کد خبر: ۳۴۰۰۶۰
تاریخ انتشار : ۲۴ مهر ۱۴۰۵ - ۱۸:۵۰
«امید و شکست» خاطرات سال‌ها فعالیت اطلاعاتی- امنیتی یعقوب نیمرودی برای اسرائیل- 102

دیدار با عرفات و لغو پروژه

سمت مدیرعاملی شرکت را به «سرتیپ شلاما عنبر»، یکی از بزرگ‌ترین متخصصان جهان در زمینه ارتباطات مخابراتی پیشنهاد کردم. عنبر را از زمان خدمتم در ارتش می‌شناختم. او یکی از درخشان‌ترین افسران ارتباطات در ارتش محسوب می‌شد.1 او به سرعت پیشرفت کرد و در سال ۱۹۷۲ به عنوان افسر ارشد ارتباطات منصوب شد. توانایی‌های او در زمان جنگ یوم کیپور به طور کامل کشف شد. سیستم ارتباطی که ایجاد کرد در سخت‌ترین ساعات این جنگ نیز از کار نیفتاد و همچنان به کار خود ادامه داد. در سال ۱۹۷۵ به درجه سرتیپی ترفیع یافت و به عنوان وابسته نظامی در واشنگتن شروع به خدمت کرد. بعد از آن نیز به عنوان رئیس واحد تحقیقات و توسعه در ستاد کل ارتش و در وزارت دفاع خدمت کرد. قبلاً برای خاشقجی درباره توانایی‌های عنبر صحبت کرده بودم. او پیشنهاد من را پذیرفت. با عنبر ملاقات کردم و به او این سمت را پیشنهاد دادم. خوشبختانه او سریع پاسخ داد. می‌دانستم توانسته‌ایم یکی از متخصص‌ترین افراد در این زمینه را برای ریاست شرکت قرار دهیم. خیلی سریع ترتیب قرار ملاقات او را با خاشقجی دادم، در حالی که او از پذیرفتن این مسئولیت توسط عنبر بسیار خوشحال بود، برایش به تفصیل جزئیات این پروژه را توضیح داد. خاشقجی به او گفت: «برای ما مهم است که به عرفات در عرض دو هفته، برنامه کاری مفصل را ارائه کنیم.» عنبر نسبت به این موضوع توجیه شد و با تمام توان به موضوع رسیدگی می‌کرد. دوستم «رحمیم روسو»، که تحت فرمان «اسحاق ناووخ» به عنبر کمک می‌کرد. او به خوبی عوامل را به کار می‌گرفت، بعد از آن پروژه به وزارت امور خارجه رفت و به عنوان سفیر در چند کشور خدمت کرد.
در دیدار خاشقجی با یاسر عرفات در تونس، برنامه‌هایمان را به او ارائه کرد و از او برای شروع کار اجازه گرفت. برای ما روشن بود که پیشنهاد عرفات کارت ورود ما برای دوران همکاری با حکومت فلسطین بود که آن نیز در آغاز راه بود. عرفات همچنین فهرستی از تجار فلسطینی به خاشقجی داد که در رأس گروه فلسطینی مقابل ما بودند. او به ما اعلام کرد که از جانب فلسطینی‌ها، مروان کنفانی مشاور سیاسی و اقتصادی در رأس این پروژه قرار خواهد گرفت. این حقیقت که عرفات تصمیم گرفت یکی از نزدیک‌ترین افراد به خود را در رأس این پروژه قرار بدهد، نشان‌دهنده اهمیتی است که رئیس سازمان آزادی‌بخش فلسطین برای این موضوع و پتانسیل عظیم نهفته در آن قائل بود. در پایان این ملاقات خاشقجی از عرفات اجازه گرفت که سیستم ارتباطات مخابراتی را در مناطق استقلال‌یافته تأسیس و راه‌اندازی کرده و قراردادهایی با شرکت‌های متخصص برای انجام این پروژه امضا کند.
مدت خیلی کوتاهی بعد از این ملاقات، شلاما عنبر به پاریس سفر کرد و آنجا در منزل خاشقجی با مروان کنفانی ملاقات نمود. هردو آنها در آپارتمان را به روی خود قفل کردند تا طبق جدول زمان‌بندی طرح‌ها را در عرض دو هفته تکمیل کنند. همکاری بین این دو نفر بسیار موفقیت‌آمیز بود و آنها روزها و شب‌ها برای تکمیل این مأموریت در زمانی که تعیین شده بود، کار کردند. مأموریت ساده‌ای نبود: هماهنگی با افراد متخصص، برنامه‌ریزی برای زیرساخت‌های جدید در مناطق خودگردان، ایجاد راه‌حل‌های مناسب برای هماهنگی حکومت جدید فلسطین با سازمان فعلی در اسرائیل، ایجاد راه‌حل‌های حرفه‌ای برای مشکلاتی که در منطقه ایجاد می‌شود، به‌کارگیری سرمایه‌گذاران و غیره.
باورداشتم که مسیر ثمردهی این سرمایه‌گذاری‌ها را کوتاه خواهیم کرد. قرار بود این پروژه ارتباطی یکی از سرمایه‌گذاری‌های پیشرو در مناطق خودگردان باشد. فرصت تجاری متفاوتی از تجارب و توانایی‌های حرفه‌ای‌ام را در آن می‌دیدم. اما علاوه‌بر آن، باور داشتم تکمیل این پروژه کمک قابل‌توجهی به روند صلح خواهد کرد. وقتی که فلسطینی‌ها نتایج صلح را بینند، وقتی که برای آنها روشن شود که سرمایه‌گذاران از کل دنیا به اردوگاه‌های آوارگان2 می‌آیند، آن زمان قانع خواهند شد که این پیشرفت‌ها- که تا آن زمان فقط در اختیار ساکنان اسرائیل بود- باعث پیشرفت آنها نیز خواهد شد و دست از ترور و دشمنی و نفرت برمی‌دارند و تمایلات و طرح‌های خود را به بالا بردن سطح رفاه، آموزش و ساخت‌وساز تغییر می‌دهند.
بعد از این که آماده‌سازی برنامه را به پایان رساندیم، خاشقجی و کنفانی در تونس با عرفات ملاقات کردند و اوراق کاری را به او ارائه دادند. البته این ملاقات با اطلاع و اجازه رؤسای نیروهای امنیتی اسرائیل بود و پیش از این از پیشرفت‌های آن مطلع شده بودند. عرفات این برنامه‌ها را دید و آنها را تأیید کرد. چراغ سبزی که از او دریافت کردیم باعث تسریع در فعالیت‌های تجاری و آماده‌شدن برای اجرای این پروژه شد. در آغاز ماه نوامبر ۱۹۹۳ در پاریس جلسه‌ای برای ملاقات بین «حنان آچسف» مدیرعامل شرکت موتورولا در اسرائیل که کمی بعد شبکه موبایلی را در اردن تأسیس کرد با خاشقجی ترتیب دادیم. خاشقجی ترتیب ملاقات آچسف، مردی درخشان و بسیار فعال، با یاسر عرفات را داد و او را به‌عنوان بخشی از این همکاری معرفی کرد که از جانب اسرائیل برای تحقق این پروژه کمک خواهد کرد.
متأسفانه، در پایان کار نتوانستیم این پروژه را بگیریم. این طرح ما بود اما دیگران برنده این جایزه بزرگ شدند. مروان کنفانی، شخص مورد اعتماد عرفات که توسط او به‌عنوان نماینده در شرکت منصوب شده بود، در پایان کار، این پروژه را به شرکت دیگری واگذار کرد. تازه بعد از گذشت سال‌ها فهمیدم که کنفانی براساس نظر شخصی خود کار نمی‌کرد بلکه با سهی عرفات، همسر رئیس حکومت فلسطین همکاری داشت. در مورد کنفانی توافق کرده بودیم و او را در تمام مراحل این پروژه در حال تشکیل، مشارکت دادیم اما او از اعتماد ما سوءاستفاده کرد و طرح این پروژه را به شرکت ITI واگذار کرد که برای اجرای این پروژه شرکت «پتلکو» را تأسیس کرد. «بزک» نیز از این پروژه کنار گذاشته شد و قرار شد که فقط شش ماه مدیریت این پروژه را برعهده بگیرد و بعد از آن به شرکت ITI واگذار کند. در پایان کار پتالکو نیز از این پروژه کنار گذاشته شد و این کار به شرکت «پلتل- فلسطینین تلکام» زیرمجموعه شرکت فلسطینی «پدیکو» واگذار شد. این موضوع بغرنج شد و حتی به دادگاه نیز کشیده شد، بعد از این که «پایر ریسک»، یکی از مالکان شرکت پتلکو از حکومت فلسطین در ایالات‌متحده به علت نقض قرارداد به دادگاه شکایت کرد و حتی خسارت مالی قابل‌توجهی دریافت کرد.
برای من و خاشقجی این ناامیدی بزرگی بود. زمان، ابزارها و منابع زیادی برای پیشبرد این پروژه سرمایه‌گذاری کرده بودیم. به آن اعتقاد داشتیم. در آن اهرم مهمی برای همکاری اقتصادی با نمایندگان رسمی فلسطین می‌دیدیم، پروژه‌ای که به ایجاد صلح کمک می‌کرد و پروژه‌های دیگری را به‌دنبال خود می‌آورد.
پانوشت‌ها:
1. م: اینکه نیمرودی به عنوان یک چهره نظامی-امنیتی به فکر ایجاد زیرساخت ارتباطی برای مردم فلسطین افتاده و از قضا یکی از افسران نظامی بلندپایه اسرائیل را نیز برای مدیریت بر تأسیس زیرساخت‌های ارتباطی فلسطینیان انتخاب می‌کند، بیش از اینکه حسن‌نیت و خیرخواهی آنان را نشان دهد؛ فرصت‌طلبی رژیم صهیونیستی برای اشراف اطلاعاتی و کشف ارتباطات مردم فلسطین با یکدیگر را نشان می‌دهد؛ شاید با این هدف که هر هسته مقاومت فلسطینی را در نطفه خفه کند.
2. م: نیمرودی به «اردوگاه آوارگان» اشاره می‌کند اما نمی‌گوید چرا چنین اردوگاه‌هایی در فلسطین وجود دارد؟ چرا ساکنان این اردوگاه‌ها آواره شده‌اند؟ چه کسانی با اشغال زمین و خانه این افراد، آنها را آواره کرده‌اند؟ او سپس با ژست حق به جانبی می‌گوید انتظار دارد کارهایش باعث شود فلسطینی‌ها دست از «ترور و دشمنی و نفرت» بردارند! در حالی که این رژیم صهیونیستی است که با قتل‌عام فلسطینیان و اشغال خانه‌هایشان منشأ «دشمنی و نفرت» در فلسطین و حتی غرب آسیا بوده است.

captcha