کد خبر: ۳۳۹۱۴۵
تاریخ انتشار : ۱۰ مهر ۱۴۰۵ - ۲۰:۱۸
نگاهی به کتاب «حوالی احمد...»

مکتب کاظمی از نبرد تا مدیریت

سعید رضایی

ادبیات دفاع‌ مقدس در سال‌های اخیر از سطح روایت صرفِ رخدادهای نظامی و مجاهدت‌های عاطفی فاصله گرفته و به سمت تحلیل‌های رفتاری، انسان‌شناسانه و ساختارشناسانه حرکت کرده است. 
یکی از مهم‌ترین ابعاد جنگ که مغفول ماندن آن خسارت‌بار است، مسئله «مدیریت و فرماندهی» در شرایط بحران است. کتاب «حوالی احمد؛ هجده روایت از شهید احمد کاظمی» به قلم فائضه غفارحدادی و منتشرشده توسط انتشارات شهید کاظمی، قدمی بلند و استوار در همین مسیر برمی‌دارد. فائضه غفارحدادی در این اثر، با جمع‌آوری ۱۸ روایت بکر و متفاوت، نه صرفاً به دنبال تصویرسازی از مظلومیت یا شجاعت انتزاعی یک شهید، بلکه در پی ارائه زوایای ملموس از سبک مدیریتی منحصربه‌فرد سردار شهید احمد کاظمی است.
از صفر تا صد
شناخت کامل یک فرمانده برجسته تنها از طریق گزارش‌های رسمی عملیات‌ها یا تحلیل‌های کلان نظامی به دست نمی‌آید؛ گاهی دالّ مرکزی سبک مدیریتی یک رهبر سازمانی، در شیوه مواجهه او با یک مسئله خرد، نحوه ارتباطش با پایین‌ترین رده‌های سازمانی (نظیر سربازان)، حساسیتش نسبت به بیت‌المال یا تصمیم‌گیری سریع او در لحظات بحرانی نهفته است. هنر غفارحدادی در «حوالی احمد» این است که با انتخاب ۱۸ روایت جزئی‌نگارانه، خشت‌های بنای مدیریت تحول‌گرا را روی هم می‌چیند. کتاب نشان می‌دهد که چگونه یک فرمانده، سازمان نظامی تحت‌امر خود (لشکر ۸ نجف اشرف) را از «صفر تا صد» پایه‌گذاری می‌کند و روحیه، نظم و اراده خود را در تمامی ارکان آن می‌دمد.
استخراج یک مکتب مدیریتی
برآیند روایت‌های کتاب «حوالی احمد»، استخراج یک الگوی جامع دوازده‌گانه در مکتب مدیریتی شهید احمد کاظمی است. 
نخست، «مدیریت میدانی و حضور در صحنه» که نشان از نفی مدیریت پشت‌میزنشینی دارد؛ چرا که او حقیقت سازمان را تنها در حضور مستقیم، بازدیدهای سرزده و قرارگرفتن در شرایط واقعی نیروها جست‌وجو می‌کرد. دوم، «آیند‌ه‌نگری و تفکر راهبردی» یعنی عدم غرق‌شدن در روزمرگی و برنامه‌ریزی برای شرایط سخت آینده. سوم، «جزئی‌نگری و نظارت دقیق» برپایه این باور که مسائل کلان سازمانی از همین جزئیات ساختاری و صیانت از تجهیزات شکل می‌گیرند. چهارم، «انضباط سازمانی» و حاکم کردن نظم دقیق از صبحگاه تا طرح‌های بزرگ عملیاتی. پنجم، «انسان‌محوری و توجه به نیروها»؛ چراکه سازمان بدون انسان برای او معنا نداشت و توجه به رفاه و محبتی عمیق نسبت به سربازان را اصل می‌دانست. ششم، «الگوسازی از طریق عمل» و جایگزینی عبارت «بیا» به جای «برو»، به‌طوری‌که خود پیش از همه وارد سخت‌ترین میدان‌ها می‌شد. هفتم، «تحول‌گرایی و نوآوری» در جهت ساده‌سازی ساختارهای پیچیده. هشتم، «جوان‌گرایی و کشف استعدادها» از طریق اعتماد و واگذاری مسئولیت‌های بزرگ. نهم، «تفویض اختیار همراه با نظارت» بدون رها کردن پیگیری عملکردها. دهم، «سلامت مالی و صیانت سخت‌گیرانه از بیت‌المال». یازدهم، «تصمیم‌گیری سریع و قاطع» و پذیرش مسئولیت تصمیم‌ها در شرایط بحرانی. و در نهایت دوازدهم، «مدیریت ارزشی و الهی» با ترجیح دادن رضایت الهی بر منافع فردی یا مصلحت‌های کوتاه‌مدت.
شهید کاظمی به روایت حاج قاسم
برای درک عمیق‌تر آموزه‌های کتاب، می‌توان منطق رفتاری شهید کاظمی را با تحلیل‌های همرزمان برجسته‌اش و اصول نظامی جهان تطبیق داد. شهید سپهبد قاسم سلیمانی در تحلیل رفتار مدیریتی احمد کاظمی اشاره می‌کند که او همواره فرصت‌ها را از نظر زمانی (چه در بعد تاکتیک و چه استراتژی) بسیار محدود می‌دید؛ «مثل کسی که وقت ندارد و باید سریعاً به نتیجه استراتژیک برسد». این ضیق وقت ذهنی، او را به فرماندهی پرتحرک و خستگی‌ناپذیر تبدیل کرده بود که هیچ‌گاه در جریان عملیات متوقف نمی‌شد و فشار را تا رسیدن به نقطه اتکای نهایی ادامه می‌داد.
همچنین در کتاب کهن «هنر جنگ» نوشته سان تزو (۵۰۰ سال پیش از میلاد)، پنج عامل حیاتی برای پیروزی مطرح می‌شود: اصول اخلاقی، آسمان، زمین، فرمانده، و روش‌ها و انضباط. سان تزو شجاعت و مسئولیت‌پذیری فرمانده را عامل برتری می‌داند. در روایت‌های «حوالی احمد»، شهید کاظمی مصداق بارز چنین فرماندهی است. 
به اذعان شهید سلیمانی، کاظمی همواره سخت‌ترین و پرخطرترین خط‌حدها و جناحی‌ترین نقاط عملیاتی را برای لشکر ۸ نجف اشرف انتخاب می‌کرد تا بار اصلی نبرد را بر دوش بکشد و پیروزی یا شکست کل عملیات به گردن دیگر یگان‌ها نیفتد.
برخلاف ارتش‌های کلاسیک که در آنها لشکری آماده و تجهیزشده با بودجه دولتی تحویل یک فرمانده داده می‌شود، سردار شهید غلامعلی رشید تأکید می‌کند فرماندهانی چون احمد کاظمی، لشکر خود را خشت‌به‌خشت از صفر ساختند. این هم‌جنس بودن اراده فرمانده با اراده تک‌تک نیروهای لشکر، سبب می‌شد که تصمیمات مدیریت در تمام سطوح یگان جریان یابد و لشکر ۸ نجف به یکی از موفق‌ترین و شکننده خطوط دشمن در طول جنگ تبدیل شود.
از سوی دیگر، یکی از نکات تحلیلی و عمیق در بررسی سبک فرماندهی امثال شهید کاظمی، مقایسه انگیزه‌های رزمندگان دفاع مقدس با مدل‌های متداول جهان است. در نمونه‌هایی چون انقلاب کوبا، مبارزان ضد سرمایه‌داری براساس اراده‌های مادی و شجاعت‌های بشری دست به مبارزه می‌زدند؛ اما در مکتب امام‌خمینی(ره)، اراده رزمندگانی چون احمد کاظمی از مرزهای مادی جغرافیایی فراتر رفته و به‌دنبال «رفع فتنه از کل عالم و برافراشتن پرچم توحید» بود. همین آرمان‌گرایی الهی، قدرت اراده این فرماندهان را هزاران برابر قوی‌تر از الگوهای مادی می‌کرد؛ به‌طوری‌که امروزه شیوه‌ها و تاکتیک‌های عملیاتی آنان در دانشکده‌های نظامی معتبر جهان تدریس می‌شود.
درس‌نامه‌ای کاربردی برای مدیریت بحران
کتاب «حوالی احمد» فراتر از یک اثر تاریخ‌نگارانه یا زندگی‌نامه‌ای ساده، یک درس‌نامه کاربردی مدیریت بحران و رهبری سازمانی است. فائضه غفارحدادی با گردآوری این ۱۸ روایت توانسته است تصویری چندبعدی، انسان‌محور و در عین‌ حال قاطع از شهید احمد کاظمی ارائه دهد. خواندن این کتاب نه‌تنها برای علاقه‌مندان به ادبیات دفاع مقدس، بلکه برای مدیران، فرماندهان و مسئولان امروز کشور که درگیر پیچیدگی‌های سازمانی و بحران‌های مختلف هستند، الگویی عملی و راه‌گشا از «مدیریت جهادیِ انضباط‌محور» به دست می‌دهد.

captcha