از تثبیت نظام تا فتح قله (مقاله وارده)
مقدمه: کالبدشکافی راهبرد استکبار در مهار انقلاب اسلامی
هفته دفاع مقدس، صرفاً بازخوانی خاطرهانگیز یک برهه تاریخی هشتساله نیست؛ بلکه رمزگشایی از منشور پایداری و الگوی مواجهه تمدنی جمهوری اسلامی در برابر زنجیرهای از جنگهای تحمیلیِ پیوسته است. برای تحلیل هندسه تقابل دشمن، باید رفتار دو حزب حاکمیتی آمریکا (دموکراتها و جمهوریخواهان) را در مواجهه با انقلاب اسلامی آسیبشناسی کرد. تجربه بیش از چهار دهه نشان میدهد جمهوریخواهان همواره یک «چهارضلعی تهاجمی» را علیه ما فعال کردهاند:
۱. اعمال شدیدترین تحریمهای اقتصادی؛
۲. دعوت فریبکارانه به مذاکره در میانه فشار برای دیکته کردن مطالبات استکباری؛
۳. نقض عهد و تهاجم سخت نظامی در حین یا پس از به بنبست رسیدن مذاکرات؛
۴. بهرهبرداری از تهاجم ناکام برای تحریک شکافهای داخلی، ایجاد اغتشاش و سپس وضع تحریمهای مضاعف به بهانههای حقوقبشری.
در مقابل، راهبرد دموکراتها عموماً در قالبی «سهضلعی» (تحریم، فریب مذاکره، و فعالسازی شبکههای نفوذ و اغتشاشات ساختاریافته) تعریف شده است. آنچه توانسته است ایران را از درون این تلههای پیچیده مهار و براندازی به سلامت عبور دهد، تکیه بر منظومه قدرت بومی و الهی بوده است.
سهضلعی قدرت درونزا؛ راز ماندگاری انقلاب
قدرت بازدارندگی و پیروزی جمهوری اسلامی در تمام این دههها بر سه ضلع بنیادین استوار بوده است:
۱. خدامحوری و نصرت غیبی: ملموسترین واقعیت انقلاب اسلامی، دست قدرت الهی در بزنگاههای ناممکن بوده است. از واقعه صحرای طبس و نجات انقلاب در ساعات پایانی ۲۱ بهمن ۱۳۵۷ گرفته تا حفاظت از سرمایههای راهبردی و هدایت نظام در کوران فتنهها، همگی تجلی تحقق وعده نصرت الهی است. این اقتدار ماورائی بهگونهای تثبیت شده که حتی تئوریسینها و تحلیلگران نظامی غرب نیز ناچار به اعتراف شدهاند که نظامی که با تکیه بر توکل و حقیقت حرکت میکند، از امواج خردکننده به سلامت عبور خواهد کرد.
۲. حضور آگاهانه توده مردم (یدالله مع الجماعة): همانطور که بنیانگذار کبیر انقلاب بارها تأکید فرمودند، مردم ولینعمتان اصلی این نظام هستند. امام راحل جایگاه و وفاداری این ملت را والاتر از مردم عصر بعثت و دوران ائمه معصومین(ع) دانستند؛ مردمی که ستون فقرات دفاع ملی و ضامن عبور از پرتگاهها بودهاند.
۳. وحدت کلمه در محوریت ولایت فقیه: وحدت کلمه در منظومه فکری انقلاب، صرفاً یک همصدایی ظاهری نیست، بلکه انسجام حول محور ولایت فقیه بهعنوان استمرار ولایت الهی و رسولالله(ص) است؛ قدرتی که کشتی جامعه را در طوفانهای سهمگین ژئوپلیتیک به ساحل امنیت رسانده است.
سیر تطور جنگها؛ از «تثبیت بقا» تا «حفظ موقعیت بر قله»
با نگاهی کلان به سیر تحولات، نبردهای تحمیلشده بر انقلاب اسلامی را میتوان در چهار فاز راهبردی دستهبندی کرد: * دفاع اول (دفاع مقدس ۸ ساله - فاز تثبیت نظام): ما در این نبرد در برابر بلوک شرق و غرب و حامیان منطقهای رژیم بعث (بیش از ۴۰ کشور حامی و اسرایی از ۱۶ ملیت) ایستادیم. کارکرد بنیادین این نبرد، اثبات موجودیت، صلابت و «تثبیت پایههای نظام اسلامی» بود که حتی یک وجب از خاک وطن به دست بیگانه نیفتاد.* دفاع دوم (نبرد ۱۲روزه): صحنه رونمایی از قدرت پنهان موشکی و سامانههای پیشرفته دفاعی بود. دشمن که با اتکا به خطاهای محاسباتی و توهّم خستگی جامعه، بهدنبال ضربه به ارکان نظام و تجزیه کشور بود، با دیوار نفوذناپذیر بازدارندگی مواجه شد. * دفاع سوم (نبرد ۴۰روزه / جنگ رمضان): دشمن به تصور اینکه با حذف سران و ایجاد خلأ فرماندهی، هرم اقتدار کشور فرومیپاشد، محاسبات خطرناکی را رقم زد؛ غافل از اینکه معماری ساختاری انقلاب اسلامی بهگونهای پیریزی شده که با ابتکار، سازماندهی شبکهای و آتشبهاختیار نیروهای مؤمن، هیچگونه انقطاعی در پیشبرد اهداف کشور رخ نداد و انسجام سیستماتیک حفظ شد. * دفاع چهارم (نبرد دریایی، امنیت تنگه هرمز و مصاف مستقیم با هژمونی استکبار): مرحله تثبیت جایگاه ایران بهعنوان یک قدرت بلامنازع منطقهای و بینالمللی است. ما امروز به «قله» رسیدهایم؛ اما در ادبیات نظامی و راهبردی، تصرف قله یک بحث است و «تثبیت و حفظ قله» بحثی بهمراتب حساستر و خطیرتر. ماندن در قله نیازمند استحکامات پدافندی، آمادگی شبانهروزی، هوشیاری در برابر لغزشگاهها و مهمتر از همه، ارتقای تابآوری ملی است؛ ابتلائی که قرآن کریم از آن به امتحان در اموال، جانها و ثمرات یاد میکند (وَلَنَبْلُوَنَّكُم بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ…).
ضرورت آرایش جنگی در قوای سهگانه و بدنه اجرائی
امروز جامعه ایرانی و نسلهای نوپدید با بیش از ۲۰۰ روز ایستادگی مستمر در خیابانها، بلوغ فکری و فرهنگی بینظیری را به نمایش گذاشتهاند. مردم در خطمقدم تابآوری ایستادهاند و نیروهای مسلح در بالاترین سطح آرایش نظامی و بازدارندگی قرار دارند. اما هشدار و آسیب اصلی متوجه برخی ارکان مدیریتی و ساختارهای بوروکراتیک است: آیا دستگاههای اجرائی، اقتصادی و فرهنگی ما متناسب با شرایط خطیر نبرد، «آرایش جنگی» به خود گرفتهاند؟ انفعال در مدیریت فرهنگی و عدم تبیین دقیق مؤلفههای قدرت نرم، آفتی جدی است. همچنین از دستگاه قضائی انتظار میرود با اخلالگران، محتکران و زالوهای اقتصادی که معیشت مردم را در شرایط نبرد به گروگان گرفتهاند، با قاطعیت و در تراز یک دادگاه دوران جنگ برخورد کند. مجلس شورای اسلامی نیز باید از روزمرگی فاصله گرفته و با وضع قوانین انقلابی و متناسب با شرایط نبرد همهجانبه، بازوی محرک حفظ قله باشد.
دستاوردهای دهگانه دفاع مقدس؛ ریلگذاری جهش تمدنی
برای درک چگونگی تثبیت قله در نبردهای امروز، باید به گنجینه تجارب هشت سال دفاع مقدس رجوع کنیم که مهمترین ثمرات آن عبارتاند از:
۱. حفظ تمامیت ارضی و هویت ژئوپلیتیک: برچیدهشدن سنت شوم ۲۰۰ساله گذشته که در هر معاهده و جنگی (از گلستان و ترکمانچای تا پاریس و بحرین)، پارهای از تن ایران جدا میشد؛ دفاع مقدس نخستین نبردی بود که حتی یک وجب از خاک تسلیم نشد.
۲. جهش در دکترین و تاکتیکهای نظامی: تحول از نیروی فاقد تجهیزات اولیه به ارتشی مکتبی و مبتکر که فنون رزم مدرن، تانک و زرهی را از غنایم صحنه نبرد آموخت و آن را بومی ساخت.
۳. گسترش خودکفایی و صنایع بومی دفاعی: عبور از تحریم ابتدائیترین ابزارها نظیر سیمخاردار و رسیدن به خودکفایی و صادرات سامانههای پیشرفته موشکی و پهپادی.
۴. توسعه نبوغ مهندسی رزمی: خلق شاهکارهای بینظیر فنی مانند احداث پلهای عظیم روی اروندرود خروشان، ایجاد جادهها و استحکامات نفوذناپذیر در کوتاهترین زمان ممکن.
۵. مشارکت بیسابقه و انسجام اجتماعی: شکلگیری مدل پشتیبانی مردمی فراگیر که در آن دورافتادهترین روستاها و سادهترین اقشار، پشتیبان یک تیپ و لشکر خطشکن شدند.
۶. تکوین دانش بومی مدیریت بحران: مهار بحرانها در سختترین شرایط اقلیمی و عملیاتی که بعدها به الگوی مدیریت جهادی در سیلها، زلزلهها و حوادث ملی توسط سرداران بزرگی چون شهید حاج قاسم سلیمانی بدل شد.
۷. پیشرفت شگرف در طب رزم و امدادرسانی: برپایی بیمارستانهای صحرایی پیشرفته در لبه جلویی منطقه نبرد (خطمقدم) و انجام پیچیدهترین جراحیهای حیاتی زیر آتش مستقیم.
۸. تولید سرمایه فرهنگی و ادبیات مقاومت: خلق هزاران اثر مکتوب، خاطرات شهدا و آثار هنری که هویتبخش جامعه شد و بستری آکادمیک و غنی برای آموزش مدیریت استراتژیک بر پایه تجارب زیسته فراهم کرد.
۹. تعمیق فرهنگ مقاومت و ارتقای تابآوری اجتماعی: تمرین هشتساله صبر و استقامت که ریشه اصلی تابآوری کمنظیر امروز ملت در برابر شدیدترین فشارهای ترکیبی و تحریمی است.
۱۰. کسب بلوغ در دیپلماسی انقلابی: تجربه چانهزنی و کنشگری در سازمانهای بینالمللی در عین حفظ عزت و تصویب قطعنامههایی که حقانیت و بازدارندگی ملت را تثبیت کرد.
نتیجهگیری
ایران امروز با گذر از فاز تثبیت نظام، در موقعیت «فتح قله» ایستاده است. پیروزی نهایی در این پیچ تاریخی منوط به حفظ ایمان، تعمیق وحدت ملی حول محور ولایت فقیه، افزایش تابآوری عمومی و بالاتر از همه، هماهنگی کامل ارکان تقنینی، اجرایی و قضائی کشور با اتخاذ یک «آرایش فراگیر جنگی» در همگامی با مردم جانفدا و نیروهای مسلح است تا به یاری خداوند، پرچم این مقاومت به صاحب اصلیاش تحویل گردد.
دکتر محمدتقی امینی
استادتمام دانشگاه و مسئول کارگروه راهبرد و گفتمان جمعیت جانبازان انقلاب اسلامی