ماداگاسکار جزیره بزرگ پرالتهاب
فصل ۱۵ (۲۰۰۲-۱۹۹۴)
سال ۱۹۹۴ بود1 که اسحاق جیبلی، معاون مورد اعتماد من برایم تعریف میکرد پسرش گیل روزنامهنگار روزنامه گلوبس با عواملی در ماداگاسکار نامهنگاری میکند و اعتقاد دارد که آنجا اتفاقات بزرگی میافتد و محاصرهها راه دسترسی به فعالیتهای گسترده اقتصادی را فراهم میکنند. در آغاز به نظر میرسید که این ایده غیر واقعی است، زیرا این جزیره بزرگ (از لحاظ بزرگی چهارمین در جهان)، کشوری بود که در اتحاد با بلوکهای عربی– آفریقایی روابطش را با اسرائیل قطع کرد. با این حال خیلی کنجکاو بودم تا از گیل خبری بگیرم. (در ضمن، نام گیل از اختصار اسم «جیبلی اسحاق لخوفش» است. این لقبی بود که رهاوام زاوی در سال ۱۹۵۴ به عملیاتی داد که در آن افسران و سربازان اردنی با هدف تبادل با اسحاق جیبلی ربوده شدند).
گیل جیبلی این ماهها با عواملی در ماداگاسکار مکاتبه میکرد. همان زمان التهابات سیاسی در این کشور برای پایان دادن به سالهای طولانی حاکمیت مارکسیستی و تأسیس یک رژیم دموکراتیک وجود داشت. در ماداگاسکار «باشگاه صلحی» فعال است که مرتبط با افراد ایدهآلیستی است که برای اسرائیل یادآور روزگار جوانی آن است، سالهای بهار آفریقایی که اسرائیل کمکهای گستردهای به کشورهای در حال توسعه در قاره سیاه کرد. در ماداگاسکار نیز اسرائیل آن ایام کارهای حیرتآوری انجام داد: آسفالت جادهها، ایجاد باغستان، ایجاد بناهایی بسیار جذاب (مانند هتل هیلتون در پایتخت تانا). جیبلی جوان روشن شد؛ او یک خبرنگار بود، جستوجو میکرد و مقالات، تحقیقات و تکههایی از روزنامههای محلی و خارجی مییافت که ظرفیت این جزیره عظیم را توصیف میکردند که در زبان ساکنان آن «جزیره بزرگ» نامیده میشود، «زیبای خفتهای» که هر لحظه در آستانه بیدار شدن است.2
در ماداگاسکار انقلاب آغاز شد. بعد از حدود هجده سال حاکمیت مارکسیستها با حمایت چین و کرهشمالی، نهایتاً انتخابات دموکراتیک برگزار شد و رئیسجمهور جدید، پروفسور آلبرت زافی انتخاب شد، جراح قلب و مردی فروتن که اجرای قانون جنبش را و در اصل قانون ملت را، پذیرفت و به ندای انتخاب به عنوان رئیسجمهور برگزیده برای کشورش پاسخ داد.3 اواسط جولای، گیل نامهای از باشگاه صلح ماداگاسکار دریافت کرد که در آن اطلاعیهای در مورد بازدید مشاور مخصوص رئیسجمهور ماداگاسکار از اسرائیل، در مورد موضوعات خاورمیانه بود. این مشاور برای تکمیل اطلاعات خود به مرکز بینالمللی توسعه کشاورزی در کیبوتص شِفییم آمد، که توسط مرکز همکاریهای بینالمللی وزارت خارجه و وزارت کشاورزی اداره میشود. بنابراین برای گیل روشن شد که مشاور اجازه دارد از طرف رئیسجمهور هم با نهادهای دولتی و هم با بخشهای خصوصی اسرائیل رابطه برقرار کند، و بر همین اساس او به دفتر من در «سیبیون» دعوت شد.
پروفسور نیاووماریوس استاد دانشگاه آنتاناناریوو (نام رسمی پایتخت ماداگاسکار، یا بهطور خلاصه تانا) رئیس آکادمی ملی ورزش، دبیر کل مرکز ملی ناظران دموکراسی ماداگاسکار، مشاور مخصوص رئیس جمهور ماداگاسکار در موضوعات خاورمیانه، محرم اسرار و مورد اعتماد او، همراه با خانم شولا آلپسی معپولا برای این ملاقات آمدند. مشاور با رفتار و درخواست سادهاش معلوم شد که جوانی خونگرم، دلپذیر، شگفتانگیز با ذهنی پرشور و مخترع ایدههای انقلابی جدید برای منتقدان و دارای میل فوقالعادهای به کار برای کشور، ملت و رئیسجمهورش است. وقتی در آغاز ملاقاتنامه رسمی رئیسجمهور ماداگاسکار را ارائه کرد متوجه حیطه اختیارات او شدیم، نامهای که او را فرستاده ویژه معرفی میکرد و به او اجازه میداد که هم با مقامات اسرائیلی و هم با تجار اسرائیل ارتباط واقعی برقرار کند. در ادامه مشخص شد که او اختیارات دیگری هم دارد که قرار بود در آینده فصل جدیدی در زندگی من باز کند.
شولا آلپسی معپولا یک اسرائیلی است که سالهای زیادی از طرف بانک جهانی در ماداگاسکار ساکن است و به زنان آنجا، در زمینه مشاغل خانگی و توسعه اقتصاد کشورشان کمک میکند.4 در واقع، شولا با رئیسجمهور این کشور، پروفسور زافی، صمیمی و تبدیل به زن رازدار او و مشاور محترم و ارزشمند او شده بود.
او در این جایگاه کار کرد و زحمت کشید تا رئیس جمهور ماداگاسکار را به خدمت گرفته و او را تشویق کند روابط دیپلماتیک بین کشورش و اسرائیل را از سر بگیرد. تلاشهایش به ثمر نشست و دو ماه قبل از اولین بازدیدی که انجام دادیم، جمهوری ماداگاسکار روابط دیپلماتیکش را با اسرائیل از سر گرفت. سفیر پیشین اسرائیل در کنیا، منشا زیپوری، به عنوان سفیر اسرائیل در ماداگاسکار نیز منصوب شد و سفیر ماداگاسکار در پاریس به سفارت این کشور در اسرائیل منصوب شد. خیلی زود ما متوجه هوش بالای شولا، از آشنایی عمیق او با ماداگاسکار، رفتارها و رسوم، موارد مجاز و موارد ممنوع در آنجا و ضروریات شخصی عمیق برای پیشبرد روابط بین دو کشور شدیم.
رئیسجمهور، او را به عنوان نماینده خیرخواه فرستاد تا مشاور مخصوص رئیسجمهور ماداگاسکار را همراهی کرده و در مأموریتش به او کمک کند. از آن زمان و تا امروز شولا در آشفته بازار ماداگاسکار پرالتهاب به ما خدمت میکند.
این جلسه بیش از حد انتظار، نتیجهبخش بود و یک غافلگیری شخصی بزرگ در آن وجود داشت. بعد از بررسی زمینههای فعالیتهای اقتصادی که در آنها ماداگاسکار به کمک احتیاج داشت، ارائه آنها به مشاور فعالیتهای گروه توسعه زمین و ایدههایی برای مشارکت اقتصادی من و گروهمان در پروژههای توسعه بر مبنای تکنولوژی و دانش اسرائیلیها و بعد از این که من آمادگی خود را برای بررسی این موضوعات ابراز نمودم، مشاور رئیس جمهور به من اطلاع داد که از جانب رئیس جمهور ماداگاسکار اجازه یافته است به من پیشنهاد دهد که کنسول افتخاری جمهوری ماداگاسکار در اسرائیل باشم.
پانوشتها:
1. م: با توجه به حوادث و رویدادهایی که نیمرودی در ادامه تعریف میکند، این خاطرات مربوط به سال 1993 میلادی میشود و احتمالا او باز هم در ثبت تاریخ اشتباه کرده است.
2. م: به نظر میرسد ما بازهم شاهد سادهسازی یک روایت تاریخی توسط یعقوب نیمرودی هستیم. اینکه یک روزنامهنگار جوان ساکن اراضی اشغالی که از قضا فرزند یکی از چهرههای مورد اعتماد نیمرودی است؛ به صورت اتفاقی از طریق نامهنگاری با یک تشکیلات مرتبط با اسرائیل در ماداگاسکار با رئیسجمهور تازه به قدرت رسیده در این کشور ارتباط برقرار میکند بیش از حد سادهانگارانه است. این سوءظن زمانی بیشتر تقویت میشود که با خواندن همین فصل متوجه میشویم رئیسجمهور تازه به قدرت رسیده ماداگاسکار دو چهره اسرائیلی یعنی یعقوب نیمرودی و شولا آلپسی را به سمتهای دولتی برای ماداگاسکار منصوب میکند. به نظر میرسد ارتباط این رئیسجمهور با اسرائیل عمیقتر و دیرینهتر از چیزی است که نیمرودی سعی میکند در این خاطرات نشان دهد.
3. م: «آلبرت زافی» متولد 1 می 1927 چهره سیاسی اهل ماداگاسکار بود که از سال ۱۹۹۳ تا ۱۹۹۶ به عنوان چهارمین رئیسجمهور ماداگاسکار فعالیت کرد. در سال ۱۹۹۲، زافی به عنوان کاندیدای ریاستجمهوری در مقابل رئیسجمهور «دیدیه راتسیراکا» قرار گرفت. انتخابات به دور دوم کشیده شد و در سال ۱۹۹۳، زافی پیروز انتخابات شد. او در دوران ریاستجمهوری خود، بهدلیل رکود اقتصادی و اتهامات فساد در دفترش، محبوبیت پایینی در نظرسنجیها داشت. زافی در سال ۱۹۹۶ استیضاح شد و سپس در انتخابات ریاستجمهوری ۱۹۹۶ از «راتسیراکا» (رئیسجمهور قبلی) شکست خورد. پس از ترک سمت، زافی به عنوان رهبر اپوزیسیون در دولتهای متوالی در سیاست فعال ماند. زافی در دوران قدرتش از حامیان پیمان اسلو میان اسرائیل و سازمان آزادیبخش فلسطین(ساف) در سپتامبر 1993 بود که منجر به اشغال بیشتر زمینهای فلسطینیان توسط اسرائیل شد. اول جولای 1995یک نشریه آفریقایی در مقالهای با عنوان «Zafy Maybe Under Israeli Control» مدعی شد زافی احتمالا توسط اسرائیلیها کنترل میشود. این مقاله به روابط اقتصادی دولت زافی با اسرائیل از جمله شخص یعقوب نیمرودی اشاره کرده بود. همچنین در این مقاله افشا شده بود که برخلاف رئیسجمهور قبلی ماداگاسکار که ارتش فرانسه حفاظت از او را به عهده داشت؛ محافظان شخصی زافی توسط اسرائیلیها آموزش دیدهاند. «آلبرت زافی» 13 اکتبر 2017 بر اثر سکته مغزی جان باخت.
4. م: اقتصاد ماداگاسکار به کمکهای اهداکنندگان خارجی، بهویژه بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول، وابسته بود. همین وابستگی عامل نارضایتی مردم و نخبگان ماداگاسکار علیه دولتها از جمله دولت آلبرت زافی بود. آنها بهویژه با شرایط تحمیلشده توسط بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول برای ادامه خصوصیسازی و کاهش بیشتر اندازه دولت و یارانههای دولتی برای مصرف، مخالف بودند. سیاستهای مخرب این نهادهای مالی به اصطلاح بینالمللی منجر به استثمار بیشتر کشورهایی مثل ماداگاسکار میشد، ثروتهای این کشور به جیب شرکتهای خصوصی بینالمللی سرازیر شده و مردم بومی همچنان در فقر و محرومیت به سر میبردند. علاوه بر این نهادهای فرهنگی وابسته به آنها به تغییر فرهنگ و ذهنیت ساکنان بومی این مناطق همسو با سیاستهای خود دست میزدند. در اینجا نیمرودی به یکی از این فعالیتهای بهظاهر خیرخواهانه و انساندوستانه اشاره میکند که از قضا توسط یک چهره اسرائیلی پیگیری میشد.