سندروم مذاکره بیقرار دست از پیکر دیپلماسی برنمیدارد
عراقچی در نیویورک میماند و رسانههای جریان اصلاحات از فرط خوشحالی اقدام به پمپاژ توهم درخصوص مذاکرات و برقراری کانال مستقیم دیپلماسی بین تهران- واشنگتن میکنند، این گزاره درخصوص اخبار و تحولات چند روز پیش و درست بعد از بازگشت مسعود پزشکیان از نیویورک صادق است اما اکنون با بازگشت عراقچی بهروزرسانی شده است و مجدد خوشحالی روزنامههای زنجیرهای اصلاحات را شاهد هستیم.
درست زمانی که بسیاری از کارشناسان و تحلیلگران معتبر غربی وضعیت کنونی بین ایران و آمریکا را شبیه روزهای منتهی به جنگ 12 و 40 روزه میدانند و هر لحظه احتمال تهاجم همهجانبه دشمن بر اساس این تحلیلها وجود دارد، حیرتآور است که این رسانهها از برقراری کانال دیپلماتیک مستقیم و غیرمستقیم تا این حد ابراز خوشحالی و رضایت دارند! و توهم میکنند که برقراری ارتباط دیپلماتیک ایران را از جنگ و فشار اقتصادی دور میکند.
اخیرا روزنامه شرق عنوان کرده است: «رفع محاصره دریایی، رفع برخی محدودیتهای اقتصادی و نفتی، آزادسازی داراییهای مسدودشده ایران و توقف جنگ در جبهههای مرتبط، از جمله شروطی بوده که در روایتهای منتشرشده از پیشنهاد ایران مطرح شده است. در مقابل، تهران آمادگی خود را برای بازگشایی تنگه هرمز و ازسرگیری مذاکرات درباره پرونده هستهای اعلام کرده است. این پیشنهاد از یک جهت مهم است؛ تهران تلاش کرده مسئله هرمز را از یک ابزار صرفا نظامی به یک متغیر دیپلماتیک تبدیل کند. یعنی به جای آنکه بازگشایی تنگه را نتیجه یک توافق نهائی بداند، آن را به بخشی از یک فرمول مرحلهای برای پایان جنگ تبدیل کرده، اما همین نقطه، محل اصلی اختلاف واشینگتن و تهران است.»
اگر در کودکستانها و مدارس ابتدائی بروید و از هر دانشآموز سؤال بپرسید که آمریکا به کمتر از تسلط محض بر تنگه هرمز و پایان غنیسازی راضی میشود؟ پاسخ دریافت میکنید که قطعا آمریکا نه تنها هر دوی این مؤلفههای قدرت جمهوری اسلامی ایران را میخواهد، بلکه موجودیتی مستقل و قدرتمند به نام جمهوری اسلامی ایران را در منطقه غرب آسیا برنمیتابد. یعنی دانشآموزان نونهال 7، 8 ساله به درک سخنان امام شهید مبنی بر اینکه مطالبات آمریکا حدیقف ندارد و یک قدم عقبنشینی منجر به ده قدم پیشروی دشمن خواهد شد، رسیدهاند اما جریان اصلاحات و عُشاق عمو سام کماکان در توهم کوتاه آمدن آمریکا در مقابل کوتاه آمدن ایران به سر میبرند.
در این میان، باید به حکایت معروفِ انسانی که خود را به خوابزده نمیتوان بیدار کرد، رجوع کنیم. وقتی در فاصله کمتر از یکسال به بهانه مذاکره تمرکز را از جنگ و مقابله دور میکنند تا مبتنی بر اصل غافلگیری تهاجم گستردهای به کشور داشته باشند، جای تعجب است که چگونه عدهای با شور شوق اخبار و مطالب مذاکره را ضریب میدهند و توهم میزنند. اگر در الهههای یونان باستان همچون خدای آذرخش، خدای دریا و... الههای با عنوان الهه مذاکره وجود داشت، باید از خداوند متعال میخواستیم این جماعت مبتلا به سندروم مذاکره بیقرار را با الهه مذاکره محشور نماید.