پرواز پاسدارِ پاکدست (حدیث دشت عشق)
عقیده و تقوای واقعی در عمل ظاهر میشود، نه در ادعا و ظاهر؛ در منشِ پاسداری که حتی سنگهای ریز نان سنگک را به نانوایی برمیگرداند تا مبادا ذرهای مال غیر وارد زندگیاش شود. شهید سرهنگ پاسدار «احسان حسینی»، متولد ۱۳۶۶ در خرمآباد، نمونهای درخشان از این خلوص و ورع بود. جوانی هیئتی، پرتلاش و پاکدست از نیروهای هوافضای سپاه در پادگان امام علی(ع) خرمآباد که برای برادر کوچکترش نهتنها همسنگر، بلکه معلم و راهنمای سیر و سلوک معنوی بود. او که آموزههای دینی را از منبرهای هیئت منطقه درهگرم خرمآباد به عرصه عمل کشیده بود، ملاکهایش را در صفا، بیریایی و ولایتپذیری معنا میکرد. احسان از رزمندگان غیوری بود که در دو نبرد حق علیه باطل، ضربات سنگینی بر پیکر دشمن وارد کرد. او که در جنگ ۱۲ روزه جانباز شده بود، با وجود جراحت شدید پا، پیش از موعد استراحت پزشکی آتل را باز کرد و به خطمقدم بازگشت. در جنگ رمضان نیز با وجود موجگرفتگی شدید، مجروحیت خود را از والدینش پنهان ساخت و استوارانه گفت: «ما سالها آموزش دیدیم و حقوق گرفتیم تا در روز مبادا شانه خالی نکنیم.» سرانجام در ۱۹ اسفندماه ۱۴۰۴ (در شب شهادت مولایش امیرالمؤمنین علی(ع))، این پاسدار مجاهد بر اثر اصابت آتش مستقیم دشمن به شهادت رسید و طبق رؤیای صادقه و وصیتش، در کنار رفیق شهیدش «ابوذر مرادیفرد» در گلزار شهدای خرمآباد آرام گرفت. از این شهید والامقام، فرزند دو سالهای به نام «محمدعلی» به یادگار مانده است؛ یادگاری خردسال از پدری افتخارآفرین که راه و رسم پاکزیستن و شهادتطلبانه زیستن را برای همیشه در تاریخ دیار لرستان جاودانه ساخت.