ویژگیهای شخصیتی سیدحسن نصرالله به روایت سیدجواد نصرالله
سرویس خارجی-
فرزند سید حسن نصرالله در مصاحبهای به مناسبت دومین سالروز شهادت پدرش، دبیرکل شهید حزبالله لبنان، وجوه شخصیتی او را بار دیگر روایت کرد.
سید جواد نصرالله، در مصاحبه با العهد، با اشاره به مفهوم آزمایش الهی گفت انسانها در طول زندگی با آزمونهایی روبهرو میشوند که میتواند برای پالایش، اصلاح و آشکار شدن میزان استقامت آنان باشد. وی با یادآوری دعای «یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک» تأکید کرد که انسان نباید خود را از آزمایشهای الهی مصون بداند و افزود برخی آزمونها برای زدودن ناخالصیها و برخی برای آشکار شدن نقاط ضعف است. او درباره نگاه پدرش به آینده مقاومت گفت سید حسن نصرالله معتقد بود خداوند پیروزی را نصیب کسانی میکند که در مسیر خود صادق و ثابتقدم باشند. به گفته وی، پدرش در ماههای پایانی زندگی احتمال طولانی شدن نبرد را منتفی نمیدانست و از امکان ادامه جنگ برای ماهها یا حتی سالها سخن میگفت، اما افق پیروزی را روشن میدید. این نگاه صرفاً حاصل محاسبه معمولی نبود، بلکه به بصیرتی بازمیگشت که خداوند پس از پاک شدن قلب از ناخالصیها عطا میکند. سیدجواد همچنین به جنگ ۲۰۰۶ اشاره کرد و گفت اطمینان پدرش به پیروزی ریشه در وعدههای الهی داشت؛ آیاتی که بر خلف وعده نکردن خداوند، یاری مؤمنان و دفاع او از اهل ایمان تأکید دارند.
توجه ویژه به محرومان
مهر به نقل از این رسانه عربی نوشت، فرزند سید حسن نصرالله توجه پدرش به فقرا، نیازمندان و اقشار آسیبپذیر را تحت تأثیر سیره امام علی(ع) دانست. به گفته وی، سید حسن نصرالله در حمایت از ایتام، کمک به نیازمندان و تأمین هزینههای درمانی افراد پیگیری جدی داشت و در مواردی دستور میداد مشکلات مردم پیش از آنکه آنان مجبور به درخواست علنی شوند حل شود. برای او مسئله فقط کمک مالی نبود، بلکه حفظ کرامت افراد اهمیت فراوان داشت تا نیازمندان برای بیان مشکل خود احساس تحقیر نکنند. سید جواد این ویژگی را یکی از برجستهترین ابعاد شخصیت پدرش دانست و از آن با مفاهیمی همچون رحمت و رحمانیت یاد کرد. او همچنین خانوادههای شهدا را یکی از پایههای مهم جامعه مقاومت معرفی کرد و گفت این خانوادهها با پدرش نامهنگاری میکردند، درباره تحصیل و تربیت فرزندان مشورت میگرفتند و سید حسن نصرالله نامههای فرزندان شهدا را میخواند و در مواردی برای آنان هدیه میفرستاد.
مسئولیتها و سبک زندگی علمی
سید جواد نصرالله با اشاره به مسئولیتهای گسترده پدرش گفت هرچه مسئولیت انسان بیشتر شود، ظرفیت روحی، فکری و معنوی او نیز باید افزایش یابد. وی با مثال خانواده توضیح داد که ظرفیت کسی که مسئولیت یک فرزند را دارد با کسی که مسئولیت چند فرزند، نوهها یا مجموعهای بزرگ را برعهده دارد یکسان نیست و مسئولیتهای سید حسن نصرالله نیز به تدریج گستردهتر شد و ظرفیتهای شخصیتی او را توسعه داد. پدرش علاقهای به مسائل مالی و داراییهای شخصی نداشت و امکانات مادی را بیشتر ابزار انجام مسئولیتها میدید؛ به خانه و خودرو بهعنوان مظاهر زندگی شخصی بیاعتنا بود و تلاش میکرد امکانات در مسیر فعالیتهای اجتماعی، آموزشی و مقاومت به کار گرفته شود. او بر پرهیز از غرق شدن در مادیات تأکید داشت. تمام زندگی سید حسن نصرالله با جهاد و مقاومت پیوند خورده بود و حتی زمانی که امکان حضور مستقیم در برخی مناطق را نداشت، ارتباط خود را با میدان حفظ میکرد و جزئیات تحولات را دنبال مینمود. او در حوزههای سیاسی، امنیتی، اجتماعی و حتی پزشکی اطلاعات گستردهای داشت و شناخت خود را از سطح جامعه و میدان آغاز میکرد. علاقه فراوانش به کتاب و مطالعه تا پایان زندگی ادامه داشت؛ علاوهبر مطالعات حوزوی، موضوعات علمی و دانشگاهی را نیز پیگیری میکرد و برخی علما او را در سطح اجتهاد میدانستند، هرچند خود او عنوانها را در برابر دانش، اخلاق و رفتار عملی کماهمیت میشمرد. پدرش به پیشاهنگان و مدارس مهدوی توجه ویژهای داشت و کودکان و نوجوانان را بخش مهمی از آینده جامعه میدانست؛ حتی خانهای را که در مقطعی در اختیارش قرار گرفته بود به پیشاهنگان واگذار کرد.
رابطه عمیق با رهبر شهید انقلاب
یکی از محورهای گفتوگو، رابطه سید حسن نصرالله با امام شهید حضرت آیتالله خامنهای بود. سید جواد نصرالله این رابطه را عمیق توصیف کرد و گفت ارتباط پدرش با رهبر شهید انقلاب صرفاً در چارچوب یک رابطه سیاسی یا سازمانی نبود، بلکه بر پایه سالها شناخت، تجربه و باور عمیق شکل گرفته بود. میان سید حسن نصرالله و امام شهید انقلاب محبت و پیوند عمیقی وجود داشت و پدرش نسبت به جایگاه رهبر انقلاب حساس بود. وی در برابر تلاش برای تقلیل این رابطه به مسائل ملی یا فرقهای موضع داشت و معتقد بود جایگاه و شخصیت رهبر انقلاب باید به درستی بیان شود.
روزهای پایانی و تداوم راه
سید جواد نصرالله درباره ماههای آخر زندگی پدرش گفت در آن دوره چند نشانه را احساس کرده بود، اما نمیخواست آنها را جدی بگیرد. وی از یک احساس درونی درباره تاریخ ۲۷ سپتامبر سخن گفت و تأکید کرد که این موضوع مبتنی بر خواب یا رؤیا نبوده است. پس از شهادت پدرش نوعی آرامش درونی را تجربه کرد و این آرامش را لطف الهی دانست؛ نگاهش به بسیاری از مسائل دنیوی تغییر کرد و احساس یقین و عزم او برای ادامه مسیر افزایش یافت. آخرین تماسش با پدر مانند گفتوگوهای معمولی بود و خداحافظی ویژهای در آن صورت نگرفت، اما سید حسن نصرالله در سال پایانی زندگی درباره وضعیت خانواده و خواهرانش توصیهها و دستورهایی مطرح میکرد که پیش از آن سابقه نداشت و این رفتارها پس از شهادت برای او معنای آمادهسازی یافت. خانواده نیز خبر شهادت را مانند بسیاری از مردم از طریق تلویزیون دریافت کردند. سید جواد با اشاره به آیه «ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله أمواتاً بل أحیاء عند ربهم یرزقون» گفت باور به حیات شهدا برای او اهمیت زیادی دارد و ارتباط با شهدا را محدود به حضور فیزیکی نمیداند. او بر ضرورت ادامه مسیری که سید حسن نصرالله در آن قرار داشت تأکید کرد و گفت شهادت نباید موجب شکستن اراده یا کنار گذاشتن مسیر شود؛ یاد پدرش باید در ابعاد فکری، انسانی، مدیریتی و جهادی حفظ شود و کسانی که پس از او باقی ماندهاند باید این راه را ادامه
دهند.