ضرورت بررسی اخلاقمداری در کاهش تصادفات رانندگی (بخش پایانی)
امنیت در عبور و مرور با ایمنسازی رانندگی (گزارش روز)
حسن آقایی
مسئله دیرینه رویدادهای حوادث رانندگی با آن آمارهای چندرقمی جان باختگان، مجروحان و برخی نقص عضویها در مقاطعی از زمان و به هر علت که باشد که عمدتا خطای راننده، نقص فنی و کهنگی وسایل حمل و نقل، خوابآلودگی، مشکل راه و پیچهای خطرناک محسوب میشود که برای خانوادهها سخت نگرانکننده است، اگر چه در همان شرایط تدابیر مدیریتی کلان و کارشناسی و عوامل نظارت و کنترل سراسری، اقدامات واکاوی علل تصادفات، ایمنی تردد و مهندسی راهها صورت گرفته است. در چنان وضعیتی از یک سو به مرور زمان ازدیاد جمعیت، افزونی تعدد مسافرتهای خانوادگی و گروهی و از طرف دیگر افزایش چندین میلیونی انواع خودرو و موتورسیکلت در شهرهای بزرگ به ویژه در کلانشهر پایتخت سرعت گرفت که طبعا موجب تاثیر در ساختارهای فیزیکی ترافیک و فکری و روحی رانندگان شده است. از همین احوال، نقش و نبود آن و مباحث حساس و شایان توجه منجمله توسعه و ارتقا سطح و عمق فرهنگگرایی در حوزههای آموزش، اخلاقمحوری، مسئولیتورزی مطرح میشود اما همچنان پیرامون نیازها و کاستیها مورد نقد و تجزیه است تا بلکه دامنه گستره تصادفات چروک خورد و همچنان سیر نزولی سرعت ایمنی در این زمینه استمرار داشته باشد.
بدون تردید حفظ سلامت جسم و روان یک حقیقت اصیل و ریشه حیات انسان است که به هر صورت تا سرحد نهایی باید از آن مراقبت کرد. اما یک مورد از سالهای گذشته تاکنون به نقل از صاحبنظران شنیده شده و در رسانهها هم مطرح شده آن است که هفتاد درصد علل حوادث خطای انسانی است. بر این مبنا طبعا انتظار بوده و است به همان نسبت روی فرهنگسازی و اخلاق مداری و کاهش خطاها برنامهریزی مانع و جامع صورت پذیرد. اگرچه خوشبختانه طی سالهای اخیر خبر از کاهش تصادفات داده شده است. شاید این کاستن جزیی از آن هفتاد درصد مذکور باشد که در آن صورت این رقم کهنه صحت نخواهد داشت و با تمهیدات و برنامهریزیهای تاثیرگذار در مقابله با تخلفات رانندگی و حوادث تلخ و جبرانناپذیر کمترین رقم یابد.
مروری بر حوادث گذشته و سایه روشنهای رانندگی
«براساس آمار منتشره راهنمایی و رانندگی ناجا، طی سال 1381 در معابر درون شهری بیش از 351 هزار فقره تصادف رخ داده است. این آمار 34 درصد رشد نسبت به مدت مشابه سال قبل را نشان میدهد. در سال 1381 در معابر درون و برون شهری کشور 123 هزار و 275 فقره تصادف به علت عدم رعایت حق تقدم، 12 هزار و 407 فقره تصادف به علت سرعت غیرمجاز و 32 هزار و 82 فقره تصادف به علت انحراف به چپ رخ داده است. بررسی و تجزیه و تحلیل گزارش تصادفات نشان میدهد که در اکثر آنها، خطای عامل انسانی و عدم رعایت دقیق قوانین و مقررات راهنمایی و رانندگی توسط رانندگان وسایل نقلیه و عابران پیاده علت اصلی وقوع سانحه میباشد.»
البته این آمارها مربوط به بیش از یکدهه گذشته است و منظور از طرح آن، عبرت گرفتن از خطاها و دانستن علل و عوامل حوادث رانندگی در کشور است. آمارهای چند سال اخیر گویای کاهش درصد تلفات تصادفات در کشور میباشد.
موتورسیکلت و حادثهآفرینی آن
موتورسیکلت یک وسیله دیگر حمل و نقل در چرخه رانندگی و ترافیک شهری است. بنابراین راندن آن نیز مستلزم مراعات نکات و مقررات راهنمایی و رانندگی است.
این وسیله موتوری دو چرخ و بعضا سه چرخ به لحاظ ویژگیهایی از جمله حجم و سوخت کم، قابلیت سرعت و تغییر سریع مسیر سبب افزونی استقبال و افزایش تولید نزد خیلی از مردم شده است که برخی وسیله معمول کارکرد شغلیشان میباشد.
با این اوصاف این مرکب موتوری با توجه به فرم ساختاری، ایمن نبوده و نیست. با این وجود، بیملاحظگی برخی نسبت به قوانین و توصیههای راهنمایی و رانندگی، شتابزدگی هیجانی، سرعت زیاد و گاه به صورت مانوری، چه بسیار عامل حوادث و صدمات زیانبار و گاه جبرانناپذیر انسانی هم برای راکب و هم دیگری شده است.
ادامه پرداختن به مسایل جامع و کامل و امکانات کاربری موتورسیکلت نیاز به فرصت دیگر دارد.
توصیه «ناجا» به موتورسواران
در بخشی از قوانین راهنمایی و رانندگی ناجا آمده است: رعایت کلیه قوانین راهنمایی و رانندگی توسط موتورسواران به منظور تامین امنیت عبور و مرور، آسایش شهروندان، تسهیل در رفت و آمد سایر وسایل نقلیه و عابران پیاده، بالا بردن ضریب ایمنی در سفرها و کاهش تلفات و ضایعات، الزامی است و با متخلفان برخورد قانونی خواهد شد.
«همچنین به موتورسواران توصیه میشود که به منظور حفظ سلامت و بالا بردن ضریب ایمنی خود و دیگران از انجام اعمال ذیل خودداری نمایند:
راندن موتورسیکلت در پیادهروها، دو ترکهسواری با موتورسیکلت در صورت نداشتن زین اضافی، راندن موتورسیکلت در حال رها کردن فرمان، بیاحتیاطی و عدم رعایت سرعت مطمئنه هنگام راندن موتورسیکلت در مواقع بارندگی و لغزنده بودن جادهها و خیابانها، عدم توجه کامل به جلو و عدم رعایت فاصله طولی و عرضی با وسایل نقلیه جلو و طرفین، حرکت در جهت مخالف مسیر، انجام حرکات آکروباتیک در خیابان مثل تکچرخ، انجام مانورهای غیرضروری به هنگام حرکت در معابر، حمل بار و سرنشین اضافه، نداشتن تجهیزات لازم از قبیل چراغهای جلو، عقب و راهنما، آیینه و کلاه ایمنی، استفاده از تلفن همراه به هنگام رانندگی با موتورسیکلت.»
توزیع عوامل حوادث
«70 درصد اشتباه راننده، 20 درصد نقص فنی، 10 درصد عابران، عوامل حوادث رانندگی میباشند.»
این اعتقاد یک راننده اتوبوس با 25 سال سابقه کار است! و علاوه بر بیان عواملی که باعث حوادث رانندگی میشود بر ملاحظه قوانین هم تاکید میکند.
«نظری» در خصوص دلایل تصادفات میافزاید: «رانندهای که از صبح تا شب در ترافیک مشغول رانندگی است با مشغلههای فکری و گرفتاریهای مالی، امنیت در رانندگی او کم میشود و طبیعی است این نوع رانندگی در شرایط دشوار، هم برای راننده و هم برای سرنشینان مشکلساز و خطرآفرین است.
او دارای دو فرزند یکی مهندس کمپرس یک تشکیلات اداری و دیگری مدیرکل فروش ادوات پزشکی است از او میپرسم رانندگی آنان چطور است. - «موقعی که من در ماشینشان هستم مقررات رانندگی مراعات میشود.»
وی در ادامه با این اظهار که از مجموعه کار و امور زندگیش به درستی استفاده کرده است نیز درباره سلامت و سعادتمندی چنین نگرشی دارد که در دنیا اکثریت مردم در گذرای زندگی خوشبختند اما یک گروه اصلا معنی خوشبختی را نمیدانند چون به معنی و چطور زندگی کردن برای آسودگی خاطرنشان توجه نمیکنند، ولی یک عده در هر حال قدر زندگی را درک کرده و از آنچه کم و زیاد دارند به خوبی بهره میبرند. این دسته و امثال آنان در رانندگی هم از قوانین برای امنیت خود و هموطنانشان اطاعت میکنند.»
... خود رانندهها هم معترض یکدیگرند
«مسئله ناامنی رانندگی در شهر و راههای بیرون از شهر از خطر آلودگی هوا برای مردم وحشتناکتر و نگرانکنندهتر شده است.
جسارت و بیحرمتی علنی برخی از رانندهها به جایی رسیده که خود آنها هم نسبت به هم معترض میشوند چون باعث ترافیک و انحراف ناگهانی و سبقت گرفتن نابهجا از همدیگر میشوند.»
این گلایه یک شهروند به نام «محسن رجبی» از رانندگی بد و بیدقت این گروه از افراد است. وی میگوید: «خیلی از موتورسواران بدتر از ماشینسوارها هستند. حتی آدم در پیادهروها هم آسودگی و امنیت ندارد. از بین جمعیت با زور و بدون ملاحظه به بچه و زن و مرد و سالخورده عبور میکنند. اگر کسی اعتراضی کند، ناراحت میشوند.»
میپرسم راه و علاج این مشکلات را در چی میدانی؟ لبخند میزند میگوید: « هیچی! از خانه بیرون نیایم. بعد: هر چند گاه میبینیم پلیس آن عده از موتورسوارهای خلافکار که مدارک یا مشکل دیگر دارند را متوقف میکند و موتورشان را توقیف میکند. ولی باید یک کار اساسی کرد. جریمه کارساز نیست. مدتی آموزش داده شوند. مدتی محروم از راندن ماشین و یا موتور شوند تا متنبه شوند بفهمند و آسایش مردم را جدی بگیرند.»
مثلث نیاز راننده
تأثیر وضعیت و دشواری شرایط جوی بر خوی انسانی و نظم عبور و مرور، لزوم مسئولیتپذیری هر راننده و عابر در اجرای مقررات و مسئله ترافیک و رفت و آمدها از مباحث مهم دیگری است که باید مورد بررسی قرار گیرد. به اعتقاد کارشناسان امور حملونقل نیاز راننده به داشتن فرهنگ و تجربه بالا و اطلاعرسانی کافی از مسایل فنی ضرورتی لازم و برای احساس حالات روانی خوب به خصوص در جادههای خارج از شهر است. در گذشته این تصور غلط وجود داشت که عامل تصادف فقط حالت روانی راننده است. درصورتی که رانندگی در شرایط جغرافیایی سخت و آب و هوای نامناسب یا مواجه شدن با عوامل خارجی غیرمنتظره یا ابتلا به بیماریهای جسمی، احساس خستگی، گرسنگی و... اثرات محسوس بر اخلاق و روش رانندگی و در نتیجه نظام عبور و مرور میگذارد.
رضا فتحی کارشناس امور حملونقل در مورد این مسئله معتقد است: «عبور و مرور خودروها، متناسب بودن قوانین و مقررات، اصلاح و بازنگری آنها براساس نیازهای انسانی در شهر و خارج شهر لازم و ضروری است. فرد راننده یا عابر، مهندس یا کارشناس ترافیک، در کمال صداقت باید مسئولیت اجرای قوانین و مقررات ترافیک و عبور و مرور را بپذیرد. ولی وقتی مسایل مهم و حیاتی خارج از حد توانایی انسان اتفاق میافتد، عکسالعملهای ضعیفتر و باکیفیتهای پایینتری، به دلیل شرایط عارض شده بروز میکند که نشان دهنده کاهش تواناییهای فکری و جسمی است.
راهگشایی رهایی از تصادفات
«موضوع دیگر، راهکار چند ضلعی است که انسان را از تصادفات و مرگ و میر رانندگی میرهاند.» این کارشناس با این مقدمه اضافه میکند: «مشکل عبور و مرور و حوادث تأسفبار حاصله از آن، ممکن است براثر اشکالات فنی خودرو یا شخصیت روانی راننده باشد. به همین دلیل لازم است سیستم عبور و مرور، مرتب بازنگری و در محدوده قابلیتهای آن اصلاح شود. مورد دیگر آن که انسان پس از شناخت تواناییهای جوانی خود و میزان برخورداری از صفات خوب اخلاقی، باب تازهای را باز میکند تا درآینده از محدودیتهای عبور و مرور، آزاد و نهایتاً از مرگ و میر در تصادفات رهایی یابد.
رفتار تهاجمی در رانندگی
فتحی در بخش دیگری از صحبتهای خود رفتارشناسی رانندگان را مورد نقد و بررسی قرار میدهد. وی در این مورد ضمن تعریفی از رفتار تهاجمی در رانندگی میگوید: «رفتار تهاجمی در رانندگی به آن دسته از رانندگانی اطلاق میشود که راننده متأثر از سلطه احساسات و هیجانات نامتعادل و نامعقول باشد. به عبارت دیگر آمیزهای از تکوین تدریجی شناختهای حاصل از چگونگی قرار گرفتن پشت فرمان اتومبیل، رفتارهای کلامی و حرکتی از دوران کودکی تا زمان اسکان رانندگی و احساسی که به تناسب آن به صورت خوشایند یا ناخوشایند در هر فردی به وجود میآید و نگرش یا بازخورد او را نسبت به چگونگی رفتار تهاجمی در رانندگی تشکیل میدهد و ریشه در اعماق وجودی هر فرد دارد.
وی میگوید: کودکان و نوجوانان سالها قبل از آن که واجد شرایط قانونی رانندگی شوند به تدریج با رفتارهای کلامی و غیرکلامی الگوهای مختلف بزرگسالان هنگام رانندگی آشنا میشوند.
«راهنمایی و رانندگی ناجا- هیجانزدگی یا هیجانخواهی و یا آزردگی هیجان در رانندگی را متأثر ار سه مؤلفه اصلی دانسته است: وجود خصیصههای شخصیتی ناشکیبا، بیقراری و بیدقتی در امور، قدرتطلبی و زورمداری، بیپروایی و یاغیگری خیابانی (جادهای).»
مسئله دیرینه رویدادهای حوادث رانندگی با آن آمارهای چندرقمی جان باختگان، مجروحان و برخی نقص عضویها در مقاطعی از زمان و به هر علت که باشد که عمدتا خطای راننده، نقص فنی و کهنگی وسایل حمل و نقل، خوابآلودگی، مشکل راه و پیچهای خطرناک محسوب میشود که برای خانوادهها سخت نگرانکننده است، اگر چه در همان شرایط تدابیر مدیریتی کلان و کارشناسی و عوامل نظارت و کنترل سراسری، اقدامات واکاوی علل تصادفات، ایمنی تردد و مهندسی راهها صورت گرفته است. در چنان وضعیتی از یک سو به مرور زمان ازدیاد جمعیت، افزونی تعدد مسافرتهای خانوادگی و گروهی و از طرف دیگر افزایش چندین میلیونی انواع خودرو و موتورسیکلت در شهرهای بزرگ به ویژه در کلانشهر پایتخت سرعت گرفت که طبعا موجب تاثیر در ساختارهای فیزیکی ترافیک و فکری و روحی رانندگان شده است. از همین احوال، نقش و نبود آن و مباحث حساس و شایان توجه منجمله توسعه و ارتقا سطح و عمق فرهنگگرایی در حوزههای آموزش، اخلاقمحوری، مسئولیتورزی مطرح میشود اما همچنان پیرامون نیازها و کاستیها مورد نقد و تجزیه است تا بلکه دامنه گستره تصادفات چروک خورد و همچنان سیر نزولی سرعت ایمنی در این زمینه استمرار داشته باشد.
بدون تردید حفظ سلامت جسم و روان یک حقیقت اصیل و ریشه حیات انسان است که به هر صورت تا سرحد نهایی باید از آن مراقبت کرد. اما یک مورد از سالهای گذشته تاکنون به نقل از صاحبنظران شنیده شده و در رسانهها هم مطرح شده آن است که هفتاد درصد علل حوادث خطای انسانی است. بر این مبنا طبعا انتظار بوده و است به همان نسبت روی فرهنگسازی و اخلاق مداری و کاهش خطاها برنامهریزی مانع و جامع صورت پذیرد. اگرچه خوشبختانه طی سالهای اخیر خبر از کاهش تصادفات داده شده است. شاید این کاستن جزیی از آن هفتاد درصد مذکور باشد که در آن صورت این رقم کهنه صحت نخواهد داشت و با تمهیدات و برنامهریزیهای تاثیرگذار در مقابله با تخلفات رانندگی و حوادث تلخ و جبرانناپذیر کمترین رقم یابد.
مروری بر حوادث گذشته و سایه روشنهای رانندگی
«براساس آمار منتشره راهنمایی و رانندگی ناجا، طی سال 1381 در معابر درون شهری بیش از 351 هزار فقره تصادف رخ داده است. این آمار 34 درصد رشد نسبت به مدت مشابه سال قبل را نشان میدهد. در سال 1381 در معابر درون و برون شهری کشور 123 هزار و 275 فقره تصادف به علت عدم رعایت حق تقدم، 12 هزار و 407 فقره تصادف به علت سرعت غیرمجاز و 32 هزار و 82 فقره تصادف به علت انحراف به چپ رخ داده است. بررسی و تجزیه و تحلیل گزارش تصادفات نشان میدهد که در اکثر آنها، خطای عامل انسانی و عدم رعایت دقیق قوانین و مقررات راهنمایی و رانندگی توسط رانندگان وسایل نقلیه و عابران پیاده علت اصلی وقوع سانحه میباشد.»
البته این آمارها مربوط به بیش از یکدهه گذشته است و منظور از طرح آن، عبرت گرفتن از خطاها و دانستن علل و عوامل حوادث رانندگی در کشور است. آمارهای چند سال اخیر گویای کاهش درصد تلفات تصادفات در کشور میباشد.
موتورسیکلت و حادثهآفرینی آن
موتورسیکلت یک وسیله دیگر حمل و نقل در چرخه رانندگی و ترافیک شهری است. بنابراین راندن آن نیز مستلزم مراعات نکات و مقررات راهنمایی و رانندگی است.
این وسیله موتوری دو چرخ و بعضا سه چرخ به لحاظ ویژگیهایی از جمله حجم و سوخت کم، قابلیت سرعت و تغییر سریع مسیر سبب افزونی استقبال و افزایش تولید نزد خیلی از مردم شده است که برخی وسیله معمول کارکرد شغلیشان میباشد.
با این اوصاف این مرکب موتوری با توجه به فرم ساختاری، ایمن نبوده و نیست. با این وجود، بیملاحظگی برخی نسبت به قوانین و توصیههای راهنمایی و رانندگی، شتابزدگی هیجانی، سرعت زیاد و گاه به صورت مانوری، چه بسیار عامل حوادث و صدمات زیانبار و گاه جبرانناپذیر انسانی هم برای راکب و هم دیگری شده است.
ادامه پرداختن به مسایل جامع و کامل و امکانات کاربری موتورسیکلت نیاز به فرصت دیگر دارد.
توصیه «ناجا» به موتورسواران
در بخشی از قوانین راهنمایی و رانندگی ناجا آمده است: رعایت کلیه قوانین راهنمایی و رانندگی توسط موتورسواران به منظور تامین امنیت عبور و مرور، آسایش شهروندان، تسهیل در رفت و آمد سایر وسایل نقلیه و عابران پیاده، بالا بردن ضریب ایمنی در سفرها و کاهش تلفات و ضایعات، الزامی است و با متخلفان برخورد قانونی خواهد شد.
«همچنین به موتورسواران توصیه میشود که به منظور حفظ سلامت و بالا بردن ضریب ایمنی خود و دیگران از انجام اعمال ذیل خودداری نمایند:
راندن موتورسیکلت در پیادهروها، دو ترکهسواری با موتورسیکلت در صورت نداشتن زین اضافی، راندن موتورسیکلت در حال رها کردن فرمان، بیاحتیاطی و عدم رعایت سرعت مطمئنه هنگام راندن موتورسیکلت در مواقع بارندگی و لغزنده بودن جادهها و خیابانها، عدم توجه کامل به جلو و عدم رعایت فاصله طولی و عرضی با وسایل نقلیه جلو و طرفین، حرکت در جهت مخالف مسیر، انجام حرکات آکروباتیک در خیابان مثل تکچرخ، انجام مانورهای غیرضروری به هنگام حرکت در معابر، حمل بار و سرنشین اضافه، نداشتن تجهیزات لازم از قبیل چراغهای جلو، عقب و راهنما، آیینه و کلاه ایمنی، استفاده از تلفن همراه به هنگام رانندگی با موتورسیکلت.»
توزیع عوامل حوادث
«70 درصد اشتباه راننده، 20 درصد نقص فنی، 10 درصد عابران، عوامل حوادث رانندگی میباشند.»
این اعتقاد یک راننده اتوبوس با 25 سال سابقه کار است! و علاوه بر بیان عواملی که باعث حوادث رانندگی میشود بر ملاحظه قوانین هم تاکید میکند.
«نظری» در خصوص دلایل تصادفات میافزاید: «رانندهای که از صبح تا شب در ترافیک مشغول رانندگی است با مشغلههای فکری و گرفتاریهای مالی، امنیت در رانندگی او کم میشود و طبیعی است این نوع رانندگی در شرایط دشوار، هم برای راننده و هم برای سرنشینان مشکلساز و خطرآفرین است.
او دارای دو فرزند یکی مهندس کمپرس یک تشکیلات اداری و دیگری مدیرکل فروش ادوات پزشکی است از او میپرسم رانندگی آنان چطور است. - «موقعی که من در ماشینشان هستم مقررات رانندگی مراعات میشود.»
وی در ادامه با این اظهار که از مجموعه کار و امور زندگیش به درستی استفاده کرده است نیز درباره سلامت و سعادتمندی چنین نگرشی دارد که در دنیا اکثریت مردم در گذرای زندگی خوشبختند اما یک گروه اصلا معنی خوشبختی را نمیدانند چون به معنی و چطور زندگی کردن برای آسودگی خاطرنشان توجه نمیکنند، ولی یک عده در هر حال قدر زندگی را درک کرده و از آنچه کم و زیاد دارند به خوبی بهره میبرند. این دسته و امثال آنان در رانندگی هم از قوانین برای امنیت خود و هموطنانشان اطاعت میکنند.»
... خود رانندهها هم معترض یکدیگرند
«مسئله ناامنی رانندگی در شهر و راههای بیرون از شهر از خطر آلودگی هوا برای مردم وحشتناکتر و نگرانکنندهتر شده است.
جسارت و بیحرمتی علنی برخی از رانندهها به جایی رسیده که خود آنها هم نسبت به هم معترض میشوند چون باعث ترافیک و انحراف ناگهانی و سبقت گرفتن نابهجا از همدیگر میشوند.»
این گلایه یک شهروند به نام «محسن رجبی» از رانندگی بد و بیدقت این گروه از افراد است. وی میگوید: «خیلی از موتورسواران بدتر از ماشینسوارها هستند. حتی آدم در پیادهروها هم آسودگی و امنیت ندارد. از بین جمعیت با زور و بدون ملاحظه به بچه و زن و مرد و سالخورده عبور میکنند. اگر کسی اعتراضی کند، ناراحت میشوند.»
میپرسم راه و علاج این مشکلات را در چی میدانی؟ لبخند میزند میگوید: « هیچی! از خانه بیرون نیایم. بعد: هر چند گاه میبینیم پلیس آن عده از موتورسوارهای خلافکار که مدارک یا مشکل دیگر دارند را متوقف میکند و موتورشان را توقیف میکند. ولی باید یک کار اساسی کرد. جریمه کارساز نیست. مدتی آموزش داده شوند. مدتی محروم از راندن ماشین و یا موتور شوند تا متنبه شوند بفهمند و آسایش مردم را جدی بگیرند.»
مثلث نیاز راننده
تأثیر وضعیت و دشواری شرایط جوی بر خوی انسانی و نظم عبور و مرور، لزوم مسئولیتپذیری هر راننده و عابر در اجرای مقررات و مسئله ترافیک و رفت و آمدها از مباحث مهم دیگری است که باید مورد بررسی قرار گیرد. به اعتقاد کارشناسان امور حملونقل نیاز راننده به داشتن فرهنگ و تجربه بالا و اطلاعرسانی کافی از مسایل فنی ضرورتی لازم و برای احساس حالات روانی خوب به خصوص در جادههای خارج از شهر است. در گذشته این تصور غلط وجود داشت که عامل تصادف فقط حالت روانی راننده است. درصورتی که رانندگی در شرایط جغرافیایی سخت و آب و هوای نامناسب یا مواجه شدن با عوامل خارجی غیرمنتظره یا ابتلا به بیماریهای جسمی، احساس خستگی، گرسنگی و... اثرات محسوس بر اخلاق و روش رانندگی و در نتیجه نظام عبور و مرور میگذارد.
رضا فتحی کارشناس امور حملونقل در مورد این مسئله معتقد است: «عبور و مرور خودروها، متناسب بودن قوانین و مقررات، اصلاح و بازنگری آنها براساس نیازهای انسانی در شهر و خارج شهر لازم و ضروری است. فرد راننده یا عابر، مهندس یا کارشناس ترافیک، در کمال صداقت باید مسئولیت اجرای قوانین و مقررات ترافیک و عبور و مرور را بپذیرد. ولی وقتی مسایل مهم و حیاتی خارج از حد توانایی انسان اتفاق میافتد، عکسالعملهای ضعیفتر و باکیفیتهای پایینتری، به دلیل شرایط عارض شده بروز میکند که نشان دهنده کاهش تواناییهای فکری و جسمی است.
راهگشایی رهایی از تصادفات
«موضوع دیگر، راهکار چند ضلعی است که انسان را از تصادفات و مرگ و میر رانندگی میرهاند.» این کارشناس با این مقدمه اضافه میکند: «مشکل عبور و مرور و حوادث تأسفبار حاصله از آن، ممکن است براثر اشکالات فنی خودرو یا شخصیت روانی راننده باشد. به همین دلیل لازم است سیستم عبور و مرور، مرتب بازنگری و در محدوده قابلیتهای آن اصلاح شود. مورد دیگر آن که انسان پس از شناخت تواناییهای جوانی خود و میزان برخورداری از صفات خوب اخلاقی، باب تازهای را باز میکند تا درآینده از محدودیتهای عبور و مرور، آزاد و نهایتاً از مرگ و میر در تصادفات رهایی یابد.
رفتار تهاجمی در رانندگی
فتحی در بخش دیگری از صحبتهای خود رفتارشناسی رانندگان را مورد نقد و بررسی قرار میدهد. وی در این مورد ضمن تعریفی از رفتار تهاجمی در رانندگی میگوید: «رفتار تهاجمی در رانندگی به آن دسته از رانندگانی اطلاق میشود که راننده متأثر از سلطه احساسات و هیجانات نامتعادل و نامعقول باشد. به عبارت دیگر آمیزهای از تکوین تدریجی شناختهای حاصل از چگونگی قرار گرفتن پشت فرمان اتومبیل، رفتارهای کلامی و حرکتی از دوران کودکی تا زمان اسکان رانندگی و احساسی که به تناسب آن به صورت خوشایند یا ناخوشایند در هر فردی به وجود میآید و نگرش یا بازخورد او را نسبت به چگونگی رفتار تهاجمی در رانندگی تشکیل میدهد و ریشه در اعماق وجودی هر فرد دارد.
وی میگوید: کودکان و نوجوانان سالها قبل از آن که واجد شرایط قانونی رانندگی شوند به تدریج با رفتارهای کلامی و غیرکلامی الگوهای مختلف بزرگسالان هنگام رانندگی آشنا میشوند.
«راهنمایی و رانندگی ناجا- هیجانزدگی یا هیجانخواهی و یا آزردگی هیجان در رانندگی را متأثر ار سه مؤلفه اصلی دانسته است: وجود خصیصههای شخصیتی ناشکیبا، بیقراری و بیدقتی در امور، قدرتطلبی و زورمداری، بیپروایی و یاغیگری خیابانی (جادهای).»