نگاهی به اربعین ۱۴۰۵ با تمرکز بر مسلمانان آذربایجان
عزیزالله محمدی (امتدادجو)
«تاریخ را باید بخوانیم» شاید این جمله تکراری و کلیشهای برای همه باشد که همیشه آن را در برهههای مختلف زمانی و تلاقی وقایع متعدد بارها و بارها به دلیل اهمیت وجود و ماهیت تاریخ و سرنوشت گذشتگان شنیدهایم و در تصمیمگیریهای خاص آن را سرلوحه خود قرار دادیم.
واقعبینانه آن است که این جمله بهرغم اعتبار و تکثر انتشار تا حدود زیادی ناقص و خالی از وجه کاربردی میتواند باشد و بهتر است که بهجای آنکه بگوییم «تاریخ را باید بخوانیم» یا «تاریخ را باید بدانیم» بگوییم: تاریخ را باید درک کرد؛ چرا که خواندن و یا دانستن تاریخ بهخودیخود نمیتواند منشأ اثر برای وقایع زمان حاضر باشد؛ بلکه درک دقیق تاریخ است که میتواند منشأ اثر برای امروز و آینده
باشد.
انبیاء و معنویت عامل حرکتی تاریخ
آنچه در تمام نظریهها برای «حرکت تاریخ» وجه مشترک و صورتبندی بیرونی، خارج از فلسفه تاریخ ایجاد کرده است؛ توجه به جهان ماده و علوم شناختی و تجربی است که در آنها ابعاد دیگر وجودی انسان از جمله معنویت و اعتقادات و الهیات دیده نشده است؛ در حالی که سیر تاریخ با وقایع برجستهای که برای هر کدام از انبیاء وجود داشته، گویای آن است که بیشترین تأثیر بر تحولات تاریخی را انبیاء و اولیاء الهی بر مبنای دعوت جامعه بشری به سوی خالق به وجود آوردهاند.
شواهد مثال بسیار متعددی در این زمینه وجود دارد که از جمله ماجرای هبوط حضرت آدم، ماجرای حضرت نوح، داستانهای حضرت ابراهیم، قصههای حضرت یوسف، حضرت موسی، داود، سلیمان، حضرت مسیح و پیامبر اکرم (ص) تنها بخش قابل لمس و آشکار این ماجرا هست و اگر مباحث تمدن بشری از جمله تعلیم و تربیت و آموزش و گسترش جوامع انسانی را نیز در نظر بگیریم؛ میتوانیم از پیامبر خاصی مثل حضرت ادریس نیز با توجه به نقش تمدنسازی که برای بشر داشته است نام ببریم و تاریخ را بر مبنای اقدامات این انبیاء مورد توجه قرار بدهیم که منشأ حرکت و تحول گسترده برای نسلهای بعدی بودهاند.
اسلام منشأ تحول اساسی حرکت تاریخ
غزوات پیامبر گرامی اسلام و نقش تربیتی و هدایتگری که ایشان در زمان خودشان بر مبنای اعتقادات به موازین اسلام داشتند؛ شاید گستردهترین حرکت تاریخی را به وجود آورده است که بعد از آن، هر نوع حرکت اساسی و اعتقادی جوامع بشری در نهایت به اسلام فارغ از قبول یا عدم قبول آن میرسد. اثبات این حقیقت که اسلام تاریخ را بهطور کلی تغییر داده است؛ آنچنان کار دشوار و دارای پیچیدگی نیست و میتوان در تمام شئون، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، علمی و... بعد از عمر پربرکت پیامبر اسلام تا به امروز آن را وضوح دید که چگونه اسلام خود را از مرحله اعتقادی صرف، خود را به کلیت مراتب و مراحل رشد جوامع در تمام ابعاد رسانده است.
شاخصهای تاریخی و اعتقادی حرکت شیعه
شیعه به تبع اصول هویتی و شخصیتی خود که متکی به سه مؤلفه «غدیر»، «کربلا» و «انتظار و مهدویت» است بعد از پیامبر اسلام (ص) و آغاز دوره ولایت امامان معصوم (ع) همواره در برهههای کوتاه و بلندمدت به طرز شگفتانگیز و پرشتابی بر حرکت تاریخ و رشد فکری و اندیشهای جامعه بشری بهویژه مسلمانان مؤثر بوده است که طی این حرکت سعی داشته در طول حکومت الهی بر زمین، جریانساز و تحولساز باشد؛ اما چه جای تأسف که همواره در اقلیت قرار داشته و مورد ظلم و ستم قرار گرفته.
«غدیر» که خود سرمنشأ اعتقاد شیعه برای تمام تاریخ است در بستر خود با عدم بیعت امیرالمؤمنین (ع) و دختر رسولالله (ص) با منتخب ثقیفه، بنا به دستورات الهی و سفارش پیامبر و حقانیتی که داشتند؛ هویتی تسلیمناپذیر از خود نشان داد که وقتی با «کربلا» همانندسازی شد و دوباره موضوع بیعت به وجود آمد به تجلی و نقطه اعلای عزت و شکوه انسانی رسید که هر انسان آزادهای واقعه کربلا را تا تمام طول تاریخ به دلیل آزادگی و بندگی محض امام حسین (ع) در مقابل خداوند میستاید و عاشقانه مسیر او را میپیماید؛ اگرچه به نام زیارت حرم او در هر شرایط و در هر خطری که حتی جان را تهدید میکند؛ چه در سرما و چه در گرما چه در جنایات حاکمان عباسی و دیکتاتوری صدام و چه در تهدیدهای داعشی و وهابیت و آمریکا مظهر شیطان اکبر.
ایران و مقاومت در مسیر تسلیمناپذیری
از لحظاتی که در مدینه والی، این شهر جهت بیعت با یزید سعی داشت امام حسین (ع) را با روشهای مختلف متقاعد سازد؛ تسلیمناپذیری شیعه عینیت پایانناپذیری به خود گرفت و تا به امروز که ایران و جبهه مقاومت یکتنه در مقابل آمریکا و رژیم صهیونیستی و تمام سلطهجویان و جیرهخواران آنها ایستاده ادامه دارد و با تأسی به «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» تا برپایی حکومت عدالتمحور حضرت حجت (عج) به پیش خواهد رفت.
عصر عاشورای ۶۱ هجری قمری و حرکت اهل بیت (ع) با پرچمداری حضرت زینب (س) تحت عنوان پیامدار کربلا به سمت کوفه مبدأ حرکتی پیام عاشورا و قیام امام حسین (ع) بهعنوان یک نقطه عطف تاریخی برای تمام بشریت است که روزبهروز و لحظهبهلحظه جهان را بیشتر از قبل متأثر از خویش میکند. اربعین شهادت اباعبدالله (ع)
در همان سال و حضور جابر بن عبدالله انصاری با ادب و آدابی که داشت سرمنشأ رفتاری شد که تا به امروز با فراز و نشیبهایی که پشت سر گذاشته؛ شکل جهانی به خودش گرفته و هر ساله با عبور از ایام ماه محرم و با رسیدن به اول ماه صفر، شاهد حرکت دلدادگان حسینی از سرتاسر جهان برای عرض ارادت و عاشقی و بیعت با امام حسین (ع) به سمت کربلا با شعار «هیهات منّا الذله» هستیم.
اربعین، حالا نه فقط بهعنوان یک آیین عاشقانه برای ابراز ارادت به امام حسین (ع)، نه فقط بهعنوان یک زیارت مذهبی، نه فقط بهعنوان یک همایش جهانی و... بلکه بهعنوان یک نماد از تفکر و مبانی شیعه است که میخواهد حکومت جهانگستر مهدوی را در قالب یک تمدن نوین به جهانیان معرفی کند.
شیعه با درک دقیق این موضوع که اربعین میتواند برای سرنوشت نوع بشر با ابتلائاتی که دارد نسخه نجاتبخش باشد؛ هر سال با گستردگی بیشتر برای حضور در آیین پیادهروی اشتیاق از خود نشان میدهد که پس از فروپاشی حکومت صدام این تجمع جهانی شیعه پررنگتر و شلوغتر از سالهای قبل میشود.
اراده و خیزش جهانی شیعه در کشورهای مختلف بهرغم مشکلاتی که به تناسب جغرافیا یا حاکمیتهای مستبدی که در بعضی از کشورها وجود دارد؛ خود، حاوی نکات بسیار پراهمیت به لحاظ اعتقادی و اجتماعی است که هر پرچم حاضر در این تجمع و پیادهروی را بهطور مجزا میتوانیم بررسی کنیم.
اربعین ۱۴۰۵ و خونخواهی رهبر شهید
اربعین ۱۴۰۵ که تفاوت فاحش و بسیار چشمگیری نسبت به سالهای قبل داشت؛ بیش از هر چیز رنگ انتقامخواهی برای رهبر شهید انقلاب اسلامی ایران را با پرچمهای سرخ نمایان ساخته بود که نهتنها ایرانیها بلکه عراقیها نیز موکب به موکب و قدم به قدم در این خونخواهی به انحاء مختلف سهیم بودند و شیعیان سایر کشورها نیز از این تفکر و خونخواهی بهطور آشکار حمایت کردند.
تصویر رهبر شهید و شهدای اخیر جنگ آمریکا با ایران و جبهه مقاومت و همچنین تصویر رهبر معظم و جوان انقلاب اسلامی نیز بهطور بسیار اعجابانگیزی سراسر مسیر مشایه را در برگرفته بود و در تجمعات مقابل موکبها و در تمام پرچمگردانیهای شبانه شعار «لبیک یا سید مجتبی» سر داده میشد.
نکته قابل توجه افزایش احترام مردم عراق به ایرانیها و زائران ایرانی بود که در مقایسه با سالهای قبل صمیمیتی بیشتر داشت. این احترام با بهکار بردن کلمات محبتآمیز و همدلی نسبت به شهادت رهبر شهید انقلاب و همراه با افتخار به نتایج و شیوه جنگ ایران با آمریکا بود.
جای خالی زائران برخی کشورها
گرچه خلأ حضور زائران بعضی از کشورها مثل افغانستان به دلایل متعددی که پیش آمده بود احساس میشد اما تنوع پرچمهای مختلف کشورهای جهان، از هر گوشه دنیا بر زیبایی و جهانشمولی و مفهوم جامعه واحد انسانی به نام ملت امام حسین (ع)
شکلی عینی و قابل لمس داده بود که تنوع فرهنگی، گویش، پوشش و حتی رفتار و اخلاق را با یک نگاه جامعهشناختی میشد احساس کرد.
بعد از عراق که میزبان زائران سایر کشورهاست؛ بیشترین زائر اربعین از ایران بود که از چند مرز مختلف، مهران، شلمچه، خسروی و... خود را به طریق مشایه رسانده بودند و بهطور معمول قریب به اکثریت این زائران برای رسیدن به کربلا، مسیر حدود هشتاد کیلومتری نجف به کربلا را برمیگزینند که بهطور مشخص، امسال این زائران به نسبت سال قبل تفاوتهای خاصی، هم از باب افزایش هزینه سفر و هم حمل پرچم سرخرنگ انتقام رهبر شهید داشت.
زائران ایرانی با صرف هزینههای سنگین خود را به این مسیر عاشقی رسانده بودند و «زخمی از پس جنگ، به عمق هویت و وجود» در دل و ذهن و روح خود داشتند که به دنبال التیام و مرهمی از جنس معنویت و از جنس انتظار میگشتند. آنها هر قدم که به پیش برمیداشتند؛ ذکر یا ابا صالح المهدی (عج) و دعای فرج را زیر لب با اشک چشم زمزمه میکردند و پرچمهای سرخ را با عزمی جزم و ارادهای محکم میچرخاندند.
در این میان، علاوه بر احساسات موکبداران و مردم عراق، توجه و همراهی احساسی و عاطفی سایر زائران کشورهای دیگر هم نسبت به ایرانیان متفاوت از هر سال بود و مضاف بر آن، گروههای مختلف زائران کشورهای دیگر، از نواهای حماسی ایران که در میادین استفاده میشد برای لحظههای خود اندوخته معنوی و حماسی برمیداشتند.
در مقایسه نسبت به سنوات قبل لبنانیها با توجه به درگیریهای مستقیمی که با رژیم صهیونیستی دارند و در کوران جنگ به سر میبرند کمتر دیده میشدند؛ اما پاکستانیها و هندیها حضور چشمگیری داشتند و آنها هم با نواهای ایرانی و با پرچمهای سرخ انتقام، کاروانهای خود را در طول مسیر به پیش میبردند.
پرچم چند کشور اروپایی و چند گروه آفریقایی نیز در میان زائران دیده میشد که عموماً حرکت خود را به شب موکول کرده بودند و گاهی سعی میکردند تا با زائران ایرانی از باب همدلی همکلام شوند و حتی تصاویر رهبر شهید و رهبر سوم انقلاب را بر روی کوله خویش داشتند. ترکیه و موکبهای ترکیهای نیز از جمله کشورهای هستند که به تناسب ویژگیهای فرهنگی خود، در طول مسیر حضور مؤثری داشتند.
آذربایجان علیاف و مصائب زائران مظلوم
بهرغم تمام زائرانی که در طول مسیر قرار داشتند و تمرکزشان بر روی پیادهروی و رسیدن به کربلا بود؛ اما زائران کشور آذربایجان از تفاوت فاحش رفتاری مثل چند سال گذشته برخوردار بودند که امسال نمایانتر از سالهای قبل دیده میشد.
آذربایجانیها که بهطور خاص کاملاً گروهی حرکت میکنند؛ عموماً بر روی لباس یا کوله خود پرچم آذربایجان را دارند و در بین مسیر بهجز محلهایی که سرگروه معین کرده کمتر توقف میکنند و بهطور استثنایی میشود آنها را انفرادی دید که در خاصترین حالت منفک از گروه دو یا سه نفره حرکت میکنند.
خرداد ۱۴۰۴ که پایان آن با جنگ ۱۲روزه همراه بود فاصله زیادی از ایام اربعین ۱۴۰۴ نداشت و تأثیر رفتاری مردم و زائران را در طول مسیر اربعین میشد بهخوبی احساس کرد.
اربعین سال گذشته هم که هنوز جنگ به گستردگی امسال و جنگ چهلروزه نبود؛ مردم عراق و سایر زائران کشورهای دیگر لطف و محبت مضاعفی به زائران ایرانی داشتند اما چه در سال گذشته و چه در اربعین امسال مواجهه زائران آذربایجانی با ایرانیها رنگ و بوی دیگری گرفته بود که بهرغم تلاشهایی که سال گذشته برای فهمیدن دلیل این موضوع داشتم؛ نتیجه محسوسی از گفتوگو با این زائران محترم حاصل نکردم.
سال گذشته که با حفظ حریم مطلوب زائران آذربایجانی در نهایت از گفتوگوهای جدی با آنها فاصله گرفتم اما به دلیل اهمیت درک این نوع رفتار، از آغاز مسیر پیادهروی یعنی از نجف تا کربلا با چندین نفر از زائران آذربایجانی با همان زبان ترکی گفتوگو کردم که گرچه تفاوت گویش و لهجه فاحشی داشتیم اما در هر حال نسبت به اقناع یکدیگر در انتقال منظور خوب میکوشیدیم.
به حقیقت کلمه میتوانم بگویم مظلومترین زائران اربعین، زائران آذربایجان هستند؛ چرا که علاوه بر شرایط خاص خروج از آذربایجان که برای رسیدن به عراق دارند از مراقبتهای امنیتی و اطلاعاتی سرویسهای آذربایجان نیز باید در امان باشند.
در این بین تلاش من بر این بود که گفتوگوهایم با آذربایجانیها شامل اقشار مختلف و طیفی از مخاطبین خانم و آقا و پیر و جوان باشد که علاوه بر جوانان و میانسالان با کهنسالان نیز گفتوگو کردم و توجه خاصی به جوانان داشتم تا بهطور دقیق دیدگاههای سیاسی و مذهبی آنها را نسبت به ایران بیشتر بدانم.
این جاماندن بعضی از زائران آذربایجانی فرصت بسیار مغتنمی بود که من با بهانههای مختلف به آنها نزدیک میشدم و طرح سؤالم این بود که وضعیت شیعه در آذربایجان چگونه است؟ آیا شما از آزادی اعتقادات برخوردار هستید؟ آیا آیینهای عزاداری را با آزادی کامل برگزار میکنید؟ مواجهه حاکمیت الهام علیاف با شیعههای آذربایجان و با عزاداری برای امام حسین (ع) چگونه است؟ نحوه مقابله شما با فشارهای سیاسی و اعتقادی که الهام علیاف با شیعهها دارد چگونه است؟ و سؤالهای از این قبیل...
متأسفانه قریب به اکثریت زوار آذربایجانی در برخورد اول دچار شوک میشدند و قبل از طرح پرسش، گویی اینکه چرا باید با یک غیرآذربایجانی صحبت کنند در حالتی از ترس و اضطراب قرار میگرفتند و حتی بعضیها با لکنت کلام اولیه سعی میکردند که عدم تمایل خودشان برای صحبت کردن را بیان کنند.
به هر نحو ممکن تلاش من این بود تا دلیل این نوع به قول معروف گوشهگیری و اکراه زائران آذربایجانی برای همکلامی با دیگران را بیابم؛ اما حقیقتاً بسیار دشوار بود و عدم صحبت آنها باعث شده بود که بیشتر کنجکاو شوم.
دشواری همکلامی با زائران آذربایجانی شیرینی نتایجی را که کسب میکردم صد چندان کرده بود اما نتیجه متأسفانه همانگونه که احساس میشد و به نظر میرسید دقیقاً ترس از نیروهای اطلاعاتی و امنیتی رژیم الهام علیاف بود که گویی به زائران قبل از حرکت هشدار داده شده بوده که به هیچ عنوان با زائران دیگر کشورها و بهخصوص با ایرانیها ارتباط نداشته باشند.
آنها واهمه از آن داشتند که شاید من مأمور اطلاعاتی و امنیتی آذربایجان باشم و بدینوسیله بخواهم آنها را در معرض آزمایش قرار بدهم. زائران آذربایجان دارای زبان صمیمی و ساده و شخصیتهای محکمی بودند که بهرغم تمام فشارهای سیاسی رژیم علیاف، خود را به عراق و اربعین رسانده بودند و با وجود شرایط سخت سفر که برای زائران کشورهایی مثل هند و پاکستان و افغانستان و... قابل تصور است اما حقیقتاً این اراده و عزم و ایستادگی آنها با وجود فشارهای سیاسی که به تحریک رژیم صهیونیستی در آذربایجان بر آنها وارد میشود قابل ستودن است و انسان را به دوران قبل از پیروزی انقلاب اسلامی میبرد که چگونه هیئتهای مذهبی در سایه شدیدترین نظارتها و کنترلهای ساواک عزاداریها و آیینهای مرتبط با محرم را پیش میبردند.
عمده صحبت آنها نسبت به چگونگی برگزاری مراسمات ضمن آنکه اشاره به آن داشتند که نباید مظاهر عزاداری مثل پیراهن مشکی پوشیدن و یا... نمایان باشد و یا اینکه حتماً در یک محیط مشخص و با نظارت صورت بگیرد اشاره به کنترل شدید و پلیسی شدن هیئتهای عزاداری و ممانعت از بیان موضوعات روز و یا جانبداری از جبهه مقاومت است که رژیم علیاف بر آنها تحمیل میکند.
همراهی با زائران آذربایجان ناراحتی عمیقی را برای من به وجود آورد که چرا جامعه شیعه در این کشور استحاله شده و توسط عناصر رژیم صهیونیستی تا به این حد تحت فشار و شکنجه قرار دارند. آنها حتی بهوضوح جسارت لازم برای همکلامی با دیگران و یا آزادی عمل برای بیان دیدگاههای خود در اربعین را ندارند. با این وجود همین حضور آنها در اربعین نشانهای روشن از تسلیمناپذیری آنهاست که در حالت «تقیه» به پیش میروند و انشاءالله بهزودی از یوغ استبداد و استحاله رها خواهند شد؛ چرا که علاوه بر اعتقادات مذهبی که ریشه در باور تسلیمناپذیری مکتب عاشورا دارند به رسم کهن بوم بودن و پیوسته بودن با ایران از فرهنگ غنی و آزادیخواه ایرانی نیز تبعیت میکنند که در نهایت نتایج شگفتی از استقلال و پیروزی را برای آنها رقم خواهد زد.
پیروزی خون بر شمشیر عامل حرکت معنوی تاریخ
اربعین امسال، حقیقتاً تجلی پیروزی خون بر شمشیر بود که در لحظه به لحظه، واژه به واژه و نقطه به نقطه مسیر مشایه میشد آن را بهعنوان یک واقعه تاریخی و آغازگر تمدن نوین اسلام با محوریت شیعه در سرتاسر جهان با نام خونخواهی برای رهبر شهید انقلاب اسلامی احساس کرد.
اربعین امسال، نهتنها به شکل یک واقعه تاریخی، بلکه بهعنوان «عامل حرکتی معنوی تاریخ» نیز برای تحولات آتی در جهان مؤثر واقع خواهد شد و حقیقت تأثیر معنویت بر حرکت تاریخ را دوباره بر صاحبان و شیفتگان مکاتب مادی و تجربی اثبات خواهد کرد.