کد خبر: ۳۳۹۴۸۰
تاریخ انتشار : ۱۴ مهر ۱۴۰۵ - ۲۱:۰۱
تنگه هرمز؛ شریان حیاتی انرژی جهان-بخش نخست

باریکه‌ای که اقتصاد دنیا را به خلیج‌فارس گره زده است

محمد محمدی

تنگه هرمز در نگاه اول تنها باریکه‌ای آبی میان ایران و عمان است؛ آبراهی که خلیج‌فارس را به دریای عمان و از آنجا به دریای عرب و اقیانوس هند متصل می‌کند. اما همین مسیر باریک، یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های تجارت دریایی جهان است؛ مسیری که بخش بزرگی از انرژی تولیدشده در کشورهای حاشیه خلیج‌فارس برای رسیدن به بازارهای جهانی باید از آن عبور کند.
عربستان سعودی، عراق، کویت، امارات متحده عربی، قطر و ایران در منطقه‌ای قرار گرفته‌اند که بخش مهمی از تولید نفت و گاز جهان را در خود جای داده است. در سوی دیگر، اقتصادهای بزرگی مانند چین، هند، ژاپن و کره‌جنوبی قرار دارند که برای تأمین انرژی خود به واردات وابسته‌اند. میان این دو سوی زنجیره، تنگه هرمز قرار گرفته است.
اهمیت این آبراه فقط به نفت خام محدود نمی‌شود. میلیون‌ها بشکه فرآورده نفتی، حجم قابل‌توجهی از گاز طبیعی مایع‌شده، گاز مایع، محصولات پتروشیمی، کودهای شیمیایی، موادمعدنی، کالاهای کشاورزی، موادغذایی، ماشین‌آلات، قطعات صنعتی و کالاهای مصرفی نیز در شبکه تجارت دریایی مرتبط با هرمز جابه‌جا می‌شوند.
در نیمه نخست سال ۲۰۲۵، به طور متوسط حدود ۲۰.۹ میلیون بشکه در روز نفت و دیگر مایعات نفتی از این تنگه عبور کرده است؛ رقمی معادل حدود یک‌پنجم مصرف جهانی مایعات نفتی و حدود یک‌چهارم تجارت دریایی نفت جهان. در همین دوره، حدود ۱۱.۴ میلیارد فوت مکعب در روز LNG نیز از هرمز عبور کرده که بیش از ۲۰ درصد تجارت جهانی LNG را شامل می‌شود.
همین اعداد کافی است تا مشخص شود چرا هرمز برای اقتصاد جهانی اهمیت دارد. اینجا با یک مسیر دریایی معمولی مواجه نیستیم؛ با شریانی روبه‌رو هستیم که تولیدکنندگان بزرگ انرژی را به بازارهای اصلی مصرف متصل می‌کند.
هرمز؛ یک گلوگاه دریایی در قلب اقتصاد انرژی
در ادبیات اقتصادی و ژئوپلیتیکی، مسیرهایی که بخش بزرگی از تجارت جهانی ناچار است از آنها عبور کند، «گلوگاه دریایی» یا «چوک‌پوینت» نامیده می‌شوند. تنگه هرمز یکی از مهم‌ترین نمونه‌های این گلوگاه‌هاست.
دلیل اهمیت آن نیز روشن است. بخش بزرگی از نفت و گاز تولیدشده در کشورهای حاشیه خلیج‌فارس در داخل یا نزدیک همین منطقه تولید می‌شود، اما مصرف‌کنندگان اصلی این انرژی در خارج از خلیج‌فارس قرار دارند. نفت و گاز باید از منطقه خارج شود و در بیشتر موارد، کوتاه‌ترین و عملی‌ترین مسیر عبور از هرمز است.
در نیمه نخست سال ۲۰۲۵، حدود
 ۲۰.۹ میلیون بشکه در روز نفت خام، میعانات و دیگر مایعات نفتی از این آبراه عبور کرده است. آمار مؤسسه بین‌المللی انرژی نیز برای همین سال حدود ۱۹.۹ میلیون بشکه در روز نفت خام، میعانات و فرآورده‌های نفتی را نشان می‌دهد؛ شامل حدود ۱۴.۹۵ میلیون بشکه نفت خام و میعانات و ۴.۹۳ میلیون بشکه فرآورده‌های نفتی.
اختلاف میان این ارقام به تفاوت روش محاسبه و دسته‌بندی محموله‌ها برمی‌گردد، اما هر دو یک واقعیت را نشان می‌دهند: حجم انرژی عبوری از هرمز در مقیاسی است که اختلال جدی در آن می‌تواند بازارهای جهانی را تحت‌تأثیر قرار
دهد.
اهمیت هرمز به کشورهای اطراف آن محدود نمی‌شود. شرکت‌های کشتیرانی، بیمه‌گران، پالایشگاه‌ها، صنایع پتروشیمی، بازارهای انرژی و مصرف‌کنندگان نهایی در کشورهای مختلف، به شکل مستقیم یا غیرمستقیم به امنیت این آبراه وابسته‌اند.
چرا کشورهای خلیج‌فارس به هرمز وابسته‌اند؟
بخش عمده تولید نفت کشورهای حاشیه خلیج‌فارس در محدوده‌ای قرار دارد که راه طبیعی خروج آن از طریق دریا، تنگه هرمز است. عربستان، عراق، کویت، امارات و دیگر تولیدکنندگان منطقه برای رساندن بخش مهمی از انرژی خود به بازارهای خارجی به این مسیر وابسته‌اند.
البته این وابستگی مطلق نیست. برخی کشورها برای کاهش آسیب‌پذیری خود خطوط لوله‌ای ساخته‌اند که بخشی از نفت را بدون عبور از هرمز به سواحل خارج از خلیج‌فارس منتقل می‌کند. عربستان سعودی و امارات متحده عربی از مهم‌ترین نمونه‌ها هستند.
اما مسئله اصلی ظرفیت است.
ظرفیت خطوط لوله‌ای که می‌توانند در شرایط اختلال بخشی از جریان نفت را از مسیرهای دیگر عبور دهند، با حجم نفتی که به طور معمول از هرمز عبور می‌کند قابل‌مقایسه نیست؛ بنابراین این مسیرهای جایگزین می‌توانند بخشی از فشار را کاهش دهند، اما نمی‌توانند در کوتاه‌مدت جایگزین کامل تنگه شوند.
همین محدودیت، هرمز را به یکی از نقاط آسیب‌پذیر تجارت انرژی جهان تبدیل کرده 
است.
آیا هرمز واقعاً جایگزین دارد؟
مسیرهای جایگزین؛ سوپاپ اطمینان‌اند، نه جایگزین کامل. علی رضایی یک کارشناس مسائل غرب آسیا ضمن بیان این مطلب برایمان توضیح می‌دهد: «کشورهای منطقه طی دهه‌های گذشته برای کاهش آسیب‌پذیری خود در برابر اختلال احتمالی هرمز، مسیرهای جایگزین ایجاد کرده‌اند.»
این کارشناس مسائل خاورمیانه ادامه می‌دهد: «خطوط لوله عربستان سعودی و امارات از مهم‌ترین این مسیرها هستند. اما مسئله اصلی همچنان ظرفیت است. اگر روزانه نزدیک به ۲۰ میلیون بشکه نفت و فرآورده از هرمز عبور کند، انتقال تمام این حجم از طریق خطوط لوله جایگزین به زیرساختی بسیار بزرگ‌تر از ظرفیت فعلی نیاز دارد.»
وی در تکمیل صحبت‌هایش می‌گوید: «در مورد گاز طبیعی نیز مشکل پیچیده‌تر است. LNG به کشتی‌های مخصوص و پایانه‌های ویژه نیاز دارد و نمی‌توان آن را مانند نفت به‌سادگی از یک مسیر دریایی به مسیر دیگر منتقل کرد. در نتیجه، مسیرهای جایگزین را باید سوپاپ اطمینان شبکه انرژی دانست. آنها می‌توانند بخشی از جریان را در زمان بحران حفظ کنند، اما در کوتاه‌مدت جایگزین کامل هرمز نیستند.»
روزانه میلیون‌ها بشکه نفت از هرمز می‌گذرد
برای درک اهمیت هرمز، شاید ساده‌ترین راه نگاه‌کردن به حجم نفتی باشد که روزانه از آن عبور می‌کند.
براساس آمار اداره اطلاعات انرژی آمریکا، در نیمه نخست سال ۲۰۲۵ روزانه ۲۰.۹ میلیون بشکه نفت و دیگر مایعات نفتی از این تنگه عبور کرده است. آمار مؤسسه بین‌المللی انرژی نیز حدود ۱۹.۹ میلیون بشکه در روز را برای نفت خام، میعانات و فرآورده‌های نفتی نشان می‌دهد.
این حجم به معنای عبور میلیون‌ها بشکه انرژی در هر شبانه‌روز از یک آبراه محدود است.
در میان این محموله‌ها، نفت خام و میعانات سهم اصلی را دارند، اما حدود ۴.۹۳ میلیون بشکه در روز فرآورده‌های نفتی نیز در این مسیر جابه‌جا می‌شود.
رضایی کارشناس مسائل خاورمیانه متذکر می‌شود: «بنابراین هرمز تنها راه عبور نفت خام استخراج‌شده از چاه‌های نفت نیست. فرآورده‌هایی که پس از پالایش نفت تولید می‌شوند نیز در این مسیر حرکت می‌کنند؛ از بنزین و گازوئیل گرفته تا سوخت جت و نفت کوره.»
مقصد اصلی نفت هرمز کجاست؟
اگر نفت از هرمز خارج می‌شود، مقصد اصلی آن کجاست؟ پاسخ، بیش از هر چیز، آسیاست.
در نیمه نخست سال ۲۰۲۵ حدود ۸۹ درصد نفت خام و میعانات عبوری از هرمز راهی بازارهای آسیایی شده است. چین، هند، ژاپن و کره‌جنوبی چهار مقصد اصلی این جریان بوده‌اند و مجموعاً حدود ۷۴ درصد جریان نفت خام و میعانات عبوری از هرمز را به خود اختصاص
 داده‌اند.
این آمار جایگاه واقعی هرمز را در اقتصاد جهانی روشن می‌کند. هرمز صرفاً مسئله‌ای میان ایران و کشورهای عربی خلیج‌فارس نیست. این آبراه یکی از حلقه‌های اصلی زنجیره تأمین انرژی شرق آسیاست.
پالایشگاه‌های ژاپن و کره‌جنوبی، صنایع چین و اقتصاد درحال‌رشد هند، به انرژی وارداتی نیاز دارند و بخشی از این انرژی از کشورهای تولیدکننده خلیج‌فارس تأمین می‌شود. مسیر این انرژی نیز در بسیاری از موارد از هرمز
 می‌گذرد.
چین؛ یکی از مهم‌ترین مقصدهای انرژی هرمز
چین یکی از مهم‌ترین مقصدهای انرژی عبوری از تنگه هرمز است. اهمیت این موضوع فقط به حجم مصرف نفت این کشور مربوط نمی‌شود.
رئوف مهدوی یک کارشناس انرژی توضیح می‌دهد: «چین یکی از مراکز اصلی تولید صنعتی جهان است و بخش بزرگی از کالاهای تولیدشده در این کشور وارد زنجیره تجارت جهانی می‌شود؛ بنابراین انرژی در اقتصاد چین تنها یک کالای مصرفی نیست؛ یکی از پایه‌های فعالیت کارخانه‌ها، حمل‌ونقل، تولید و صادرات این کشور است. هر اختلالی که هزینه انرژی چین را افزایش دهد، می‌تواند از بازار انرژی به بخش تولید منتقل شود.»
وی در تکمیل صحبت‌هایش می‌گوید: «افزایش هزینه سوخت می‌تواند هزینه حمل‌ونقل را بالا ببرد و افزایش هزینه تولید نیز می‌تواند در قیمت نهایی کالاها اثر بگذارد. از این منظر، هرمز برای چین بخشی از زنجیره امنیت انرژی و در نهایت بخشی از زنجیره تولید جهانی است.»
هند، ژاپن و کره‌جنوبی؛ 
اقتصادهایی در مسیر هرمز
هند، ژاپن و کره‌جنوبی نیز از مهم‌ترین مقصدهای انرژی عبوری از هرمز 
هستند.
ژاپن و کره‌جنوبی منابع انرژی داخلی محدودی دارند و وابستگی بالایی به واردات انرژی دارند. هند نیز یکی از بزرگ‌ترین بازارهای انرژی جهان است و توسعه اقتصادی و صنعتی آن نیازمند واردات گسترده نفت است.
اگر مسیر انرژی منطقه را روی نقشه دنبال کنیم، زنجیره‌ای شکل می‌گیرد که از چاه‌های نفت خلیج‌فارس آغاز می‌شود، از تنگه هرمز می‌گذرد، وارد اقیانوس هند می‌شود و سپس به بازارهای هند و شرق آسیا می‌رسد.
به همین دلیل، امنیت هرمز برای اقتصادهای آسیایی اهمیت مستقیم دارد.
کشتی‌های کانتینری؛ 
هرمز فقط آبراه نفتکش‌ها نیست
تصویر شناخته‌شده هرمز معمولاً یک نفتکش بزرگ است که در حال عبور از تنگه است. اما همه کشتی‌های این مسیر نفتکش نیستند.
کشتی‌های کانتینری نیز در این آبراه رفت‌وآمد می‌کنند و کالاهای مختلفی را میان بنادر منطقه و بازارهای جهانی جابه‌جا 
می‌کنند.
براساس گزارش آنکتاد، در شرایط عادی در میانه‌ ‌سال ۲۰۲۵ روزانه حدود ۱۴۴ عبور کشتی از تنگه ثبت می‌شد. حدود ۳۷ درصد این کشتی‌ها نفتکش، ۱۷ درصد کشتی کانتینری و ۱۳ درصد کشتی فله‌بر بودند.
همین آمار نشان می‌دهد هرمز یک مسیر چندمنظوره دریایی است.
در اطراف این آبراه نیز بنادر بزرگی قرار دارند که در شبکه تجارت منطقه نقش ایفا می‌کنند. جبل‌علی در امارات متحده عربی یکی از مهم‌ترین مراکز تجارت کانتینری منطقه است و بنادر پیرامون خلیج‌فارس و دریای عمان در مجموع شبکه بزرگی از حمل‌ونقل دریایی و زمینی را به یکدیگر متصل می‌کنند.
غذا و محصولات کشاورزی؛ 
حلقه‌ای دیگر در زنجیره هرمز
یکی از ابعاد کمتر دیده‌شده تجارت هرمز، انتقال محصولات کشاورزی و مواد غذایی
 است.
کشتی‌های فعال در شبکه دریایی منطقه می‌توانند غلات، حبوبات، روغن‌های خوراکی، شکر و دیگر محصولات کشاورزی و غذایی را جابه‌جا کنند.
اهمیت این تجارت برای کشورهای حاشیه خلیج‌فارس بیشتر است؛ کشورهایی که به دلیل شرایط اقلیمی، محدودیت منابع آب و محدودیت زمین کشاورزی، برای تأمین بخشی از نیاز غذایی خود به واردات وابسته‌اند.
بنابراین، امنیت هرمز فقط بر بازار انرژی اثر نمی‌گذارد. افزایش هزینه حمل‌ونقل، بیمه یا تأخیر در رسیدن محموله‌ها می‌تواند هزینه واردات مواد غذایی را نیز بالا ببرد.
در چنین شرایطی، یک مسیر دریایی می‌تواند از قیمت نفت به قیمت غذا متصل 
شود.

captcha