تب پول خارجی با تزریق ارز در اقتصاد داخلی کنترل میشود؟!
نفیسه زارعی
پشت چراغقرمز چهارراه استانبول، زمزمه دلالها که میگویند: «دلار... دلار...» توجه و نگاه آدم را به خود معطوف میکند، شاید در همان لحظه در ضمیر ناخودآگاهمان یاد آن سکانس معنادار فیلم گاندو بیفتیم که درست در همین موقعیت مکانی، جاسوس سفارت انگلستان مشغول بالا و پایین کردن نرخ ارز و نبض گرفتن از بازار بود.
دلار این روزها درست در زمانی که هنوز آژیر قرمز وضعیت جنگی در کشور فعال است و دشمن میخواهد با مقوله آقایی ارز آمریکا؛ زیر یک خم مقاومت ما را بگیرد و در دقیقه نود بهزعم تصورات باطلش ضربهفنیمان کند، یکی از پرمناقشهترین بخشهای اقتصاد است که علیرغم تأکیدات مؤکد امام شهید انقلاب به دولتها، همچنان ابزار اول مبادله است و اصلاً مقولهای به اسم ارز جایگزین شبیه رؤیای شیرین است که لختی به چشم میآید و بعد خیلی زود در بامداد خمار از سر سیاستهای اقتصادی ما میپرد.
تاریخ حال، تبدار ارز
نمودار ارز در ایران همیشه مثل یک بیمار تبدار است که باید مراقب باشیم درجه حرارت بدنش به مرحله شوک نرسد، کافی است به گذشته نهچندان دور رجوع کنیم. مطابق آمار و ارقام تا پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، قیمت دلار به پول ایران چیزی در حدود هفت تومان بود. این در شرایطی بود که اقتصاد کشور به نفت و نظام سلطه وابسته بود و نرخ ارز هم بر اساس منافع بیگانگان تنظیم میشد و عملاً مداخلهگری شاه و بانکها موضوعی بیهوده تلقی میشد؛ اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی و بهویژه در سالهای دفاع مقدس، نظام ارزی در شرایط جنگ و فشار اداره شد و باوجود همه سختیها دوام آورد، این تابآوری البته امروز هم که در حال تجربه مشابه هستیم قابلدستیابی است و چندان دور از ذهن به نظر نمیآید.
نخستین هجوم جدی اقتصادی دشمن در سالهای ۱۳۹۰ و ۱۳۹۱ رخ داد آن هم درست در میان خوشبینیهای جماعتی که آمریکا را کدخدا میدانستند و هر لحظه بر طبل مذاکره با آمریکا میکوبیدند. ایالات متحده و متحدانش با تحریم نفت و بانک مرکزی تلاش کردند ارزش پول ملی را هدف بگیرند و دلار در کمتر از یک سال بیش از سه برابر شد. پس از آن، ماجرای برجام برای بسیاری درس عبرت شد؛ زیرا وعده رفع تحریمها توسط تروئیکای غربی داده شد؛ اما با پارهکردن این معاهده توسط ترامپ در سال ۱۳۹۷، عملاً نتیجه دلبستن به وعدههای واشنگتن مشخص شد. قیمت دلار آن سال به حدود ۱۹ تا ۲۰ هزار تومان رسید و بعدها در سایه کرونا و محدودیت فروش نفت، قیمت به ۴۰ تا ۵۰ هزار تومان نزدیک شد.
از ۱۴۰۳ به بعد، بازار ارز بیش از هر زمان میدان جنگ روانی و اقتصادی شد. در بهمن ۱۴۰۳ دلار از ۹۰ هزار تومان گذشت و انگار نبض دلار زیر دست مذاکره بود؛ زیرا هر بار در سال ۱۴۰۴ اخبار مذاکره مخابره شد بازار موقتاً نفس میکشید و نرخ دلار تا حدود ۸۰ هزار تومان پایین میآمد، تا اینکه بالاخره در اثر سوءتعبیر عوامل مذاکرهکننده مکانیسم ماشه فعال شد و قیمت دلار به ۱۱۰ هزارتومان رسید و درست بعد از کودتای دیماه جهش دلار تا ۱۷۸ هزار تومان هم رکورد زد و در نهایت امسال با تشدید تنش نظامی، آمریکا دستش را روی ماشه دلار گذاشت و ما شاهد دلار ۲۱۱ هزار تومانی شهریور شدیم و اکنون در ماه مهر هم این قیمت در حوالی۲۷۰ هزارتومان پرسه میزند.
با این تاریخچه میشود چهار عامل پایدار تحریم، فشار نظامی، محدودیت صادرات نفت و تورم را اسباب اصلی نوسان قیمت ارز دانست که همیشه بهصورت اصل ثابت در معادلههای اقتصادی حضور داشته است.
تزریق ارز؛ چرا و چگونه؟!
وقتی حرف از بازار به میان میآید در حقیقت باید به فکر نظام عرضه و تقاضا بود، بازار دلار و ارز هم از این قاعده مستثنی نیست، تجربه و البته علم اقتصاد اثبات کرده که تا وقتی ارز کافی از محل صادرات نفتی و غیرنفتی وارد کشور شود، بازار آرام است و هیچ موج و نوسانی را به خودش نمیبیند. اما وقتی درآمد ارزی کم بشود و یا تقاضا به دلیل هیجان و انتظارات تورمی ناگهان بالا برود، قیمت ارز از نرخ اصلی خودش فاصله میگیرد و اینجاست که بانک مرکزی بخشی از ذخایر خود را از مسیر بانکها و صرافیهای مجاز به بازار میفرستد.
علی اسکندری کارشناس اقتصاد درباره اهداف این کار به خبرنگار ما میگوید: «هدف از تزریق ارز در بازار سه چیز است اول تأمین نیاز واقعی مردم و واردکنندگان از مسیر رسمی تا مجبور نباشند سراغ دلال بروند. دوم، شکستن هیجان بازار و گرفتن فرصت از کسانی که با شایعه و انتظار، قیمت را بالا میکشند و در نهایت فرستادن این پیام که سیاستگذارهای اقتصادی و در رأس هرم، بانک مرکزی حاضر است در لحظه حساس وارد میدان بشود.»
اسکندری با بیان اینکه این ابزار شروطی دارد تصریح میکند: «تزریق ارز به بازار وقتی کارآمد است که جهش قیمت عمدتاً از نوع هیجانی و کوتاهمدت باشد. همچنین باید بهاندازه کافی ذخیره ارزی در اختیار بانک مرکزی باشد تا در صورت تزریق ارز و فروختن دلار ذخیره کاهش پیدا نکند. دراینبین اگر ریشه مشکل تورم، کسری بودجه و کاهش درآمد ارزی باشد، تزریق دلار حداکثر زمان را برای بانک مرکزی میخرد و در غیر این صورت سیستم اقتصادی کشور را دچار چالشهای جدیتر و تورم گستردهتر میکند.»
ارزپاشی یا مهار التهاب؟
در میان بازار مواج و طوفانی ارز آن هم در این شرایط جنگی، اظهارات رئیسکل بانک مرکزی درباره عرضه ارز بلافاصله این پرسش اساسی را به ذهن آورد که آیا هر اقدام اینچنینی را باید ارزپاشی تلقی کرد؟ پاسخ همتی به این انتقاد در ظاهر روشن بود؛ او گفته است عرضه ارز باهدف تأمین نیاز بازار انجام میشود و اگر نیاز بیش از ۵۰۰ میلیون دلار باشد، امکان تأمین ارز بیشتر هم وجود دارد. با این نگاه به نظر میرسد مقصود بانک مرکزی در ظاهر خرجکردن بیهدف ذخایر ارزی نیست؛ بلکه استفاده از منابع ارزی برای پاسخ به تقاضا و جلوگیری از شکلگیری بازارهای کاذب است، تا اینجا ماجرا همه چیز ظاهراً بر اساس اصول علم اقتصاد و کاهش بار تورم است؛ اما در این میان یک خبر، پشت پرده ماجرا را بیشتر نمایان کرد، بانک مرکزی در ابتدای شهریورماه اعلام کرد برای عرضه اسکناس ارز به شبکه بانکی تا سقف ۵۰۰ میلیون دلار آمادگی دارد؛ اما در فاصله سوم تا پنجم شهریور، از این میزان تنها حدود ۲۰ میلیون دلار به فروش رسید. این خبر به منزله آن بود که تقاضای واقعی اسکناس در این مرحله بسیار کمتر از سقفی است که بانک مرکزی برای عرضه اعلام کرده بود، طاهره اکبرخانی کارشناس اقتصاد درباره پیام مهمی که از تحلیل بازار ارز دریافت میشود اینطور به ما گفت: «مطابق آنچه در شهریورماه گذشته روی داد، هر افزایش قیمت دلار الزاماً به معنای کمبود فیزیکی دلار در بازار نیست. گاهی آن چیزی که قیمت ارز را بالا میبرد و دست دلالها و واسطهها را باز میکند ترس از آینده، عدم اطمینان، اخبار سیاسی، انتظارات تورمی و هجوم برای حفظ ارزش دارایی است کسی که تصور میکند فردا دلار گرانتر خواهد شد، ممکن است امروز برای خرید ارز اقدام کند و حتی ضروریترین اسباب زندگی را بفروشد تا آن را تبدیل به دلار کند، این خرید هیجانی ناشی از رفع نیاز یا فعالیت اقتصادی نیست؛ بلکه منشأ آن احتکار ارز یا امید به سودآوری بیشتر در مقیاس کوچک است در حقیقت همین تقاضای احتیاطی و سفتهبازانه میتواند به موجی تبدیل بشود که قیمت را از شرایط واقعی اقتصاد دور کند.»
قیمت ارز روی موج خبر
بازار ارز ایران سالهاست که با اخبار منتشرشده بالا و پایین میشود، مثلاً اخبار مثبت سیاسی یکدفعه قیمت را پایین میآورد و در نقطه مقابل قیمت دلار با یک خبر منفی، ظرف چند ساعت دست بالا را میگیرد، در همین نقطه انتظارات اقتصادی معنی پیدا میکند و پای سیاستگذار ارزی به میدان باز میشود تا دو وظیفه را به مرحله اجرا بگذارد. اول اینکه ارز موردنیاز فعالیتهای واقعی اقتصاد را تأمین کند و اجازه ندهد کمبود ارز، تولید و تجارت را زمینگیر کند و دوم اجازه ندهد فضای روانی بازار، قیمتهای غیرواقعی ایجاد کند. عرضه ارز در چنین شرایطی نقش ترمز را ایفا میکند و نباید انتظار داشت هر بار که چرخ قیمتها شتاب گرفت فقط با یک ترمز ساده مشکل حل بشود به همین دلیل است که حتی اگر بانک مرکزی چند صد میلیون دلار یا حتی میلیاردها دلار ارز در بازار عرضه کند، اگر عامل اصلی افزایش قیمت پابرجا بماند، اثر این سیاست در بلندمدت محدود خواهد بود.
احتمال فاصله معنادار
از حرفوحدیثهایی که اقتصاددانها میزنند و البته شنیدهها از بانک مرکزی معلوم میشود نگاه سیاستگذار ارزی بر این قرار است که عرضه ارز در حاشیه بازار با نرخ توافقی، دسترسی متقاضیان را افزایش میدهد و فاصله میان نیاز واقعی اقتصاد و بازار غیررسمی را کم میکند، همتی هم در واکنش به انتقادها تأکید کرده است که اگر نیاز بازار بیش از ۵۰۰ میلیون دلار باشد، امکان تأمین آن وجود دارد. این سیاست یک هشدار جدی در پی دارد؛ زیرا اگر فاصله نرخهای رسمی اعلامی و نرخهای کف خیابان فردوسی و چهارراه استانبول بیش از اندازه شود، خود این فاصله میتواند انگیزهای برای سفتهبازی ایجاد کند آنوقت است که پای دلالهای ارز و جیبهای بدون تهشان وسط میآید.
صرفاً دلار مسئله نیست
بررسی تاریخچهای که به آن اشاره کردیم نشان میدهد مشکلات اقتصاد ایران با تزریق دلار حل نمیشود؛ بلکه هر وقت یک عامل بنیادی در اقتصاد اصلاح شود، کاهش مقطعی نرخ ارز هم میتواند برای طولانیمدت دوام بیاورد. از اینجا معلوم میشود دلار دماسنج مشکلات اقتصادی ایران است، یعنی وقتی تورم بالا میرود و مردم نسبت به آینده پول ملی نگران میشوند یا وقتی چشمانداز تجارت خارجی مبهم میشود، این نگرانی خود را در بازار ارز نشان میدهد به همین علت است که نباید همه نگاهها برای حل مشکلات اقتصادی به صرافیها و تابلوی جلوی درشان باشد. هرچند قیمت دلار مهم است، اما مهمتر از آن عواملی هستند که مردم را به سمت خرید ارز ایالات متحده سوق میدهند.
اگر تولیدکننده بتواند مواد اولیه موردنیاز تولیدش را بدون مشکل تهیه کند و صادرکننده هم چشمانداز روشنی از تجارت داشته باشد و در کنار آن واردکننده بداند ارز موردنیازش را در زمان مناسب دریافت میکند و خانوادهها هم نگران کاهش نقدینگی و ارزش پساندازشان نباشند، بخشی از تقاضاهای هیجانی بازار ارز کاهش پیدا میکند و نیازی نیست بانک مرکزی هر روز با حجم سنگینی از ذخایر خود وارد بازار بشود.
نسخه کارآمدتر از دلار
اگر قرار باشد تزریق ارز به یک سیاست دائمی مبدل بشود و بدون تدبیر لازم همین رویه ادامه پیدا کند، نمیتوانیم انتظار داشته باشیم که اقتصاد دوران جنگ و پساجنگ به ثبات برسد. بلکه راهحل مسئله را باید در جای دیگری جستوجو کرد، در جایی که رهبر شهید انقلاب از آن با عنوان اصل اقتصاد مقاومتی یاد کردند، اقتصاد مقاومتی در حقیقت تضمینکننده افزایش قدرت تولید، توسعه صادرات غیرنفتی، بازگرداندن ارز حاصل از صادرات به چرخه اقتصادی، کاهش وابستگی بودجه به نفت، کنترل تورم و افزایش اعتماد فعالان اقتصادی است.
هرچه اقتصاد کشور بتواند ارز بیشتری از محل تولید و صادرات واقعی به دست بیاورد، دست بانک مرکزی برای مدیریت بازار بازتر میشود.
نکته قابلتأمل این است که کاهش وابستگی به دلار در کشور سالهاست در حد یک شعار باقی مانده، این در حالی است که توسعه تجارت با کشورهای همسایه، استفاده از پیمانهای مالی، گسترش مبادلات با ارزهای محلی و متنوعکردن مسیرهای تجاری میتواند وابستگی اقتصاد را به یک ارز خارجی کاهش بدهد و دلار را از آقایی بیندازد.
درنهایت باید به این نکته هم اشاره کرد که نرخ دلار هرگز با دستور و بخشنامه پایین نمیآید و با تزریق یکباره هم نمیتوان برای همیشه قیمت آن را پایین نگه داشت؛ اما با سیاست درست میتوان اجازه نداد موجهای هیجانی و عملیات روانی، قیمت ارز را از واقعیتهای اقتصاد دور
کنند.