلاع رسانی اتفاق می افتد. در این مجموعه، تنوع رسانه ها و محصولات متنی تا صوتی و به ویژه بصری اعم از خبری و سرگرمی نقش پازل های تکمیلی را بازی می کنند. همه با وجود اختلاف ظاهری یک حرف بیشتر ندارند.
جعل اخبار و به هم چسباندن خبرهای پراکنده و شرطی ساختن مخاطب، کوچک یا بزرگ کردن افراد، وقایع، سازمانها و کشورها، کلیشه سازی، تصویر سازی ذهنی، تلفیق درست و نادرست، تحریف و انتخاب اخبار تنها بخشی از تکنیک های بی شمارعملیات روانی و جنگ اعصاب رسانه ها با هدف خلق معنا و بازیابی مفاهیم به سلیقه خویش است.
این باز نمایی و تولید معنا از طریق چارچوب های مفهومی و گفتمانی شکل می گیرد یا به عبارت دیگر این نوع استحاله فکری با تغییر زبان، نشانه ها، ادبیات و واژه سازی میسر است.
تنفس شهروند مطیع در فضای مسموم بی خبری
به اين عبارت توجه كنيد: «بهترین محل مخفی کردن اشیا آشکار نگه داشتن آن ها است، در موضعی پیش چشم.» بمباران اطلاعات گاهی به حاشیه راندن و پنهان داشتن حقایق کمک می کند.
کارشناسان معتقدند تبلیغات سیاسی دنیای غرب به طور عام و لنگه دنیا به طور خاص به مثابه اکسیژن دموکراسی است، اکسیژنی که فضای آکنده از سموم خطرناکی را برای تنفس انسان مدرن غربی محیا کرده است تا «شهروند مطیع» بپروراند.
روشنفکر تیزبین و ظریف نگر زمانه، شهید سید مرتضی آوینی گفته است: «شهروند مطیع کسی است که وجود فردیاش مستحیل در جامعه ای است که پیرامون او وجود دارد. اعتراضی ندارد استدلال های رسمی را می پذیرد و در صدق گفتار سیاستمداران تردید روا نمی دارد تا آن جا که تسلیم قوانین محلی است که عدالت را نه قبله قانون، که تابع آن می بیند. به آن چه فرا می خوانندش روی می آورد و از آنچه باز می دارندش پرهیز می کند. دروازه های گوش و چشم و عقلش برای پیام های پروپاگاندا باز است... خب! دهکده جهانی هم برای آن که سر پا بماند به شهروندان مطیعی نیاز دارد که سرشان در آخور خودشان باشد. تمدن غرب، بنیان گرفته بر جهل است و آگاهی های جمعی که انقلاب زا هستند به یک باره روی می آورند؛ همچون انفجار نور »
به قول شهيد آويني: «هميشه آغاز تمدني ديگر بر پايه تمدن قبلي شكل مي گيرد... نظام غرب مي رود تا از ناحيه ضعف و مشكلات مكشوف شده و نشده اش فرو بپاشد.» طبق نظریات شهید آوینی، رسيده زماني كه حصارهاي اطلاعاتي و ارتباطاتي خود ساخته غرب بي اثر شود. اكسيژن دموكراسي به پايان برسد تا زنجير بردگي از انسان امروزي كه جاي اختيار، جبر را براي او به ارمغان آورده اند، گسسته شود. رسيده زماني كه فاصله ها از دنياي آزاد حقيقي برداشته شود و جهان با آگاهي و رسيدن به خودباوري، مسير تاريخي خود را از چنگال شوم ديو صفتان فرشته رو جدا كند.
بسیاری بر این عقیده هستند که نظام لیبرال دموکراسی، عصر اطلاعات و ارتباطات را برای بشر مشغول شده و سرگرم شده به آن زینت بخشیده تا او را از «آگاهی» باز دارد.
«وسایل ارتباط جمعی» با تهیه و نشر مطالب تحریف شده و سرگرم کننده، واقعیت های مهم اجتماعی را از نو میسازند، ارزش ها و معیارهای شخصی را به جای مسائل مهم بین المللی جایگزین می کنند و با «واقعیت سازی» «رضایت عمومی» را خلق می کنند تا حد تنزل یافته و وارونه ای از آگاهی ها را شکل دهند.
نظام غرب برای منتقدین و نخبگان جامعه خویش محدودیت ایجاد می کند. به دلیل تلاش برای حفظ موجودیت خویش نمی گذارد تا نخبگان به انتقاد در کشور خود بپردازند. یکی از نخبگان و فعالان سیاسی غرب - که در ادامه چند نفر از آنان را معرفی می کنیم- در جلسه ای می گفت؛ «من در تهران حرف هایی زدم که در تورنتو نمی توانستم بزنم.» آنانی که به ایران آمدند و از نزدیک با فضای واقعی این جا آشنا شدند، اعتقاد دارند؛ «هیچ کشوری مثل ایران دارای این موقعیت ویژه نیست؛ همه چیز را بکسل می کند و بسیاری از امور دنیا به او ختم می شود، اسم این کشور سر زبان ها است و دشمنانش از او می ترسند.»
حقیقت، صدای واحد و دین مشترک آزادگان عالم
یکی از روزهای سرد زمستانی افرادی گرمابخش محفل بسیج دانشجویی سراسر کشور بودند که با وجود فرسنگ ها فاصله اما با دغدغه و درد و امیدی مشترک، اعتقاد داشتند: «این جا آمدیم تا در مورد حقیقت که زبان واحد ما است صحبت کنیم. همان طور که عیسی مسیح گفته اند؛ این حقیقت است که حتما شما را آزاد خواهد کرد.» بعد از صحبت های کوتاه نادر طالب زاده، مهمانان او به ترتیب از خود، حکومت، جامعه و رسانه های بازتاب دهنده به این اجتماع گفتند. وظیفه ترجمه هر یک از سه زبان انگلیسی، فرانسوی و عربی بر عهده حامد قشقایی بود.
مارلین میلر، یکی از فیلم سازان مستقل آمریکایی و منتقد سیاستهای دولت آمریکا و هالیوود می باشد. جمعیت و شور و حال جوانان بسیجی که از نزدیک شاهدش بود او را به شوق می آورد و در صحبت های کوتاهی می گوید: «جای بسی تأسف است که سیاست باعث شد تا مردم شما از ما جدا شوند. باید بین خودمان پلی بزنیم تا بار دیگر صداقت به سیاست بازگردد.» و به همین پیام مؤثر بسنده می کند.
مارک گلن، دیگر نخبه انقلابی و خبرنگار جسوری است که به نمایندگی از جمعیت نخبگان رسانه ای آمریکایی صحبتش را این گونه آغاز می کند: «من پدر 10 بچه از مادری ایتالیایی ام. مدتی است از آن ها دورم. همسر و بچه های خود را تنها گذاشتم تا با هم آماده شویم برای فداکاری[!] وقتی بچه های خودم را جای بچه های عراقی و افغانی می گذارم و به یاد می آورم که آن بچه ها تکه تکه می شدند دل آزرده می شوم. از سکوت جامعه جهانی در برابر این جنایات متحیر می شوم. با مشاهده حوادث خاورمیانه دریافتم که پدیده تروریسم دیر یا زود به کل جهان سرایت می کند، بنابراین شروع کردم به اطلاع رسانی و نوشتن با این هدف که از افکار عمومی به دلیل فریبی که خورده اند سم زدایی داشته باشم. رویداد مؤثر دیگری که به من انگیزه داد آشنایی با کتاب قرآن بود. خوشحال کننده و ناراحت کننده است که فرسنگ ها و از دنیای غرب آزاد! برای صحبت از مسائل مرگ و زندگی باید به این جا بیایم؛ کشور من یا در حال مرگ و یا مرده است.»
پیام جنگ نظام خونخوار سلطه در برابر منطق محکم دنیای اسلام
پژوهشگران معتقدند که رؤیای آمریکایی منعکس شده در فیلم های هالیوودی و سینمایی و سریال های تلویزیونی آن در میان صادرات ایالات متحده آمریکا مقام اول را دارا هستند. امروز دنیای فیلم و صنعت هالیوود برای ایالات متحده آمریکا به مثابه یک رسانه پر قدرت، برتری خاصی دارد.
این فعال سیاسی و فرهنگی آمریکایی در مورد خدمات صنعت ارتباطی هالیوود به رژیم صهیونیستی سخنش را چنین ادامه می دهد: «برای دیدن فیلم های هالیوود باید با صاحبان و مالکان آن آشنا شد به ویژه که این محصولات در دوره زمانی خاصی تولید می شوند و آمیخته از انبوه پیام های سیاسی اند... برای اثبات موجودیت اسرائیل این گونه تبلیغ میکنند که خداوند خواسته در این سرزمین جمع شوند. اگر به آموزه های عهد عتیق(تورات) دقت کنیم متوجه می شویم که چه دروغ عظیمی به خورد مردم آمریکا داده می شود تا القا نمایند که خروج از مصر به این سرزمین و کشتارهای هر روز رژیم صهیونیستی خواست خدا بوده است. هدف جریان پشت پرده رژیم صهیونیستی اغوا و فریب جریان صهیونیست مسیحی در آمریکا برای توجیه نسل کشی است. سؤالی که به وجود می آید این است که اگر این طور هست پس چرا پول، سیاست و سلاح آمریکا باید به کمک آن ها بیاید؟ همان خدا این سرزمین را به آن ها برمی گرداند.»
گلن در مورد جنبش انقلابی جوامع غربی، بعد از این اشاره مختصر که در واقع هیچ جنبش انقلابی آسان نبوده و معمولا با یک نفر یا نخبگان شروع شده است. بذر انقلاب که پاشیده شود، بقیه می آیند و آن را سامان می دهند. این مهم با یکپارچگی و وحدت و حفظ آن نیز با تمرکز و اتحاد میسر است، در مورد به انحراف کشاندن مبارزه و از بین بردن این جنبش ادامه می دهد:«دشمنان مشترک ما مسیحیان و مسلمانان، یعنی همان دولتمردان کشورهای مستکبر و دشمن نگاهشان این است که نژاد ما از آن ها پایین تر است. فکر میکنم الآن روشن شده که داستان مبارزه با تروریسم، مبارزه با یک میلیارد و 600 میلیون مسلمان است تا آن ها را محو کنند. ایدئولوژی اسلام مانع جدی در مسیر برنامه های سمی آن ها است. جریانات تروریستی که هر از چندگاهی اتفاق می افتد به این دلیل است که با مسلمان ها مبارزه کنند، سردمداران آن ها خوب می دانند که اسلام دشمن آنها و مانع اصلی است.»
گلن توصیف زیبایی از نامه اخیر مقام معظم رهبری به جوانان غرب دارد.او می گوید: «نامه رهبر ایران در این شرایط برای این بود که بگویند این داستان، ساختگی است. تا جوانان بدانند چه کسانی القا می کنند که اسلام خطر دارد. اسرائیل دنبال جنگ است و آن را جنگ قرن می نامد اما رهبر ایران به جای جنگ، جوانان را به تأمل واداشتند چرا که نگاه جوانان عمودی و رو به آینده است نه افقی. این باعث می شود تا این ذهنیت سیاه ساخته شده را از فکر آن ها پاک کرد تا نسل خود را از جنگ ویرانگر برای اهدافی که ذکر کردیم برهانند. باید پرسید در حالی که رهبر ایران به جوانان غرب نامه مینویسد، پاپ و دیگر رهبران مسیحیت در کجای این معادله قرار دارند تا نشان دهند چه مکری وجود دارد؟ رهبران مسیحیت شکست خورده اند و خون جوانان را به این حیوان وحشی درنده سپرده اند، در حالی که رهبر یک کشور مسلمان می آید و یک جهان را بیدار می سازد. جوانان دوست ندارند موعظه بشنوند اما همه آن ها با ابزارهایی مانند موبایل پیام رهبر شما را شنیده اند و این کار مردم ایران و جوانانش هست تا خود با آن ها ارتباط بگیرند.»
این بخش از صحبت های مارک گلن بسیار بر دلم نشست و از حس مشترک و نوع نگاه و هدف او متحیر شدم: «راه ما راهی طولانی است که باید این کشتی در پرتگاه را سر جای خودش برگردانیم. 36 سال زمان کمی در برابر تلاش طولانی آن ها[غربی ها] است. در نهایت ما پیروزیم و وارثان زمین خواهیم شد چرا که دشمنان ما دست به توطئه میزنند اما بهترین مکرها نزد خداست. اگر نیروی اهریمنی در حال نابود شدن باشد که هست همه را با خود نابود می کند، ما سرباز پای کار می خواهیم. در غرب نزاع قدرت است اما بخشی از مردم آنجا از جنگ خسته شده اند و دنبال جریان ضد جنگ هستند. بشریت خسته شده و می خواهد خود را از چنگال این حیوان وحشی درنده برهاند، غرب به دنبال تغییرهست و دیر یا زود این جریان زیر پوستی خودش را نشان خواهد داد.»
این پژوهشگر و عضو جنبش همبستگی هلال احمر و صلیب سرخ تلاش گسترده ای در سطح اروپا و آمریکا برای نشان دادن وحدت انقلابیون مسلمان و مسیحیت با هدف مشترک مبارزه با نظام لیبرال دموکراسی غرب به نمایش گزارده است. وی در بخش پایانی صحبتش می گوید؛ «می ترسم برگردم به دنیایی که فارق از نظم و حق و باطل ندارد. من به فضایی برمی گردم که مواد رادیو اکتیوی و سمی دارد، وظیفه من ایجاب می کند تا هموطنان خود را از آثار این فضا نجات دهم. همین که برگشتم تردید ندارم که باید فرضیه خودم در روابط مسیحیت و اسلام را تکمیل و عملی کنم چرا که جنبش هلال و صلیب برای همین است. من با خاطره خوبی برمی گردم و واقعیت هایی را که این جا دیده ام انعکاس خواهم داد. هر چند ایران بی نقص نیست اما می تواند یک پناهگاهی برای صلح و فعالیت های آزاد منتقدین باشد.»
نگاه دنیا به مبارزه ایران اسلامی با شیطان بزرگ
یکی دیگر از مهمانان خارجی حاضر در جلسه، تونسی الاصل فرانسوی به نام سید عمادالدین حمرونی، فعال رسانهای و از اعضای مؤسسه اهل البیت است. هر چند در غرب ممنوع التصویر است اما در ایران مصاحبه می کند. بارها تهدیدش کرده اند، اما مجموعه این ها از شخصیتش یک مبارز تمام عیار می سازد. او می گوید: «بعد از جنگ جهانی دوم، آمریکا خود را قدرت بین الملل فرض کرد و حکومتش را بر پایه لابی صهیونیستی بر پا ساخت، طوری که همیشه با هم دست به جنایات می زنند. سناتور آمریکایی، جان مک کین اعتقاد دارد که اروپای امروز پیر شده، و این حقیقت دارد. امروز آنها از قدرت نظامی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی ایران میترسند چرا که فرهنگ یعنی اسلام و این ایران است که این پرچم را برافراشته و رهبری کل دنیای اسلام را بر عهده دارد. 10 میلیون مسلمان فرانسوی کارهای جوانان ایران را دنبال می کنند. دولت فرانسه از روسری می ترسد؛ چون نماد زن مسلمان و نماینده یک تمدن جدید است. باید اهمیت ایران را درک کرد، 36 سال است که در حال مبارزه هستید و از تحریم های اقتصادی و ظلم های پی در پی در فشار قرار گرفته اید، اما با وجود همه این ها امروز شما از همه قوی ترید.»
این کارشناس مسائل ژئوپلتیک در مورد نقطه های مشترک ایران با خیل عظیم مبارزین جوامع غربی و لزوم تمرکز و استفاده ما از آن می گوید: «تأثیرات انقلاب شما در اروپا از دهه 80 میلادی شروع شد و الآن اسلام در فرانسه یک دین قابل مشاهده است. مشکلی که هست این است که شما جوانان ایرانی با جوانان اروپایی ارتباط نمی گیرید. نامه مقام معظم رهبری فرصت مناسبی است تا جوانان ایرانی نیز مستقیم با جوانان غربی ارتباط بگیرند. باید به نظام خود افتخار کنید که می توانید در جهان فعالیت مثبتی انجام دهید. بحث عرفان و روحانیت در اروپا و فلسفه اسلامی برای آنها اهمیت دارد، و آسان ترین نوع ارتباط گیری شبکه های اجتماعی است که با زبانی نرم و منطقی می شود مباحث را در آن جا مطرح کرد. زمانی این نامه می تواند موفق باشد که شما مصداق های آن را بیابید. نخبگانی در غرب هستند که نفوذ عقاید صهیونیستی را یک خطر می شمارند و در تضاد با منافع اسرائیل مبارزه می کنند، این یک موقعیت برای ایران است. بدانید مشکل غرب و آمریکا با شما نه مسأله هسته ای که تغییر نظام اسلامی است.»
نخبه و فعال سیاسی فرانسوی در مورد مسئولیت جوانان بسیجی ایرانی برای تحقق آرمان های مشترک ادامه می دهد: «این که مقام معظم رهبری در نامه به جوانان غرب می گویند با تحقیق، خودتان در مورد اسلام و ایران قضاوت کنید، مسأله مهمی است که وظیفه سنگینی بر دوش ما میگذارد. جوانان ایران مسئولیت بسیار مهمی دارند چرا که شما رؤیای ایرانی هستید؛ یک زمانی صحبت از رؤیای آمریکایی بود و اگر جنبش های ضد صهیونیست با وجود این فشارها هنوز هست به لطف ایران است. اروپایی ها مانند شما آرزوی پیروزی بر آمریکا را دارند و به کشور شما علاقه مند هستند.»
منصور انصاری لبنانی الأصل مقیم لندن، سخنران دیگر جلسه، مقاله ای در دو سال قبل از انقلاب اسلامی دارد که در مورد آن خیلی خلاصه می گوید: «امام خمینی هنگامی که در پاریس بود، خبرنگاری از او سؤال کرد که دست تنها در ایران چه کار می خواهی بکنی؟ این مرد بزرگ جواب داد که سربازان من در رحم مادرانشان هستند. بدانید امروز نیز سربازان امام(خامنه ای) در غرب آماده اند، شما در جزیره تنها و در انزوا نیستید بلکه یک جهان نگاهش به مبارزات شما با ابرقدرت آمریکا است و باید نقش خود را به خوبی ایفا کنید. بخش اعظم نخبگان جهان می دانند که نماینده اسلام واقعی کیست و خرابکاری ها و ترورها از جانب یک جریان محدودی سامان دهی می شود.»