کد خبر: ۳۴۰۷۵۶
تاریخ انتشار : ۰۴ آبان ۱۴۰۵ - ۲۱:۱۷

NPT؛ تغییر دکترین هسته‌ای و بازدارندگی(مقاله وارده)

دکتر ابراهیم کارخانه‌ای
پس از کشف پدیده شکافت هسته‌ای در سال ۱۹۳۸ میلادی و پس از آن، حمله اتمی آمریکا به هیروشیما در سال ۱۹۴۵؛ به‌ترتیب کشورهای شوروی در سال ۱۹۴۹ میلادی، انگلیس در سال ۱۹۵۴، فرانسه در سال ۱۹۶۰ و چین در سال ۱۹۶۴ به این فناوری دست یافتند. این پنج قدرت هسته‌ای برای انحصاری کردن سلاح هسته‌ای، در سال ۱۹۶۸ پیمان منع اشاعه (NPT) را طراحی و به اتفاق کشورهای همسو امضا و به تصویب سازمان ملل متحد رساندند و در سال ۱۹۷۰ آن را اجرایی کردند تا با این اقدام مانع از دستیابی سایر کشورها به این سلاح هسته‌ای شوند.
تمدید اعتبار اولیه معاهده NPT بیست‌وپنج‌ساله بود و در سال ۱۹۹۵ میلادی (۱۳۷۴ شمسی)، جمهوری اسلامی ایران در دولت سازندگی، تن به تمدید نامحدود این معاهده داد و پس از آن، با الحاق پروتکل الحاقی به NPT تحت عنوان پروتکل ۲+۹۳ که طی سال‌های ۱۹۹۳–۱۹۹۵ تدوین و قطعیت یافت؛ در دوران برجام، سخت‌ترین و بی‌سابقه‌ترین حجم بازرسی‌های تاریخ آژانس به ایران تحمیل شد! این در حالی است که رژیم صهیونیستی عضویت NPT را نپذیرفته و آمریکا نیز برخلاف مفاد NPT، با بیش از ۱۲۰۰ آزمایش اتمی و دارا بودن صدها کلاهک هسته‌ای، بزرگ‌ترین تهدید هسته‌ای جهان به شمار می‌رود.
در طول دهه‌های گذشته، جمهوری اسلامی ایران با عضویت در NPT بیشترین ضربات را متحمل شده که این عضویت، جز شرارت، خسارت، قتل و ترور و حمله نظامی دشمن؛ ثمری برای ملت ایران در پی نداشته است و از این پس نیز برای ادامه این عضویت، جز تهدید، تحریم، توطئه و حمله به بهانه هسته‌ای، حاصل دیگری متصور نیست و از طرفی، آژانس بین‌المللی انرژی نیز که خود می‌بایست مدافع حقوق به‌رسمیت‌شناخته‌شده اعضا باشد، علی‌رغم بیش از دو دهه تعامل یک‌جانبه و خویشتن‌داری جمهوری اسلامی ایران؛ در برخوردی دوگانه‌محور و تبعیض‌آمیز به بازوی جاسوسی و اهرم سیاسی دشمنان علیه جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده است و نه‌تنها بمباران مراکز هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران را محکوم نکرده است، بلکه در برابر تهدیدات هسته‌ای آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران نیز کوچک‌ترین واکنشی از خود نشان نداده و به‌جای یک نهاد ناظر و بی‌طرف؛ با حمایت از آمریکا و غرب به یک طرف دعوا علیه جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده است! بر این اساس، با توجه به تجربه ربع قرن جاسوسی، ارائه گزارش‌های کذب و ساختگی و کاشتن بذر تحریم، فشار حداکثری و حملات ناجوانمردانه؛ جمهوری اسلامی ایران چاره‌ای جز خروج از NPT و قطع ریشه توطئه‌های هسته‌ای ندارد.
طبق ماده ۴ معاهده NPT، کشورهای برخوردار از انرژی هسته‌ای می‌بایست دیگر اعضا را در دستیابی به فناوری صلح‌آمیز هسته‌ای یاری کنند که در این رابطه، نه ‌اینکه کوچک‌ترین کمکی به جمهوری اسلامی ایران صورت نگرفته است، بلکه به بهانه‌های دروغین و ساختگی، از همان ابتدا به مخالفت سرسختانه با دستاوردهای صلح‌آمیز بومی جمهوری اسلامی ایران برآمدند و در ادامه، با تهدید، تحریم و در نهایت، با حمله نظامی و شهادت رهبر حکیم و فرزانه انقلاب و نیز شهادت صدها فرمانده، دانشمند، نخبه و اقشار مختلف مردم، خسارات جبران‌ناپذیری را بر ملت ایران تحمیل نمودند و این در حالی است که طبق ماده ۱۰ معاهده NPT، هر کشور عضو که امنیت و حاکمیت ملی او به دلیل حوادث ناشی از این عضویت به خطر بیفتد، می‌تواند با اعلام قبلی سه‌ماهه و ذکر دلایل، رسماً از پیمان خارج شود (مشابه اقدام کره شمالی) که لازمه خروج جمهوری اسلامی ایران از NPT، اتخاذ دیپلماسی بهنگام و قوی با هدف دفاع و توجیه حقانیت جمهوری اسلامی ایران می‌باشد. در شرایط کنونی، با توجه به حمله به تأسیسات هسته‌ای و تحمیل جنگ‌های مکرر و خسارت‌های جبران‌ناپذیر به بهانه هسته‌ای که با هدف تجزیه و نابودی جمهوری اسلامی ایران صورت گرفت، بستر لازم در فضای عمومی داخلی و جهانی برای این مهم به نحو چشمگیری فراهم گردیده است.
رهبر شهید انقلاب حرمت تولید و به‌کارگیری سلاح‌های کشتار جمعی؛ از جمله سلاح هسته‌ای را در بهمن‌ماه ۱۳۸۸ و پس از آن، در فروردین ۱۳۸۹ در پیام به اجلاس بین‌المللی خلع سلاح هسته‌ای تهران بیان فرمودند. دو سال بعد، در پیام نوروزی سال ۱۳۹۱ در مشهد مقدس، با توجه به تهدیدات هسته‌ای صورت‌گرفته، امام شهید تأکید فرمودند که ما به دنبال ساخت سلاح هسته‌ای و استفاده از آن نیستیم، اما «در هر سطحی که مورد حمله قرار بگیریم، در همان سطح پاسخ خواهیم داد». این فراز می‌تواند مبنای تدبر در بحث اقدام متقابل باشد.
از طرفی، در شرایطی که دشمن تهدید به حمله هسته‌ای و بازگشت ایران به عصر حجر را نموده است و به فرموده امام راحل، رضوان‌الله تعالی علیه، حفظ کیان اسلام و بقای مملکت اسلامی از اوجب واجبات است؛ مباحثی نظیر لزوم ارتقای قدرت بازدارندگی بر پایه دانش و فناوری‌های روز، تحول اساسی در شرایط زمانی و مکانی، تحفظ منع استفاده اولیه از سلاح هسته‌ای و لزوم اقدام متقابل در برابر دشمنی که تهدید به سلاح هسته‌ای نموده است، با تغییر دکترین هسته‌ای ابعاد جدیدی از بازدارندگی به روی جمهوری اسلامی ایران گشوده خواهد شد.
دشمن اخیراً موضوع بمب‌های تاکتیکی را مطرح نموده است. در این زمینه قابل ذکر است در حالی که دامنه بمب‌های راهبردی امروزی در مقیاس مگاتن (ده‌ها و صدها میلیون تن TNT) بسیار گسترده، ویرانگر، غیرقابل تفکیک و کنترل است و استفاده متقابل آن‌ها منجر به نابودی حیات در کره زمین می‌گردد، دامنه تسلیحات تاکتیکی دارای شعاع تخریب محدود است که کاربرد آن توسط یک کشور، راه را برای استفاده دیگر کشورها از سلاح هسته‌ای هموار خواهد کرد، به‌نحوی‌که در شرایط کنونی، کشورهای دارای چنین توانمندی منتظر اولین جرقه از سوی دیگر کشورها و عادی‌سازی این سلاح مخرب و خطرناک هستند! جمهوری اسلامی ایران با دستیابی به چرخه غنی‌سازی ۶۰ درصد، از منظر فنی، توانایی رسیدن به خلوص ۹۰ درصد و بالاتر (سطح تسلیحاتی) را در اختیار دارد؛ عدم ساخت سلاح هسته‌ای، همان‌گونه که امام شهید فرمودند، نه به علت عدم توانایی و یا ترس از آمریکا و غرب بوده است، بلکه جمهوری اسلامی ایران خود رأساً نخواسته است که در این مورد دست به اقدام بزند. شهید والامقام دکتر فریدون عباسی، رئیس وقت سازمان انرژی اتمی ایران، از رهبر شهید انقلاب روایت کرده‌اند که ایشان در یک جلسه علنی درباره موادی که در جریان برجام از کشور خارج کرده بودند (اورانیوم غنی‌شده و آب سنگین) فرمودند: اگر همان مواد در کشور مانده بود، بازدارنده بود.
تجربه جنگ‌ها نشان می‌دهد که داشتن سلاح هسته‌ای مانع از درگیری‌های متعارف نمی‌شود. دارندگان سلاح‌های هسته‌ای، هر یک هدفی نهایی را برای استفاده از سلاح هسته‌ای تعیین و در مواردی به تصویب مجلس رسانده‌اند که در معرض خطر قرار گرفتن بقا و حفظ حاکمیت سرزمینی از جمله مشترکات آن‌هاست که می‌تواند مانع از گسترش دامنه جنگ گردد، کمااین‌که در جنگ اوکراین و روسیه، مانع از ورود مستقیم ناتو و ارتش‌های غربی به جنگ شده است.
در تنش‌های هند و پاکستان، امکان استفاده طرفین از سلاح هسته‌ای یک عامل بازدارنده بوده و در کره شمالی عملاً به‌عنوان یک عامل بازدارنده مانع از تهاجم مستقیم آمریکا گردیده و مصوب نمودن پاسخ قاطع هسته‌ای این کشور در صورت اقدام به ترور رهبر آن، تضمینی محکم و سدی بازدارنده در برابر هر نوع خطا از سوی دشمن می‌باشد. به نقل از نشریه معروف فارن افرز، اگر لیبی به سلاح هسته‌ای دست یافته بود، سرنوشت آن نابودی این کشور نبود و جمهوری اسلامی ایران نیز اگر سلاح هسته‌ای در اختیار داشت، رهبر آن این‌گونه مورد حمله و ترور واقع نمی‌شد. از آنجا که اقدام متقابل حقی شناخته‌شده در حقوق بین‌الملل است؛ تغییر دکترین هسته‌ای و به‌تبع آن، ارتقای بازدارندگی می‌تواند مانع در خطر قرار گرفتن نظام اسلامی و حاکمیت سرزمینی کشور گردد.
ادبیات راهبردی در جامعه و اعلام مواضع چهره‌هایی مانند شهید دکتر لاریجانی، نماینده امام و دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی، و دکتر خرازی، رئیس شورای عالی روابط خارجی منصوب از سوی امام شهید، و بسیاری از سیاست‌ورزان، صاحب‌نظران، پژوهشگران، مدافعان و... نشان‌دهنده ارتقای سطح تحلیل عمومی جامعه نسبت به امکان بازنگری در دکترین هسته‌ای و ضرورت ارتقای بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران می‌باشد

captcha