وقتی یخ رفراندوم در گرمای آگاهی مردم آب شد!
حسن روحانی بار دیگر وارد میدان بازیهای کلامی شده است؛ بازی آشنایی که در آن، خطوط گفتاری دیروز، فردا به سادگی انکار میشوند!
وی که ۹ شهریور با ادبیاتی دوقطبیساز مدعی شده بود «اگر قرار است با قدرتهای بزرگ ۲۰ سال دیگر بجنگیم، باید اول از مردم بپرسیم»، اکنون و پس از مواجهه با سردی استقبال افکار عمومی و نخبگان، تغییر مسیر داده است. شیخ خسارت با چرخش ۱۸۰ درجهای ادعا میکند «اصلاً» کلمه رفراندوم یا همهپرسی را به زبان نیاورده و دفاع در برابر تجاوز را از بدیهیات دانسته است!
این عقبنشینی آشکار و تلاش برای کیسه کردن ماست خود، رفتار تازهای از سوی او نیست؛ چراکه سیاستورزی روحانی همواره بر مدار ساخت تکهکلامهای هیجانانگیز و سپس شانه خالی کردن از تبعات آن چرخیده است، درست همانطور که سال ۱۳۹۶ با نادیده گرفتن مستندات تصویری سال ۱۳۹۲، اصل وجود «برنامه ۱۰۰ روزه» را انکار کرد و گفت: «من کِی گفتم مشکلات را صد روزه حل میکنم؟»
اما مسئله اصلی اینجاست که روحانی یک تازهوارد به عرصه سیاست یا یک استاد ساده دانشگاه نیست که سخنانش را بتوان به حساب نظریهپردازی خام یا خطای کلامی گذاشت. او دهها سال در عالیترین مناصب امنیتی و اجرائی کشور، از دبیری شورایعالی امنیت ملی تا دو دوره ریاستجمهوری، حضور داشته است.
دقیقاً به همین دلیل، پشت هر واژه او معنایی محاسباتی نهفته است و عقبنشینی امروز او را نباید یک تغییر موضع ساده دانست، بلکه تاکتیکی برای فرار از پاسخگویی در قبال کارنامهای است که عیار واقعی سخنانش را نشان میدهد.
عمر سیاسی و کارنامه خسارتبار رئیس دولت مدعی اعتدال، هرگونه صلاحیت برای نسخهپیچی امروز او را در حوزههای کلیدی سلب میکند. در حوزه مذاکره و توافق، تجربه برجام و تعلیقهای یکطرفه در سعدآباد ثابت کرد که دیپلماسی بدون تضمین، حاصلی جز هزینههای سنگین و خسارت محض ندارد. در حوزه اقتصاد و تابآوری نیز، دهه ۹۰ با تورمهای فزاینده، رشد منفی و سفرههای کوچکشده، سند زندهای بر بینتیجه بودن تئوریهای اوست. از سوی دیگر، وقایع آبان ۹۸ و اظهارنظر مشهور «صبح جمعه فهمیدم» بزرگترین گواه بر نحوه تصمیمگیریهای شتابزده دولت اوست و در نهایت، کسی که منتقدان خود را با تندترین ادبیات نوازش میداد، امروز نمیتواند مدعی الگوی «سخن گفتن نرم با مردم» باشد.
اکنون که پروژه جدید او برای ایجاد تردید با بیتوجهی جامعه مواجه شده، تلاش برای پس گرفتن سخنان قبلی، نوشداروی پس از مرگ سهراب است؛ چراکه زمانِ بازی با کلمات و فرار از پاسخگویی سالهاست به پایان رسیده است.