عذرخواهیشان پیشکش! مواظب تکرار طرح 40 سال پیش باشید!!
دفتر پژوهشهای مؤسسه کیهان
در جشنواره فیلم کن 2011، برنده 6 جایزه این جشنواره، «لارس فون تریر» فقط به خاطر یک شوخی ساده با اسرائیل (که بلافاصله بارها به خاطر آن، عذرخواهی کرد) با لگد از جشنواره بیرون انداخته شد. جشنواره فیلم کن با صدور بیانیهای رسمی، او را عنصر نامطلوب خواند! در بخشی از آن بیانیه آمده بود:
«... هیئت مدیره جشنواره عمیقا از اینکه «لارس فون تریر» از جلسه بحث و تبادل نظر برای بیان سخنانی غیرقابلقبول، تحملناپذیر و مغایر با ایدهآلهای جشنواره در مورد انسانیت و بلندنظری استفاده کرد، متأسف است.»
در ادامه این بیانیه افزوده بودند:
«هیئت مدیره قاطعانه این سخنان را محکوم کرده و لارس فون تریر را در جشنواره کن «عنصر نامطلوب» اعلام میکند.»
این در حالی بود که او سخنی علیه فرانسه نگفته و تنها یک شوخی ساده با اسرائیل کرده بود و علیرغم عذرخواهیهای مکرر رسمی و غیررسمی، اما نهتنها از آن دوره جشنواره کن اخراج شد و نهتنها دیگر به هیچ یک از دورههای بعدی این جشنواره راه نیافت، بلکه از سال 2012 به بعد، به جز چند جشنواره دستچندم، دیگر در هیچ یک از جشنوارههای جهانی پذیرفته نشد و حتی در امر فیلمسازیاش هم دچار مشکل گردید!
اسمش را نبر!
در سال 2021 و در گرامیداشت بیستمین سالگرد اکران اولین قسمت فیلمهای «هری پاتر»، نهتنها جی کی رولینگ (نویسنده این مجموعه) را به خاطر تنها یک اظهار نظر منفی درباره همجنسگرایان به مراسم مربوطه راه ندادند، بلکه حتی نام بردن از رولینگ را ممنوع کردند، بهطوری که هرکس درباره جی کی رولینگ حرف میزد و سخن میگفت، با لفظ اشاره «او» یا «اسمش را نبر» خطابش میکرد!! (همان عنوانی که در قصهها و مجموعه هری پاتر به شخصیت منفی داستان یعنی «ولد مورت» اطلاق میشد)! عذرخواهی او هم تأثیری در این روند نداشت!
اسکار و المپیک بدون میزبان و کارگردان!
در مراسم اسکار 2019، پس از 90 سال مراسم یادشده بدون Host یعنی میزبان یا مجری برگزار گردید، چرا که مدتی قبلش کوین هارت (شومن و استندآپ کمدین مشهور) که برای اجرای آن مراسم در نظر گرفته شده بود، تنها به دلیل یک اظهار نظر مخالف 8-9 سال قبل خود در مقابل همجنسگرایی، برکنار گردید! و باز هم عذرخواهیهای رسمی و علنی او سودی نبخشید!!
کنتارو کوبایاشی (کارگردان تلویزیونی مراسم افتتاحیه بازیهای المپیک 2021 توکیو) فقط به خاطر آن که سالها قبل و در یک برنامه تلویزیونی با هولوکاست، شوخی کرده و در یک برنامه کودکانه، گفته بود «بچهها بیایید بریم هولوکاست بازی»، از کارگردانی مراسم حذف شد!! به رغم آنکه کیتارو چند سال قبل، آن جمله را در یک برنامه شاد بچهگانه گفته بود و بابت آن طی بیانیهای عذرخواهی کرد، اما پشیمانیاش سودی نبخشید و او نهتنها از کارگردانی مراسم المپیک توکیو بلکه بهطور کلی از برنامههای روتین خود نیز خط خورد! او در بیانیه عذرخواهی گفته بود:
«... شغل من سرگرم کردن مردم است، من نمیتوانم به مردم احساس تاراحتی بدهم. ولی درک میکنم که (در آن برنامه) کلمات انتخابیام احمقانه و غلط بودند و از این بابت پشیمان و متأسف هستم.»
دیودونه امبالا؛ کمدین معروف فرانسوی به دلیل برخی نمایشها و آهنگهایش مانند کاکائو داغ، دختران هولوکاست و همچنین به تمسخر گرفتن اتاقهای گاز در ماجرای هولوکاست، در سالهای 2012 و 2014 و 2016، زندانی و ممنوعالفعالیت شد. اگرچه سالهای پیش از آن هم هنرمندانی مانند چارلی چاپلین (به دلیل ساخت آثاری همچون «عصر جدید» و توهین به سیستم سرمایهداری) به طور غیابی در آمریکا محاکمه و دیگر به این کشور راه داده نشد و جان لنون از اعضای گروه معروف بیتلز به دلیل انتقاد به حضور اشغالگرانه و جنایات آمریکا در ویتنام، در 1971 از این کشور تبعید گردید و در 1980 به طور مشکوکی به قتل رسید!
انگار نه خانی رفته و نه خانی آمده!
اما اینک افرادی که خود با پشت پا زدن به خانه و وطن و هموطنان خود و فرار به خارج کشور، سالها بیشترین توهینها را به مقدسات و باورهای این مردم و این سرزمین نموده، علیه آنها سخنرانی کرده، مطلب انتشار داده و ترانه و آهنگ ساخته و نواخته و خواندهاند و حتی در محاکم قانونی محاکمه و حکم جزائی و کیفری دارند، یکییکی با طیب خاطر به کشور بازگشته، بدون آنکه حتی یک کلمه از آنچه کرده و گفته و نوشتهاند عذرخواهی نموده و پشیمان باشند!!
خوانندهای که با وهن آیات قرآن مجید، حتی به 5 سال حبس محکوم شده بود، اینک با کمال افتخار به کشور بازگشته و حتی یک کلمه از آنچه گفته و انجام داده اظهار پشیمانی نکرده، اما با خیال راحت در مملکت میچرخد و کسی هم نمیگوید خرت به چند من!!
بازیگر دیگری که پس از مشارکت در فتنه 88، در موضعگیری علیه انقلاب و مردم، حضور در هیچیک از فتنههای سالهای بعد اعم از 1398 و 1401 و 1404 را از قلم نینداخت و بهرغم فرشهای قرمزی که برخی مسئولین فرهنگی برایش پهن کردند، با ویدئوها و نوشتهها و گفتههای خود علیه ایران و جامعه ایرانی و انقلاب نفرتپراکنی کرد، حالا با همان حال و هوا و منظر و با سری افراشته به کشور بازگشته و انگار که نه خانی رفته و نه خانی آمده است!!
فیلمساز دیگری که گاه به نعل میزند و گاهی به میخ، به هنگام فتنهها به همه ارزشها و باورهای مردم و جامعه ایرانی حمله کرده و از کشور میگریزد و هر وقت در آن سوی مرزها تره برایش خرد نمیکنند، دمش را روی کولش میگذارد و بازمیگردد هم حالا که شبه فیلمش حتی در زمره 5 فیلم کاندیدا شده فرانسه برای ارسال به مراسم اسکار انتخاب نشده، دوباره دست از پا درازتر برگشته و بیخیال همه توهینها و فتنهگریهایش، در جشنها شرکت میکند و برای خود شوآف میگیرد!
حالا صحبت از بازگشت سری قابل توجهی از همین حضرات فراری فتنهگر است که به یکباره گویا فاز وطن و ایران برداشته و یکییکی به دنبال باز کردن دکان خود و البته جاپای زنجیرهای دشمنان دیرین ایران و اسلام هستند.
تکرار بازگشت شبه نخبگان سال 1368؟!
به خاطر داریم در سال 1368 که دشمنان ایران و اسلام پس از 10 سال نبرد سخت و مستقیم در جبهههای مختلف ترور و کودتا و نبرد مسلحانه و جنگ تحمیلی به این نتیجه رسیدند که دیگر از آن مسیرها نخواهند توانست به مقصود خود دست یابند، راه جنگ نرم را انتخاب کردند.
برخلاف توهمات برخی از آدمهای خوشخیال و بیبصیرت، جبهه متحد ضد انقلاب استراتژی جدیدی برگزید و یکی از نویسندگان کهنهکار فراری به نام صدرالدین الهی، در یکی از نشریات ضد انقلاب خارج کشور به نام «فوقالعاده» چاپ آمریکا به تاریخ 15 مردادماه 1368، نقشههای تازهشان برعلیه انقلاب و نظام اسلامی را لو داد. او درباره این شیوه جدید مبارزه نوشت:
«... از این به بعد ... مبارزه مسلحانه و به کاربردن واژههای براندازی، سرنگونی، واژگونی و یا زد و بندهای سیاسی به صورت اعلامیه و بیانیه و مصاحبه و خطابه کاربردی ندارد...اما یک راه وجود دارد، راهی که ما را به بقای واقعی میرساند...این دور مسابقه را به صورت یک مبارزه فرهنگی آغاز کنیم. مبارزه فرهنگی در تمام زمینهها، تئاتر، سینما، ورزش، شعر، موسیقی، نقاشی و غیره... »
در آغاز دهه 70 هجری شمسی، براساس همین استراتژی جدید که از محافل و کانونهای استعماری برآمده بود، عناصر شناختهشده و نشدهای که تا دیروز در صدد براندازی مستقیم نظام جمهوی اسلامی بودند، با سوءاستفاده از طرح خامدستانه برخی عناصر دولتی تحت عنوان جذب نخبگان و بازگشت آنان، به کشور برگشته و فضاهای بسیاری را در عرصههای هنری و فرهنگی مانند حیطه کتاب و نشر، عرصههای هنرهای تجسمی و تئاتر و موسیقی و سینما را در دست گرفتند و به ترویج و اشاعه همان تئوریهای سکولار خود پرداختند.
غلامحسین میرزا صالح که در آن زمان از اعضای گروهک ضد انقلابی جبهه به اصطلاح نجات ایران بود، توضیح مبسوطتری درباره پروژه نفوذ و استحاله داد:
«... در نظر داریم با نفوذ در دانشگاهها، با نفوذ در مراکز فرهنگی، با نشر مقالات، با نشر کتب این که به ما گفته شده را انجام بدهیم و میتوانیم حتی تا مرحله تأسیس چاپخانه، تأسیس مجله و تهیه هر نوع فیلم ... و هر نوع تشکیلات و سازمان و عملکردی که منجر به اجرای این سیاست خاص دولت آمریکا شود، پیش رویم...»
از همین جا بود که پروژه نفوذ فرهنگی، بهعنوان اولویت اول کلید خورد و عوامل و عناصر این تهاجم به اسم بازگشت نخبگان و مغزها به داخل کشور، با برپایی حلقههای فرهنگی درون سازمانها، مؤسسات دولتی و دانشگاهها و مدارس عالی نفوذ کردند.
و از همین زمان بود که علیرغم تذکرات و توصیههای مکرر رهبر شهید (از مهرماه سال 1368) مبنی بر توجه به این تهاجم و نفوذ فرهنگی، اما بیتوجهی و سادهاندیشی برخی مسئولان فرهنگی و سیاسی در طول دوران بهاصطلاح سازندگی و اصلاحات، آن نفوذ را آرامآرام به شبیخون و سپس ناتوی فرهنگی تبدیل کرد.
اگرچه این فراریان کیش شده امروز نسبت به ورودیهای آن سالها مانند داریوش شایگان و داریوش آشوری و افسانه نجمآبادی و ... بسیار کوچک و حقیرند، اما به هر حال، برنامه اجرائی همان طرح 40 سال پیش به نظر میرسد! مراقب باشیم!!