کد خبر: ۳۳۹۵۶۲
تاریخ انتشار : ۱۵ مهر ۱۴۰۵ - ۲۱:۲۲
سالگرد آغاز نهضت امام خمینی

اولین جرقه‌های انقلاب علیه اسرائیل بود

 
دفتر پژوهش‌های مؤسسه کیهان
«...رابطه امنیتی بین ایران و اسرائیل برای همه مقاصد عملی در 1960 یا 1961 آغاز شد که گروهی از ماموران اطلاعاتی اسرائیل جایگزین گروهی از سیا که پرسنل ساواک را تعلیم می‌داد، شدند... در نیمه 1960 اسرائیل گروه‌هایی از کارشناسان کشاورزی به ایران فرستاد (براساس قضیه اصلاحات ارضی که اساساً از سوی کانون‌های صهیونی و برای نابودی کشاورزی ایران به عنوان مزیت اقتصادی آن تدارک دیده شده بود) و مقادیر زیادی اسلحه به شاه فروخت. در ازای آن، ایران مقادیر زیادی نفت به اسرائیل فروخت و به تأمین مالی ساختمان خط لوله ایلات/عسقلان کمک کرد...»
این جملات بخشی از مطلب  مارک گازیوروسکی، استاد علوم سیاسی دانشگاه لوییزیانای آمریکا و کارشناس روابط خارجی آمریکا با کشورهای جهان سوم در کتاب معروفش به نام «سیاست خارجی آمریکا و شاه» است درباره ایجاد روابط نزدیک ایران و اسرائیل در اوایل دهه 1960 که ادامه سیاست‌های صهیونیزه کردن ایران و ایجاد اسرائیل دوم در این سرزمین بود که از دوران رضاخانی تعقیب می‌شد.
در طی این سال‌ها، با ایجاد مراکز اقتصادی و به‌خصوص بانک‌ها از سوی عوامل صهیونیستی که در ایران در شکل و شمایل فرقه ضاله بهائیت متشکل شده بودند و همچنین مراکز رسانه‌ای همچون اولین تلویزیون در ایران توسط حبیب ثابت بهائی، به‌تدریج در حال قبضه کردن این دو محور مهم سلطه سرزمینی بودند.
این در حالی بود که حضور عوامل بی‌واسطه صهیونیسم مانند سرلشکر ایادی (بهائی معروفی که ده‌ها پست و مقام را در پیرامون دربار شاه اشغال کرده و عوامل خود را در دیگر سازمان‌های کشوری و لشکری حاکم می‌ساخت)، امیرعباس هویدا در شرکت نفت و امثال حبیب القانیان و هژبر یزدانی و... در دیگر مراکز مهم اقتصادی، آن سلطه را تداوم بخشیدند.
برای اولین بار خطر صهیونیسم را هشدار دادند
در چنین شرایطی بود که تصویب لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی در 15 مهرماه 1341، در واقع خشت آخر حاکمیت صهیونیست‌ها بر ارکان مختلف مملکتی به نظر می‌آمد، آنجا که دیگر قسم به قرآن مجید در انتخاب نمایندگان مردم، حذف می‌گردید تا عوامل فرقه ضاله بهائیت به عنوان مزدوران داخلی کانون‌های صهیونی، سایر مراکز مؤثر کشوری را نیز در اختیار بگیرند.
در اینجا بود که حضرت آیت‌الله العظمی روح‌الله خمینی، مرجع تقلید و استاد برجسته حوزه علمیه قم، دیگر سکوت و مماشات را جایز ندانستند و در نامه‌های مشترکی از شاه و نخست‌وزیر وقت، اسدالله علم خواستند به عنوان اولین قدم، مصوبه فوق را ملغی اعلام نمایند و به دنبال استنکاف رژیم شاه، با انتشار بیانیه‌ای در پاسخ به سؤال بازرگانان و اصناف شهرستان قم، توضیحات مفصل و روشنگرانه‌ای درمورد خدعه و نیرنگ تصویبنامه و نفوذ صهیونیسم در آن مصوبه فوق دادند. در بخشی از پاسخ امام آمده بود:
«...خطر بزرگی که برای اسلام و استقلال و کیان مملکت به واسطه این تصویب‌نامه، که شاید به دست جاسوسان یهود و صهیونیست تهیه شده برای نابودی استقلال و به‌هم زدن اقتصاد مملکت، به قوت خود باقی است... اینجانب حسب وظیفه شرعیه به ملت ایران و مسلمین جهان اعلام خطر می‌کنم، قرآن کریم و اسلام در معرض خطر است، استقلال مملکت و اقتصاد آن در معرض قبضه صهیونیست‌هاست که در ایران به حزب بهائی ظاهر شدند و مدتی نخواهد گذشت که با این سکوت مرگبار مسلمین، تمام اقتصاد این مملکت را با تأیید عمال خود قبضه می‌کنند و ملت مسلمان را از هستی در تمام شئون ساقط می‌کنند. تلویزیون ایران پایگاه جاسوسی یهود است و دولت‌ها ناظر آن هستند و از آن تأیید می‌کنند. ملت مسلمان تا رفع این خطرها نشود، سکوت نمی کند و اگر کسی سکوت کند در پیشگاه خداوند قاهر مسئول و در این عالم محکوم به زوال است...».
این برای نخستین بار بود که یک شخصیت سیاسی و مذهبی تاریخ معاصر ایران از خطر صهیونیسم و عوامل داخلی‌شان یعنی فرقه بهائیت صحبت می‌کرد. آنچه که به واقع می‌رفت اساس مملکت را در کف خویش گیرد. همچنان که همواره صهیونیست‌ها بر این باور بوده و هستند که برای غلبه قوم کم‌جمعیت خود در جهان، بایستی دو شاخه اقتصاد و رسانه‌های جهانی را تحت سلطه خویش درآورند، صهیونیست‌های داخلی نیز چنین مسیری را فرا راه خود قرار داده بودند.
رهبر شهید، حضرت آیت‌الله سید علی حسینی خامنه‌ای در خرداد 1381 در دیدار سران و کارگزاران جمهوری اسلامی درباره اولین جرقه نهضت امام خمینی فرمودند:
«... امام بزرگوار ما، حقیقت مسئله را خوب شناخته و دیده بود. از شروع این نهضت از سال ۱۳۴۱ آن وقتی که هنوز در ایران مسئله فلسطین حتّی در بین خواص هم منتشر نشده بود، حرف امام این بود که در مقابل سلطه اسرائیل باید همه احساس خطر کنند؛ همه باید بایستند و مقابله کنند. بعد هم همین راه را ادامه داد و این یکی از شعارهای بزرگ آن مرد الهی و آسمانی بود...».
مگر شاه اسرائیلی بود؟!
از آن پس، حضرت امام در هر گام از مبارزات نهضت، مسئله اسرائیل و صهیونیسم را یکی از مسائل مهم و محوری به شمار آورده و بر آن تأکید می‌کردند.
تأکید حضرت امام بر مبارزه با اسرائیل و گوشزد کردن خطر صهیونیسم آن‌چنان بود که وقتی در محرم سال 1342، گروهی از روحانیون و طلاب را مأمور سخنرانی در شهرهای مختلف کردند تا پیام نهضت اسلامی را به اقصی نقاط ایران ببرند، یکی از مسائلی که بازگویی آن را به خطبا و طلاب در ماه محرم موکّد نمودند، تبیین و تشریح دشمنی اسرائیل با اسلام و مسلمین بود. از همین روی بود که ساواک از روحانیونی که برای اجرای سخنرانی در محرم سال 42 عازم شهرهای مختلف بودند تعهد می‌گرفت که از خطر اسرائیل سخنی بر زبان نیاورند! این تعهدنامه آن‌چنان رسوایی‌آور بود که امام در سخنرانی تاریخی خود در عصر عاشورا 13 خرداد 1342 در مدرسه فیضیه گفتند:
«...می‌گويند: از شاه و اسرائيل حرف نزنيد، رابطه‌ بين شاه و اسرائيل چيست؟ مگر شاه اسرائیلی است؟!»
حضرت امام را با همین سخنرانی در سحرگاه 15 خرداد 1342 شبانه از قم ربوده و به زندان‌های شاه منتقل کردند. همان روزی که مردم به خیابان‌ها ریختند و برای آزادی قائد عظیم‌الشأن خویش در قم و تهران و ورامین و اصفهان و شیراز و... تظاهرات کردند و توسط مسلسل‌ها و ‌تانک‌های آمریکایی و اسرائیلی رژیم شاه، به گلوله بسته شده و در سال‌های آغازین نهضت امام، هزاران شهید تقدیم راه اسلام و انقلاب نمودند.
وقتی امام پس از حدود 10 ماه حبس و حصر، از چنگ مزدوران شاه و آمریکا خلاص شدند، در همان اولین سخنرانی خویش به تاریخ 18 فروردین 1343 مجدداً به صهیونیسم و اسرائیل و عوامل آن درون حکومت پهلوی پرداختند و فرمودند:
«... تأسف بالاتر، تسلط اسرائيل و عمال اسرائيل است بر بسيار از شئون حساس مملکت و قبضه نمودن اقتصاديات آن به کمک دولت و عمال دستگاه جبار. اسرائيل با دول اسلامي در حال جنگ است و دولت ايران با کمال دوستي با او رفتار مي‌کند و همه نحو وسائل تبليغ و ورود کالاهاي آن را فراهم مي‌سازد... اشخاص متدين را به جرم آنکه در عاشورا دسته راه انداخته‌اند و شعار ضد اسرائيل با خود داشته‌اند به حبس و زجر و شکنجه کشيدند... من به جميع دول اسلام و مسلمين جهان در هرجا هستند اعلام مي‌کنم که ملت عزيز شيعه از اسرائيل و عمال اسرائيل متنفرند و از دولت‌هايي که با اسرائيل سازش مي‌کنند، متنفر و منزجرند. اين ملت ايران نيست که با اسرائيل منفور در حال سازش است، ملت ايران از اين گناه بزرگ بري است، اين دولت‌ها هستند که به هيچ وجه مورد تأييد ملت نيستند».
در پیام ماه محرم سال 1343، امام به مناسبت سالگرد قیام پانزده خرداد از تحت‌الحمایگی ایران در برابر اسرائیل به عنوان ننگی براى مملكت كهنسالی مثل ایران یاد کرده و خواستار وحدت مسلمین براى مقابله با اسرائیل شدند. همچنین در بخشی از اعلامیه‌ای که در مخالفت با كاپيتولاسيون در 4 آبان همان سال صادر کردند و منجر به تبعید ایشان گردید، به آمريكا و اسرائيل به عنوان دو همدست در آوارگی ملت مظلوم فلسطين اشاره نموده و از سلطه‌ آنها بر بازار ایران ابراز تأسّف کردند.
سال‌های بعد از تبعید
حضرت امام در تمامی سال‌های تبعید و در تمامی سخنرانی‌ها و اعلامیه‌ها و جلساتی که داشتند، از اسرائیل و صهیونیسم به عنوان دشمنان دیرین اسلام و ایران یاد کردند و مبارزه با آنها و قطع یدشان و حمایت از ملت مظلوم فلسطین را جزئی جدایی‌ناپذیر از نهضت اسلامی مردم ایران به شمار آوردند.
از جمله در: ادای تکلیف برای فلسطین در دیدار علمای اسلام (۱۳۴۴)، گفت‌وگو با نماینده جنبش فتح (۱۳۴۷)، موضع‌گیری علیه آتش زدن مسجدالاقصی توسط صهیونیست‌ها (اول آبان 1348) و تأکید بر آن در درس‌های حکومت اسلامی در بهمن همان سال، پیام به حجاج در ذکر مسئله فلسطین (۱۳۴۹)، پیام به ملت و تبیین مسئله فلسطین (۱۳۵۱)، آغاز ماه رمضان و پیام به مسلمانان درخصوص فلسطین (۱۳۵۱)، پیام‌های به سران عربی و امت اسلامی در پی جنگ اکتبر ۱۹۷۳(۱۳۵۲)، اعلام موضع ضد رژیم پهلوی در به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی(۱۳۵۶)، سرزنش سران اسلامی درخصوص جنگ جنوب لبنان (فروردین ۵۷)، اعلام حمایت از فلسطین (شهریور ۵۷) و ...
و طرفه آنکه امروز برخی که عنوان خود را استاد دانشگاه و مورخ و کارشناس تاریخ گذارده‌اند، جاهلانه یا عامدانه مدعی می‌شوند که ضدیت با اسرائیل و آمریکا در نهضت امام خمینی و هواداران ایشان، پس از پیروزی انقلاب اسلامی به وجود آمد و قبل از آن نشانی از مبارزه با اسرائیل و صهیونیسم نبود! آیا جا ندارد این‌گونه افراد بی‌سواد نه تنها از منصب استادی دانشگاه خلع شده بلکه به نشستن بر نیمکت کلاس‌های نهضت سوادآموزی موظف گردند؟!!
captcha