شهید لاریجانی اهل مذاکره عزتمندانه بود نه «ولعِ» تسلیم
روزنامههای زنجیرهای مدعی اصلاحات بار دیگر ثابت کردند که در جریانشناسی شخصیتها و سیاستمداران برجسته، رفتاری کاملاً گزینشی و خطی دارند. این جریان شکستخورده که تمام موجودیت خود را در «مذاکره با آمریکا» تعریف کرده است، حتی پس از شهادت چهرههای خدمتگزار، دست از تحریف برنمیدارد.
روزنامه زنجیرهای «سازندگی» در گزارش اصلی خود با تیتر تاملبرانگیز «مردی که میتوانست جنگ را تمام کند» و با استناد به سخنان پوتین مبنی بر اینکه «ترور علی لاریجانی یک اشتباه بزرگ بود»، تلاش کرده تا چهره انقلابی شهید را از دریچه «مذاکره برای پایان جنگ» به هر بهائی تحلیل کند. این روزنامه مدعی شده شهید لاریجانی نماینده ایدهای بود که «ساختار سیاسی ایران نمیتواند در انزوای دائمی دوام بیاورد» و او را در کنار جریان ناکارآمدی قرار داده که سالهاست کشور را ناگزیر از تسلیم نشان میدهند.
اما محض اطلاع جریان تسلیمی، شهید لاریجانی هرگز به قواعد مذاکره به سبک غربزدگان معتقد نبود. او مذاکره را برای مقاومت و احقاق حقوق ملت میخواست، نه تسلیم و وادادگی. شهید لاریجانی با اشاره به موضع جریان غربگرا، صریحاً تأکید کرده بود: «نباید ولع بلاوجه برای مذاکره داشت.» او که سبقه کار در دستگاه دیپلماسی نیز را داشت، با هشدار به کسانی که شتابزده موضعگیری میکردند، گفت: «عجولانه و پابرهنه در صحنه دیپلماتیک پریدن و حرف زدن، دیگران را به اشتباه محاسبات دچار میکند.»
جریان مدعی اصلاحات در مواجهه با موضوع مذاکره با آمریکا، همواره مسیری را دنبال میکند که به جای تقویت موضع ایران، بر اثرگذاری منفی بر افکار عمومی داخلی متمرکز است.
اولاً؛ این جریان با ارائه تصویری ناامیدکننده از کشور، میکوشد القا کند ایران «چارهای جز مذاکره ندارد» و به جای استفاده از ابزار دیپلماسی برای تأمین منافع ملی، آن را به یک ضرورت فوری و اجتنابناپذیر تبدیل میکند.
ثانیاً؛ با سیاهنمایی و ساختن فوریت کاذب، تلاش میکنند آینده کشور را به توافق فوری گره بزنند و القا کنند که در صورت عدم توافق، «شرایط اقتصادی و سیاسی کشور وخیمتر خواهد شد.» اگرچه تحریم و فشار اقتصادی واقعی است و نیاز به تدبیر کارشناسی دارد، اما تبدیل آن به ابزاری برای القای «مذاکره به هر قیمت»، دقیقاً همان چیزی است که به «بخشی از اهرم فشار واشنگتن» تبدیل میشود.
ثالثاً؛ روزنامههای زنجیرهای مؤلفههای قدرت ملی از جمله توان موشکی و هستهای را پیشاپیش بیارزش جلوه میدهند.
شهید لاریجانی برعکس تحلیلهای تحریفشده سازندگی، اقتدار میدان و دیپلماسی را در طول هم میدید؛ نه اینکه با سیاهنمایی سیگنال ضعف را به دشمن مخابره کند. منطق دیپلماسی شهید لاریجانی، تکوین موازنه قدرت پیش از ورود به میز مذاکره بود. شایسته است مدعیان اصلاحات، کارنامه شهید لاریجانی را دستاویز بازارگرمیهای سیاسی خود نکنند و بهتر است بساط سازشکاریشان را در بازاری دیگر پهن کنند!