نحوه برخورد با همسایه ناسازگار
بخش دوم و پایانی
در نخستین بخش از مقاله حاضر درباره ضرورت نیکی به همسایه، حقوق همسایه، رعایت حرمت همسایه، نیکیکردن به همسایگان و مدارا با آنها سخن گفته شد، اینک ادامه مطلب را پی میگیریم.
***
شرارههای شرارت
رسول اکرم(ص) یکی از موارد شومی خانه را، همسایه بد دانستهاند و در فرمایشی دیگر از مصادیق شقاوت را همسایه بد معرفی کردهاند.(1) و امام صادق(ع) یکی از سه چیزی را که زندگی آدمی را تیره و تار میکند همسایه بد میدانند.(2) کلام گهربار حضرت علی(ع) در اینباره چنین است: همسایه بد بزرگترین زیانها و سختترین گرفتاریهاست.(3)
لقمان حکیم میگوید: من بهدرستی که سنگ بزرگی را حمل کردم امّا بار سنگینی که از همسایه بد، سنگینتر باشد حمل نکردم. درخصوص معاشرت با همسایه شرور گفتهاند وی همچون کوره آهنگری است که اگر شعلهاش آدمی را نسوزاند، بوی بدش انسان را بهشدت آزار میدهد یا آنکه دودش رنجآور است.
حضرت امام محمد باقر(ع) میفرمایند: از اموری که کمرشکن است همسایهای میباشد که اگر نیکی و خوبی ببیند آن را نادیده تلقیکرده و مخفی میکند ولی با مشاهده لغزش و خطایی، در آشکارکردن آن میکوشد.(4)
پیامبر اکرم(ص) سه چیز را کمرشکن معرفی کردهاند: قدرتمندی که اگر به او نیکی کنی تشکر نمیکند ولی اگر بدی کردی هرگز راضی نمیشود تو را مورد عفو قرار دهد، همسایهای که چشم او مراقب توست و دل او در انتظار مرگ تو لحظهشماری میکند. اگر از تو رفتاری خوب و عملی نیکو ببیند آن را میپوشاند و کسی را از این موضوع آگاه نمیکند ولی به محض آنکه عملی ناگوار از تو سرزد افشا میکند، همسری که اگر نزدش باشی آرامش و شادی تو را تأمین نمیکند و موجب چشمروشنی تو نمیشود و اگر بخواهی از نزد او دور شوی، به وی اطمینان نداری.(5)
بد رفتاری با همسایگان علاوهبر آنکه در زندگی دنیوی نتایج ناگواری به بار میآورد موجب محرومیت از رحمت الهی در سرای جاوید است، زیرا خاتم پیامبران حضرت محمد(ص) فرمودهاند: دو فرد را خداوند در روز قیامت به نظر رحمت نمینگرد؛ آن که با خویشان قطع رابطه کند و شخصی که با همسایگان رفتار بدی در پیش گیرد.(6)
در برابر خلافهای همسایگان به هیچعنوان نباید بیتفاوت بود و سکوت و خاموشی در مقابل آلودگیها و اعمال ناروای آنان امری مذموم تلقی میشود. امام صادق(ع) فرمودهاند: کسی که همسایه گناهکارش را از خلافی که مرتکب میشود نهی نکند به منزله شریک اوست.(7)
دوری از اذیت همسایگان نشانهای از پرهیزکاری و پارسایی است و به فرمایش اهل بیت عصمت و طهارت(ع) آن که همسایهاش از شرش مصون نباشد شیعه واقعی نخواهد بود و نیز از دیدگاه آن فروغهای فروزان، مؤمن راستین کسی است که همسایهها از آزارش آسوده باشند.(8) حضرت علی(ع) توصیه کردهاند: با کسی همسایه شو که از وی در امان باشی و خوبی و خیرش شامل حالت شود؛ و نیز از سفارشهای آن حضرت است که فرمودهاند: آن که همسایگان را سبک میشمارد و ذلیل میدارد هرگز به قلّه عزّت راه نخواهد یافت.(9)
رسول خدا(ص) هشدار دادهاند، هر کس به همسایهاش آزاری برساند، خداوند متعال بوی بهشت را بر وی حرام میکند و جهنم که بد جایگاهی است، مکانش خواهد بود و کسی که حق همسایه را تباه کند از ما نیست؛ و نیز نقل شده است که آن حضرت فرمودهاند: از خصال مؤمن آن است که همسایهاش را نمیآزارد و نیز همسایگان به دلیل مجاورت خانههایشان با منزل وی، اذیت نمیشوند.(10)
بر اساس منابع روایی، همسایهآزاری علامت ابلهی است و از نشانههای افراد فرومایه این است که همسایه خویش را اذیت میکنند. حضرت علی(ع) یکی از چهارخصلت فرد خائن را آزردن همسایه معرفی میکند.(11)
همسایه ناسازگار
یکی از اصحاب پیامبراکرم(ص) همسایهای تندخو و مردم آزار داشت، نصایح آن صحابی در اصلاح رفتار وی مؤثر نبود و رفق و مدارای او چون روغن بر آتش، شعلههای آزار آن همسایه را بر میافروخت. لذا ناگزیر شد شکایت آن همسایه ناسازگار را نزد پیامبر ببرد. رسول خدا(ص) پس از شنیدن گلایههای وی، به او توصیه فرمود: بار دیگر در اصلاح اخلاق و تعدیل کردار همسایهاش بکوشد و با بیانی نرم و ملایم خشونت و شرارت او را هموار سازد. مرد صحابی موعظه پیامبر را به کار بست ولی آن مرد خودخواه و مغرور بر تعدّی خود ادامه داد و رفتار ناستودهاش تشدید شد. جام صبر آن مسلمان لبریز شد و بار دیگر محضر پیامبر شتافت و خاطرنشان کرد که آن همسایه بدرفتار همچنان به روش مذموم گذشته خویش ادامه میدهد. اینبار چون آن حضرت، شکوههای مرد صحابی را شنید و آشفتگی او را دید، فرمود تا کالا و لوازم زندگی خود را از خانه بیرون ببرد و در رهگذر مردم قرار دهد. شاکی پیشنهاد رسول اکرم(ص) را به اجرا درآورد و تمامی وسایل منزل را در یکی از معابر پر رفتوآمد قرار داد، افرادی که از آن مسیر عبور میکردند با تنگشدن معبر روبهرو شدند و چون شکایت مرد صحابی را گوش دادند سیل توبیخ، نفرین، نفرت و لعنت را به جانب آن همسایه مردمآزار سرازیر کردند و بانگ برآوردند: پروردگارا او را از منزلش آواره گردان. همسایه متجاوز به حقوق دیگران وقتی متوجه شد، ملامت مردم بر علیه او بلندشده و آن مرد آزاردیده در رهگذر مردم به عنوان اعتراض به رفتار وی مسکن گزیده است و جمع کثیری از مسلمانان بر علیه او شوریدهاند و خطر قهر اجتماعی و انزجار عمومی از هرجانب او را تهدید میکند سراسیمه به سوی محل اقامت فرد شاکی رفت، سر و رویش را غرق بوسه کرد و زبان به عذرخواهی گشود و با عجز و التماس از وی خواهشکرد تا با امنیت خاطر و اطمینان کامل به خانه خویش بازگردد و چون تضرّع و زاری او استمرار یافت صحابی معترض بر او رحم و شفقت آورد و لوازم زندگی را به خانه برد، از آن پس بین آن دو نفر چنان صلحوصفا حاکم شد که دیگر تا مدتها بعد کسی بین آنان کدورت و ناگواری ندید.(12)
فقها این فرمان حکیمانه نبوی را از جمله اموری دانستهاند که نتیجه آن دفع ستم به تدبیر شرع مباح است. وسیلهای که در این حکم مورد استفاده قرار گرفته نمونهای از تدبیر منطقی و خردمندانه است که شخص متخلّف را به ترک شرارت ملزم میسازد و در میان وسایلی که بدین منظور به کار میرود هیچکدام سختتر از هیجان عمومی و خشم اجتماعی نیست که مقام و موقعیت شخص تجاوزکار را در معرض تهدیدی جدّی قرار میدهد.
ضرر نرساندن به همسایه
سمرة بن جندب از دشمنان اهل بیت(ع) و فردی لجوج و ستمکار است که از کشتار بیگناهان، نشر اکاذیب و جعل اخبار ابایی نداشت. این مرد به ظاهر مسلمان که در لوح دلش اثری از ایمان نبود در گوشه حیاط مردی انصاری درخت خرمایی داشت و هرگاه میخواست به آن سرکشی کند برای آن مرد با ایمان اسباب مزاحمت فراهم میکرد. روزی صاحبخانه به سمره گفت: تو مدام ما را اذیت میکنی و با آمد و رفت بیموقع و بدون اطلاعدادن و اجازهگرفتن، آرامش را از خانواده ما سلب کردهای. سمره که فردی لجوج، مردمآزار و تیرهدل بود، به تقاضای مشروع و منطقی مرد انصاری وقعی ننهاد و گفت من هرگز حاضر نمیشوم برای سرکشی به درخت خرمایم از کسی اجازه بگیرم. ساکن خانه وقتی موفق نشد از طریق تذکر و نصیحت، از رفتار آزاردهنده سمره ممانعت به عمل آورد، به محضر رسول اکرم(ص) رسید و از آن فرد شرور شکایت کرد.
پیامبر وی را احضار کرد و خطاب به او فرمود: سرزده وارد خانه مردم نشو و از ناراحتکردن مرد انصاری دست بردار. سمره به فرمایش رسول اکرم(ص) عمل نکرد و رفتار مذموم قبلی را پی گرفت. پیامبر با مشاهده شرارتهای وی، به سمره پیشنهاد کرد نخل خود را با درخت خرمای دیگری در جای خاصی مبادله کند. او نپذیرفت، هر بار پیامبر درختی اضافه میکرد حتی به ده درخت رسید امّا سمره گفت: نمیپذیرم. حضرت فرمودند درخت خود را بفروش و در جای دیگر نخل خرمایی بخر، باز هم قبول نکرد. رسول خدا(ص) برای حل این مشکل بهای درخت را چنان بالا برد که به چندین برابر ارزش واقعی آن رسید ولی سمره حاضر به فروش آن نشد. پیامبر فرمود: من ضمانت میکنم اگر در این دنیا برای جلب رضایت خداوند از آن درخت خرما صرف نظر کنی، در سرای دیگر خداوند متعال پاداش مناسب به تو عطا فرماید. ولی این خیرهسر گستاخ با نهایت فرومایگی گفت: چنین پاداشی نمیخواهم، پیامبر که از جسارت و سماجت بیجای سمرة بر آشفته شده بود، مرد انصاری را مخاطب قرار داد و فرمود: بیدرنگ برو و درخت او را از ریشه برکن و جلویش بینداز، زیرا اسلام هرگونه زیان رساندن به افراد با ایمان را ممنوع کرده است. وقتی مرد انصاری درخت را از جای برکند و به سوی سمرة انداخت، پیامبر خطاب به آن مرد خاطی فرمود: اکنون برو و هرکجا که خواستی درخت را غرس کن. از فرمان پیامبر در این ماجرا قاعده لاضرر بهوجود آمد که در فقه به آن استناد میشود، زیرا حضرت، سمره را اینگونه معرفی کردند: رجل مضار و لاضرر و لاضرار فیالاسلام.(13)
بر اساس این قانون هرکار یا بیان زیانزایی که ضرر شخصی یا اجتماعی داشته باشد خلاف محسوب میشود و باید جلوی آن گرفته شود. بر اساس موازین قانونی و حقوقی کسی نمیتواند در ملک خود تصرفی کند که مستلزم خسارتی به همسایه شود مگر تصرفی که بهقدر متعارف و برای رفع حاجت و یا دفع ضرر از خود باشد و نیز هیچکس نمیتواند اعمال حق خویش را وسیله اضرار به غیر یا تجاوز به منافع عمومی قرار دهد.
از امام صادق(ع) درباره دیواری سؤال شد که به فردی تعلق دارد و حد فاصله بین خانه او و منزل همسایه است که اگر این دیوار خراب شود و صاحبش از بازسازی امتناع کند تکلیف چیست؟ امام فرمود نمیتوان صاحب دیوار را مجبور کرد که دوباره آن را بنا کند مگر در صورتی که تجدید بنای این دیوار در رابطه با اصل ملک برای همسایه به عنوان حق یا شرط ضمن عقد از قبل وجود داشته باشد ولی به صاحب منزل گفته میشود اگر مایلی میتوانی در ملک خودت دیوار بکشی. به امام عرض شد اگر دیوار خراب نشود ولی صاحب آن بدون نیاز و به مقدار اضرار به همسایه دیوار را خراب کند و یا بخواهد تخریب کند تکلیف چیست؟ امام فرمود: به او چنین اجازهای داده نمیشود زیرا رسول اکرم(ص) فرمود: لاضرر و لاضرار و اگر صاحب دیوار آن را خراب کند وی را ملزم میکنند که دوباره آن را بسازد.(14)
مالک میتواند در زمین خود حمام بسازد و همسایگان حق اعتراض ندارند ولی اگر عارضهای ناراحتکننده چون دود و مانند آن پدید آورد میتوانند از بهرهبرداری حمام جلوگیری کنند مگر آنکه دودی که از آن بر میخیزد به میزان دودی باشد که از خانههای افراد دیگر بلند میشود که در این صورت حق اعتراض ندارند.
همچنین انسان مجاز است در ملک و محل سکونت خویش باغچهای احداث کند ولی باید ترتیبی اتخاذ کند که رطوبت آن به خانه همسایهها آسیب نرساند و باید با قیراندودکردن یا بتونریزی جلوی این عارضه را بگیرد. هر فردی میتواند در خانه خویش به حفر چاه جهت مقاصد گوناگون اقدام کند ولی اگر این عمل موجب بروز خساراتی به خانههای مجاور شود بنا به نظر برخی فقها میتوان جلو حفر آن را گرفت یا اگر حفر شده پر کرد ولی باید خساراتی را که متوجه صاحب چاه شده جبران کرد و از ضرر زدن به او جلوگیری به عمل آورد. در روایات و منابع حدیثی آمده است وقتی امام زمان(عج) ظهور کند دستور میدهد بالکنهای راهگیر، فاضلابهای مزاحم و آبریزهای راهیافته به معابر ویران شود.(15)
هرگاه طبقه تحتانی از آن کسی و طبقه فوقانی متعلق به فرد دیگری باشد، هر یک از آن دو به طور متعارف میتوانند در بخش اختصاصی خود تصرف کنند ولی در مورد سقف مشترک بین دو طبقه در صورتی مالکین میتوانند در کف یا سقف تصرف کنند که مزاحم دیگری نباشند.(16)
بردباری در مقابل اذیت همسایگان
در منابع اسلامی، صبر و متانت در مقابل آزار همسایگان از نشانههای ایمان معرفی شده است: رسول اکرم(ص) سه گروه را معرفی کردهاند که خداوند آنان را دوست میدارد، یکی از آنها مردی است که از همسایهاش آزار میبیند ولی اذیت او را تحمل میکند تا مرگ یا مسافرت میان آنان جدایی افکند.(17)
از معصومین نقل شده که مؤمن از چهار بلا مصون نمیباشد و یکی از آنها همسایهای است که او را اذیت میرساند.(18) امام صادق(ع) نیز متذکر شدهاند: مؤمن از سه چیز مصون نخواهد بود که یکی از آنها برایش فراهم میشود: یا شریک خانهای دارد که درب را به رویش میبندد و آزارش میدهد یا همسایهای که او را اذیت میکند یا چیزی بر سر راه نیازهایش قرار میگیرد که وی را در تنگنا قرار میدهد.(19)
امام باقر(ع) فرمودهاند: مردی نزد رسول اکرم(ص) آمد و از اذیت همسایه شکوه کرد، پیامبر او را به تحمّل آزار همسایه فراخواند و چون بار دیگر آمد و از همسایهاش شکایت کرد؛ باز هم حضرت فرمودند: شکیبایی پیشه کن.(20) از امام کاظم روایت شده است خوبی به همسایه این نیست که از آزار رسانی به او اجتناب کنی بلکه نیکی آن است که در مقابل اذیت او صبور باشی.(21) حضرت علی(ع) نیز میفرمایند: هر که پیدرپی نیکی کند و ناروایی برادران و همسایگان را تحمّل کند البته نیکی را کامل کرده است.(22)
اگر همسایهای مرتکب خطایی شد و با عذرخواهی و پوزش در صدد ترمیم آن برآمد، باید از او این اعتذار را پذیرفت. در سرودهای منسوب به حضرت علی(ع) آمده است: جوانمردی حفظ حقوق دیگران و پذیرفتن عذر همسایه بههنگام عصبانیشدن اوست.(23)
یکی از مسائلی که امکان دارد آتش رشک برافروزد و کدورتهای همسایگان را تشدید کند این است که برخی افراد موفقیتها، امکانات و تسهیلاتی که برایشان فراهم شده است را به رخ دیگران میکشند. اگر آدمی توفیقها و نعمتهایی را که شامل حالش شده است حداقل از دید افراد مشکوک و نفوس ناپاک پنهان دارد کمتر زیان میبیند. حضرت علی(ع) این نکته روانشناختی را در مضامین عالی بیان فرمودهاند: فقر و ساده زیستی سلاح مؤمن است و او را از رشکورزی همسایگان مصون میدارد و نیز وی را از تملقگویی برادران، سلطهگری حاکمان و زورگویی فرمانروایان حفظ خواهد کرد.(24)
پینوشتها:
1. حلیةالمتقین، ص 445.
2. تحفالعقول، ص 370.
3. غررالحکم، ص 369.
4. بحارالانوار، ج 78، ص 372؛ تحف العقول، ص 580.
5. بحارالانوار، ج 74، ص 151.
6. نهجالفصاحه، ص 11.
7. مجموعه ورّام، ج1، ص 19.
8. مستدرک سفینةالبحار، ج 2، ص 149؛ اقوالالائمه، علی اکبر واعظ موسوی، ج 6، ص 156.
9. مواعظالعددیّه (نصایح)، آیة اللّه مشکینی، ترجمه آیةالله جنتی، ص 54.
10. بحارالانوار، ج 76، ص 333؛ مکارمالاخلاق، ص 429.
11. تحفالعقول، ص 26، نصایح، ص 118 و 126.
12.نک: وسایلالشیعه، باب 12 و 13 کتاب احیاءالموات؛ من لایحضرةالفقیه، باب حکمالحریم.
13. کافی، ج 5، ص 289.
14. مستدرکالوسایل، کتاب احیاءالموات، باب نهم، ج 3، ص 150.
15. بحارالانوار، ج 52، باب 27، روایت 61، ص 331؛ همان ج 52، باب 27، روایت 84، ص 339.
16. این موضوع در ماده 125 قانون مدنی آمده است، همچنین نگاه کنید سوءاستفاده از حق، دکتر حمید بهرامی احمدی، ص 305.
17. نهج الفصاحه، صص 259، 258.
18. جنة الرضوان، ص 129.
19. بحارالانوار، ج 71، کتاب العشرة، باب حق الجار.
20. آداب معاشرت از دیدگاه معصومین، صص 98 ـ 97.
21. اصول کافی، ج 4، ص 491.
22. غررالحکم، صص 103 و 715.
23. دیوان امام علی(ع)، ص 60.
24. اقوال الائمه، ج 6، ص 56.
از: پاسدار اسلام
شمارههای (279 و 280) و (282)– با تلخیص