آخرین فشار کمپین انتخاباتی
دفتر پژوهشهای مؤسسه کیهان
با ورود به دو ماه آخر، متوجه شدم تیمهای تبلیغاتی ما بازخورد داخلی به موقع در مورد متنهای ویدئویی خود دریافت نمیکنند. وقتی لری ویتزنر1، مشاور سیاسی مبارزات انتخاباتی، مشکل را برای من توضیح داد، به او گفتم از روند تأیید صرف نظر کند و فقط پول را برای تبلیغات خرج کند.
من آنها را به ترامپ نشان میدادم و تأیید او را میگرفتم. با راجر ایلز2 که اخیراً از فاکس نیوز استعفا کرده بود تماس گرفتم و از او خواستم بر وایتزنر نظارت کند و فیلمنامههای تبلیغاتی ما را ویرایش کند. او موافقت کرد و وایتزنر از نزدیک با او همکاری کرد تا برخی از مؤثرترین محصولات تبلیغاتی ما را در آخرین مراحل بسازد.
ترامپ عمدتاً روی پیام خود پافشاری میکرد، جمعیت در تظاهرات ایالتهای خاکستری رو به فزونی میرفت و ما دهها میلیون دلار از کمکهای مالی کوچک به صورت آنلاین جمعآوری میکردیم- پیام محکمی مبنی بر اینکه مردم پیامهای ما را دریافت میکنند. برخی از نظرسنجیهای داخلی نشان میداد ترامپ پیشی گرفته است. ما از گردابهای بسیاری جان سالم به در برده بودیم که هر سیاستمدار سنتی را غرق میکرد. با این حال، بزرگترین جنجال هنوز در راه بود.
روز جمعه، 7 اکتبر، زمانی که ترامپ در حال آماده شدن برای دومین مناظره با هیلاری بود، هوپ هیکس3 پرسشی از واشنگتن پست4 دریافت کرد.
آنها ویدیویی از مکالمه مبتذل ترامپ با بیلی بوش5 در زمان حضورش در برنامه اکسسهالیوود6 پیدا کردند. من آن شب تا دیر وقت در برج ترامپ ماندم تا به ترامپ کمک کنم تا یک عذرخواهی را آماده کند، او آن شب آن پیام را به صورت یک پیام ویدیویی ضبط و منتشر کرد. این اولین بار از زمان ازدواج من و ایوانکا بود که در برگزاری منظم مراسم مذهبی شنبه بینظمی میکردم. از سخنان پدر همسرم متأسف شدم، اما همانطور که از خانوادهام آموخته بودم، بخشش به معنای آن است که تخلفات گذشته افراد را بازگو نکنم.
روز بعد، رینس پریباس7، رئیس کمیته ملی جمهوریخواه از واشنگتن دیسی آمد. او به ترامپ گفت: «شما دو انتخاب دارید: حالا کنار بکشید یا در بدترین شکست تاریخ انتخابات ریاستجمهوری شکست بخورید». بقیه مات و مبهوت به هم نگاه کردیم. هر کسی که ترامپ را میشناخت، میدانست که احتمال خروج او صفر است. در همین حال متوجه شدیم صدها نفر در مقابل برج ترامپ تجمع کردهاند تا حمایت خود را از او اعلام کنند. ترامپ اصرار داشت برای تشکر از آنها بیرون برود. سرویس مخفی به سرعت وارد عمل شد و ده دقیقه بعد ترامپ پایین آمد و بدون آمادگی قبلی صحبت کرد. تصویری که در خیابان پنجم توسط طرفداران دوستداشتنی ایجاد شده بود، تنها تصویری بود که ما به آن نیاز داشتیم تا از درخواست ترامپ برای کنارهگیری جلوگیری کنیم و روز بعد به مناظره برویم. ترامپ در ادامه، کار شگفتانگیزی را انجام داد و مانند آتش زیر خاکستر دوباره گُر گرفت. ما به بازی برگشته بودیم.
روز انتخابات نزدیک بود و کمپین وارد آخرین فشار خود میشد. من از مدیران سیاسیمان در ایالتهای خاکستری پرسیدم چقدر پول نیاز دارند تا برنده شوند. کل مبلغی که آنها درخواست کردند از 25 میلیون دلار فراتر رفت. وقتی اعداد را به بیل استپین نشان دادم، او یک نگاه به آنها انداخت و گفت: «تنها 1.25 میلیون دلار از این مقدار، میتواند تفاوت ایجاد کند. مدیران ایالتی در حال افزایش بودجه درخواستی خود هستند، بنابراین در صورت شکست، میتوانند به مراجعهکنندگان آینده خود بگویند که اگر پول کافی به آنها داده میشد، برنده میشدند.» من با توصیه بیل پیش رفتم، زیرا میدانستم که اگر بیش از حد خرج کنیم و باز هم در انتخابات شکست بخوریم، کلیان کانوی و استیو بنن گموگور خواهند شد و من باید کسی باشم که از ترامپ میخواهد چک دیگری بنویسد. قرار نبود خودم یا او را در آن موقعیت قرار دهم، مگر اینکه متقاعد شده باشم که هر دلار خرج اضافی، ما را به پیروزی نزدیکتر میکند.
ترامپ مانند یک گلادیاتور در صحنه بود و در روزهای پایانی، پیدرپی سخنرانی داشت. با علم به اینکه توئیتهای بیانضباط و کامنتهای بیمقدمه قبلی او به شانس پیروزیاش نزد برخی از رأی دهندگان آسیب رسانده است؛ به شدت میخواست برنده شود، اما باز هم بر پیام خود پافشاری میکرد. او در یک تجمع در پنساکولا، فلوریدا 8، در مقابل هزاران طرفدار به شوخی گفت: «ما باید خوب و باحال باشیم... بدون موضوعات انحرافی، دونالد، خوب و آسان، خوب و آسان.»
ترامپ در شب پایانی مبارزات انتخاباتی خود در مقابل یک محوطه پر ازدحام در نیوهمپشایر از خانواده خود تشکر کرد. «من در مورد همه این جایگزینها (جایگزینهایی برای نامزدی در انتخابات از سوی حزب دموکرات ) برای هیلاری کلینتون خواندهام، اما من خانوادهام را داشتم. من بهترین حمایتگرها را داشتم.»
پینوشتها:
1. Larry Weitzner
2. Roger Ailes
3. Hope Hicks
4. Washington Post
5. Billy Bush
6. Access Hollywood
7. Reince Pribus
8. Pensacola, Florida