تأملی بر شکاف میان عرضه و تقاضا در بازار مانتو(مقاله وارده)
سید ابوالحسن موسوی طباطبایی
۱. عرضه و تقاضا
در قلب اقتصادِ بازار رابطهای پیوسته و متقابل میان دو رکن اصلی یعنی «عرضه و تقاضا» برقرار است. رابطهای که از یکسو ریشه در «نیاز»ها و خواستههای افراد جامعه دارد و از سوی دیگر در فعالیت تولیدکنندگان برای «پاسخ»گویی به این نیازها نمود مییابد.
با وجود دگرگونیهای گسترده در شیوه زندگی و فعالیتهای اقتصادی انسان، اصل عرضه و تقاضا همچنان پابرجاست. از روزگار انسانهای اولیه که مبادله برای تأمين نیازهای روزمره به سادهترین شکل انجام میشد تا امروز که بازارها در گسترهای جهانی و با سازوکارهایی پیچیده فعالیت میکنند، شکل تولید، شیوه مبادله و دامنه نیازهای انسان متحول شده است، با این حال عرضه و تقاضا همچنان در تعامل با یکدیگر، مناسبات بازار را رقم میزنند.
۲. اقتصاد حلال در سرزمینهای غیرمسلمان
بازار، منطق خاص خود را دارد. تولیدکننده به دنبال مشتری است و سرمایه در جستوجوی فرصتهای سودآور. بیآنکه باورها و ارزشهای مورد قبول طرفینِ معامله، نقش تعیینکنندهای داشته باشد. آنچه در این میان اهمیت دارد، وجود نیاز از یکسو در بازار (تقاضا) و امکان تأمين آن همراه با صرفه اقتصادی از سوی دیگر است(عرضه). از همین رو بازار میتواند میان کسانی پیوند برقرار کند که شاید از نظر اعتقادی و فرهنگی، وجه اشتراکی نداشته باشند و صنعت غذای حلال
(Halal Food) در اروپا، نمونهای گویا از همین واقعیت است.
حضور میلیونها مسلمان به عنوان اقلیت دینی در کشورهای اروپایی، در کنار گردشگرانی که از کشورهای اسلامی به این سرزمین سفر میکنند، تقاضایی پایدار برای مواد غذایی و خدمات سازگار با موازین حلال، پدید آورده است. این تقاضا، بهتدریج از سطح نیازهای فردی و خریدهای متفرقه فراتر رفته و به شکلگیری بازاری گسترده انجامیده است. بازاری که فروشگاههای محلی، رستورانها، هتلها، تولیدکنندگان، شبکههای حملونقل و توزیع را در بر میگیرد.
همانگونه که اشاره شد برای شکلگیری چنین شبکهای، نه همباوریِ تولیدکننده و مصرفکننده ضرورتی دارد و نه اشتراک اعتقادی میان فعالان این زنجیره. اگر چه انگیزهها از یک جنس نیستند، اما در نقطهای به هم میرسند: نیاز مصرفکننده و منفعت اقتصادی تولیدکننده. مصرفکننده در جستوجوی محصولی است که با دین و اعتقاد او سازگار باشد و تولیدکننده، با شناخت این نیاز و محاسبه هزینهها و منافع، امکان عرضه آن را فراهم میکند. بازار غذای حلال در اروپا[و آمریکا] به روشنی نشان میدهد که مبادله اقتصادی لزوما بر همفکری یا اشتراک در باورها استوار نیست.
۳. تقاضایی که بازار به آن پاسخ نمیدهد!
اکنون میتوان از منطق عمومی بازار به مسئلهای ملموستر و در عین حال، بهمراتب تأملبرانگیزتر رسید. موضوعی که نه در سرزمینی بیگانه با اسلام، بلکه در ایرانی رخ میدهد که هویت فرهنگی و اجتماعی آن بر پایه ارزشهای اسلامی بنیان نهاده شده است.
حجاب برای زن مسلمان ضرورتی شرعی و بخش مهمی از پایبندی دینی او به شمار میرود. با این وصف، سالهاست پرسشی ساده اما تکاندهنده پیش روی ما قرار گرفته است: اگر زنی بخواهد مانتویی ساده، پوشیده و محجوب تهیه کند، آیا بازار پوشاک بهآسانی این نیاز را برآورده میسازد؟
پاسخ را باید در تجربه روزمره خریداران جستوجو کرد. در ابتدا به نظر میرسد تهیه چنین لباسی، یک امر عادی و بدون حاشیه به شمار رود. اما عملا برای بسیاری از زنان در تهران و شهرهای مختلف کشور، چنین موضوعی به تجربهای جانکاه و فرساینده تبدیل شده است. از سالها و حتی دهههای گذشته تا به امروز، بانوان بسیاری پیوسته اظهار نمودهاند که برای خرید مانتویی متعارف، به بازارها و فروشگاههای مختلف مراجعه کرده و با وجود جستوجوی طولانی، کمتر به مطلوب خود دست یافتهاند.
در عوض، آنچه که از سوی فروشندگان به آنان ارائه شده و میشود تکهپارچههایی بدون تناسب در گونهها و رنگهای مختلف است که نام مانتو بر خود دارند! جلوباز، تنگ، کوتاه، نازک، بدننما و طرحهایی که از اساس، پوشیدگی را به استهزا و سُخره گرفتهاند!
برخی تولیدات نامتعارف چنان آشکارا هنجارهای پوشش را نادیده میگیرند که احتمال تولید غیررسمی و زیرزمینی آنها مطرح میشود. اما همین محصولات در فروشگاههای رسمی عرضه میگردند. از سوی دیگر عدهای از زنان پس از جستوجوی مکرر و ناکامی در یافتن مانتوی پوشیده، به گفته خود، از خواستهشان چشم پوشیده و به گزینههای موجود تن دادهاند.
همه حلقههای بازار درباره سهم خود نسبت به وضعیت موجود متعهد به پاسخگویی هستند و هیچکدام نباید با استناد به قصور دیگران از توضیح عملکرد خود شانه خالی کنند. زیرا شکلگیری این نابسامانی به همان اندازه که در نتیجه نهائی آشکار است در تصمیمها، ترک فعلها و کوتاهیهایی ریشه دارد که این وضعیت را رقم زدهاند.
4. لباس کالایی فرهنگی
لباس یکی از آشکارترین شاخصهای هویت فرهنگی یک ملت است و مردم در شیوه پوشش خود، بخشی از تاریخ، باورها و ارزشهایشان را بازتاب میدهند. از همین رو
تغییر لباس، ابزاری برای تغییر تدریجی فرهنگ و تضعیف پیوندهای یک جامعه با هویت خویش شمرده میشود. تجربه تاریخی ایران گواه روشنی بر این واقعیت است. آن زمان که رضاخان در کودتای فرهنگی خود، سیاست متحدالشکل کردن لباس مردان و کشف حجاب زنان را عملی ساخت و با توسل به قوه قهریه و خشونت، کوشید قرنها هویت فرهنگی و دینی کشور را امحا و نابود سازد.
پس از آن نیز تا به امروز جریان مد و گسترش الگوهای پوششی وارداتی، بر روند طراحی و تولید لباس در ایران سایه افکنده و این موضوع در پوشاک زنان به دلیل پیوند مستقیم با حجاب و باورهای دینی، به یکی از حساسترین عرصهها تبدیل گردیده است.
5. حجاب، میدان اصلی جنگ ترکیبی
امروز، در شرایطی که جامعه اسلامی- ایرانی با چالشهای متعدد روبهروست، حجاب به یکی از میدانهای اصلی جنگ ترکیبی تبدیل شده و دشمن با هدف قرار دادن حجاب زنان ایرانی، به مدد جریانهای داخلیِ مخالف حجاب، در پی تحقق مجموعهای از اهداف زنجیرهای و به هم پیوسته است که در صورت موفقیت، میتواند به تغییر ریشهای ساختار اجتماعی و استحاله هویت فرهنگی ایران بینجامد. برخی از پیامدهای ویرانگرِ گسترش بیحجابی در جامعه عبارتند از:
- تضعیف ساختار خانواده به عنوان بنیادیترین نهاد اجتماعی و سوق دادن سبک زندگی خانواده ایرانی به سمت الگوهای غربی.
- کمارزش جلوه دادن عفاف و پاکدامنی و معیارهای اخلاقی در میان مادرانی که نقش اصلی در تربیت نسل آینده را دارند.
- سست شدن غیرت و مسئوليتپذیری مردان در پاسداری از حریم خانواده و ارزشهای دینی.
- پرورش فرزندانی بیتفاوت نسبت به هویت اسلامی و گسست نسل آینده از میراث فرهنگی و اخلاقی جامعه.
- تضعیف انسجام اجتماعی و تشدید شکافهای فرهنگی بر اثر دوقطبیسازی و نزاع بر سر هویت ملی.
- از بین رفتن استقلال فرهنگی و گسترش وابستگی به الگوهای وارداتی.
همانگونه که ملاحظه گردید حجاب همچون نخ تسبیح، شبکهای از مؤلفههای هویتی جامعه را به هم پیوند میدهد و از استحکام خانواده تا مبانی اعتقادی، انسجام اجتماعی و استقلال فرهنگی را در بر میگیرد. از این منظر، حجاب مادرِ طیف گستردهای از ارزشهاست و پاسدار پیوند میان آنها تلقی میشود. بدیهیست در چنین منظومهای مسامحه در امر پوشش بانوان، تنها در غفلت از یک حکم دینی خلاصه نمیشود، بلکه تیشه زدن به ریشه آرمانها و باورهایی است که هویت معنوی و اخلاقی جامعه بر آنها استوار میباشد و صد البته که تاوان هنگفت و خسارت گسترده چنین نقض تعهدی را خانوادهها و نسلهای آینده خواهند پرداخت.
سالهاست که دشمن برای تغییر فرهنگ پوشش و ترویج بیحجابی برنامهریزی میکند. وی صریحا کشف حجاب و گسترش بیبندوباری را بخشی از جنگ ترکیبی علیه ایران دانسته است. در چنین وضعیتی پاسخ مقتضی، سیاستگذاری هوشمندانه و اقدام مؤثر در داخل است. نه سکوت، نه پراکندگی تصمیمها و نه فرافکنی مسئولیت میان نهادهایی که هر یک بخشی از این وظیفه را بر عهده دارند.
بازار مانتو آزمونی روشن برای سنجش صداقت و کارآمدی مدیران فرهنگی است: آیا دستگاههای متولی میتوانند نیاز واقعی زنان محجبه را بشناسند و برای آن پاسخی شایسته فراهم کنند، یا همچنان مسئولیت را میان خود دستبهدست خواهند کرد؟