چالش سفارشیسازی
نخستین نشست علمیپژوهشی «مبانی نظری و پیشینهشناسی سینمای ایثار» در سومین جشنواره ملی فیلم و فیلمنامه ایثار، با حضور زهرا حیاتی، دانشیار پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، محمدحسن شاهنگی، پژوهشگر سینما، سعید مستغاثی، منتقد سینما و مصطفی اسدزاده، عضو پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، در خبرگزاری فارس برگزار شد.
سعید مستغاثی، منتقد و مدرس سینما، با اشاره به ریشههای تاریخی مفهوم فداکاری و ایثار در ادبیات و هنر اظهار کرد: مفهوم فداکاری و گذشت از گذشته در ادبیات ما وجود داشته و سینما نیز تا حد زیادی از ادبیات تأثیر گرفته است. ایثار و فداکاری از همان سالهای ابتدایی تاریخ سینما در آثار مختلف جهان حضور داشته و ریشهای قدیمی در روایتهای سینمایی دارد.
وی با تأکید بر اینکه ایثار میتواند در موقعیتهای مختلف انسانی و اجتماعی معنا پیدا کند، افزود: فداکاری تنها به روابط خویشاوندی یا میدان جنگ محدود نیست و میتوان نمونههای متعددی از آن را در تاریخ سینمای جهان پیدا کرد.
مستغاثی با انتقاد از نحوه داوری و انتخاب آثار در برخی جشنوارههای سینمایی گفت: متأسفانه در بسیاری از جشنوارهها نگاه صرفاً سینمایی و زیباییشناختی به آثار وجود ندارد. گاهی فیلمی صرفاً بهدلیل موضوعی که به آن پرداخته، مورد توجه قرار میگیرد؛ در حالی که باید بررسی کرد آیا ساختار، زیباییشناسی و کیفیت سینمایی اثر نیز مورد توجه بوده است یا خیر.
این منتقد سینما ادامه داد: نمیتوان صرفاً بهدلیل اینکه فیلمی درباره دفاع مقدس ساخته شده است به آن جایزه داد. در جشنوارههای معتبر جهان نیز فیلمهای بسیاری با موضوعات مختلف حضور دارند که ملاک انتخاب آنها صرفاً موضوع نیست، بلکه کیفیت سینمایی و ساختار اثر اهمیت دارد.
وی با بیان اینکه سینما با دستور و بخشنامه شکل نمیگیرد، تصریح کرد: نمیتوان برای سینماگر تعیین کرد که چه چیزی بسازد و انتظار داشت نتیجه مطلوب حاصل شود. سینما و مفاهیم فرهنگی باید از دوران کودکی و در مسیر آموزشوپرورش شکل بگیرند. انسانها باید از همان سالهای ابتدایی زندگی با مفاهیم فرهنگی و هنری آشنا شوند تا این مفاهیم بهتدریج در ذهن و نگاه آنها نهادینه شود.
مستغاثی با اشاره به تأثیر ماندگار آثار سینمایی خوب گفت: فیلمی که خوب ساخته شده باشد، تأثیر خود را بر نسلهای مختلف میگذارد و برای ماندگاری آن لزوماً نیازی به هزینههای تبلیغاتی گسترده نیست. بسیاری از آثار چارلی چاپلین نیز در لایههای مختلف خود به مفهوم ایثار و فداکاری میپردازند.
این منتقد سینما با اشاره به اهمیت شناخت بازیگر و قرار دادن او در فضای مناسب نقش اظهار کرد: در آثار علی حاتمی میدیدیم که بازیگر در فضای خاصی قرار میگرفت و نقشها متناسب با شناختی که کارگردان از ویژگیهای او داشت، نوشته میشدند. این شناخت و فضاسازی در شکلگیری یک اثر موفق اهمیت دارد.
وی همچنین با انتقاد از نبود اشتراک معنایی در حوزه فرهنگ و آموزش گفت: امروز با نوعی دوگانگی در نظام آموزشی و رسانهای مواجه هستیم. رسانهها و فضای فکری جامعه بر شکلگیری نگرش افراد تأثیر میگذارند و اگر نتوانیم در این حوزه نقشآفرین باشیم، جریانهای دیگر مفاهیم و الگوهای خود را به نسل جدید منتقل میکنند.
مستغاثی با اشاره به نمونهای از پاسخ یک دانشآموز درباره الگوی شخصیتی خود بیان کرد: وقتی از یک دانشآموز کلاس دوم ابتدایی خواسته میشود خودش را شبیه یک شخصیت بداند و او نام شکیرا را مطرح میکند، باید درباره تأثیر رسانهها و الگوهایی که در اختیار کودکان قرار گرفته است، تأمل کنیم. این موضوع نشان میدهد که ما در انتقال الگوهای مورد نظر خود به نسل جدید با چالش مواجه هستیم.
وی با تأکید بر ضرورت بازنگری در نظام آموزشی خاطرنشان کرد: باید تاریخ تمدنی و فرهنگی خود را به نسل جدید آموزش دهیم. ما نمیتوانیم تمام انتظارات خود را از سینماگران داشته باشیم، بدون آنکه زمینههای فرهنگی و آموزشی لازم را فراهم کرده باشیم. به تعبیر رهبر شهید، باید از خود بپرسیم ما چه چیزی به سینماگر دادهایم که اکنون از او انتظار تولید آثار مورد نظرمان را داریم؟
زهرا حیاتی، دانشیار پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، نیز در این نشست با طرح این پرسش که آیا سینمای ایثار صرفاً سینمای جنگ و دفاع مقدس است یا مفهومی گستردهتر دارد، ادامه داد: باید مشخص کنیم که سینمای ایثار را صرفاً با حضور شخصیتهای فداکار میشناسیم یا این مفهوم ظرفیتهای دیگری نیز دارد. همچنین باید ببینیم آیا توانستهایم برای ایثار در سینمای ایران هویت و نشانههای مشخصی تعریف کنیم یا خیر.
این پژوهشگر با اشاره به نمونههایی از تولیدات انیمیشنی مرتبط با جنگ توضیح داد: در بررسی برخی انیمیشنهای لگویی که درباره جنگ ساخته شدهاند، میبینیم که سازندگان برای نمایش هویت ایرانی از عناصر مشخصی مانند رخش، درفش کاویان و کوه دماوند استفاده کردهاند. این موضوع نشان میدهد که عناصر هویت ملی چگونه در یک اثر تصویری بازنمایی میشوند.
حیاتی تصریح کرد: پرسش اینجاست که آیا در سینمای ایثار نیز نشانهها و مؤلفههایی داریم که بتوانند ایثار ایرانی را در سطح هویت ملی معرفی کنند؟ چرا با وجود گذشت بیش از چهار دهه، هنوز نمیتوانیم مفهوم ایثار ایرانی را بهدرستی در سینما تصویر و مفهومسازی کنیم؟
محمدحسن شاهنگی، پژوهشگر سینما، با بیان اینکه سینمای ایثار از جمله گونههای کمتر مورد توجه در سینمای ایران است، اظهار کرد: سینمای ایثار یک سینمای مظلوم است و معمولاً در سایه سینمای جنگ و دفاع مقدس قرار میگیرد؛ در حالی که مفهوم ایثار فراتر از این حوزه است و موضوعاتی مانند مدافعان سلامت و مدافعان وطن را نیز در بر میگیرد.
وی با اشاره به ظرفیتهای گسترده اینگونه سینمایی افزود: سینمای ایثار از نظر ژانری میتواند ذیل سینمای معناگرا و اخلاقمحور قرار بگیرد، اما ظرفیتهای آن به این دستهبندیها محدود نمیشود. حتی ارتباط میان سینمای ایثار و ژانر تخیلی نیز میتواند زمینهای برای پژوهش و طرح موضوعات تازه باشد.
این پژوهشگر سینما با اشاره به ظرفیت شخصیتپردازی در آثار مرتبط با ایثار ادامه داد: ما در سینمای ایثار با گستره متنوعی از قهرمانان و شخصیتها مواجه هستیم و میتوانیم از منظر نشانهشناسی و رمزگان سینمایی به این آثار بپردازیم. در این میان، رمزگان زیباییشناختی اهمیت ویژهای دارد.
وی با بیان اینکه روایت سینمای ایثار هم دشوار و هم آسان است، درباره امکان انتقال مفاهیمی مانند شهادت و ایثار به مخاطب خارجی گفت: اگر بخواهیم مفهوم شهادت را برای مخاطب خارج از کشور منتقل کنیم، آیا این کار شدنی است؟ ایثار و رشادت نیز اشتراکات زیادی با مفهوم شهادت دارند و باید برای انتقال این مفاهیم به زبان سینما فکر کنیم.
شاهنگی با تأکید بر اهمیت مردمیبودن تولیدات فرهنگی اظهار کرد: آنجا که یک اثر با رویکرد مردمی و خودجوش تولید شده، ماندگاری بیشتری داشته است؛ اما در مواردی که با سفارشسازی از نوع منفی مواجه هستیم، نتیجه مطلوب به دست نمیآید. به اعتقاد من، برای موفقیت سینمای ایثار باید از سفارشسازی منفی جلوگیری کنیم و میدان را به مردم و خلاقیت هنرمندان بسپاریم.
مصطفی اسدزاده، عضو پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، با طرح پرسشهایی درباره مواجهه سیاستگذاران سینمای ایران با مفهوم ایثار پس از انقلاب اسلامی اظهار کرد: برای بررسی وضعیت سینمای ایثار باید به سه پرسش پاسخ دهیم؛ نخست اینکه سیاستگذاران سینمای ایران پس از انقلاب چه مواجههای با مفهوم ایثار داشتهاند، دوم اینکه برداشت آنها از سینمای ایثار چه بوده و سوم اینکه برای سیاستگذاری درست در این حوزه چه باید کرد.
وی با اشاره به بررسی اسناد و یافتههای پژوهشی درباره سیاستگذاری سینمای ایران افزود: از ابتدای تأسیس بنیاد سینمایی فارابی، سیاستگذاران بهدنبال شکلدادن به سینمایی ملی، اسلامی و انقلابی بودند و معتقد بودند انقلاب سال ۱۳۵۷ باید در متن سینما جریان داشته باشد.
اسدزاده ادامه داد: در این نگاه، سینمای مطلوب باید با فرهنگ اسلامی و انقلابی پیوند داشته باشد و مفاهیمی مانند شهادت، مقاومت، فداکاری، دفاع از میهن و ارزشهای اخلاقی در آن بازتاب پیدا کند. این موضوعات در منظومه ارزشی سیاستگذاران سینمایی پس از انقلاب قرار داشت و بهعنوان موضوعاتی برای حمایت و هدایت نهادی مورد توجه بودند.
این پژوهشگر با اشاره به نحوه مواجهه سیاستگذاران با سینمای جنگ و دفاع مقدس گفت: این مواجهه صرفاً به تأیید محتوایی یا توصیه به فیلمسازان محدود نبود، بلکه حمایت از تولید فیلمهای جنگی، ایجاد سازوکارهای حمایتی و توجه به صلاحیت فیلمسازان و محتوای فیلمنامهها را نیز در بر میگرفت. در این مسیر، مفاهیمی مانند معنویت، مقاومت و عشق به خانواده بهعنوان مؤلفههای مورد توجه مطرح شدند.
اسدزاده با تأکید بر ضرورت تفکیک مفهوم ایثار در معنای محدود و گسترده آن گفت: در بررسی سیاستگذاری سینمایی باید میان ایثار در معنای خاص، یعنی فداکاری در میدان جنگ و دفاع مقدس، و ایثار در معنای گستردهتر آن، شامل گذشت، همدلی و مسئولیتپذیری در مناسبات اجتماعی و انسانی، تفاوت قائل شد.
وی در ادامه با اشاره به نبود توافق در تعریف سینمای ملی اظهار کرد: یکی از مسائل مهم در سیاستگذاری سینمای ایران، نبود اشتراک مفهومی میان سیاستگذاران درباره سینمای ملی بوده است. در طول چهار دهه، همواره درباره اینکه سینمای ملی چیست و کدام گونه سینمایی میتواند نماینده آن باشد، اختلافنظر وجود داشته است.
اسدزاده در پایان به مسئله کمتوجهی به نسبت میان ارزشهای فرهنگی و تجربه مخاطب بهعنوان یکی دیگر از محورهای قابل بررسی در سیاستگذاری سینمای ایثار اشاره کرد.