مدعیان دروغین حقوق زنان از ترور زنان کَکِشان هم نمیگزد
اخیراً آذر منصوری رئیس غیر قانونی جبهه اصلاحات ایران دست به قلم برده و با گریزی به سفر حزبیاش به استان سیستان و بلوچستان مواضع جدیدی اتخاذ کرده که البته جای نقد دارد؛ اما نقد اصلیتر به عدم اتخاذ موضع نسبت به ترور دو بانوی نظامی در این استان وارد است. چرا که همطیفان آذر منصوری همواره خود را به عنوان مدعیان حقوق زنان معرفی کردهاند، ادعائی که کذبی بودنش دور از ذهن نیست.
آذر منصوری در یادداشت خود مینویسد؛ «....امروز، با گذشت ماهها از آن سفر، نهتنها ضرورت پرداختن به توسعه این استان کمتر نشده، بلکه با گسترش تحرکات گروههای مسلح و وقوع ترورها، اهمیت آن دو چندان شده است. مقابله با خشونت و تروریسم ضرورتی انکارناپذیر است، اما امنیت پایدار را نمیتوان تنها با ابزارهای نظامی و انتظامی تأمین کرد. امنیت زمانی ریشهدار میشود که مردم، خود را در سرنوشت کشور سهیم بدانند، از فرصتهای برابر برخوردار باشند و توسعه را در زندگی روزمره خود لمس کنند».
در مطلب فوق دو نکته قابل برداشت است، اول اینکه مدعیان دروغین حقوق زنان چرا نسبت به ترور دو تن از زنان در هفتههای اخیر در این استان روزه سکوت گرفتهاند؟ آیا اگر در یک درگیری با اشرار مسلح و تروریست نیروهای جان بر کف نظامی و انتظامی به خطا منجر به شهادت و یا آسیب به یکی از بانوان میشدند، این مدعیان دروغین در سکوت به سر میبردند؟
پاسخ قطعاً خیر است، این جماعت با تمام توان در صورت چنین اتفاقی توپخانه رسانهای خود را به سمت حاکمیت نشانه میگرفتند و اقدام به تخریب بنیانهای نظام میکردند. اما وقتی شیرزنان غیور و مردمدوستی همچون «نصرت افتخاری» و «افسانه عقیلا» به وحشیانهترین شکل ممکن توسط تروریستهای اجارهای آمریکا و اسرائیل به شهادت میرسند با بیاعتنائی محض مدعیان حقوق زنان مواجه میشوند.
دومین برداشتی که از مواضع آذر منصوری میتوان داشت، این است که گویا وی تصور کرده دولت چهاردهم منتسب به جریان دیگری به غیر از مدعیان اصلاحات است. این در حالی است که دولت چهاردهم دربست در اختیار جریان اصلاحات است. ایجاد فرصتهای برابر در استان سیستان و بلوچستان وظیفه ذاتی دولت است و اکنون دولتی سرکار است که محصول مستقیم حمایت جبهه اصلاحات ایران و مدعیان دروغین حقوق زنان میباشد.