نگهبان بیادعای وطن (حدیث دشت عشق)
شهادت صادقانه، حاصل یک عمر زیست گمنامانه، تقوا در جزئیات و اخلاق در خانه و جامعه است. سرتیپ دوم پاسدار شهید «مجید شعبانی»، متولد ۱۸ دی ۱۳۶۳ در تهران، نمونهای عینی از مجاهدانی بود که تخصص بالا، مهندسی الکترونیک و ۲۴ سال خدمت در نیروی هوافضای سپاه را نه ابزاری برای فخرفروشی، بلکه مأموریتی برای پاسداری از میهن میدانست. او که در پاسخ به پرسش فرزندانش درباره درجهاش با خنده میگفت «درجه مال آبگرمکنه!» و خودش را صرفاً «نگهبان وطن» مینامید، در جانشینی فرماندهی نیز متواضعانه، بیادعا و خادمانه زیست. مردی که با وجود موقعیت شغلی حساس، حقوقی متواضعانه داشت، نسبت به پرداخت و ادای دین و مهریه همسرش تا آخرین روزها حساس بود، کارهای خانه را با اشتیاق انجام میداد و با خُلق خوش، جهاد تبیین را در جذب دلها به انقلاب عملی میکرد. پس از حماسهآفرینی در جنگ ۱۲روزه و پذیرش تکالیف سنگینتر در روزهای پایانی، سرانجام در ۱۶ اسفند ۱۴۰۴ (در هفته دوم جنگ رمضان) در جریان حمله موشکی جنگندههای آمریکایی-صهیونیستی به تونل محل فعالیتش در گرمدره، بر اثر مسدود شدن دهانههای تونل و افت اکسیژن به همراه ۴۱ تن از همرزمانش به شهادت رسید؛ شهدایی که در آخرین لحظات زندگی با زمزمه روضه حضرت زهرا(س) پر کشیدند و پیکر مطهر شهید شعبانی در حالی پیدا شد که ماسک اکسیژن خود را به همرزمش بخشیده بود. پیکر این فرمانده فداکار پس از تشییع باشکوه، در ۱۹ اسفند در قطعه ۴۲ گلزار شهدای بهشت زهرای تهران آرام گرفت تا یادش برای ۳ فرزندش «مهدیه، مهدییار و محمدحسن» و تمام مردم ایران جاودانه بماند.