جلب رضایت الهی با حسن فاعلی و حسن فعلی
پرسش:
برای اینکه اعمال انسانها مورد قبول و رضایت خدای متعال قرار گیرد، به چه شاخصها و شرایطی باید توجه کرد و آنها را سرلوحه فعالیتها قرار داد؟
پاسخ:
مفهوم حسن فاعلی و حسن فعلی
اعمال و کنشهای انسان از دو رکن، افکار و نیتها و شکل و وجهه عمل، تشکیل شده است.
حسن فاعلی به معنای این است که افکار و نیتهای انسان در راستای اوامر و نواهی خالق هستی، یعنی خدای متعال، باشد و تمامی آموزههای وحیانی را با ایمان کامل و به دور از هرگونه شائبه شرک و ناخالصی بپذیرد و آنها را الگوی رفتاری خودش قرار دهد. اما حسن فعلی به این معناست که اعمال و رفتار انسان به لحاظ شکلی آنگونه باشد که خدای متعال به آن امر یا نهی کرده است.
شاخصهای رضایت الهی و پذیرش اعمال
اساساً آخرت، وجهه ملکوتی این دنیاست. شرط اینکه یک عمل، وجهه ملکوتی خوب و علیینی پیدا کند، این است که با توجه به خدا و برای صعود به ملکوت خدا انجام بگیرد. اگر کسی معتقد به قیامت نباشد و توجه به خدا نداشته باشد، عمل او وجهه ملکوتی نخواهد داشت و به تعبیر دیگر، صعود به علیین نخواهد کرد.
وجهه ملکوتی عمل، وجهه بالا و علیین است و وجهه ملکی و مادی آن، وجهه پایین است. تا عملی از راه نیت و از راه عقیده و ایمان نورانیت و صفا پیدا نکند، به ملکوت اعلی نمیرسد. عملی به ملکوت اعلی میرسد که روح داشته باشد. روح عمل، همان بهره اخروی و ملکوتی آن است.
قرآن کریم چه زیبا میفرماید: «إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ»؛ به سوی او سخنی پاک بالا میرود و کردار شایسته بالا میبردش (فاطر- ۱۰). این آیه به دو گونه قابل تفسیر است و هر دو گونه در کتابهای تفسیری ذکر شده است. یکی اینکه سخن پاک و اعتقاد پاک را کردار شایسته بالا میبرد، دیگر اینکه سخن پاک و اعتقاد پاک، کردار شایسته را بالا میبرد و ملکوتی میسازد.
دو تفسیر که هر دو صحیح است و مانعی ندارد که هر دو مقصود باشد، مجموعاً این اصل را بیان میکنند که ایمان در مقبولیت عمل و بالا رفتن عمل به سوی بالا تأثیر دارد و عمل در سیراب شدن ایمان و بالا رفتن درجه ایمان مؤثر میباشد.
این اصل در معارف اسلامی، اصل مسلمی است. استشهاد ما به این آیه بنا بر تفسیر دوم است، اگرچه مانعی ندارد که آیه کریمه در آن واحد ناظر به هر دو معنی باشد. به هر حال اشتباه است اگر بپنداریم اعمال کسانی که ایمان به خدا و روز قیامت ندارند، به سوی خدا صعود مینماید و وجهه «علیینی» پیدا میکند. بهشت و جهنم دو غایت سیر معنوی انسان هستند. در آن جهان هر کسی خود را در غایت مسیر خود میبیند: یکی بالا و علیین است و دیگری پایین و اسفل السافلین میباشد. «كِتَابُ الْأَبْرَارِ لَفِي عِلِّيِّينَ». (مطففین-۱۸) «وَإِنَّ كِتَابَ الْفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٍ». (مطففین-۸)
چگونه ممکن است کسی به سوی مقصدی حرکت نکند و یا به سوی مقصدی ضد آن مقصد حرکت کند و آنگاه به آن مقصد برسد؟! حرکت به سوی علیین، فرع آهنگ و اراده رسیدن به آن است و آهنگ و اراده، فرع معرفت و اعتقاد از یک طرف و تمکین و تسلیم از طرف دیگر است. بنابراین، از آن کسی که به چنین مقصدی اعتقاد ندارد، یا تمکین و تسلیم ندارد و بالاخره رغبتی به آن ندارد و به انگیزه رسیدن به آنجا کوچکترین گامی برنمیدارد، چگونه میتوان توقع داشت که سر از آنجا دربیاورد؟ بیشک هر راهی به مقصد خودش منتهی میگردد؛ تا مقصد خدا نباشد، به خدا منتهی نمیگردد.
بنابراین، رضایتمندی الهی و پذیرش اعمال بندگان منوط به این است که اعمال و رفتار انسانها از دو شاخص رکنی حسن فاعلی و حسن فعلی برخوردار باشد. این دو رکن در واقع همزمان باید وجود داشته باشد و از یکدیگر غیرقابل انفکاک است.
یعنی هرگاه یکی از آنها نباشد، رضایتمندی و پذیرش الهی حاصل نمیشود. این فرایند نیز در کل آموزههای وحیایی اسلام مصداق دارد و مؤمن واقعی باید نسبت به مجموعه تعالیم اسلام چنین نگاهی داشته باشد تا اعمال او مورد قبول و پذیرش الهی قرار گیرد.