کد خبر: ۳۳۹۸۷۶
تاریخ انتشار : ۲۰ مهر ۱۴۰۵ - ۲۰:۵۷
گزارش خبری تحلیلی کیهان

آقای پزشکیان! مراقب «زاویه‌دارها» باشید نسخه‌های خطرناک می‌پیچند

سرویس سیاسی-
در روزهایی که واشنگتن در باتلاق خودساخته جنگ دست و پا می‌زند، «جریان زاویه‌دار» در داخل با توجیه ترکمانچای‌، خط‌ونشان برای مقامات امنیتی و نظامی در مورد ورود به جنگ دیگر و تطهیر نفوذی‌ها، درصدد نجات ترامپ است؛ خطری جدی که برخورد قاطع رئیس‌جمهور و اتخاذ آرایش جنگی را می‌طلبد.
در روزهایی که ایالات متحده در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای قرار دارد و دونالد ترامپ از ترس شکست سنگین در نظرسنجی‌ها، مدام با توسل به دروغ از «باز بودن تنگه هرمز» سخن می‌گوید تا تصویری خیالی از پیروزی بسازد، در داخل کشور نیز «جریان زاویه‌دار» دست به کار شده است. این جریان نفوذی و غرب‌زده با به روزرسانی تئوری شکست‌خورده تسلیم، درصدد است دستگاه محاسباتی مسئولان را دچار خطای فاحش کند؛ یکی با توجیه ننگ‌نامه ترکمانچای‌، دیگری با خط‌ونشان کشیدن برای مقامات نظامی و هشدار درباره ریسک جنگ، و سومی با باز کردن مجدد کلاف سردرگم هسته‌ای!
اما سؤال اصلی اینجاست: آیا ایران اسلامی به بن‌بست رسیده یا این ترامپ و تیم عملیات روانی او هستند که در باتلاق جنگ دست و پا می‌زنند؟
اتاق جنگ شناختی واشنگتن
این روزها دایره واژگان ترامپ محدودتر از همیشه شده و تقریباً روزی چند بار، گزاره‌های تکراری را بر زبان می‌آورد: اول اینکه «هرمز باز است»، دوم اینکه «به‌زودی جنگ با ایران تمام می‌شود؛ یا با توافق یا با جنگ!» و سوم اینکه «انتخابات برایم مهم نیست و اگر باشد هم جمهوری‌خواهان می‌برند»!
اما واقعیت چیز دیگری می‌گوید. «بسنت» حدود دو هفته پیش با ضریب‌دهی رسانه‌ای ادعا کرد اقتصاد ایران ۱۴ روز دیگر دچار فروپاشی کامل می‌شود. آن‌ها برای تحقق این مسئله، محاصره شدیدتر و عملیات روانی سنگینی علیه خطوط هوائی و دریانوردی راه انداختند. اکنون آن ۱۴ روز به پایان رسیده است؛ درست است که وضع اقتصادی کشور ایده‌آل نیست، اما نه تنها فروپاشی رخ نداده، بلکه محاسبات دشمن باز هم غلط از آب درآمد. آنچه در این میان کار کرد، نه محاصره بود و نه پروژه شکست‌خورده فرودگاهی، بلکه اخلال شناختی ناشی از عملیات روانی بود.
نبرد ایران و آمریکا دارای چهار ستون اصلی است: نظامی، اقتصادی-تاب‌آوری، دیپلماتیک و شناختی-روانی. 
بدون تردید، ستون اصلی در شرایط فعلی همان بعد شناختی است که دولت ترامپ حساب ویژه‌ای روی آن باز کرده است؛ واشنگتن اگر یک واحد اقدام واقعی انجام دهد، حداقل ۱۰ واحد روی اثر روانی آن کار رسانه‌ای می‌کند و در این میان، مثلث ترامپ، بسنت و مارک روبیو پیگیری سه هدف مشخص را در دستور کار دارند.
 نخستین هدف، اثرگذاری بر افکار عمومی آمریکا است؛ افکار عمومی زخم‌خورده از جنگ‌طلبی که بر اساس نظرسنجی‌ها قصد دارد نارضایتی خود از ترامپ را پای صندوق رأی نشان دهد. هدف دوم، ایجاد اختلال در محاسبات مسئولان ایرانی است تا با هدف قرار دادن اتاق تصمیم‌گیری تهران، مقامات کشور در دیالکتیک جنگ و مذاکره دچار خطای محاسباتی شده و با صدور مواضع سازش‌کارانه، به ترامپ امتیاز بدهند. و نهایتاً هدف غایی شکستن تاب‌آوری جامعه ایران است تا با پمپاژ ناامیدی، تصویر پیروزی را در اذهان عمومی مخدوش کرده و بستر لازم را برای پیش روی‌های بعدی دشمن فراهم سازند.
معادله میدان تغییر کرده است
این در حالی است که ضربات دقیق ایران بر پدافند، زیرساخت‌ها و محل اختفای افسران آمریکایی در منازل امن، در کنار تسلط کامل بر تنگه هرمز، معادلات را تغییر داده است. تا جایی که سرلشکر محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی صراحتاً هشدار داد: «اگر آمریکا دوباره به ایران حمله کند، دارایی‌هایش مانند سامانه‌های کلیدی داده و حسگرهای هوش مصنوعی هدف قرار می‌گیرند.»
حتی مارک روبیو، وزیر خارجه آمریکا، وقتی دید در میدان نبرد کاری از پیش نمی‌برد، با توسل به فانتزی‌های تاریخی و نبردهای باستان میان ایران و یونان تلاش کرد تقابل امروز را یک «نزاع ابدی تمدنی» جلوه دهد تا شکست‌های معاصر واشنگتن را توجیه کند! نشریه آمریکایی فارن افرز نیز در تحلیلی اذعان کرد: «آمریکا با ایران و خاورمیانه چه باید بکند؟... مایکل فوکس در ماه اوت، در مجله فارن افرز، استدلال کرد که این درگیری ـ که او آن را «فاجعه‌ای عظیم» توصیف کرد ـ باید محرکی برای خروجی باشد که مدت‌ها به تأخیر افتاده است. به باور او، ایالات متحده باید تمام پایگاه‌ها و نیروهای خود را از منطقه خارج کند و «به نقش خود به‌عنوان ضامن نظم منطقه‌ای پایان دهد» تا واشنگتن بتواند بر اهداف مهم‌تری در آسیا و اروپا متمرکز شود.»
هشدار صریح رهبر معظم انقلاب 
و وصیت فراموش‌نشدنی آقای شهید
در برابر خط دشمن، رهبر معظم انقلاب، حضرت امام سید مجتبی خامنه‌ای با صلابت و قاطعیت 
خط بطلانی بر دوگانه‌سازی‌های موهوم کشیدند و فرمودند:
«بی‌تردید هر سخن ناامیدکننده و تضعیف‌کننده انگیزه‌های ملّی و عمومی و هر نوع دوگانه‌سازی موهوم از قبیل جنگ یا مذاکره، وفاق یا تندروی، سازش یا جنگ‌طلبی که در گذشته به مردم عزیزمان خسارت‌هایی بی‌واسطه یا باواسطه وارد ساخته، از این پس هم می‌تواند همان تأثیر را به‌جا بگذارد. لذا بنده قاطعانه اعلام می‌کنم که ارتکاب هر آنچه به‌ضرر انسجام اجتماعی باشد، ممنوع است.»
رئیس‌جمهور محترم باید به یاد داشته باشند که هشدار درباره این جریان زاویه‌دار، توصیه‌ای جدید نیست. آقای شهیدمان، درست چند روز پیش از آخرین انتخابات ریاست‌جمهوری 
(۵ تیرماه ۱۴۰۳) خطاب به نامزدها 
اتمام حجت کرده و فرمودند:
«توصیه و عرض ما به نامزدهای انتخابات این است؛ من به این حضرات محترم عرض می‌کنم که با خداوند خودتان عهد کنید که اگر موفق شدید و توانستید مسئولیتی به دست ‌آورید، کسان و کارگزاران خود را از کسانی قرار ندهید که ذره‌ای با انقلاب زاویه دارند. آن کسی که با انقلاب، با امام راحل، با نظام اسلامی ذره‌ای زاویه داشته باشد، او به درد شما نمی‌خورد. او همکار خوبی برای شما نخواهد بود. آن کسی که دلبسته آمریکا باشد و تصور کند که بدون لطف آمریکا نمی‌شود قدم از قدم برداشت در کشور، او برای شما همکار خوبی نخواهد بود.»
متأسفانه غفلت از این نصایح باعث شده جریانات غرب‌زده که سیستم محاسباتی آن‌ها به تسخیر دشمن درآمده، مجدداً در برخی پُست‌ها و مناصب جا خوش کنند و همان فرمول‌های کهنه «نمی‌توانیم»، «بدیم بره» و «پایان جنگ» را بازتولید نمایند. فراموش نکنیم پیش از کودتای دی‌ماه ۱۴۰۴، همین آدرس‌های غلط و تصمیمات ناصواب امثال این افراد در حذف ارز ترجیحی بود که بستر موج‌سواری دشمن و مزدورانش را فراهم ساخت.
رونمایی از نسخه‌های جدید تسلیم
امروز زاویه‌دارها نقاب از چهره برداشته‌اند. اظهارات اخیر برخی چهره‌های این جریان، خط‌دهی آشکار به دشمن و بازی در زمین واشنگتن است:
محمدجواد ظریف، وزیر خارجه اسبق در موضعی تأمل‌برانگیز برای توجیه سازش، ننگ‌نامه ترکمانچای‌ را این‌گونه بازتولید می‌کند: «وقتی موجودیت کشور در خطر است، شما به دنبال بقا می‌روید. چرا عهدنامه‌های گلستان و ترکمانچای امضا شدند؟ چون دشمن تا پشت قزوین آمده بود و درصدد تصرف تهران بود و موجودیت کشور در خطر قرار داشت. در چنین شرایطی، توافقی صورت می‌گیرد تا بقا حفظ شود.»
حسین مرعشی، دبیرکل حزب کارگزاران گامی فراتر نهاده و رسماً برای مقامات عالی‌رتبه امنیتی و نظامی خط و نشان می‌کشد: «من به رئیس‌جمهور، رئیس‌مجلس، آقای رضایی دبیر شورای عالی امنیت ملی، و فرماندهان محترم سپاه هشدار می‌دهم که در زمینه جلوگیری از جنگ احتمالی سوم، مطلقاً حق ندارند هیچ ریسکی را بپذیرند. هر تدبیر سیاسی و نظامی و هر عقب‌نشینی تاکتیکی که لازم باشد، باید انجام شود تا ایران حفظ شود...»
بهزاد نبویان نیز در گفت‌وگو با روزنامه اعتماد، با پاک کردن مسئله اصلی، نسخه دور زدن توانمندی‌های کشور را می‌پیچد: «مسئله اصلی ما و طرف‌های بین‌المللی... همواره مناقشه هسته‌ای بوده است... به جای گیر کردن در جزئیات تفاهم‌نامه پیشین، باید مسیر گفت‌وگو را مستقیماً به سمت حل‌وفصل پرونده هسته‌ای بازگردانیم، چون به ثمر رسیدن آن برای رفع تحریم‌ها بسیار راهبردی‌تر و حیاتی‌تر است.»
این اظهارات چیزی جز بده‌بستان با دشمنی که شمشیر را از رو بسته نیست! جالب اینجاست که معاریو و رسانه‌های صهیونیستی مدعی شده‌اند آمریکا از اسرائیل خواسته تا مستقلاً به ایران حمله کند تا هزینه سیاسی آن پیش از انتخابات بر دوش ترامپ نیفتد. واشنگتن پیش از جنگ 40 روزه نیز همین بازی «تردید و دیپلماسی» را راه انداخته بود. در چنین شرایط حساس جنگی، دادن اولتیماتوم به فرماندهان و توجیه ترکمانچای‌، رسماً تکمیل‌کننده سناریوی «فریب پیش از حمله» دشمن است.
سلبریتی‌های وطن‌فروش
 دغدغه مردم نیستند
همزمان با خط‌دهی سیاسی زاویه‌دارها، ضلع دیگر این پروژه شوم در عرصه فرهنگی کلید خورده است. در شرایطی که کشور در حالت جنگی قرار دارد و مردم مبعوث ایران بیش از
226 شب میدان داری می‌کنند و به انحای مختلف دغدغه معیشت و سفره خود را به مسئولان گوشزد می‌کنند، مانور رسانه‌ای برای بازگشت برخی سلبریتی‌های وطن‌فروش و اساتید اخراجی، هیچ تناسبی با نیازها و دغدغه‌های آحاد جامعه ندارد.
جبهه دشمن پس از شکست‌های پیاپی در مواجهه نظامی، فتنه زیستی و آشوب‌های خیابانی، راهبرد خود را بر «نفوذ آرام فرهنگی» متمرکز کرده است. تغییر چهره یک‌شبه و ژست‌های «وطن‌پرستی دروغین» از سوی عناصری که در بزنگاه‌ها به روی ملت آغوش بستند و به دامن غرب‌گریختند، بخشی از یک پروژه حساب‌شده برای نفوذ قدم‌به‌قدم به نهادهای فرهنگی و برقراری ارتباط با مراجع تصمیم‌گیر است. آنان پیاده‌نظام بازسازی شبکه تأثیرگذاری دشمن هستند و نباید اجازه داد فضای فرهنگی و اجتماعی کشور، قربانی تمایلات این قماش شود.
آرایش جنگی در برابر خدعه فریب
آقای پزشکیان! امروز ملت ایران در برابر غول‌های نظامی دنیا ایستاده و با منطقه‌ای کردن جنگ، وارد ساختن ضربات ویرانگر به شبکه پدافندی و زیرساختی دشمن و تسلط کامل بر تنگه هرمز، طعم شیرین پیروزی و اقتدار را چشیده است. در داخل کشور، به‌جز جریان تسلیم و زاویه‌دارها، هیچ‌کس احساس شکست نمی‌کند.
دشمن آماده رزم است ولی با فریب مذاکره می‌خواهد اصل غافلگیری را محقق کند. توجیه ترکمانچای‌، چوب حراج به پروژه هسته‌ای، تطهیر سلبریتی‌های نفوذی و ایجاد ترس از جنگ، نسخه‌های به روز شده تئوری تسلیم‌اند. دولت محترم باید با پیروی کامل از تدابیر رهبر معظم انقلاب و نصب‌العین قرار دادن توصیه‌های آقای شهید، دست زاویه‌دارها را از اتاق‌های تصمیم‌سازی کوتاه کرده و به جای اعتماد به سراب مذاکره، آرایش کامل جنگی و تهاجمی در برابر جنگ ترکیبی دشمن اتخاذ کند.

captcha