درخشش یمن وامـدار زنان مقاومـت
فائقه بزاز
پشت هر مقاومتی، زنی و زنانی تمامقد ایستادهاند. مادران با یک دست گهوارهها و با دست دیگرشان دنیا را تکان میدهند. زنان مقاومت، میان روزمرگیهایشان گوشهچشمی هم به آفرینش حماسه دارند. گاه به دل دریای جنگ میزنند و سلاح به دست میگیرند، گاه آرام و بیصدا و میان تکرارهای شیرین مادرانگی، بزم رزم به پا میکنند. انگار زنان در نقطه تلاقی آسمان و زمین ریشه دواندهاند تا مردان از دامنشان به معراج روند و نسوان یمن چه نیک در وصف این توصیفات میگنجند.
جنگ برای زنان یمن فقط نظامی نبوده و نیست. شلیک توپخانه رسانههای غربی و آمریکایی، زن و خانواده را نشانه گرفتهاند. آنها انصارالله را گروهی شورشی شبیه به طالبان نشان داده و ادعا میکنند که حقوق زنان را نقض کردهاند. از طرف دیگر زنان یمنی را عقبمانده، محصور در حجابهای سفتوسخت و گرفتار خرافات نشان میدهند. در اخبارشان حوثیها عامل شکنجه و اسارت زنان معرفی میشوند، بیبیسی از محدودیت سفر بدون همراه مرد، برای زنان حرف میزند. رویترز و عفو بینالملل هم درباره قوانین قیمومت مردان در مناطق تحت کنترل انصارالله هشدار میدهند. نسخهای تکراری و یکدست برای تمام کشورهای ثروتمند خاورمیانه.
اما واقعیت این است که قویترین زنان جهان در یمن زندگی میکنند. همان حجاب و نقاب، مقوم ایستادگی این زنان است تا بیادعا و گمنام به هدف والای خود فکر کنند. این زنان معتقدند حجاب و پوشش دژی محکم برای ادامه حرکت آنها در مسیر مقاومت است.
زنان یمنی در شرایط محدودیت اقتصادی، اختلال خدمات و دشواری دسترسی به منابع، بخش مهمی از بار حفظ خانواده و تداوم زندگی اجتماعی را بر دوش کشیدهاند. مادران یمن در معیشت، برنامهریزی اجتماعی، حل اختلافات محلی و ایجاد سازوکارهای تابآوری مشارکت دارند.
در این میان، الگوی زندگی کمهزینه و اتکای بیشتر خانوادهها به منابع محدود محلی نیز بخشی از ظرفیت سازگاری جامعه یمن بوده است؛ ظرفیتی که در شرایط فشار اقتصادی، امکان تداوم زندگی را فراهم کرده است؛ بنابراین مقاومت اجتماعی یمن را نمیتوان صرفاً در قدرت بازیگران مسلح یا تحولات سیاسی جستوجو کرد؛ بخشی از آن در خانهها و در مدیریت روزمره خانوادهها شکلگرفته و زنان یکی از مهمترین حاملان این ظرفیت بودهاند. این همان بخشی از مقاومت است که از زنان مؤلفههایی قوی برای ادامه کارزار تا رسیدن به فتح و ظفر میسازد.
چندپارگی مرا سبز کرده است
بیش از یازده سال از آغاز جنگ یمن میگذرد؛ جنگی که کشور را چندپاره، میلیونها نفر را آواره و ساختارهای اقتصادی و اجتماعی آن را فرسوده کرده است. با این حال، پرچم یمن در اهتزاز است. مقاومتی که ریشه در تابآوری زنانش دارد.
همانگونه که در شماره قبل ذکر کردیم، یمن، سرزمینی در جنوبیترین نقطه شبهجزیره عرب، با مساحتی وسیع و جمعیتی ۴۰ میلیونی است و به دلیل اشراف به تنگه بابالمندب، از مهمترین مسیرهای آبی جهان است. مسیری که شرایطی طلایی را برای یمن رقم زده است تا تأثیر زیادی روی تجارت انرژی در دنیا داشته باشد. شرایطی که دندانهای قدرتهای متخاصم را برایش تیز کرده است.
اما در بحرانها نقش زنان در فلسطین، لبنان، عراق، ایران و یمن بهعنوان عنصری مؤثر در تربیت جامعه مقاوم، و در جهتدادن قطبنما به سمت مسیر درست و تأکید بر مبارزه با ایدئولوژی و تجاوزات صهیونیستی موردحمایت آمریکا آشکار شده است و ضرورت دارد که از فتنهها و نقشههای توطئهآمیز دشمنان علیه امت دوری شود.
زنان یمنی در طول سالهای گذشته، از قبل از آغاز تجاوزات آمریکا به عربستان تا وضعیت بسیج و رویارویی مستقیم با دشمن اسرائیلی و سپس ایالات متحده آمریکا، این نقشها را بهوضوح اجرا کردهاند.
زن یمنی با استواری
در کنار برادرانش ایستادگی میکند
حال باید دید چگونه زن یمنی توانسته با فداکاری و مقاومت حماسه را برای مردانش رقم زند و چگونه توانسته از میان شعلههای جنگ خود و خانواده را در مسیر بالندگی و افتخار سرافراز کند.
امالصادقالشریف، نویسنده و فعال یمنی، در گفتوگو با المنار، در اینباره میگوید: «وقتی زن یمنی نقش مقاومت خود را در حمایت از برادر خود ایفا میکند، از زندگی و نقش بانو خدیجه کبری و حضرت فاطمه (علیهاالسلام) و ثبات حضرت زینب (س) در کربلا الهام میگیرد.»
این فعال یمنی خاطرنشان کرد: «ده سال است که با بمباران هیستریک بیمارستانها، مدارس، کارخانهها، پمپبنزین و نفت و شبکههای حملونقل و همچنین محاصره زمینی، دریایی و هوائی که هشت سال به طول انجامیده، با دشمنی وحشیگری و ظالمانه روبهرو هستیم. زن یمنی در تمام مراحل، با حمایتهای روحی و مادی و با اعزام فرزندان خود به جبهههای جهاد مقدس، از ابتدای آنچه به نام (پایتخت قاطعیت و اراده) نامیده میشد تا نبرد فتح موعود و جهاد مقدس، پشتوانه بزرگی برای برادران خود بودند. در همه مراحل و روزگار سختی که سالبهسال پیش میآید، ده سال صبر و استقامت کردند. صبر و استقامت و شهادت را پیروزی میدانستند، با دعا برای پیروزی از مجاهدان حمایت میکردند و گامهایشان را در مأموریتهای مقدس دینی و جهادی خود استوار بر میداشتند.»
زنان یمن با دادن پول و طلا
از مرزداران خود حمایت کردهاند
این زن فعال رسانهای یمن خاطرنشان میکند: «زن یمنی با دادن پول، طلا و هر چیزی که برای خرید تسلیحات و ساخت و توسعه آن در مقابل تجاوزات صهیونیستی- آمریکایی- انگلیسی لازم است و از زمان حمایت یمن از غزه در طول جنگ مستقیم به رهبری آمریکا و انگلیس در مبارزه با دشمن اسرائیلی، با کاروانهای پشتیبانی از رزمندگان در جبهههای عزت و کرامت از رزمندگان و مرزداران خود حمایت کردند.»
الشریف تصریح میکند: «دشمنان شاهدند زن یمنی با استواری در کنار برادرانش ایستادگی میکند و یمن محاصره و ویران شده به کشوری تبدیل شده است که دشمن را تا عمق خانهاش مورد حمله قرار میدهد، از پایتختهای صهیونیستهای عرب با پهپادها و موشکهای صماد و ذوالفقار، تا بستهشدن بابالمندب و محاصره دشمن اسرائیلی و کسانی که از طریق دریا از آن حمایت میکردند تا بمباران یافای اشغالی با موشکهای فلسطینی و پهپاد یافا، تا درگیری با ناو هواپیمابر آمریکایی در دریای سرخ و دریای عرب و تا سوزاندن آن یا فرار ناو و هدف قراردادن فرودگاه بنگوریون و اهداف نظامی و تأسیسات حساس دشمن اسرائیلی و آنچه در راه است، به توفیق و یاری خداوند بیشتر و بزرگتر از اینها است.»
در یمن
زنان در خط مقدم تلاشهای بشردوستانه قرار دارند
مهندس «ارتفاعالقباطی» زن فعال یمنی که برخی او را «غول تعز» مینامند نیز اولین زنی است که برای ازبینبردن عواقب و آثار ناشی از جنگ در یمن تلاش کرده، در حال حاضر مدیر مرکز آگاهی زیستمحیطی است. القباطی بهعنوان یک سرباز گمنام در شرایط بد قبل از جنگ و شرایط بدتر بعد از جنگ حضور دارد. او است که عواقب جنگ را از بین میبرد، بین گرسنگان غذا توزیع میکند و در آزادی اسرا و بازگرداندن ربودهشدگان به آغوش مادرانشان کمک میکند.
وی میگوید: «منظور از بقایای جنگ، آوار و مینهایی است که در مناطق مختلف کاشته شده و ما از آنها خبر نداشتیم. وقتی داشتیم چند تا از باقیمانده مینها را در میآوردیم، یکی از رانندگان همراه ما منفجر شد. در دانشگاه تعز نیز مینهایی کاشته شده بود و طی مراحل بررسی، این مینها توسط تیم بررسی، خنثی شد و پس از آن مراحل حذف این ضایعات و آمادهسازی دانشکده را انجام دادیم تا دانشجویان اطمینان خاطر پیدا کنند و بتوانند برای ادامه تحصیل به دانشگاه برگردند.»
این زن یمنی که مادر پنج فرزند است، میگوید: «من تمایل دارم در زمینه حفاظت از محیطزیست کار کنم و آرزو دارم یمن از بلایای تغییرات آبوهوایی در امان باشد. همچنین برای خودکفایی و توانمندسازی، مراکز آموزشی و احراز صلاحیت زنان را در چندین زمینه ایجاد کردهام.»
وی میگوید: «پیشازاین توسط چند مرد مورد حمله قرار گرفته بود و دخترم نیز همراهم بود و به وسیله نقلیه من تیراندازی شد. اما من تسلیم نشدم، باوجوداینکه وضعیت روحیام یک هفته بدتر شد، اما وقتی دیدم خیلی چیزها در انتظارم هستند دوباره به میدان برگشتم.»
مونا لقمان دیگر فعال یمنی، بنیانگذار و رئیس بنیاد غذا برای بشریت است، بزرگترین شبکه همبستگی زنان را در یمن تأسیس کرده و در حال حاضر مشاور در مرکز دولتی و بخش امنیت ژنو است.
او طی گفتوگویی مطرح کرد: بیش از چهار میلیون خانواده آواره در یمن هستند و این تعداد ممکن است بیشتر باشد. این افراد در فضای باز زندگی میکنند و هیچ وسیلهای برای محافظت ندارند. اگر حمایت قابلتوجه و فوری برای آنها پیدا نکنیم، بسیاری از پیشبینیهای سازمان ملل در مورد قحطی محقق خواهد شد.
این چند نفر فقط بخش اندکی از جامعه زنان یمن هستند که در طول یک دهه تلاش کردند با بسیج نیروهای زنان و تلاش در فضای بینالمللی در بخش پشتیبانی از مجاهدان و مبارزان و مردم یمن حمایت کنند.
امروز بسیاری از زنان یمن کار با اسلحه را بهخوبی میدانند و درعینحال فرزندان خود را در شرایط سخت اقتصادی مدیریت و با فرهنگ مقاومت تربیت میکنند. این زنان همواره از دید لنز دوربینها و رسانههای جهان مخفی بودند. رسانههای غربی و معاند سعی میکنند این زنان را بیسواد و ناتوان نشان دهند، درحالیکه بهخوبی میدانند قویترین زنان جهان در یمن زندگی میکنند.
ای نگار یمنی! من توأم یا تو منی؟
جنگ برای زنان یمن آوردههایی به همراه داشت. جنگ نابرابر سبب شد تا بسیاری از زنان یمن کار با اسلحه را بهخوبی بدانند و کنار این مهارت، فرزندان خود را در شرایط سخت اقتصادی مدیریت و عجین شده با فرهنگ مقاومت تربیت کنند.
جنگ در یمن هزاران زن را نیز به ایفای نقشهای جدیدی بیرون از خانه سوق داده، بسیاری از آنان را وارد بازارهای کار کرده است. این زنان بیهیاهو بهعنوان سربازان گمنام در شرایط بد قبل از جنگ و شرایط بدتر بعد از جنگ حضور مؤثر دارند تا جامعه اصیل خود را به شکوفائی برسانند. بهخصوص که الهامبخش تاریخی آنان «ملکه سبا» منبع غرور و افتخار است. به گفته روایات اسلامی سبا، زنی یمنی و از اهالی مَأرِب بود که پس از پدرش بر مأرب حکومت میکرد.
اسطورههای یمن در دنیای موازی
شهرت یمنیها در این روزها بهواسطه مقاومتی جانانه است. آنان با خونسردی با ابتدائیترین وسایل به دشمن غدار فائق آمدهاند تا آزادگان جهان آرزو کنند کاش در یمن به دنیا آمده بودند.
انگار یمن و یمنی در دنیای موازی نسخههایی شفابخش از خود ما هستند. از غرورهایی که قرار است در دنیا و در حمایت از مظلومین جهان بارور شوند و حماسههایی که قرار است در استقرار عدالت شکل بگیرند. یمنیها یار، برادر و خواهران ما هستند. بیخود نیست ابوسعید ابوالخیر در شگفتانهای معروف آورده است:
گر در یمنی چو با منی پیش منی / ور پیش منی چو بیمنی در یمنی
من با تو چنانم ای نگار یمنی / خود در غلطم که من توأم یا تو منی