کد خبر: ۳۴۰۴۲۷
تاریخ انتشار : ۲۸ مهر ۱۴۰۵ - ۲۱:۱۹
«امید و شکست» خاطرات سال‌ها فعالیت اطلاعاتی- امنیتی یعقوب نیمرودی برای اسرائیل- 104

تهیه گاز از عربستان

رهبران کشورها برای پیشبرد صلح تلاش می‌کردند و حتی توافقاتی در راستای آن امضا می‌کردند. اما از این جا تا صلح واقعی، یعنی صلح بین ملت‌ها و سرزمین‌ها راه طولانی و مشکلات بسیارند. تصمیم گرفتم با تمام توان به پیشبرد مناسبات اقتصادی و تجاری در منطقه برای تقویت صلح ادامه بدهم. طرح ایجاد بخش بین‌المللی شرکت توسعه زمین را طراحی کردم و آهارون شارف، از مقامات ارشد سابق موساد را به‌عنوان ریاست آن قرار دادم که سال‌های زیادی در آنجا مسئول روابط خارجی بود. این مرد فردی دلسوز، با تجربه در موضوعات بین‌المللی و دارای بینش و فداکاری بی‌پایان بود. با پایان دوران خدمت آهارون در موساد قرار شد به بخش امور خارجی منتقل شده و به‌عنوان سفیر سیار از جانب شیمون پرز خدمت کند اما او متقاعد شد که به ما بپیوندد. در این راستا چند طرح اقتصادی در جهت صلح ارائه کردم. این فعالیت‌ها منجر به ملاقات من با یکی از تأثیرگذارترین شخصیت‌های دربار سلطنتی عربستان سعودی شد که آینده‌اش هنوز آشکار نبود.
ملاقات با این مقام ارشد سعودی در تابستان ۱۹۹۵ در خانه‌ای بزرگ و زیبا در یکی از پایتخت‌های اروپایی انجام شد. کارگزار خانه از ما در فضای راهرو خانه استقبال کرد و آسانسور کوچکی ما را به طبقه دوم برد. این ساختمان چهار طبقه داشت. یک اتاق پذیرایی بزرگ، مبل‌های مخملی که مهمان را به غرق شدن در خود دعوت می‌کرد، یک میز کوتاه و بزرگ که روی آن مقدار زیادی از انواع دسر و شیرینی، بادام، کشمش و انجیر از نوع مرغوب آن قرار داشت. پنجره‌هایی بزرگ و کور با پرده‌هایی زیبا و دیوارهایی که با تصویرهایی از حیوانات و افراد خانواده‌اش مزین شده بود و در رأس آن‌ها پدر شجره پادشاه سعودی، عبدالعزیز ابن سعود قرار داشت. آهارون و من در اتاق پذیرایی نشستیم و منتظر شدیم. همراه ما دوستم عدنان خاشقجی که این ملاقات را با این مقام ارشد سعودی ترتیب داده بود، نیز منتظر بود. با قهوه‌ای داغ و چای شیرین و نوشیدنی‌های سرد پذیرایی شدیم. مشروبات الکلی در چارچوب آن مکان جایی ندارند. طبق رسم آنجا، قبل از ورود میزبان از مهمانان پذیرایی می‌کنند.
این مقام سعودی فردی قد بلند و زیبا بود. وارد اتاق شد در حالی که ردای سفید و بلندی پوشیده بود و کفش‌های صندل به پا داشت. سبیل نازکی لب بالایی او را زینت داده بود و موهای سیاهش را به عقب داده و بوی خوش او در فضا پیچیده بود. «شما اولین اسرائیلی‌هایی هستید که من ملاقات می‌کنم»، او در ابتدا با خوشامد‌گویی شروع کرد ولی در چشم به‌هم‌زدنی به اتهام‌زنی تغییر پیدا کرد، به حرف‌هایی که از قبل علیه اسرائیل و نخست‌وزیر، اسحاق رابین آماده کرده بود: «چرا شما عربستان سعودی را مورد حمله قرار می‌دهید. چرا رابین از کشوری که به پیشبرد روند صلح علاقه‌مند است چنین انتقادات شدیدی می‌کند؟ اگر این روند شروع نشده بود، الان شما مقابل من ننشسته بودید، اما شما آن را آغاز کردید و اکنون شما شاخه‌ای را می‌برید که روی آن نشسته‌اید. شما بزرگ هستید، شما قوی هستید- بروید سراغ فلسطینی‌های تیره‌بخت.» و به همان روند تند خود ادامه داد و حرف‌های تندی علیه رابین زد، این که او یهودیان آمریکا را علیه عربستان سعودی تحریک می‌کند و باعث می‌شود که ارتباط ما با نهاد مالی آمریکایی که تحت کنترل یهودیان است سخت شود. به حرف‌های‌های تند او پاسخ دادیم و این اول دوستی شگفت‌انگیز، فوق‌العاده، محرمانه و محتاطانه‌ای بود که برای اولین‌بار این جا فاش شده و تا خود امروز ادامه پیدا کرده است. آن مرد با صداقتی شگفت‌انگیز درمورد فعالیت‌های تجاری‌اش ازجمله در زمینه توسعه منابع جدید انرژی در کشورش حرف زد، در زمانی که بالاترین منصب‌های رئیس دولت سعودی و سلسله مراتب کاخ را کنار گذاشت. ما هم از طرف خود ایده‌ها و طرح‌های همکاری اقتصادی درباره پایگاه منطقه‌ای را به او ارائه کردیم و این که طبیعتاً قرار است عربستان شریک اصلی و رهبر آن باشد. در مورد سرمایه‌گذاری و پروژه‌های مشترک با فلسطینی‌ها، اردن و حتی با سوریه و لبنان در زمان مناسب خود صحبت کردیم. اصل صحبت‌های ما در مورد تهیه گاز از عربستان برای اسرائیل بود. طرح‌های اولیه را که با همکاری بزرگ‌ترین شرکت مهندسی آمریکایی «پارسونز» شرکتی با قدمت یک نسل فعالیت در عربستان، تدوین کرده بودیم، به میزبان‌مان دادیم. با این شرکت آمریکایی الگوهای بسیار خاص همکاری ایجاد کرده‌ایم که در اسرائیل آن‌ها را به نمایش می‌گذاریم.
آن مرد با عصبانیت گفت: «شما دیوانه شده‌اید. در مورد چه صحبت می‌کنید؟ این را بدانید اگر این صحبت‌ها در عربستان به گوش کسی برسد و به‌خصوص در مورد ملاقات من با شما، من را آتش می‌زنند» و با هیجان زیادی ادامه داد: «این را بدانید من شما را نمی‌شناسم، هرگز شما را ندیده‌ام و اگر این مطلب حتی کمترین حرفی از آن درز پیدا کند، این اولین و آخرین ملاقات من و شما خواهد بود.» پیش خود احساس می‌کردیم که او حاضر است که این روابط ادامه پیدا کند ولی فقط باید محرمانه بماند.
دوباره بحث را به سمت تهیه گاز از عربستان برای اسرائیل کشاندیم. آن مقام ارشد سعودی توضیح داد برایش روشن است که اسرائیل تنها مشتری منطقه‌ای برای این محصول است، اما ما باید صبر کنیم زیرا مطرح کردن چنین موضوع حساسی به تحولات مثبت در روند صلح بین اسرائیل با فلسطینی‌ها و تا میزان زیادی هم به عادی‌سازی روابط با سوریه بستگی دارد. این روند همچنین به یک بلوغ داخلی در داخل دولت سعودی نیاز دارد که طبق آن ما می‌توانیم ادامه بدهیم. فضای این مکالمات به فضائی دلپذیر، دوستانه و گرم تبدیل شده بود. وقتی با آن مقام ارشد عربی صحبت می‌کردم حالت و رفتارم تغییر می‌کرد و مثال‌ها و داستان‌هایی چاشنی سخن خود می‌کردم. او بلند شد تا ما را همراهی کند و در مسیر، افراد خانواده خود را که در تصویرهای اتاق پذیرایی بودند به ما نشان داد.

captcha