نگاهی به شعر و شاعرانگی شاعر انقلاب و دفاع مقدس « مصطفی محدثی خراسانی »
شاعری توانمند، با رفتاری معتدل
رضا اسماعیلی
محدثی خراسانی شاعری است که در قالبهای کلاسیک شعر میگوید و در این شیوه تعلق خاطر او بیشتر به قالبهایی چون غزل، رباعی، و دوبیتی است. البته هر از گاهی نیز در قالب نیمایی طبع آزمایی میکند. سبک وی در شعر، سبک « نئوکلاسیک » است که تلفیق و ترکیبی از نیمایی و تغزل است.
رفتار محدثی با زبان، رفتاری معتدل، هنجار و مقبول همراه با تلاش برای نوآوری است. وی با بهره گیری از توانمندیهای ادبی خود، به سمت رفتاری « فراهنجار » با زبان حرکت میکند که رفتاری آمیخته با خلاقیت و نوآوری است. محدثی در شعر به دنبال ساختار شکنی و هنجارگریزی نیست، بلکه با رفتار فراهنجار با زبان به دنبال ترمیم و بازسازی زبان و نوزایش و تجدید حیات آن است. رفتار فراهنجار با زبان متکی بر دانش و بینش ادبی است و منحصر به شاعرانی است که در عرصه شعر از بصیرت و هوشمندی ادبی برخوردارند .
از زمانی که با آثار محدثی عزیز آشنا شده ام تا به امروز، او را شاعری یافته ام که با احترام به پشتوانه و پیشینه ادب فارسی، و با بهره گیری از قابلیتهای قالبهای نیمایی و نو، در دایره « اعتدال » حرکت میکند و رمز کامیابی و موفقیت او نیز در پای بندی به همین اصل است .
برخورداری از سعه ی صدر ادبی
« سعه صدر ادبی » ایشان در عرصه ادبیات ویژگی بسیار برجستهای است. وی تعصبی روی قالبها ندارد و بر این باور است که در هر قالبی میتوان شعر خوب سرود و پیش و بیش از توجه به قالب، باید به جوهره شعری یک اثر توجه کرد. چنان که خود ایشان - بیهیچ تعصبی - هم در قالبهای کلاسیک و هم در قالبهای نیمایی شعر سروده است.
ایجاز و گزیده گویی
« ایجاز و گزیدهگویی » از دیگر ویژگیهای این شاعر انقلاباست. شما این ایجاز و گزیده گویی را در غزلهای او میتوانید ببینید. چنان که محدثی اکثر غزلهای خود را در پنج یا شش بیت به سامان رسانده است. در حالی که بعضی از شاعران درغزلهای خود از قافیه، سیاهی لشگری به راه میاندازند که بیا و ببین ! چنان که در اشعار تعدادی از شاعران سبک هندی به این نکتهبر میخوریم .کاربرد قافیه به این شکل افراطی، جز ملال و کسالت چیزی به همراه ندارد و غزل را نیز از سکه میاندازد .
« جوشش » و « کوشش » در کنار هم
غزلهای محدثی آمیزهای خجسته از «جوشش و کوشش » است. وی به کوشش و جوشش در کنار هم اعتقاد دارد. به نظر وی یک شعر از جوششی درونی شکل میگیرد، اما برای کامل شدن و به کمال رسیدن نیاز به صیقل - و به اصطلاح عامیانه - چکش کاری دارد. براساس همین باور و اعتقاد، وی وقتی شعری میگوید، در ادامه با ممارست و کوشش ادبی در صدد ویرایش و باز سرایی آن بر میآید، چنان که بسیاری از شاعران بزرگ - از جمله حافظ - نیز به این شیوه عمل میکردهاند. تصحیح و باز سرایی یک شعر همچون ارزش افزودهای است که بر کمال یک شعر میافزاید و آن را از فرش به عرش میبرد. چنان که حضرت لسان الغیب با هوشمندی تمام بسیاری از شعرهای معاصرین خود - از جمله فخرالدین عراقی و سلمان ساوجی - را باز سرایی کرده و یک بیت متوسط و معمولی را در کوره طبع خود به بیتی کمال یافته و عالی تبدیل کرده است. محدثی خراسانی نیز همچون حافظ به این سنت حسنه پایبند است .
غزل های محدثی - مثل طبیعت - دائما در حال پوست اندازی، نو شدن و تازه شدن هستند. برای مثال اگر مجموعه شعری از او پنج بار تجدید چاپ شود، هر چاپ جدید برای خواننده اشعارش میتواند به مثابه اثری جدید تلقی شود، از آن جهت که او در هر تجدید چاپ، با اصلاحاتی که بر اشعارش اعمال میکند، کشف و شهودهای شاعرانهتری را در آیینه اشعارش به تماشا میگذارد، آن چنان که به خواننده این احساس دست میدهد که به خوانش اثر ادبی جدیدی نشسته است .
محدثی و « خود نقدی » اصلاح گرانه
محدثی اهل محاسبه و مراقبه ادبی ست. یعنی هر از گاهی به پیرایش و ویرایش سرودههای خویش میپردازد. من نام این کار را بازسرایی، باز پردازش، و « خود نقدی اصلاحگرانه »می گذارم و داشتن این صفت را برای هر شاعری جز محاسن میشمارم. در چنین فرایندی شعر «تبدیل به احسن » میشود و گاهی حتی با جابهجایی یک کلمه از فرش به عرش عروج میکند و در ذهن و زبان زمانه ماندگار و جاودانه میشود .لازمه « خود نقدی اصلاح گرانه » این است که شاعر به اثر ادبی به چشم یک « موجود زنده » نگاه کند. اثری که در هر « بازخوانش » میتواند بار دیگر متولد شود، قد بکشد، و بلوغی دوباره را تجربه کند .بر این اساس، من معتقدم که اگر امروز حافظ بزرگ زنده بود، هوشمندانه به « بازخوانش » و « بازسُرایی » اشعار خود مینشست و نسخه تکامل یافته تری از غزلیات خود را پیش روی ما میگذاشت .
نگاه به شاعری به عنوان رسالتی پیامبر گونه
محدثی نیز همچون اکثر شاعران نسل انقلاب، شاعری را رسالتی مقدس و الهی میداند و به شعر به عنوان رسانهای قدرتمند برای ابلاغ پیامهای انسانی و اسلامی و تربیت نسلها نگاه میکند، همچنان که علامه اقبال گفته است :
شعر را مقصود اگر آدم گری ست
شاعـــری هم وارث پیغمبری ست
به همین دلیل محدثی به معنا، محتوا و مضمون در شعر اهمیت ویژهای میدهد.وی رسالت خود را دفاع از ارزشها و کرامتهای انسانی میداند و در تمامی سرودههای فاخر خویش به دنبال ابلاغ پیام است. پیامی که در ساختاری هنرمندانه و شاعرانه و با بهره گیری از مولفههای زیباشناختی شکل گرفته است .
مخاطب اندیشی و پرهیز از مُغلق گویی
« مخاطباندیشی » از دیگر ویژگیهای ادبی این شاعر ارجمند انقلاب است. به این معنا که او برای مردم شعر میگوید و در پرداخت مضامین اشعار خود به درک و دریافت مردم اهمیت میدهد. از شاعران نامهای فراوانی را در خاطر داریم که چون حرفی برای گفتند نداشته اند، به مغلق گویی و دشوار گویی روی آوردهاند تا به این شیوه فقر اندیشگی شعر خود را بپوشانند. اغراق نیست اگر بگوییم کار بسیاری از این شاعران به چشمبندی و شعبده بازی نزدیکتر است تا شعر ! بسیاری از شعرهای این گروه از شاعران، فرمالیسم محض و بازی با کلمات است و به نوعی مردم فریبی .
اما سلوک ادبی محدثی خراسانی ، سلوکی هوشمندانه، باورمند، ساده و زلال است. چرا که هدف شاعر از شعر گفتن کسب نام و نان و شهرت نیست، بلکه واگویه شادیها و رنجهای مردم و روایت حماسههای افتخار آفرینی است که فرزندانشان در طول هشت سال دفاع مقدس آفریدهاند .
جان کلام آن که زبان محدثی به زبان مردم زمانه خویش نزدیک است. او از آنجا که شاعری از جنس همین مردم نجیب و سربلند است، در شعر فضل فروشی نمیکند، اداهای روشنفکرانه در نمیآورد و به همان لهجه صمیمی و زلال آنان حرف میزند. از همین رو: آرمانگرایی، اسلام، انقلاب، امام، شهیدان، جانبازان و کرامتهای انسانی اصلیترین کلید واژههای اشعار او هستند. .
برخورداری از توانمندیهای مدیریتی
یکی از فصلهای درخشان فعالیتهای ادبی محدثی تشکیل گروه شعر حوزه هنری مشهد در سال 1364 بود. گروهی که توانست به یکی از جریانسازترین گروههای شعری در شهرستانهای کشور تبدیل شود و هدایت شعر جوان خراسان را حداقل طی دو دهه سکانداریکند. همچنینسردبیری مجله شعردر طول سالهای 80 تا 90 نیز از دیگر فعالیتهای ارزشمند و تاثیر گذار این شاعر ارجمند انقلاب است. وی همچنین تا کنون دبیر علمی جشنوارههای ادبی زیادی بوده و با بهره مندی از شایستگیها و توانمندیهای مدیریتی خویش انگیزه تحقیق و پژوهش را در میان بسیاری از شاعران انقلاب زنده کرده است.
با آرزوی زایندگی و بالندگی هر چه بیشتر برای محدثی عزیز، با غزلی زیبا و خاطرهانگیز از وی، این نوشتار را به پایان میبرم :
بیا به آینه، قرآن، به آب برگردیم
بیا به اسب، حماسه، رکاب برگردیم
بیا دوباره مروری کنیم خاطره را
به روزهای خوش التهاب برگردیم
به دستهای پر از پینه، سفرههای تهی
به حرف اول این انقلاب برگردیم
کنون که موعظه در کاخها نمیگیرد
بیا به سرب، به سرب مذاب برگردیم
اگرچه طی شده وقت سفر ولیای دل!
بیا به آینه، قرآن، به آب برگردیم
محدثی خراسانی شاعری است که در قالبهای کلاسیک شعر میگوید و در این شیوه تعلق خاطر او بیشتر به قالبهایی چون غزل، رباعی، و دوبیتی است. البته هر از گاهی نیز در قالب نیمایی طبع آزمایی میکند. سبک وی در شعر، سبک « نئوکلاسیک » است که تلفیق و ترکیبی از نیمایی و تغزل است.
رفتار محدثی با زبان، رفتاری معتدل، هنجار و مقبول همراه با تلاش برای نوآوری است. وی با بهره گیری از توانمندیهای ادبی خود، به سمت رفتاری « فراهنجار » با زبان حرکت میکند که رفتاری آمیخته با خلاقیت و نوآوری است. محدثی در شعر به دنبال ساختار شکنی و هنجارگریزی نیست، بلکه با رفتار فراهنجار با زبان به دنبال ترمیم و بازسازی زبان و نوزایش و تجدید حیات آن است. رفتار فراهنجار با زبان متکی بر دانش و بینش ادبی است و منحصر به شاعرانی است که در عرصه شعر از بصیرت و هوشمندی ادبی برخوردارند .
از زمانی که با آثار محدثی عزیز آشنا شده ام تا به امروز، او را شاعری یافته ام که با احترام به پشتوانه و پیشینه ادب فارسی، و با بهره گیری از قابلیتهای قالبهای نیمایی و نو، در دایره « اعتدال » حرکت میکند و رمز کامیابی و موفقیت او نیز در پای بندی به همین اصل است .
برخورداری از سعه ی صدر ادبی
« سعه صدر ادبی » ایشان در عرصه ادبیات ویژگی بسیار برجستهای است. وی تعصبی روی قالبها ندارد و بر این باور است که در هر قالبی میتوان شعر خوب سرود و پیش و بیش از توجه به قالب، باید به جوهره شعری یک اثر توجه کرد. چنان که خود ایشان - بیهیچ تعصبی - هم در قالبهای کلاسیک و هم در قالبهای نیمایی شعر سروده است.
ایجاز و گزیده گویی
« ایجاز و گزیدهگویی » از دیگر ویژگیهای این شاعر انقلاباست. شما این ایجاز و گزیده گویی را در غزلهای او میتوانید ببینید. چنان که محدثی اکثر غزلهای خود را در پنج یا شش بیت به سامان رسانده است. در حالی که بعضی از شاعران درغزلهای خود از قافیه، سیاهی لشگری به راه میاندازند که بیا و ببین ! چنان که در اشعار تعدادی از شاعران سبک هندی به این نکتهبر میخوریم .کاربرد قافیه به این شکل افراطی، جز ملال و کسالت چیزی به همراه ندارد و غزل را نیز از سکه میاندازد .
« جوشش » و « کوشش » در کنار هم
غزلهای محدثی آمیزهای خجسته از «جوشش و کوشش » است. وی به کوشش و جوشش در کنار هم اعتقاد دارد. به نظر وی یک شعر از جوششی درونی شکل میگیرد، اما برای کامل شدن و به کمال رسیدن نیاز به صیقل - و به اصطلاح عامیانه - چکش کاری دارد. براساس همین باور و اعتقاد، وی وقتی شعری میگوید، در ادامه با ممارست و کوشش ادبی در صدد ویرایش و باز سرایی آن بر میآید، چنان که بسیاری از شاعران بزرگ - از جمله حافظ - نیز به این شیوه عمل میکردهاند. تصحیح و باز سرایی یک شعر همچون ارزش افزودهای است که بر کمال یک شعر میافزاید و آن را از فرش به عرش میبرد. چنان که حضرت لسان الغیب با هوشمندی تمام بسیاری از شعرهای معاصرین خود - از جمله فخرالدین عراقی و سلمان ساوجی - را باز سرایی کرده و یک بیت متوسط و معمولی را در کوره طبع خود به بیتی کمال یافته و عالی تبدیل کرده است. محدثی خراسانی نیز همچون حافظ به این سنت حسنه پایبند است .
غزل های محدثی - مثل طبیعت - دائما در حال پوست اندازی، نو شدن و تازه شدن هستند. برای مثال اگر مجموعه شعری از او پنج بار تجدید چاپ شود، هر چاپ جدید برای خواننده اشعارش میتواند به مثابه اثری جدید تلقی شود، از آن جهت که او در هر تجدید چاپ، با اصلاحاتی که بر اشعارش اعمال میکند، کشف و شهودهای شاعرانهتری را در آیینه اشعارش به تماشا میگذارد، آن چنان که به خواننده این احساس دست میدهد که به خوانش اثر ادبی جدیدی نشسته است .
محدثی و « خود نقدی » اصلاح گرانه
محدثی اهل محاسبه و مراقبه ادبی ست. یعنی هر از گاهی به پیرایش و ویرایش سرودههای خویش میپردازد. من نام این کار را بازسرایی، باز پردازش، و « خود نقدی اصلاحگرانه »می گذارم و داشتن این صفت را برای هر شاعری جز محاسن میشمارم. در چنین فرایندی شعر «تبدیل به احسن » میشود و گاهی حتی با جابهجایی یک کلمه از فرش به عرش عروج میکند و در ذهن و زبان زمانه ماندگار و جاودانه میشود .لازمه « خود نقدی اصلاح گرانه » این است که شاعر به اثر ادبی به چشم یک « موجود زنده » نگاه کند. اثری که در هر « بازخوانش » میتواند بار دیگر متولد شود، قد بکشد، و بلوغی دوباره را تجربه کند .بر این اساس، من معتقدم که اگر امروز حافظ بزرگ زنده بود، هوشمندانه به « بازخوانش » و « بازسُرایی » اشعار خود مینشست و نسخه تکامل یافته تری از غزلیات خود را پیش روی ما میگذاشت .
نگاه به شاعری به عنوان رسالتی پیامبر گونه
محدثی نیز همچون اکثر شاعران نسل انقلاب، شاعری را رسالتی مقدس و الهی میداند و به شعر به عنوان رسانهای قدرتمند برای ابلاغ پیامهای انسانی و اسلامی و تربیت نسلها نگاه میکند، همچنان که علامه اقبال گفته است :
شعر را مقصود اگر آدم گری ست
شاعـــری هم وارث پیغمبری ست
به همین دلیل محدثی به معنا، محتوا و مضمون در شعر اهمیت ویژهای میدهد.وی رسالت خود را دفاع از ارزشها و کرامتهای انسانی میداند و در تمامی سرودههای فاخر خویش به دنبال ابلاغ پیام است. پیامی که در ساختاری هنرمندانه و شاعرانه و با بهره گیری از مولفههای زیباشناختی شکل گرفته است .
مخاطب اندیشی و پرهیز از مُغلق گویی
« مخاطباندیشی » از دیگر ویژگیهای ادبی این شاعر ارجمند انقلاب است. به این معنا که او برای مردم شعر میگوید و در پرداخت مضامین اشعار خود به درک و دریافت مردم اهمیت میدهد. از شاعران نامهای فراوانی را در خاطر داریم که چون حرفی برای گفتند نداشته اند، به مغلق گویی و دشوار گویی روی آوردهاند تا به این شیوه فقر اندیشگی شعر خود را بپوشانند. اغراق نیست اگر بگوییم کار بسیاری از این شاعران به چشمبندی و شعبده بازی نزدیکتر است تا شعر ! بسیاری از شعرهای این گروه از شاعران، فرمالیسم محض و بازی با کلمات است و به نوعی مردم فریبی .
اما سلوک ادبی محدثی خراسانی ، سلوکی هوشمندانه، باورمند، ساده و زلال است. چرا که هدف شاعر از شعر گفتن کسب نام و نان و شهرت نیست، بلکه واگویه شادیها و رنجهای مردم و روایت حماسههای افتخار آفرینی است که فرزندانشان در طول هشت سال دفاع مقدس آفریدهاند .
جان کلام آن که زبان محدثی به زبان مردم زمانه خویش نزدیک است. او از آنجا که شاعری از جنس همین مردم نجیب و سربلند است، در شعر فضل فروشی نمیکند، اداهای روشنفکرانه در نمیآورد و به همان لهجه صمیمی و زلال آنان حرف میزند. از همین رو: آرمانگرایی، اسلام، انقلاب، امام، شهیدان، جانبازان و کرامتهای انسانی اصلیترین کلید واژههای اشعار او هستند. .
برخورداری از توانمندیهای مدیریتی
یکی از فصلهای درخشان فعالیتهای ادبی محدثی تشکیل گروه شعر حوزه هنری مشهد در سال 1364 بود. گروهی که توانست به یکی از جریانسازترین گروههای شعری در شهرستانهای کشور تبدیل شود و هدایت شعر جوان خراسان را حداقل طی دو دهه سکانداریکند. همچنینسردبیری مجله شعردر طول سالهای 80 تا 90 نیز از دیگر فعالیتهای ارزشمند و تاثیر گذار این شاعر ارجمند انقلاب است. وی همچنین تا کنون دبیر علمی جشنوارههای ادبی زیادی بوده و با بهره مندی از شایستگیها و توانمندیهای مدیریتی خویش انگیزه تحقیق و پژوهش را در میان بسیاری از شاعران انقلاب زنده کرده است.
با آرزوی زایندگی و بالندگی هر چه بیشتر برای محدثی عزیز، با غزلی زیبا و خاطرهانگیز از وی، این نوشتار را به پایان میبرم :
بیا به آینه، قرآن، به آب برگردیم
بیا به اسب، حماسه، رکاب برگردیم
بیا دوباره مروری کنیم خاطره را
به روزهای خوش التهاب برگردیم
به دستهای پر از پینه، سفرههای تهی
به حرف اول این انقلاب برگردیم
کنون که موعظه در کاخها نمیگیرد
بیا به سرب، به سرب مذاب برگردیم
اگرچه طی شده وقت سفر ولیای دل!
بیا به آینه، قرآن، به آب برگردیم