کد خبر: ۳۴۰۱۹۶
تاریخ انتشار : ۲۵ مهر ۱۴۰۵ - ۲۱:۲۲

حمله به کوه کلنگ؛ لاف‌زنی ترامپ در سایه ناکامی‌های میدانی آمریکا

تهدید ترامپ به حمله به کوه کلنگ، بار دیگر ادعاهای نظامی واشنگتن علیه ایران را در کانون توجه قرار داده است؛ تهدیدهایی که در سایه ناکامی‌های میدانی آمریکا، فاصله میان رجزخوانی کاخ سفید و واقعیت میدان را برجسته می‌کند.
اظهارات تازه دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور متوهم آمریکا، درباره احتمال حمله به کوه کلنگ، در نزدیکی تأسیسات هسته‌ای نطنز، بار دیگر نشان می‌دهد که رئیس‌جمهور آمریکا همچنان بر ترکیب تهدید نظامی و فضاسازی رسانه‌ای برای اعمال فشار بر ایران تکیه دارد؛ رویکردی که در آن، بزرگ‌نمایی توان نظامی واشنگتن، بخشی از ابزار‌های اثرگذاری بر محاسبات طرف مقابل 
است.
ترامپ در حالی از امکان حمله به این مجموعه سخن می‌گوید که میان تهدید لفظی، توانایی اجرای یک عملیات نظامی و دستیابی به نتیجه موردنظر، فاصله‌ای جدی وجود دارد. طرح مکرر چنین تهدید‌هایی را می‌توان بخشی از تلاش واشنگتن برای ایجاد فضای روانی، القای برتری مطلق نظامی و تأثیرگذاری بر افکار عمومی دانست؛ هرچند ارزیابی انگیزه دقیق این اظهارات، بدون شواهد بیشتر امکان‌پذیر نیست. 
کوه کلنگ؛ هدفی که با هیاهوی رسانه‌ای از میان نمی‌رود
کوه کلنگ گزلا در نزدیکی مجموعه هسته‌ای نطنز قرار دارد. پس از آسیب دیدن بخشی از زیرساخت‌های نطنز در سال ۱۳۹۹، مقام‌های وقت سازمان انرژی اتمی از احداث مجموعه‌ای جدید در دل کوه خبر دادند؛ اقدامی که اهمیت حفاظت از زیرساخت‌های راهبردی کشور را برجسته کرد. 
آنچه کوه کلنگ را از دیگر تأسیسات هسته‌ای ایران متمایز می‌کند، موقعیت زمین‌شناختی و عمق قابل‌توجه آن در دل کوه است. به گزارش مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی، برآورد‌ها حاکی از آن است که تالار‌های زیرزمینی این مجموعه در عمق ۸۰ تا ۱۰۰ متری قرار دارند. 
این ویژگی‌ها، کوه کلنگ را به یکی از تأسیسات زیرزمینی مورد توجه در مقایسه با مجموعه غنی‌سازی فردو در استان قم تبدیل کرده 
است. 
درباره توان بمب‌های سنگرشکن ارتش آمریکا، از جمله مهمات نفوذگر سنگین (MOP)، برای وارد کردن آسیب جدی به بخش‌های اصلی این مجموعه در چنین عمقی، تردید‌هایی مطرح است. از همین رو، کوه کلنگ به‌عنوان یکی از نقاط راهبردی ایران در برابر تهدید‌های هوائی مورد توجه قرار 
گرفته است. 
ادعای نابودی کامل
تأسیسات هسته‌ای؛ پس تهدید دوباره کوه کلنگ برای چیست؟
دونالد ترامپ پس از حملات ژوئن ۲۰۲۵ مدعی شد تأسیسات کلیدی هسته‌ای ایران به‌طور کامل نابود شده‌اند؛ ادعایی که کاخ سفید نیز بر آن تأکید کرد. بااین‌حال، تهدید‌های تازه او علیه کوه کلنگ در نزدیکی نطنز، پرسشی جدی درباره دامنه و نتیجه واقعی آن حملات مطرح می‌کند: اگر به گفته ترامپ، زیرساخت‌های هسته‌ای ایران کاملاً از بین رفته‌اند، چرا اکنون بار دیگر از حمله به یک مجموعه زیرزمینی مرتبط با همین برنامه سخن
می‌گوید؟
اظهارات متناقض ترامپ، این تصور را ایجاد می‌کند که او در روایت‌سازی از نتایج حملات پیشین، بیش از آنکه به ارائه تصویری روشن و منسجم پایبند باشد، به اعلام پیروزی‌های بزرگ تکیه دارد. نمی‌توان هم از نابودی کامل سخن گفت و هم دوباره همان پرونده را با تهدید‌های تازه به صدر اخبار آورد، بی‌آنکه درباره فاصله میان ادعا و واقعیت توضیح داد. 
تنگه هرمز؛ غنیمت‌گیری ایران
و شکاف میان ادعا‌های آمریکا 
و واقعیت میدان
سال‌هاست واشنگتن با تبلیغات گسترده، ارتش آمریکا را قدرتی شکست‌ناپذیر معرفی می‌کند؛ اما تحولات جنگ رمضان نشان داده است که برخورداری از تسلیحات پیشرفته، لزوماً به معنای تحقق تمام اهداف اعلام‌شده نیست. ترامپ در آغاز جنگ رمضان از تضعیف توان موشکی ایران، نابودی نیروی دریایی کشور و جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای سخن گفت؛ بااین‌حال، ارزیابی میزان تحقق این اهداف نیازمند بررسی نتایج واقعی جنگ است، نه تکرار ادعا‌های کاخ سفید. 
در همین چارچوب، ماجرای به غنیمت گرفتن دو شناور زیرسطحی بدون‌سرنشین آمریکایی توسط ایران، نمونه‌ای از چالش‌های عملیاتی پیش روی واشنگتن است. مقام‌های آمریکایی این رخداد را ناشی از نقص فنی وسیله دانستند، اما اصل ماجرا بار دیگر نشان داد که تجهیزات پیشرفته نیز از خطا و ناکامی مصون نیستند. 
اکنون ترامپ بار دیگر با تهدید کوه کلنگ و تأسیسات راهبردی ایران، از توان نظامی آمریکا سخن می‌گوید. اما پرسش اساسی همچنان پابرجاست: آیا تهدید‌های پرسر‌وصدا به‌تنهائی می‌توانند نتیجه یک عملیات نظامی را تضمین کنند؟ تجربه جنگ و رخداد‌های منطقه نشان می‌دهد که میان قدرت تبلیغاتی واشنگتن و نتیجه عملیاتی، فاصله‌ای وجود دارد که با سخنرانی و نمایش تسلیحات پر نمی‌شود.
اقتدار ایران با تهدید‌های ترامپ تعیین نمی‌شود
ترامپ بار دیگر  نام کوه کلنگ را به میان کشیده است؛ گویی با چند جمله تند و نمایش قدرت، می‌توان هر مانعی را از سر راه برداشت؛ اما واقعیت میدان با هیاهوی کاخ سفید تغییر 
نمی‌کند. 
آمریکا سال‌هاست از قدرت نظامی خود تصویری افسانه‌ای ساخته، ولی تجربه جنگ رمضان نشان داد که میان وعده‌های
پر سروصدای واشنگتن و آنچه در میدان محقق می‌شود، فاصله‌ای جدی وجود 
دارد. 
کوه کلنگ برای ترامپ شاید فقط نام یک هدف روی نقشه باشد؛ اما تهدید کردن یک مجموعه راهبردی، با توانایی واقعی برای نابودی آن زمین تا آسمان تفاوت دارد. رئیس‌جمهور آمریکا می‌تواند هر روز تهدید تازه‌ای مطرح کند، اما تکرار تهدید، نه نشانه پیروزی است و نه تضمین‌کننده موفقیت. آنچه تعیین‌کننده است، واقعیت‌های میدانی است؛ نه لاف‌زنی‌های سیاسی و نه تصویری که ماشین تبلیغاتی آمریکا از قدرت خود می‌سازد. 
به خبرگزاری دانشجو، ایران بار‌ها نشان داده است که با تهدید عقب‌نشینی نمی‌کند و امنیت و منافع ملی خود را به جنگ روانی واشنگتن گره نمی‌زند. پیام روشن است: ترامپ هرچقدر می‌خواهد تهدید کند؛ اما میان رجزخوانی پشت تریبون و اثبات قدرت در میدان، فاصله‌ای است که با شعار پر نمی‌شود.

captcha