خاموشکردن لامپ اضافی در حضور فرماندهان جبهه
شاید یکی از زیباترین لحظات و دقایق زندگی جنگی همه فرماندهان و رزمندگان کلیدی، دیدارهایی بود که بعد از پایان عملیاتها با حضرت امام خمینی داشتند.
با دیدن آن پیر فرزانه، گویی خستگی عملیات از جانها میرفت و بر داغ یاران شهید، آبی به خنکای حضور آن رهبر بزرگ پاشیده میشد.
از آن دیدارها چندتایی از بقیه برایم خاطرهانگیزتر است؛ از این جهت که درسهای بزرگی آموختم.
در این دیدارها، ششدانگ حواسها به کوچکترین کنشهای آن مرد آسمانی بود که در هر کدام حکمتی نهفته بود که برایمان از خواندن دهها کتاب اخلاق و عرفان تأثیر بیشتری داشت. در یکی از این دیدارها بود که تا امام آمد در اتاق و روی صندلی نشست، شهید حسن باقری اجازه خواست با دوربینی که خودش آورده بود، دو سه عکس یادگاری بگیرد.
امام گفت: «چه ایرادی داره پسرم؟!» یکی از محافظها اشاره کرد فلش دوربین برای چشم امام خوب نیست، حسن لامپ اتاق را روشن کرد تا عکسها خراب نشود. زود سه چهار عکس پشت سر هم گرفت و نشست روی
.
سکوت بر اتاق حاکم شد. آقای(محسن) رضایی آماده ارائه گزارش بود که امام از روی صندلی بلند شد.
همه همراه او بلند شدند و با تعجب به هم نگاه کردند.
امام از کنار فرماندهان رد شد و رفت طرف کلید برق و چراغ را خاموش کرد.
در آن وقتِ روز نیازی به لامپ نبود، اما برای همهمان جالب بود که چرا هیچکس به این قضیه توجه نداشت و جالبتر آنکه چرا امام به کسی دستور نداد چراغها را خاموش کند و خودش شخصاً بلند شد و کلید را زد!
*راوی: سردار «محمدجعفر اسدی» فرمانده لشکر 33 المهدی(عج)
در سالهای دفاع مقدس
کتاب «هدایت سوم» به نقل از دفاع پرس