انتخابات در آمریکا نگرانی از تأثیر ایران(یادداشت روز)
برای دو یا سومینبار طی دو هفته اخیر است که دونالد ترامپ نسبت به تأثیر ایران بر انتخابات آمریکا ابراز نگرانی میکند. او این صحنه را آوردگاه سیاسی ملهم از جنگ ایران میداند و معتقد است نتایج انتخابات «پنجم نوامبر/۱۴ آبان» یک شاخص ارزیابی طرف پیروز در جنگی است که از «۹ اسفند/۲۸ فوریه» علیه ایران راه افتاده است. ترامپ در خلال هفتماه گذشته با بیان و تکرار انواعی دروغها تلاش کرده است تا نشان دهد توانسته آنچنان ضرباتی به جمهوری اسلامی بزند که نه قوای نظامی آن باقی مانده، نه اقتصادی باقی مانده و نه دیگر حتی کسی دارد که بتوان با او مذاکره کرد. اما نتایج نظرسنجیها در آمریکا نشان میدهد این دروغها دستهای خالی او در مقابل ایران را پر نمیکند.
نظرسنجی اوایل شهریورماه «شورای شیکاگو» نشان میدهد تنها دو درصد شهروندان آمریکایی به پیروزی ترامپ در جنگ علیه ایران اهمیت میدهند و حاضرند برای رسیدن به آن هزینه بپردازند و این در حالی است که ۸۵ درصد آنان اعلام کردهاند، جنگ با ایران معیشت آنان را تحت تأثیر قرار داده است. بر اساس این نظرسنجی ۴۳ درصد شهروندان آمریکایی اعلام کردهاند از کاهش بودجه نظامی به نفع معیشت و سلامت حمایت مینمایند. وقتی شورای شیکاگو از شهروندان آمریکایی پرسیده است پنج خطر بزرگ پیش روی آمریکا را برشمرید، ایران یکی از پنج خطر اول ذکر نشده است و این در حالی است که فاسد شدن دولت آمریکا در این نظرسنجی اولین خطر پیش روی کشور آمریکا بیان شده است. ۸۶ درصد شرکتکنندگان در نظرسنجی شورای شیکاگو که سهم طرفداران حزب دموکرات در آن ۹۷ درصد میباشد گفتهاند جنگ با ایران وضع زندگی آنان را بدتر کرده است. ۷۶ درصد گفتهاند جنگ، جایگاه ایران در منطقه و جهان را به نسبت آمریکا افزایش داده است. در پاسخ به این سؤال که جنگ با ایران به هزینهها و پیامدهای آن میارزید یا نه؟
۹۰ درصد دموکراتها و ۶۸ درصد جمهوریخواهان پاسخ منفی دادهاند. جالب این است در پاسخ به این سؤال که برای متقاعد کردن ایران به قبول صلح با دادن چه امتیازی به ایران موافق هستید؟ ۷۰ درصد گفتهاند تحریمهای نفتی ایران را برداریم و صادرات آن را آزاد کنیم.
۵۸ درصد گفتهاند اسرائیل از لبنان عقبنشینی کند در این میان ۷۲ درصد دموکراتها چنین عقیدهای ابراز کردهاند.
هدف این نیست که با نظرسنجی ماه اوت یک مؤسسه معتبر در آمریکا بخواهیم تبیینی قطعی از جامعه دشمن ارائه کنیم. این آمار بیش از همه یک چیز را روشن میکند؛ ترامپ با دروغهای پیدرپی در حال سرپوش گذاشتن بر وضعیت بغرنجی است که جنگ با ایران دامنگیر آمریکا کرده است. جنگ رمضان با این پشتوانه تحلیلی و اطلاعاتی روبهرو بود که ترامپ به موفقیتی بسیار بزرگتر از آنچه در ونزوئلا به آسانی به دست آورد در مواجهه با ایران به دست خواهد آورد. ارتش آمریکا قرار بود با شکست دادن ایران، شرایط خود را بدون جنگ به چین و روسیه تحمیل کند اما حالا برای فقط برونرفت از جنگی که تنها دو درصد شهروندان آمریکایی از آن خشنودند، مستأصل شده و شهروندان آمریکایی به ترامپ توصیه میکنند بخشی از امتیازات مدنظر ایران را به جمهوری اسلامی بده و از جنگ با آن خارج شو!
نتایج این نظرسنجی میگوید مردم آمریکا جنگ با ایران را قبول ندارند اما از چه زمانی به این نظر رسیدهاند؟ نظرسنجیهای روزهای اول جنگ رمضان بیانگر آن بود که لااقل ۶۴ درصد شهروندان آمریکایی از راه انداختن جنگ علیه ایران حمایت میکنند. بدون شک این تغییر فاحش در مورد موضوع واحد، بیانگر یأس عمومی آمریکاییها از پیروزی در جنگ با ایران و ملموس و غیرقابلتحمل شدن فشارهای جنگ بر معیشت آنان میباشد.
نگرانی آمریکا از اثرگذاری جنگ با ایران بر اقتصاد این کشور و در واقع تأثیر تعیینکننده ایران بر روند سیاسی ایالات متحده برای دولت متکبر ترامپ و سیستم رسمی آمریکا هم رسواکننده و هم تهدیدی اساسی به حساب میآید. این بهخصوص برای جامعه سیاسی یهودیزه شده آمریکا بسیار خوارکننده است. این همان آمریکایی است که با یک مشت دلار دولت دکتر محمد مصدق در ایران را برانداخت و مشابه این کار را در نزدیک به ۷۰ کشور دیگر انجام داد. این همان آمریکایی است که سال گذشته نگران اثرگذاری ایران، چین و روسیه در آمریکای لاتین که سند ۲۰۲۶ امنیت ملی آمریکا آن را منطقه انحصاری نفوذ خود میشناسد بود و حالا نگران تأثیر ایران از این سمت دنیا بر روند سیاسی داخل خود آمریکاست! یک زمانی دولت آمریکا برای رفع تهدید شوروی از محیط نزدیک ایالات متحده مانور جنگ داد و با همین مانور شوروی را واداشت تا کلاهکهای اتمی خود را از کوبا جمع کند. حالا در دوردست به جنگی دست زده و نگران پیامد شکست در آن بر وضع سیاسی دولت خود است!
نظرسنجی اوت شورای شیکاگو خیلی حقایق را آشکار کرده است، از جمله اینکه ملت آمریکا از ارتش خود در جنگها حمایت نمیکند و ۴۳ درصد مردم حتی خواستار کاهش بودجه آن هستند. آمریکا با فاصله عمیقی که بین ملیت و نظامیگری در این کشور پیش آمده چگونه میتواند با رقبای خود مواجه شود و چگونه نظامیان نامحبوب را به ادامه حضور در ارتش وادار نماید چه رسد اینکه بخواهد آنان را وارد جنگی با تلفات کند؟ حالا تعجب نمیکنیم که نظامیان عضو ناو هواپیمابر آیزنهاور با تخریب بخش خدمات بهداشتی آن، فرماندهی سنتکام را وادار به قبول خروج این ناو از مهلکه جنگ با ایران کنند.
نظرسنجی مورد اشاره بروندادهای بسیار مهمی هم درباره وضع صهیونیستها و رژیم اسرائیل در جامعه آمریکا دارد. دولت اسرائیل مولود حمایت خاص دولت آمریکا است. ظهور آمریکا بهعنوان قدرتی جهانی با جعل رژیم اسرائیل در فلسطین همزمان است. در این میان هر چند سنگ بنای تأسیس دولت غاصب با خیانت انگلیس به مسلمانان گذاشته شد اما تأسیس این رژیم سه سال پس از آغاز جانمایی آمریکا بهعنوان قدرت جهانی صورت گرفته و بنابراین مولود آمریکاست.
نظرسنجی شیکاگو میگوید حمایت از دولت اسرائیل در جامعه آمریکا به زیر پنجاه درصد رسیده است و این در حالی است که
۷۰ درصد دموکراتها میگویند حمایت از اسرائیل را متوقف کنید. این بحث از ۱۳۵۷ / ۱۹۷۸ بیسابقه است. در سالهای
۷۲ تا ۷۸ میلادی اسرائیل به دلیل جنگهای خونین با کشورهای عربی و فلسطینیها دچار افت موقعیت در جامعه آمریکا گردید اما با قرارداد کمپ دیوید و تغییراتی که در سیاست اسرائیل نسبت به کشورهای عربی ایجاد شد موقعیت اسرائیل در جامعه آمریکا شروع به بهبود کرد. اینک پس از نزدیک به پنج دهه دوباره اقبالها به ادبار بدل شدهاند.
آنچه بیش از هر چیز در نظرسنجی اوت شیکاگو جلب توجه میکند شکل جامعه آمریکاست که دوقطبی مطلق است. اینک جمهوریخواهان و دموکراتها در هیچ موضوعی وحدت نظر ندارند نه در مسائل داخلی و نه در مسائل خارجی و نه حتی در موضوع حیاتی مثل جنگ که با امنیت عمومی شهروندان و موجودیت کشور سر و کار
دارد! پیش از این بسیار شنیدهایم که جامعه صهیونی بهشدت پلاریزه یعنی قطبی شده است آیا وضع در جامعه آمریکا نیز چیزی جز این را نشان میدهد؟
انتخابات آمریکا اینک به نگرانی دولتمردان تبدیل شده است. از دموکراسی بوی استبداد میآید. ترامپ اعلام کرده است «ایلهان عمر» را از کنگره بیرون میاندازد و آن مسلمان دیگر را به کنگره راه نمیدهد. اینک انتخابات در آمریکا چه با هجوم شهروندان آن مواجه گردد وچه با سکوت آنان توأم شود، تهدیدی برای آرامش و امنیت این کشور است.
سعدالله زارعی