کد خبر: ۳۳۹۲۸۱
تاریخ انتشار : ۱۲ مهر ۱۴۰۵ - ۲۰:۱۹

تفاوت میان دو پلیس؛ سپر بلای ملت یا بازوی سرمایه‌داری؟!(یادداشت روز)

13 مهر هر سال را به پاس خدمات بی‌شائبه و گسترده نیروی انتظامی به نام این نیروی خدوم و ارزشمند و هفته آن را به نام هفته نیروی انتظامی نام‌گذاری کرده‌اند تا هم مردمی که در میان دستگاه‌های درون حاکمیت بیشترین ارتباط را با پلیس دارند با مأموریت‌ها و اقدامات این قشر بیشتر آشنا شوند و هم در مقام مقایسه با پلیس کشورهای مدعی دموکراسی که هر روز اخبار رفتار آنها را در رسانه‌ها رصد می‌کنند، بدانند تا چه میزان بین این دو پلیس فاصله است. نیروی انتظامی و به تعبیر عمومی آن پلیس، ویترین تمام‌نمای فرهنگ یک کشور است و برخورد مناسب پلیس در رفتار با شهروندان، ظرفیت‌های بالای یک سیستم سیاسی ـ اجتماعی را در تحمل عقاید گوناگون شهروندان در چهارچوبی قانونی، نشان می‌دهد. در این رابطه برای اینکه بهتر بتوانیم مفهوم و کارکرد پلیس در جمهوری اسلامی ایران را با رفتار پلیس در کشورهای مدعی دموکراسی، درک کنیم توجه به این چند گزاره خالی از لطف نیست:
1- یکی از شاخص‌ترین شگردهای عملیات روانی در جنگ شناختی معاصر، فن «وارونه‌سازی واقعیت» است. سال‌هاست بوق‌های تبلیغاتی غرب با استاندارد دوگانه و رفتاری سراسر منافقانه، کوچک‌ترین اقدام قانونی نیروهای انتظامی جمهوری اسلامی ایران در مهار ناامنی و ایستادگی در برابر تروریسم خیابانی را «سرکوب خشن» بازنمایی می‌کنند، اما هم‌زمان بر واقعیتی دهشتناک و خونین به نام «توحش سازمان‌یافته پلیس در آمریکا و اروپا» پرده‌ای ضخیم از سکوت، توجیه و تطهیر می‌کشند. اما آیا این تصویرسازی مجازی با واقعیات عینی سازگار است؟ وقتی صورت‌حساب جنایات پلیس آمریکا و اروپا با آمارها و فکت‌های رسمی روی میز گذاشته می‌شود و در کنار فلسفه وجودی و عملکرد فداکارانه فراجا در ایران قرار می‌گیرد، پوسته تزویر لیبرال‌دموکراسی فرو می‌ریزد و تفاوت ماهوی میان «نگهبانان منافع الیگارشی سرمایه‌داری» با «شهدای جان‌فدای امنیت مردم» آشکار می‌شود.
2- برخلاف پروپاگاندای اتوکشیده هالیوود، رفتار پلیس در جغرافیای غرب نه بر پایه صیانت از کرامت انسانی، بلکه بر مدار مشت آهنین، نژادپرستی ساختاری و ارعاب شهروندان سامان یافته است. اسناد و آمارهای نهادهای تحقیقاتی غربی گواهی انکارناپذیر بر این فاجعه است:
الف) بر اساس داده‌های رسمی و پژوهشی پایگاه مستقل Mapping Police Violence، مأموران اجرای قانون در آمریکا تنها در سال ۲۰۲۴ میلادی، ۱۳۶۵ شهروند را با شلیک مستقیم گلوله یا ضرب‌وجرح مرگبار از پای درآورده‌اند. این رقم فاجعه‌بار به معنای میانگین 7/3 قتل توسط پلیس در هر روز یعنی قربانی شدن یک انسان در هر 6 ساعت است! فاجعه‌بارتر آنکه این روند ماشین کشتار در سال‌های ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ نیز با رکورد بیش از ۱4۰۰ قربانی در سال تداوم یافته است. مرگ دلخراش جورج فلوید که با خونسردی تمام بیش از ۹ دقیقه زیر زانوی پلیس مینیاپولیس ناله زد و خفه شد، یک «استثنا» نبود، بلکه قاعده رفتار نظامی‌گری پلیس در خیابان‌های آمریکا است.
ب) کشورهای مدعی حقوق بشر در قاره سبز نیز دست‌کمی از کدخدای خود ندارند. قتل «نائل مرزوق»، نوجوان ۱۷ ساله الجزایری‌تبار در نانتر فرانسه در ژوئن ۲۰۲۳، با شلیک مستقیم مأمور پلیس از فاصله چند سانتی‌متری، بار دیگر حقیقت پوشالی تساوی حقوق در فرانسه را به رخ کشید. طبق گزارش‌های شبکه روزنامه‌نگاری داده‌های اروپا، فرانسه با ثبت صدها مورد مرگ ناشی از درگیری‌های پلیسی در سال‌های اخیر، صدرنشین توحش انتظامی در اتحادیه اروپاست. از سال ۲۰۱۷ که قانون موسوم به «ماده ۴۳۵-۱ قانون امنیت داخلی» اختیارات پلیس فرانسه را برای شلیک به خودروهای در حال حرکت گسترش داد، آمار شلیک‌های مرگبار پلیس بیش از پنج برابر افزایش یافته و عملاً «مجوز قتل خیابانی» برای مأموران صادر شده است.
در انگلستان نیز واقعه شلیک به «کریس کابا»، جوان غیرمسلح سیاه‌پوست توسط سرجوخه «مارتین بلیک» در لندن و تبرئه تأمل‌برانگیز این مأمور در دادگاه «اولد بیلی» و مختومه‌شدن پرونده انضباطی‌اش توسط دفتر مستقل رفتار پلیس (IOPC)، آشکار کرد که چگونه در سیستم سلطنتی بریتانیا، جان یک اقلیت نژادی در برابر مأمور ملکه پشیزی ارزش ندارد.
ج) اوج بی‌حیایی مدعیان آزادی بیان، در جریان خیزش دانشجویان نخبه در بهار ۲۰۲۴ در دانشگاه‌های معتبر کلمبیا، تگزاس آستین، هاروارد، سوربن و برلین رخ نمود. در حالی که دانشجویان و استادان فرهیخته دانشگاه‌ها صرفاً خواستار توقف نسل‌کشی صهیونیست‌ها در نوار غزه بودند، پلیس آمریکا و اروپا با ادوات جنگی وارد صحن دانشگاه‌ها شد، اساتید کهنسال را جلوی دوربین‌ها روی آسفالت زمین‌گیر کرد، دانشجویان دختر را کتک زد، خیمه‌های صلح را آتش زد و بیش از ۳ هزار دانشجو را با تشکیل پرونده‌های سنگین امنیتی راهی بازداشتگاه‌ها نمود.
3- اما در نقطه مقابل این منظومه خشونت‌طلب و توتالیتر، الگوی پلیس در جمهوری اسلامی ایران بر مبنای توحید، اخلاق و اتکا به مردم شکل گرفته است. مقایسه کارکرد نیروی انتظامی با همتایان غربی، تفاوت میان دو رویکرد بنیادی را ترسیم می‌کند:
الف) پلیس ایران در جریان تجمعات صنفی، اعتراضات کارگری و بازنشستگان، همواره از مدل مدیریت مدارا و گفت‌وگو بهره می‌برد. حتی در اوج فتنه‌های طراحی‌شده از سوی اندیشکده‌های سیا و موساد که در آن‌ها تیم‌های ترور و مزدوران اجاره‌ای برای ریختن بنزین بر روی اعتراضات صنفی، کشته‌سازی و شلیک کور به میان مردم اعزام می‌شوند دستور کار نیروهای انتظامی «خویشتن‌داری مقتدرانه» و «سپر قرار دادن جان مأمور برای نجات جان شهروندان» بوده است. در کدام کشور غربی پلیس بدون سلاح جنگی به میان میدانی می‌رود که در آن اوباش با قمه، سلاح شورشی و کوکتل‌مولوتف کمین کرده‌اند؟! اغتشاشات مهر 1401 به بهانه «زن، زندگی، آزادی» و همچنین آشوب‌های 18 و 19 دی ماه 1404 که پلیس ابتدا با دستان خالی و فقط با ابزار بلندگو و دعوت به آرامش به میدان آمد تا آنجا که مأمور او را «اوباشان اجاره‌ای غرب» زنده‌زنده آتش زدند نمونه آشکاری از خویشتن‌داری پلیس در ایران است.
ب) پلیس ایران تنها نهاد انتظامی در جهان است که سالانه ده‌ها شهید والامقام در راه پاسداری از امنیت، نوامیس مردم و مقابله با اهریمن اعتیاد و تروریسم تقدیم می‌کند. نیروی انتظامی ایران در جدار مرزهای شرقی و غربی، در مصاف با قاچاقچیان بین‌المللی مواد مخدر که محصولاتشان روانه خیابان‌های همین پایتخت‌های اروپایی است سینه سپر می‌کند؛ در مقابله با هسته‌های اشرار، سارقان مسلح و باندهای ترور جان می‌دهند تا خواب خوش از چشمان کودک و نوجوان ایرانی ربوده نشود. کدام ناظر منصفی می‌تواند شهادت مظلومانه فرزندان این مرزوبوم در پاسگاه‌های مرزی راسک یا خیابان‌های شهرهای مختلف کشور را ببیند و آنها را با پلیس‌های تبهکار آمریکایی که شهروندان عادی را در ترافیک با شلیک ۱۲ گلوله نقش بر زمین می‌کنند، مقایسه کند؟!
ج) جمهوری اسلامی ایران برخلاف غرب، هرگز مأمور خود را دارای «مصونیت مطلق» از پاسخگویی نمی‌داند. در قوانین ایران، سازوکار نظارتی سازمان قضایی نیروهای مسلح و بازرسی کل فراجا به‌صورت مستقل و سخت‌گیرانه با هرگونه قصور، زیاده‌روی یا سوءرفتار احتمالی مأموران برخورد می‌کند. اگر مأموری مرتکب تخلفی شود، دستگاه قضایی بدون رودربایستی پرونده را بررسی و حکم صادر می‌کند؛ رویکردی که در تضاد بنیادین با سیستم غرب است که در آن پرونده‌های قتل شهروندان عمدتاً به تبرئه یا پرداخت غرامت‌های ناچیز از جیب مالیات‌دهندگان ختم می‌شود.
4- تفاوت رفتار پلیس جمهوری اسلامی ایران با پلیس غرب، در حقیقت تفاوت دو جهان‌بینی است. در جهان‌بینی مادی غرب، پلیس ابزار قهرآمیز دولت بورژوا برای حفظ فاصله طبقاتی، تحمیل تبعیض و سرکوب مستضعفان است. آنجا جان انسان‌ها بر حسب رنگ پوست، طبقه اقتصادی و میزان تسلیم در برابر نظام سلطه ارزش‌گذاری می‌شود. اما در جهان‌بینی اسلام ناب و مکتب خمینی کبیر (ره) و خامنه‌ای شهید (قدس الله نفسه الزکیه) و هدایت‌های حکیمانه 
رهبر معظم انقلاب، پلیس «حصون الرعیه» (دژهای استوار حمایت از ملت) و زینت نظام اسلامی‌اند. پلیس در ایران نه بالای سر مردم، بلکه در کنار مردم و جان‌نثار آنان است.

حسن رشوند

captcha