کد خبر: ۳۳۹۵۸۴
تاریخ انتشار : ۱۵ مهر ۱۴۰۵ - ۲۱:۲۲

رابطه عقل و عفت

روح الله شهریاری

عفت به‌عنوان یکی از ارزش‌های اخلاقیِ مورد تأکید در اخلاق دینی، جایگاهی ویژه در زیست اخلاقی دارد. یکی از پرسش‌های بنیادین در این رابطه این است که آیا حسن و قبح اخلاقیِ عفت (و بی‌عفتی)، صرفا مبتنی بر آموزه‌های اخلاق دینی است، یا می‌توان برای آن تبیین و توجیه عقلانی نیز ارائه کرد؟ به عبارت دیگر، آیا عقل انسان به‌طور مستقل می‌تواند ارزشمندی عفت و زشتی بی‌عفتی را درک کند، یا این ارزش‌ها تنها در پرتو دین معنا می‌یابند؟
ابعاد رابطه عقل و عفت
منطق عقلانی و توجیه فلسفی عفت
براساس مبانی ارزش‌شناختی اخلاق دینی، می‌توان گفت حسن اخلاقی عفت‌ورزی صرفا شرعی نیست بلکه از طریق تبیین عقلی، اصل عفت‌ورزی را می‌توان موجه کرد.
توضیح آنکه: انسان مثل همه موجودات، کمالی دارد که طالب آن است و به سوی آن حرکت می‌کند.(1)
در نتیجه هر چه را موجب پدیدآوردن کمالی از کمالات وجودی خود تشخیص دهد به دنبال آن خواهد بود. با این حال از آنجا که انسان تمایلات، گرایش‌ها و خواسته‌های گوناگونى دارد، این تمایلات و نیازها یا به تعبیر دیگر استعدادها، گاهى در مقام تحقق و در مقام ارضا، با هم تزاحم پیدا مى‌کنند. مخصوصا که هر کدام از آنها به دنبال کسب کمالات متناسب با خود هستند و آن را می‌طلبند.(2) از همین جهت باید تمایلات یا شهوات نفسانی کنترل و مدیریت شوند تا زندگی انسان را به تباهی نکشند. در واقع در درون ما یک خواست‌هایى است که اگر مهار و یا تعدیل نشوند طغیان مى‌کنند و سر به فساد مى‌کشند. براى مثال، تمایل به غذا خوردن بد نیست. انسان اگر غذا نخورد مى‌میرد. اما اگر بنا باشد این میل مهار نشود، یعنى انسان در هر شرایطى هر چیز دلش خواست بخورد، دیگر حساب نکند که این چیز متعلق به کیست، از چه راهى به دست آمده، ضرر دارد یا نفع و...حتی ممکن است انسان جانش را نیز در به خطر بیندازد و از دست بدهد. در واقع اگر میل‌های انسان مهار نشوند، از حد خودش تجاوز مى‌کنند ،چون مرز ناشناس هستند و به دنبال کمال خود هستند. (3) هر میلی به دنبال کمال خود است. میل جنسی، به دنبال کمال خود است و اگر مدیریت و با منطقی کنترل نشود، هر جنایتی را انسان برای ارضای آن ممکن است انجام بدهد. همین طور میل قدرت‌طلبی یا لذت‌گرایی نیز به دنبال ارضای کامل و کمال خود هستند. از همین جهت از یک سو مدیریت هواهای نفسانی یا خویشتنداری در ارضای شهوات و امیال، اقدامی عقلانی و موجه است و از سوی دیگر عفت به معنای خودداری و خویشتنداری در شهوات نفسانی، یا تحت مدیریت عقل قرار دادن خواسته‌های نفسانی است، بنابراین اصل عفت‌ورزی مورد تأیید عقل است به طوری که می‌توان برای موجه‌سازی و دلیل اعتبار آن، استدلال عقلی فلسفی ارائه کرد، در نتیجه می‌توان گفت عقل عفت را به عنوان یک ارزش اخلاقی شناسایی و تأیید می‌کند.
تلازم عقل و عفت
ضرورت عفت نه تنها مورد تأیید عقل است بلکه می‌توان ادعا کرد بین عقل و عفت تلازم وجود دارد. در معنای عفت گفته شده است عفت به معنای انقیاد و رام شدن قوه شهوت در پیشگاه عقل است به گونه‌ای که تحت امر و نهی آن قرار گیرد؛ یعنی آنجا که عقل مصلحت می‌داند اقدام کند و آنجا که عقل در آن مفسده می‌بیند پرهیز کند و هیچ گاه با اوامر و نواهی عقل مخالفت نکند»(4)، در نتیجه اگر در جایی عقل باشد، عفت نیز هست و این به معنای آن است که بین عفت و عقل رابطه مستقیم وجود دارد.
عقلایی بودن برخی مصادیق عفت
می‌توان ادعا کرد اقلا برخی مصادیق عفت مانند عفت در شکم یعنی خوردنی‌ها و آشامیدنی‌ها، عفت در گفتار و رفتار، منطقی جهانی دارد به طوری که همه عقلای عالم عفت‌ورزی در این مصادیق را تأیید می‌کنند. حتی در برخی مصادیق مهم‌تر عفت، مانند عفت جنسی، امروزه در برخی کشورهای دنیا جنبش‌هایی با عنوان خویشتنداری جنسی راه افتاده است. به طوری که این جنبش در کشور آمریکا تنها در سال 1996 بیش از 600 محصول برای ترویج عفاف و خویشتنداری تولید کرده است. در سال 1999 از اعمال عبادی برای ترویج عفت استفاده کردند. در این جنبش موانع عفت‌ورزی نیز مورد توجه قرار گرفته و در پژوهش‌های انجام شده عواملی مانند زندگی مبتنی بر لذت، فقدان باورهای مذهبی، تولیدات منافی عفت و آموزش‌های بهداشت جنسی که محرک هستند از جمله عواملی دانسته شده است که مانع زیست عفیفانه هستند.(5) بنابراین حداقل در برخی مصادیق عینی عفت- هر چند به نحو اجمال- تأیید عقلایی یا پشتوانه‌ای جهانی نیز وجود دارد. دلیل این مسئله شاید آن است که برخی محققان گفته‌اند اصل عفت‌ورزی، مسئله‌ای فطری در وجود انسان است به طوری که انسان بالوجدان می‌بیند که گرایش به آن دارد. امام خمینی (ره) با اشاره به فطری بودن عفت می‌فرماید: «عفت از فطریات بشر است و فحشا و بی‌حیایی بر خلاف فطرت انسان است.» (6) شهیدمرتضی مطهری (ره) نیز عفت را وجدان انسان دانسته و می‌گویند :«چیزی که در وجدان انسان است، مسأله عفت است.» (7) البته در مسیر تربیت و به جهت سبک زندگی، ممکن است در نهایت نور این ظرفیت فطری، ضعیف و یا خاموش شده و ضد آن در وجود انسان شکوفا شود.
تعیین حد و مرز عفت، نیازمند تکیه به دین
هر چند اصل عفت‌ورزی و حتی برخی مصادیق آن را بدون تکیه بر معرفت‌های دینی می‌توان به دست آورد اما برای تعیین همه مرزهای اخلاقی و ضداخلاقی عفت و بی‌عفتی و در حقیقت جهت تعیین مصالح و مفاسد شئون و ابعاد مختلف آن، نمی‌توان صرفا بر عقل یا دیدگاه عقلایی تکیه کرد. اینکه خویشتنداری در کجا و تا کجا روایی و حتی الزام اخلاقی دارد، با صرف تکیه بر عقل به دست نمی‌آید. همین طور راه‌های صحیح ارضای شهوات و حتی هدفی که ورای خویشتنداری وجود دارد و به عنوان هدف غایی مطرح است با تکیه بر معرفت‌های دینی امکان‌پذیر است. از همین جهت است که گفته شده است، برای درک نیکی و زشتی بسیاری از افعال اخلاقی نیاز به آموزه‌های دینی است به طوری که تنها با بهره‌گیری از شریعت است که می‌توان از شایستگی یا ناشایستگی برخی کارها، آگاه شد.(8)
دین، راه تحقق عفت
هر چند ممکن است برخی مصادیق روشن عفت و بی‌عفتی، با صرف در نظر گرفتن سود و زیان حاصل از آنها و ایجاد موازنه عقلانی، زمینه مناسبی برای تحقق پیدا کنند اما باید به دو حقیقت توجه نمود؛ اولا هر انسانی بالوجدان می‌داند که علم ،علت تامه عمل نیست، بنابراین صرف آگاهی از خوبی و بدی عفت و بی‌عفتی برای انجام و ترک همه اقسام، مصادیق و مراتب آن کافی نیست؛ ثانیا کشف آثار و پیامدهای مثبت و منفی بسیاری از مصادیق، شئون و مراتب عفت و بی‌عفتی از عهده عقل خارج است در نتیجه عقل به تنهایی نمی‌تواند به حسن و قبح همه مصادیق و مراتب عفت و بی‌عفتی دست پیدا کند بنابراین با نظر به این دو نکته می‌توان ادعا کرد، آنچه عملا عفت را در فرد و جامعه به حد مطلوب و کامل محقق می‌سازد هم به جهت کشف اصل خوبی و بدی مصادیق مختلف آن و هم به جهت ایجاد انگیزه و ضمانت اجرایی آن، دین و در حقیقت اعتقاد به خدایی است که بر احوال بندگان خود آگاه است و از روی عدالت نیکان را پاداش و بدان را کیفر می‌دهد.(9)
حتی اگر پذیرفته شود که همه اقسام و مراتب عفت با کاوش عقلانی به تأیید عقل می‌رسند، نمی‌توان این حقیقت را نادیده گرفت که بسیاری از مردم چنان هستند که اگر پاداش و کیفری درکار نباشد، به احکام عقل گردن نمی‌نهند و بر صفات شایسته انسانی پشت پا می‌زنند، دین با جزا و پاداش‌های اخروی و طرح بحث معاد، ضمانت اجرایی ارزش‌های مورد تأیید عقل را فراهم می‌کند. (10)
نتیجه
با بررسی رابطه عقل و عفت می‌توان نتیجه گرفت که عفت صرفاً یک ارزش دینی نیست، بلکه عقل نیز به صورت مستقل آن را به عنوان یک فضیلت اخلاقی تأیید و موجه می‌کند. استدلال عقلی بر پایه مدیریت و تعدیل امیال طبیعی انسان برای جلوگیری از طغیان و تباهی زندگی، توجیه‌گر ضرورت عفت‌ورزی است. همچنین، برخی مصادیق عفت مانند خویشتنداری در خوردنی‌ها و آشامیدنی‌ها، در گفتار و در رفتار، - هر چند به نحو اجمالی- مورد پذیرش عقلای جهان است. البته باید توجه کرد که عقل به تنهایی برای تشخیص دقیق همه مرزهای اخلاقی عفت از جمله تعیین مصادیق، ابعاد و سطوح مختلف آن کافی نیست و در تعیین حدود کامل و همچنین ایجاد انگیزه و ضمانت اجرایی پایدار، نیاز به هدایت و پشتیبانی دین وجود دارد. بنابراین، عفت ارزشی است که هم پایه عقلی و فطری دارد و هم در سایه دین، به تعریف کامل و تحقق عملی می‌رسد.
برای مطالعه بیشتر:
برخورداری، زینب، عفاف‌گرایی در غرب، قم، معارف، 1393.
پی‌نوشت‌ها:
1- ر.ک: مصباح یزدی، محمدتقی، اخلاق در قرآن، قم، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، 1391، ج2، صص 41-45؛ جوادی آملی، عبدالله، فطرت در قرآن، قم، اسراء، 1392، ص47.
2- ر.ک: فتحعلی، محمود، مصباح مجتبی، یوسفیان، حسن، فلسه تعلیم و تربیت اسلامی، قم، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، 1391، ص 168.
3- بی نام، اخلاق و عرفان اسلامى از دیدگاه استاد مصباح یزدی، معرفت، 1382، ش 67، صص5-9.
4- نراقی، مهدی بن ابی ذر، جامع السعادات، ترجمه کریم فیضی، قم، قائم آل علی(ع)، 1396، ج 2، ص 12.
5- گروه نویسندگان، دانش خانواده و جمعیت، معارف، 1401، ص 68.
6- امام خمینی، سیدروح الله، شرح حدیث جنود عقل و جهل، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، چاپ دوازدهم، ۱۳۸۷ش، ص، ص 271.
7- مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج 21، تهران، صدرا، 1395، ص 263.
8- یوسفیان، حسن، کلام جدید، تهران، سمت، چاپ پنجم، 1391، ص 355.
9- مطهری، مرتضی، حکمت‌ها و اندرزها، تهران، صدرا، چاپ بیست و ششم، 1386، صص 11-27.
10- یوسفیان، حسن، کلام جدید، تهران، سمت،چاپ پنجم، 1391، ص 356.

captcha