صنعت زیبایی آرامش دختران را میبلعد
الگوریتمهای شبکههای اجتماعی با استانداردهای دروغین زیبایی، آرامش و سلامت روان بانوان را هدف گرفتهاند.
کمیل حسینی، جامعهشناس و کارشناس حوزه زنان در گفتوگو با خبرگزاری تسنیم، در تشریح ابعاد جامعهشناختی تغییرات اجتماعی اخیر و تأثیر آن بر روان زنان، ابعاد پنهان و ساختاری نظام سرمایهداری و تأثیر آن بر سلامت بانوان را واکاوی کرد.
این کارشناس حوزه زنان با اشاره به رویکرد جامعهشناختی و در نظر گرفتن بُعد زمانی تحولات اجتماعی گفت: ما با فرآیند تغییرات اجتماعی اخیر با چند اتفاق مهم روبهرو هستیم. نخست اینکه نظام لیبرال سرمایهداری با تولید ثروت و سرمایه، توانسته یک ارتباط ویژه پیدا کند؛ این ارتباط ویژه در این جهت شکل گرفته که «امر جنسی» و «امر شخصی» در راستای تولید ثروت، در سده اخیر در مسیر رشد بالا، توسعه و سودآوری قرار گیرند. رسانههای جمعی در این میان نقش کلیدی داشتهاند؛ رسانههایی که با فضای تبلیغات، تصویرسازیها و الگودهیها توانستهاند امر شخصی و امر جنسی را به یک «کالا» تبدیل کنند تا از این طریق سود جذب و تولید کنند.
حسینی با تأکید بر اینکه این روند چه پیامدهایی به همراه داشته، افزود: نتیجه این وضعیت این شده است که بسیاری از جنبههای ارزشمندی زن و جایگاه ویژه او جای خود را به فرصتی برای تولید ثروت داده است. این تولید ثروت از چه مسیری اتفاق میافتد؟ از طریق «خلق نیاز، میل و خواهش» و از طریق «ایجاد کمبود»؛ اینکه فرد مدام احساس کند اگر فلان موضوع را نداشته باشد عقبافتاده است، اگر اینطوری نباشد زیبا نیست و اگر فلان شکل را نداشته باشد با استانداردها فاصله دارد.
وی افزود: به همین دلیل، ما با فرآیندی روبهرو هستیم که در آن استانداردها و ایدهآلهایی ساخته شده تا افراد در مقایسه با آنها احساس عقبماندگی و سادگی کنند، و در واقع همین احساس عقبماندگی در آنها نیاز و میل به مصرف را تولید کند.
گسترش دایره سوداگری به پوشش و زیبایی
این جامعهشناس با اشاره به وسعت این پدیده تصریح کرد: میبینیم که پوشش بدن زن، زیبایی زن، حتی شکل و فرم بدن (چاقی و لاغری)، و حتی دسترسی به اندامهای بسیار خصوصی انسان، همه و همه تبدیل به فرصتی برای تولید ثروت میشوند. بازیگران مختلفی هم در این فصل بازی میکنند؛ از پزشکان زیبایی، پیکرتراشیها، تزریق ژل و لب، داروهای بهداشتی، داروهای آرایشی، مواد بهداشتی و آرایشی گوناگون گرفته تا انواع داروهای مربوط به بدن مانند لاغری، پوست و تقویتکنندههای مختلف. یک قسمت ماجرا آرایشگرها هستند و قسمت دیگر آن بلاگرهایی که بستری برای فروش سبک زندگی فراهم میکنند.
حسینی با هشدار نسبت به تبعات این هجمهها بیان داشت: ما شاهد حجمی از هجمهها به زندگی عادی، غریزی و طبیعی انسان هستیم؛ زندگیای که دارد از آرامش تهی میشود، انسان را دلنگران، ناراحت و ناراضی میکند و دیگر اجازه نمیدهد فرد از ظاهر و سبک زندگیاش رضایت داشته باشد، نتیجه این شرایط، سرخوردگیها، احساس رقابتهای فرساینده، احساس عقبماندگی، دور شدن از مسیرهای اصلی شادکامی، خوشی و زندگی سالم، و در نهایت افتادن در چرخههای معیوب بیماریها، آسیبهای روانی و از بین رفتن فرصت حیات و نعمت زندگی است. اینکه «چه قیافهای داشته باشیم» و «وزنمان چقدر باشد» جایگزین اصالت زندگی میشود.
وی با توصیف انسانِ برخاسته از این نظام خاطرنشان کرد: ما با یک انسان «الینه شده و از خود بیگانه» روبهرو هستیم؛ انسانی که گویا نمیداند برای چه به این دنیا آمده و صرفاً به عرصهای برای رقابت فروشندگان مختلف تبدیل شده است تا او را کالایی کنند و از او ثروت تولید کنند، واضح است که نتیجه این فرآیند، ایجاد احساسات منفی، بیمعنایی، عدم رضایت، افسردگی و بسیاری پیامدهای دیگر است. پژوهشهای مختلفی (از جمله تحقیقاتی که درباره اینستاگرام انجام شده) نشان دادهاند که این پلتفرمها چطور توانستهاند دختران، بهویژه نوجوانان را نگران شکل بدنشان کنند؛ آنهم از طریق مقایسههای مداوم و الگوهایی که برایشان تعریف میشود.
این کارشناس حوزه زنان درباره رکن اصلی سلامت در این جهان گفت: اگر بخواهیم از سلامت صحبت کنیم، یکی از ارکانش این است که فرد بتواند دامن، سلامت، شخصیت، امنیت روان و آرامشش را از عرصه ساختوساز این سوداگرانِ سرمایهداری خارج کند. فرد باید بتواند برای خودش تعریف کند که ارزشهایش دیگر وابسته به تعاریف، کلیشهسازیها و تبلیغات این حوزه نیست، بلکه باید به آن «فطرت الهی» که خداوند در درونش قرار داده روی آورد؛ به جای آنکه در این حوزههای ضدسلامت قدم بردارد.