کد خبر: ۳۳۹۷۳۸
تاریخ انتشار : ۱۹ مهر ۱۴۰۵ - ۲۱:۰۴
سالگرد برپایی جشن‌های منحوس شاهنشاهی

وقتی ایران را غارت می‌کردند، ایران باستان هم عزیز بود!

دفتر پژوهش‌های مؤسسه کیهان
«۴۸۰ سال پیش از میلاد مسیح، سپاهیان ایران و خشایارشا به این شهر رسیدند و نیایشگاه‌های آن را به آتش کشیدند. آتنی‌ها سنگ‌های عظیم را از فراز پرتگاه‌ها بر سر متجاوزین ایرانی فرو‌می‌افکندند و پیشروی بزرگ‌ترین امپراتوری آن روزگار را برای چند روز متوقف کردند. سرانجام شکست خوردند. ایرانیان معابد را غارت کردند، نیایشگاه‌ها را سوزاندند و آکروپولیس را با خاک یکسان کردند.»
این سخنانی بود که وزیر امورخارجه آمریکا در سفر اخیرش به یونان و در مقابل خرابه‌های آکروپولیس برزبان آورد، بدون آنکه به آتش‌افروزی و جنگ‌طلبی یونانیان دوران هخامنشیان اشاره نماید که در ابتدا آنها به ایران تجاوز کرده و مرکز ساتراپی هخامنشیان را به آتش کشیدند و در واقع خشایارشا، در پاسخ به تجاوز یونانیان به آتن لشکر‌کشی کرد. 
البته چنین اظهاراتی از وزیر امورخارجه آمریکا بعید نیست که رئیس‌جمهوریش مدام دم از نابودی تمدن‌ها می‌زند و خود نه تنها بویی از تمدن و مدنیت و انسانیت نبرده، بلکه حتی در گفته‌هایش، خود را به سان «دزدان دریایی» می‌نامد! 
طرفه آنکه در روزهایی وزیر امور خارجه آمریکا، ایران باستان و هخامنشیان را غارتگر نامید که دقیقا 55 سال پیش از آن، اسلافش یعنی دارو‌دسته رئیس‌جمهوری وقت ایالات متحده، ریچارد نیکسون (جنگ طلب دیگری مانند ترامپ) برای گرامیداشت همان امپراتوری باستانی ایران و هخامنشیان و حضور در جشن‌های 2500 ساله شاهنشاهی ایران در این سرزمین به سر می‌بردند و همراه آنها تمامی سرکرده‌های غرب از دربار انگلیس تا معاون ژرژ پمپیدو رئیس‌جمهوری فرانسه و صدراعظم آلمان و... شرکت داشتند و همراه شاه دست‌نشانده‌شان، غارت ثروت و منابع این سرزمین را ادامه می‌دادند!!
اما در آن زمان، شاهنشاهی باستان ایران و سلسله هخامنشیان را غارتگر نمی‌خواندند و حتی در کشورهایشان، کمیته‌های برگزاری جشن‌های شاهنشاهی ایران را تشکیل داده و خود بر صندلی ریاستش تکیه زده بودند!
و البته به سرکردگی اسرائیل که اساسا فکر و طرح و برنامه برگزاری آن جشن‌های منحوس، از ناحیه آنها شکل گرفت و به مرحله اجرا درآمد.
ما (اسرائیلی‌ها) طراح جشن‌های شاهنشاهی بودیم
مئیر عزری‌، نخستین سفیر اسرائیل در ایران در جلد اول خاطراتش در این باره ضمن اشاره به بازدید سپهبد علی کیا (رئیس کمیته ملی اطلاعات و امنیت کشور در سال 1338) از اسرائیل و سپس ارائه نتایج آن سفر در ملاقات با شاه نوشته است:
«...از دیگر رهاوردهای گفت‌و‌گوی کیا با شاه‌، همکاری‌های اسرائیل با ایران برای برپایی جشن‌های 2500 ساله 
شاهنشاهی بود...»
تدی کولک، مدیرکل دفتر نخست‌وزیری وقت اسرائیل و همچنین شهردار اورشلیم هم بعداً گفت پیشنهاد اولیه و اصلی برگزاری جشن‌های 2500 ساله را او در اختیار اسدالله علم قرار داد. روزنامه اسرائیلی ‌هاآرتص نیز نوشت که فکر برگزاری جشن از سوی کارشناسان اسرائیلی طرح شد و این کارشناسان اسرائیلی بودند که برای نخستین بار فکر برگزاری جشن را به مناسبت گذشت دو هزار و پانصد سال از تأسیس شاهنشاهی مطرح کردند. هدف‌ این جشن‌ها به ویژه اسلام‌زدایی در ایران بود.
در این راستا، تدی کولک به ریاست هیئت اسرائیلی برنامه‌ریزی جشن‌ها برگزیده شد. وی به همراه دو نفر دیگر به دعوت اسدالله علم نخست‌وزیر روز 4 مرداد1341 به تهران عزیمت کردند و پس از ده روز توقف در ایران و چند بار ملاقات و مذاکره با علم‌، روز 14 مرداد به اسرائیل بازگشتند. در این سفر تدی کولک طرح‌های مختلف برگزاری جشن‌های 2500 ساله را با همکاران ایرانی‌اش مورد بحث و بررسی قرار داد.
جشن‌های شاهنشاهی از کجا آمد؟
در اجلاسیه کنگره بین‌المللی یهود که از دهم تا بیستم مرداد 1338 (دوم تا دوازدهم اوت‌ 1959) در شهر استکهلم سوئد برگزار گردید، کمیته اجرائی این کنگره مأمور شد که شخصیت کوروش پادشاه هخامنشی را (به مناسبت آزادسازی قوم یهود) در عرصة  بین‌المللی مورد تجلیل قرار دهد و در قطعنامه‌ای از تمام سازمان‌ها و جوامع یهودیان در سراسر جهان خواستار شد که طی باشکوه‌ترین مراسم‌، حق‌شناسی خود را نسبت به خاطره کوروش که درکتاب مقدس(عهد عتیق) از بزرگواری او نسبت به ملت یهود سخن رفته است، ابراز دارند. 
در اجرای قطعنامه یاد شده در سال 1961، اسرائيلي‏ها كنگره‏اي با شركت تاريخ‌نويسان برگزار نمودند که مورخین و شرق‌شناسان ايراني هم به اين اجلاس آنها دعوت شدند. از همین کنگره بود که ایده برگزاری جشن‌های 2500 ساله شاهنشاهی بیرون آمد و از طریق شجاع‌الدین شفا (مشاور فرهنگی دربار شاه) به رژیم پهلوی ابلاغ گردید. 
احسان نراقی از مشاوران ارشد دربار در کتاب «از کاخ شاه تا زندان اوین» از ملاقات شفا با شاه برای برگزاری جشن‌های شاهنشاهی شرح مختصری نوشته است. شجاع الدین شفا كه از اعضای شناخته شده فراماسونری و وابسته به محافل صهیونیستی بود، در این ملاقات، تصمیمات کنگره بین‌المللی یهود در سال 1959 و همچنین کنگره مورخین اسرائیلی در سال 1961 درباره برگزاری مراسم بزرگداشت کوروش با عنوان جشن‌های شاهنشاهی ایران را به شاه ابلاغ نمود.
تاریخ ایران و یهودیان یکی شد!
در آن زمان، بر اساس محاسبه كانون‏هاي صهيونيستي، سال 539 قبل از ميلاد (سالی که کوروش قوم یهود را از اسارت بابلی‌ها نجات بخشید) به عنوان‏ مبدأ، با سال 1961 ميلادي (1340 شمسي) جمع شده و رقم 2500 به دست آمده بود. به این ترتیب مبداء تاریخ ایران را با تاریخ یهود‌، همسان نمودند. یعنی قرار بود در سال 1340 مراسم جشن‌های شاهنشاهی برگزار شود. اما به دلیل آغاز نهضت حضرت امام خمینی و قیام 15 خرداد و سپس قضیه کاپیتولاسیون و افشاگری‌های امام و تبعید ایشان و رهبری نهضت از تبعیدگاه، كانون‏هاي مزبور موفق به برگزاري جشن‏ها در سال‏1340 نشدند و آن را به 10 سال بعد يعني 1350، موکول کردند. 
لطف الله حي، عضو برجسته تشكيلات صهيونيسم تهران، نماينده مجلس شوراي ملي، از مشاهير و معاريف فراماسون وکلوب روتاری كه رياست«شوراي يهوديان ايران» در«شوراي مركزي جشن‏هاي 2500 ساله» را عهده‏دار بود‌، در مهرماه 1349، طي اطلاعيه‏اي درميان جامعه يهود ايران‌، درباره جشن‌های 2500 ساله شاهنشاهی چنين نوشت:
«... اين جشن‏ها در حقيقت ماده تاريخ 2500 ساله جامعه‏ يهوديان ايران شد... في‌الواقع جشن‏هاي شاهنشاهی براي يهوديان ايران جنبه جشن 2500 ساله‏ تاريخ ما [يهوديان‏] در ايران است... به همين منظور از مدت‏ها قبل، شوراي يهوديان ايران وابسته‏ به شوراي مركزي جشن‏هاي شاهنشاهي تشكيل و با مطالعه مستمر و عميق و مشاورات لازم‌، برنامه اجرائي جامعه ما را در اين باره تهيه نمود...كه‏ بموقع خود به اطلاع همگان خواهد رسيد تا هرخانواده يهودي ايراني سهم خود را در آن ادا نمايد...»
یعنی برخلاف آنچه كه تبلیغات خارجی توجيه و القا كرده‏ بود و علي‌رغم بزرگنمایی دربار پهلوي مبني بر بزرگداشت 2500 سال سلطنت و پادشاهي در كشور ايران‌، واقعيت اين بود كه جشن‏هاي 2500 ساله‌، صرفا با هدف نكوداشت‏ خاطره و تاريخ عزيمت يهوديان از بابل به ايران و بيت‌المقدس در زمان كوروش، در سال 539 قبل‏ از ميلاد شکل گرفت. 
شمس الدین رحمانی مورخ و پژوهشگر معاصر‌، در اثر تحقيقي خود به نام «لولاي سه قاره» نيز در اين باره چنين تصريح و تأكيد کرده است: «...داستان آزادي يهود به دست كورش در تورات نقل شده و جشن‏هاي 2500 ساله كه‏ محمدرضا پهلوي راه انداخته بود‌، در واقع به خرج ملت ايران و به خاطر بزرگداشت‏ اين واقعه تاريخي محبوب يهودي‏ها و با رهبري و برنامه‌ريزي صهيونيست‏ها بود..»
به هر صورت محافل يهودي صهيونيستي با برگزاري جشن‏هاي مزبور و تغيير تاريخ و تقويم‏ هجري شمسي ايران به تاريخ ظاهرا شاهنشاهي و در واقع «تاريخ و تقويم يهود ايران» سعي در تعقيب مقاصد خود داشتند كه با افشاگری حضرت امام خمینی رحمه الله علیه و مبارزات یاران ایشان‌، توطئه آنها نقش‏ بر آب شد.
افشاگری و روشنگری امام، ایران را تکان داد
در افشاي ماهيت اين جشن‌، مثل همه موارد مشابه بيش و پيش از هر كس‌، حضرت امام بودند كه مردم مسلمان ايران را نسبت‏ به ماهيت و اهداف برگزاركنندگان اين مراسم هوشيار و آگاه نمودند. آن هم باز در زمانی که مملکت ایران را سکوتی دهشتناک فراگرفته بود و هیچ یک از جریانات و گروه‌های مختلف تاریخ سیاسی این کشور توان یا جرات گفتن کلمه‌ای در این باب نداشتند. حضرت امام خمینی در یک سخنرانی به همین مناسبت گفتند:
«... به طوري كه خبر شدم و نوشتند به من‌، كارشناس‏هاي اسرائيلي مشغول به‌پا داشتن اين جشن هستند و اين‏ تشريفات را آنها دارند درست مي‏كنند. اين اسرائيل كه دشمن با اسلام است و الان ‏در حال جنگ با اسلام است...»
پس از انتشار  بیانیه امام از نجف و توزیع آن، در سراسر کشور موجی از مخالفت بلند شد‌، در این میان روحانیت مبارز و انقلابی نقش بسزایی ایفا کردند. ساواک هم به لحاظ ترس شدیدی که از قدرت معنوی و نفوذ کلام روحانیون در میان مردم داشت، مراقبت شدیدی را بر آنان از چندین ماه قبل از برگزاری جشن تدارک دید‌، اما به‌رغم همة این اقدامات، همزمان با تقبیح این جشن‌ها توسط امام، روحانیون و طلّاب حوزه‌ها در شهرهای مختلف به افشاگری و روشنگری پرداختند. 
علما و فضلای مدارس علمی و دینی به اعتراض برخاستند و از سوی علما و روحانیون حوزه نجف و سایر حوزه‌های علمیه و همچنین روحانیون دیگر کشورها مانند افغانستان، لبنان، پاکستان و... سیل تلگرام‌های اعتراض به سوی ایران سرازیر شد.
سهراب سبحانی از کارشناسان کمیته روابط آمریکا و اسرائیل (ایپاک) در کتاب خود به نام «توافق مصلحت‌آمیز» در مورد موضع امام در مقابل جشن‌های شاهنشاهی نوشت: 
«... بدون ترديد تنها فردي كه با سياست شاه نسبت به اسرائيل سخت مخالفت داشت آيت‌الله خميني بود. او مراسم برگزاري 2500 سال شاهنشاهي ايران را در سال 1970 به عنوان «توطئه اسرائيل عليه اسلام» مردود دانسته و تقبيح مي‌كرد...»

captcha