چرا برخی برگزیدگان تئاتر فجر پیک موتوری میشوند؟
آرش فهیم
*وضعیت تئاتر و هنرهای نمایشی کشور را در شرایط کنونی چگونه ارزیابی میکنید و فضای تئاتر را در مقایسه با سینما و سریالهای خانگی چطور میبینید؟
به نظر من، برخلاف سینما که متأسفانه بهشدت بیمار است و تکلیفش با خودش مشخص نیست، و برخلاف سریالها که چه در پلتفرمها و چه در فضای تلویزیون دچار یکجور وادادگی و شلختگی هستند و تکلیف مشخصی ندارند، من فضای تئاتر کشور را در حال حاضر فضای مناسبتری میبینم. به چند دلیل: یکی اینکه توجه نسل جدید به تئاتر بیشتر از گذشته شده است. البته هنوز با دهههای طلایی تئاتر که مخاطبان زیادی هم داشت فاصله داریم، اما در ۱۰ سال گذشته خیلی از مخاطبان از تئاتر دور شده بودند که اکنون شرایط کمی بهتر شده و مخصوصاً توجه نسل جدید به تئاتر افزایش یافته است. شاهد حضور نسل جدید در تئاتر هستیم؛ نسلی خلاق و توانمند که البته به لحاظ دانش و بهره از ادبیات نمایشی ضعف دارند! طوری که بیشتر به تکنیک و فضای فنی کار توجه میکنند تا به محتوا و عمقی که در آثار لازم است. علاوهبر این، تماشاگران امروز تئاتر ما هم، مخاطبان علاقهمندی هستند.
از طرف دیگر، برعکس سینما که متأسفانه نتوانسته در این شرایط بهخصوص که در جنگ هستیم و به محصولاتی نیاز داریم که به ما یادآوری کند ایرانی هستیم و باید چطور باشیم، در تئاتر شاهدیم که این اتفاق در حال رخ دادن است. همین الان چند اثر خوب در تهران با مفاهیم وطن، ایران و قهرمانانی که در طول تاریخ در برابر دشمنان ایستادگی کردهاند در حال اجراست. تئاتری هم که با عنوان «قائممقام فراهانی» بهعنوان راوی حضور دارم شامل همین مؤلفههاست؛ به هر حال در عرصه هنر هم باید قدردان کسانی باشیم که برای این وطن زحمت کشیدهاند و جان دادهاند که من معتقدم تئاتر در این زمینه، در حال انجام وظیفهاش است.
*درباره مسئولین چطور؟ آیا بهعنوان یک هنرمند تئاتر، از عملکرد مسئولان این عرصه راضی هستید؟
بله، در بحث مسئولین و حمایتها، نمیتوان گفت که خیلی مطلوب است، اما بد هم نیست. اگر مسئولین فرهنگوهنر کشور کمی به این مسئله توجه بیشتری کنند و ارزش و عمق هنر تئاتر و هنرهای نمایشی را درک کنند، کارهای بسیار زیادی میتوان انجام داد. برای نمونه، مجموعه حوزه هنری سازمان تبلیغات با حضور هنرمندی چون آقای شفیعی خانه تئاتری دارند که بهشدت در این ایام فعال بوده؛ هم تولیدات زیادی به مناسبت این ایام داشتهاند و هم از استعدادهای جوان حمایتهای زیادی انجام میدهند و هم هدایت کردهاند، یعنی بر محتوای آثار نظارت دقیقی داشتهاند. من فکر میکنم نسل جدید هنرمندان انقلابی ما در عرصه تئاتر، کار خودشان را بهخوبی انجام میدهند و این میتواند هم برای مسئولین و هم هنرمندانی که در عرصههای دیگر مخصوصاً سینما و تلویزیون کار میکنند یک الگو باشد.
*در کنار جنبههای مثبت، چه نکات و نقاط ضعفی در تئاتر امروزمان میبینید؟
بله، برخی انتقادات هم به فعالیتهای جاری وجود دارد؛ مثلاً برخی کارهای نازل اجرا میشود یا از برخی هنرپیشگان سینما استفادههای سطحی میشود؛ اما نمیتوان تمام این مسائل را به کل فضای تئاتر کشورمان تعمیم داد و حکم داد که همه تئاتر اینگونه
است!
این را هم باید تأکید کنم که اگر به حضور هنرمندان مطرح سینما در تئاتر توجه میشود باید در کنارش به کارهای دیگر هم توجه شود. بهطور مثال، برخی مجموعههای بزرگ فرهنگی بودجههای بسیار کلانی را برای کارهای محدود در سال میگذارند، در حالی که میتوانند آثار دیگری را هم حمایت کنند که آنها هم بتوانند خودشان را نشان دهند. اینکه صرفاً دستمزد خیلی هنگفت، بعضاً حتی بالاتر از برخی پروژههای سینمایی از سوی بعضی سازمانها و نهادها به برخی از بازیگران داده میشود فقط برای اینکه برخی نمایشها دیده شوند، یکی از انتقاداتی است که خیلی از هنرمندان تئاتر دارند که من هم دارم. به نظرم مجموعههای فرهنگی باید از بودجه و امکانات خودشان برای تقویت پشتوانه و کادرسازی و پرورش نسل جدید استفاده کنند.
*ارزیابی شما از پدیده نمایشهای اشرافی و پرزرقوبرق که به «تئاتر لاکچری» مشهور شدهاند و برای آنها هم بلیتهای نجومی در برخی سالنها فروخته میشود چیست؟
تئاتر نباید برای یک قشر خاص اختصاص یابد. البته که این نوع نمایشها در کشورهای پیشرفته رایج است. مخصوصاً کنسرتنمایشهای موزیکال در انگلستان، فرانسه و... اجرا میشوند. این نوع نمایشها در کشورمان نیز در طول سال بسیار معدود هستند و فکر نمیکنم ما بیشتر از سه چهار نمایش لاکچری در سال داشته باشیم که آنها هم اغلب با سرمایهگذاری بخش خصوصی روی صحنه میروند. به نظرم اگر سرمایه این نمایشها توسط بخش خصوصی تأمین شود، نمیتوان خرده گرفت. اما اگر مجموعههای متصل به بودجه بیتالمال روی چنین آثاری سرمایهگذاری کنند، مورد انتقاد است. چون بودجه بیتالمال باید برای محتوای مدنظر و کادرسازی استفاده شود، نه اینکه مانند بخش خصوصی برای نمایشهای خاصی ریختوپاش شود!
*مهمترین خلأها و نقصهای فعلی در تئاتر کشور چیست و مدیران چه مسائلی را باید در اولویت قرار دهند؟
اول اینکه نسل جدید تئاتر ما اهل مطالعه نیست! متأسفانه برخی کارها عمق لازم را ندارد و کارها بیشتر تکنیکی شدهاند. مثل وضعیتی که سینما دارد که برخی میگویند فیلم کمدی با حضور چند چهره بسازیم و فروش برود، اما مخاطب خیلی زود آنچه دیده را فراموش میکند، چون عمق ندارد. باید توجه داشته باشیم که تئاتر واقعاً با سینما و تلویزیون متفاوت است؛ به نظرم تئاتر خیلی جای تأمل دارد. نمیخواهم برای تئاتر از کلمه مقدس استفاده کنم، اما تئاتر جایگاه ارزشمندی دارد که نباید آن را با هر فرم و محتوایی آلوده کرد. قطعاً بخشی از آن به اساتید و هنرمندان قدیمی این عرصه برمیگردد که باید هنرمندان جوان را به مطالعه تشویق کنند. بخشی هم مخاطب است. مخاطب باهوش باید انتخاب خوبی کند تا محتوا هم در کنار فرم مهم باشد. مسئله دیگر مسئولین هستند. سالهاست که از لزوم کادرسازی و تربیت نیرو میگوییم اما توجه نمیشود! کادرسازی یا باید در دانشگاهها یا در آموزشگاهها انجام شود که در حال حاضر هیچکدام خروجی مناسبی ندارند. شورای عالی انقلاب فرهنگی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی (که البته حوزه هنری در این زمینه بهتر کار میکند) و سایر مجموعههای فرهنگی در زمینه حمایت و تربیت هنرمندان مستعد باید بیشتر توجه کنند. ببینید، کادرسازی در تئاتر بسیار کمهزینهتر از سینماست، در حالی که ۷۰ درصد بازیگران سینما از تئاتر میآیند و در حال حاضر هم خیلی از بازیگران سینما و تلویزیون از تئاتر آمدهاند. پس باید در مرحله اول در تئاتر به آنها توجه شود. چند دوره داور جشنواره تئاتر فجر بودهام و سؤال همیشگیام این است که خروجی این رویداد کجا میرود و چرا از بازیگران برتر و عواملی که در این جشنواره بهعنوان استعداد شناخته میشوند در جاهای دیگر استفاده نمیشود؟ چرا در سینما همه چیز با زدوبند و رابطه پیش میرود؟ برخی از برگزیدگان جشنواره تئاتر مجبورند بهعنوان پیک موتوری و راننده اسنپ، گذران زندگی کنند و آنوقت افرادی را روی صحنه برخی تئاترها یا در بعضی فیلمها بهعنوان بازیگر میبینیم که هیچ استعدادی ندارند! این به مسئولین برمیگردد که امور را ضابطهمند کنند. فقط در تهران هم نباید باشد، در همهجای کشور و همه شهرستانها باید به فکر جذب استعدادها باشیم.
*خیلی ممنون که فرصتی در اختیار ما گذاشتید، در پایان اگر سخنی باقی مانده در خدمتیم!
برای همه ملت شریف ایران آرزوی سلامتی و گذر از این دوران سخت را داریم. متأسفانه هرگاه کشور دچار شرایط خاصی میشود، اولین گروهی که ضربه میخورند هنرمندان هستند. هنرمندان امنیت شغلی ندارند و از طرفی هم اولین جایی که بودجهاش کاسته میشود بخش هنری است. به همین دلیل هنرمندان شرایط خوبی ندارند و حمایت از آنها لازم است.