واگذاری مؤلفههای قدرت به امید لبخند کدخدا!
تازهترین تقلاهای جریان همسو با غرب برای بازتولید خط تسهیل «تسلیم» در حالی با رپرتاژ آگهی روزنامههای زنجیرهای جریان مدعی اصلاحات کلید خورده که بانیان خسارت، این بار نیز در پوشش «اصلاح موضع» به دنبال گره زدن معیشت و امنیت کشور به خیمهشببازیهای واشنگتن افتادهاند.
محمدجواد ظریف در مصاحبه اخیر خود با ادعای اینکه «اگر شرایط تغییر کند، اصلاح موضع، ضعف نیست؛ پافشاری بر تصمیم اشتباه هزینه دارد»، تلاش کرده تا راه را برای نسخه جدیدی از امتیازدهی هموار کند؛ غافل از اینکه هزینه واقعی را نه در پافشاری بر حقوق ملت، بلکه در همین «اصلاح موضعهای» تسلیمطلبانه باید جستوجو کرد.
او در حالی از لزوم «طراحی سازوکارهای راستیآزمایی» سخن میگوید که باید از او پرسید وقتی خود شما اعتراف میکنید «در روابط بینالملل تضمین مطلق وجود ندارد»، چطور دوباره با گره زدن همه چیز به امضای یک قمارباز بدعهد، پیشنهاد میدهید که ایران برای جلب رضایت دشمن از ابزارهای قدرت خود عقبنشینی کند؟
این تناقض آشکار دقیقاً همان نقطهای است که نشان میدهد نسخه جدید آقایان برای «پر کردن دست ترامپ»، معنایی جز خالی کردن دست ملت ایران و به حراج گذاشتن مؤلفههای بازدارندگی ندارد.
تکرار این فرمول شکستخورده با این توجیه که «سیاست خارجی میدان تعصب نیست، میدان انتخاب میان گزینههای واقعی است»، پاک کردن صورت مسئله است؛ چرا که در منطق استوار مقاومت، انتخاب میان گزینهها به معنای تسلیم در برابر زیادهخواهی نیست.
ظریف در حالی نسبت به تجمعات و انسجام ملی هشدار میدهد و مدعی است «طرف مقابل ممکن است چنین تجمعهایی را نشانه شکاف داخلی تعبیر کند» که دقیقاً همین اظهارات و تئوریپردازیهای وادادگی است که با ایجاد دودستگی، به دشمن سیگنال ضعف میدهد و محاسبات او را برای اعمال فشار بیشتر تشویق میکند. مرز میان دیپلماسی عزتمندانه و دیپلماسی ذلتبار همینجاست؛ جایی که پیادهنظام جریان تسلیمی بهجای درس گرفتن از خسارتهای برجام، همچنان دراز کردن دست تمنا به سمت کدخدا را نسخه نجات کشور میپندارند، غافل از اینکه اراده پولادین ملت مبعوث با این بازیهای رسانهای هرگز به عقب بازنخواهد گشت!