غنیسازی ۹۰ درصدی باید در دستور کار ایران باشد
عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، با تأکید بر ضرورت حفظ و تقویت توان هستهای کشور، خواستار بررسی گزینه غنیسازی ۹۰ درصدی شد.
ابراهیم رضایی، نماینده مردم دشتستان در مجلس شورای اسلامی و عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس طی گفتوگو با مهر اظهار داشت: اوباما به بخشی از واقعیتهای حوادث و رخدادهای هفت، هشت ماه اخیر اعتراف کرده است. امروز تقریباً در دنیا، بهجز اقلیتی محدود از اطرافیان ترامپ، کسی نیست که آمریکا را برنده این جنگ بداند. ما اکنون در نقطهای قرار داریم که با قاطعیت میتوانیم بگوییم پیروز قطعی جنگ و تجاوز نظامی ایالات متحده به ایران، جمهوری اسلامی ایران بوده است. ایران پیروز جنگ رمضان بوده و هست و دلایل آن نیز مشخص است.
آمریکاییها چیزی شبیه آنچه در ونزوئلا دنبال میکردند برای ایران نیز تصور کرده بودند
وی افزود: دشمن با اهداف مشخصی به کشور ما حمله کرد. رهبر و فرماندهان ما را ترور کرد، مردم و دانشآموزان ما را به شهادت رساند و به نقاط مختلف کشور آسیب وارد کرد. آنها از همان روز نخست نیز اهداف خود را اعلام کردند. همانطور که رهبر شهید انقلاب گفته بود، هدف آنها بلعیدن نظام جمهوری اسلامی ایران بود. ترامپ حتی در روزهای نخست اعلام کرد که نقشه ایران نیز به همین شکل باقی نخواهد ماند. آمریکاییها چیزی شبیه آنچه در ونزوئلا دنبال میکردند، برای ایران نیز تصور کرده بودند؛ به این معنا که ایران بهطور کامل در اختیار آمریکا قرار بگیرد و حتی تجزیه شود. این همان هدفی بود که آنها دنبال میکردند. صهیونیستها نیز با هدفی مشابه، به دنبال سوریهسازی جمهوری اسلامی ایران بودند. البته بهانههای دیگری نیز مطرح میکردند؛ از جمله نابودی توان نظامی و موشکی جمهوری اسلامی ایران و از بین بردن توان هستهای کشور.
رضایی گفت: دشمن نهتنها نتوانست توان نظامی و موشکی ما را از بین ببرد، بلکه خودشان نیز اکنون اذعان میکنند که ایران توانسته است قدرت نظامی خود را بازیابی کند. ضرباتی که ما در جریان جنگ به آنها وارد کردیم، نشان میدهد که قدرت نظامی جمهوری اسلامی ایران، قطعا بهمراتب بیشتر، بهتر، باکیفیتتر و مؤثرتر از وضعیت نهم اسفند است.
وی ادامه داد: وضعیت توان هستهای ما نیز به همین ترتیب است. شاید در حال حاضر در اصطلاح، در سیاست ابهام هستهای به سر ببریم، اما این یک واقعیت است که دشمن نتوانسته توان هستهای جمهوری اسلامی ایران را نابود کند. اگر توانسته بود چنین کاری انجام دهد، ترامپ هر شب این حرفها را تکرار نمیکرد که ایران نباید به بمب دست پیدا کند و اساساً وارد مذاکره نمیشد. اگر این موضوع را در کنار توسعه قدرت جمهوری اسلامی ایران و مؤلفههای قدرت کشور در جریان این جنگ قرار دهیم، ابعاد بیشتری از واقعیت روشن میشود. یکی از نمونههای آن، اعمال حاکمیت کامل و قاطع جمهوری اسلامی ایران بر تنگه هرمز است. چند روز پیش، تعداد کشتیهای عبوری از تنگه هرمز به صفر رسید و این یک واقعیت است.
چرخه تهدید، جنگ و مذاکره ترامپ
تکراری شده است
رضایی افزود: ممکن است در فضای مجازی بهگونهای نمایش داده شود که سنتکام یا ترامپ مدیریت تنگه هرمز را در اختیار دارند، اما در عمل، در دریا و در تنگه هرمز، این جمهوری اسلامی ایران و نیروهای مسلح ما هستند که اراده خود را بر دیگران تحمیل میکنند. این نیز یک واقعیت است.
عضور کمیسیون امنیت ملی اذعان کرد: چرخه تهدید، جنگ و مذاکره ترامپ بهتدریج تکراری شده است. زمانی تهدید میکرد که ناوهای آمریکایی با قدرت به سمت ایران حرکت میکنند؛ ناوها آمدند و جنگ نیز آغاز شد، اما به نتیجهای که مدنظر آمریکا بود نرسید. پس از آن، بار دیگر از فرصت دیپلماسی سخن گفته شد، دوباره تهدید به حمله مطرح شد و در نهایت، در لحظات پایانی، از فرصت دوباره برای مذاکره صحبت کردند. در برابر جنگ شناختی دشمن نیز باید مقاومت کنیم. این مقاومت به مشارکت همه مردم نیاز دارد. نباید فریب روایتهای دروغین، ماشین دروغپراکنی و جنگ روانی دشمن را خورد؛ جنگی که فرماندهی مستقیم آن بر عهده ترامپ و شخص نتانیاهو
است.
وی ادامه داد: برای نمونه، اخیرا ادعا شده است که یکونیم میلیارد بشکه نفت در این چند ماه از تنگه هرمز عبور داده شده است. اگر چنین حجمی از نفت از تنگه عبور کرده، چرا قیمت نفت اکنون به بیش از ۱۱۰ دلار رسیده است؟ این ادعاها، بخشی از جنگ ادراکی دشمن و تلاشی برای نشان دادن اینکه آمریکا در این جنگ شکست نخورده است، اما واقعیت این است که شکست خورده و تنگه هرمز به روی آنها بسته شده است. واقعیت این است که نباید در جنگ شناختی دشمن مغلوب شویم. جمهوری اسلامی ایران از مرحلهای عبور کرده که تهدیدهای نظامی، از جمله تهدید به استفاده از «مادر بمبها»، بتواند بر تصمیمات کشور تأثیر بگذارد.
رضایی درادامه اشاره کرد: اینکه دیپلماتهای ما در مذاکرات مواضعی را مطرح کنند، اما در میدان اتفاق دیگری رخ دهد، به خودی خود ارزشی ندارد. منظور این است که امروز باید مؤلفههای قدرت ملی خود را حفظ و تقویت کنیم. در رأس این مؤلفهها، مردم قرار دارند که بزرگترین سرمایه و مؤلفه قدرت کشور هستند. باید حمایت مردم را حفظ کنیم و به مسائل اقتصادی، اجتماعی و معیشتی آنها توجه جدی داشته باشیم. در کنار آن، حفظ توان نیروهای مسلح و تقویت قدرت نظامی کشور نیز از اهمیت اساسی برخوردار است.
آنها از موشکهای ما میترسند
وی افزود: قدرت موشکی و پهپادی ما از مؤلفههای مهم قدرت دفاعی کشور است، آنها از موشکهای ما میترسند و معتقدم اگر توان موشکی ما وجود نداشت، ممکن بود دشمن زیرساختها و ظرفیتهای کشور را بهطور گستردهتری هدف قرار دهد. بنابراین، قدرت نظامی، توان موشکی و پهپادی و همچنین توان هستهای، همگی از مؤلفههای قدرت ملی ما هستند و باید تقویت شوند.
رضایی ادامه داد: در حوزه هستهای نیز باید توانمندیهای خود را حفظ و تقویت کنیم. نهتنها نباید مواد غنیشده با غنای ۶۰ درصد را تحویل دهیم، بلکه معتقدم باید غنیسازی را تا سطح
۹۰ درصد نیز، متناسب با نیازها و کاربریهای مختلف، در دستور بررسی قرار دهیم. حتی موضوع پلوتونیوم نیز باید از منظر کاربردهای مختلف آن بررسی شود. کاربری پلوتونیوم که صرفا نظامی نیست و کاربریهای مختلف دارد؛ ما به آن نیاز داریم و باید تولید کنیم. اما اصل موضوع این است که توان هستهای کشور را به سادگی واگذار نکنیم.