وقتی پنتاگون از دقت موشکها میترسد و غربزدهها از «تحریم در ارتفاع»!
جنگ دوازده روزه و نبرد رمضان، سیلی سختی به صورت رؤیابافهایی بود که سالها تلاش میکردند مفهوم «دشمن» را توهم و انتزاعی جلوه دهند؛ اما دو جنگ اخیر نشان داد که در قانون جنگل، منطق حاکم «زور» است، نه ادبیات بیخاصیت غربزدگان!
روزنامه زنجیرهای شرق در ادامه سیاهنماییها، در گزارش اصلی خود-روز دوشنبه 6 مهرماه- با تیتر «تحریم در ارتفاع» نوشت: «تشدید فشارهای آمریکا علیه شبکه حملونقل هوائی و دریایی ایران را نمیتوان صرفا در چارچوب یک بسته تحریمی متعارف تحلیل کرد. در واقع آنچه در هفتههای اخیر رخ داده، به سمت محدودکردن همزمان مسیرهای مالی، دریایی و هوائی ایران پیش رفته است.»
با این حال، نگاهی به مواضع جریان مدعی اصلاحات نشان میدهد که استادنماها و تحلیلگران این طیف هنوز ابتدائیترین درس «دشمنشناسی» را پاس نکرده و در این آزمون «مردود» هستند! روزگاری مرحوم هاشمی رفسنجانی مدعی شده بود «دنیای فردا دنیای گفتمانهاست نه موشکها» و آذر منصوری، رئیس غیرقانونی جبهه اصلاحات، تنها چند روز پس از عبور کشور از جنگ 12روزه، در صفحه اینستاگرامش مینویسد: «کاش به جای اسلحه، ساز میساختیم.»
این موضعگیریهای جاهلانه در حالی مطرح میشود که بررسی روند تاریخی نشان میدهد ایران در عصر قاجار و پهلوی دقیقاً به دلیل فقدان قدرت دفاعی، زیر پای بیگانگان له شد و بخشهای زیادی از خاک خود را از دست داد. امثال صادق زیباکلام که در رسانهها مدعی میشوند «نظامیگری پدر مملکت را درآورده»، گویا فراموش کردهاند که اگر اقتدار موشکی و پهپادی امروز نبود، سرنوشت کشور چیزی جز تجدید مرارتهای عصر قاجار و پهلوی نمیشد.
نکته قابلتأمل اینجاست که درست در جایی که روزنامه صهیونیستی هاآرتص به نقل از منابع ارتش رژیم صهیونیستی اعتراف میکند هدف اصلی صهیونیستها ضربه زدن به توان موشکی ایران است و روزنامه والاستریت ژورنال از سردرگمی پنتاگون در برابر عبور موشکهای دقیق ایران از لایههای پدافندی آمریکا برای محافظت از ۵۰ هزار نیرویش مینویسد، مدعیان اصلاحات در داخل نغمه تضعیف قدرت ملی را سر میدهند!
از پرونده هستهای و اقتدار در تنگه هرمز گرفته تا توان موشکی، هر جا کشور به ابزار قدرتی دست یافته، این جریان ناکارآمد با دلواپسی درباره فجایع اقتصادی که خود به ملت تحمیل کردند و «تحریم در ارتفاع»، دقیقاً همان خطی را دنبال کرده که اتاقهای فکر دشمن دیکته میکنند. تجربه تاریخی ثابت کرده است که حفظ قدرت بازدارندگی یک انتخاب نیست، بلکه ضرورت است؛ پژواک اقتدار و امنیت هرگز با «ساز» نواخته نمیشود!