شوخیهای قومیتی و آثار آن
انسانها برای شوخی کردن و خنداندن دیگران شیوههای مختلفی به کار میبندند؛ اگرچه ممکن است قصدشان خنداندن و شاد کردن دیگران باشد که خیلی هم خوب و ارزشمند است اما این هدف ارزشمند را نمیتوان با هر روش و وسیلهای تأمین کرد بلکه برخی از انواع و شیوههای خنده هستند که اخلاقی و مورد تأیید نمیباشند.
در مورد شوخیهای قومیتی هم این سؤال مطرح میشود که آیا شوخی و طنز با اقوام مختلف جایز میباشد یا نه؟
تعریف شوخیهای قومیتی
منظور از شوخیهای قومیتی شوخیای است که در ضمن آن یک صفت زشت مانند نفهمی یا تنبلی یا یک گناه یا رذیله اخلاقی مانند بخل یا بیغیرتی را به یک قوم خاص یا شهر خاص یا صنف خاص نسبت بدهند.
گاهی در خود شوخی چنین نسبتی به همه آن قوم هست و گاهی هم در مورد یک نفر از آن قوم چنین نسبتی هست که با تکرار این نوع شوخیها به مرور آن صفت یا گناه یا رذیله برای همه آن قوم در اذهان تثبیت میشود؛ در هر صورت هر دو مشمول این بحث
میشوند.
حتی اگر گوینده این نوع شوخیها واقعاً قصد ندارد چنین صفات زشتی را به مردم آن شهر یا قوم یا کشور نسبت دهد و صرفاً قصد مزاح دارد اما بهواسطه آثار مخربی که در آنها میباشد که در ادامه بیان خواهد شد حتماً باید از آن پرهیز کرد.
بررسی جنبه شرعی مسئله
در مورد حکم شرعی چنین شوخیهایی که با اقوام میشود فقهای معظم غالباً به دلیل اینکه این نوع شوخیها معمولاً مشتمل بر غیبت یا توهین یا اذیت و تحقیر دیگران است حرام میدانند؛ که هر کدام از مخاطبین عزیز لازم است برای اطلاع از نظر دقیق و کامل مرجع تقلید خود به رساله ایشان مراجعه کند؛ در این نوشتار به جنبههای اخلاقی و تربیتی این نوع شوخیها پرداخته میشود.
انواع شوخیهای قومیتی
شوخی کردن با اقوام مختلف میتواند چند نوع باشد:
نوع اول: طنزهای بیانکننده نقاط قوت و فضائل:
شوخیهایی که در ضمن آن یک نقطه قوت و فضیلت را به قومی یا شهری یا کشوری نسبت میدهد که چنین شوخیهایی از جهت اخلاقی کاملاً شایسته و مصداق نشر فضیلتها و خوبیهاست ،مثلاً اصفهانیها را زرنگ، اقتصادی، حسابگر و اهل تجارت، یا شیرازیها را اهل آرامش و خوشذوق، خوشمشرب، اهل شعر و ادب یا تبریزیها و آذریها را غیرتمند، سختکوش، باوفا و اهل کار معرفی میکنند؛ بدون شک چنین شوخیهایی اگر از جهات دیگر مشکل نداشته باشند بسیار بجا و باعث گسترش چنین صفات ارزندهای در
جامعه میشود.
نوع دوم: طنزهای خنثی:
گاهی در طنزها و شوخیهایی که در مورد برخی اقوام گفته میشود هیچ بدی و زشتی به آنها نسبت داده نمیشود و از این نظر خنثی میباشد و صرفاً مطلبی در مورد یک نفر از آن شهر گفته میشود که در این مواقع این نوع شوخیها بهشرط رعایت شرایط لازم دیگر اخلاقاً جایز میباشد و چون برکات و نتایج مثبت شوخی و خنداندن دیگران را در پی دارد پس قابل سفارش میباشد.
هر چند احتیاط در این است که تا جایی که ممکن است از اسم بردن شهرها و اقوام دیگر پرهیز شود تا مایه سوءتفاهم نگردد.
نوع سوم: شوخیهای آفتدار:
اما نوع سوم طنزهایی است که در آن برخی صفات زشت و فعلهای حرام یا رذیلههای اخلاقی به مردم شهری یا قومی نسبت داده میشود و معمولاً آفتهایی مانند تحقیر و توهین دیگران، اذیت، غیبت، تهمت به آنها و ... را در پی دارد که این نوع شوخیها بدون شک از نظر اخلاقی قابل تأیید نمیباشند و نهتنها ثواب و پاداش و نتایج مثبتی برای آنها در پی نخواهد داشت بلکه در نامه عمل کسانی که این نوع شوخیها را انجام میدهند گناهان بزرگی مانند غیبت و تهمت و اذیت و تحقیر مؤمن ثبت و ضبط میشود.
آثار شوخیهای نامناسب قومی
در اینجا لازم است به صورت مختصر به جایگاه انواع آفتهایی که برای نوع سوم بیان شد در فرهنگ دینی پرداخته شود تا زمینهساز پرهیز هرچه بیشتر از این نوع شوخیها
شود.
الف) تمسخر و تحقیر
یکی از مهمترین و پرتکرارترین آفتهای شوخیهای قومیتی مذموم، تحقیر و تمسخری است که در این نوع شوخیها نسبت به ایشان اتفاق میافتد؛ تحقیر و تمسخری که در فرهنگ دینی بهشدت از آن پرهیز داده شده است تا حدی که امام صادق (ع) فرمودند:
«قالَ اللَّهُ عزّوجلّ: لِیأْذَنْ بحَربٍ منّی مَن أذلَّ عَبدیَ المؤمن؛َ خداوند عزّوجلّ مىفرماید:
هر کس بنده مؤمن مرا خوار کند باید به من اعلان جنگ دهد.»(1)
یا طبق روایت دیگری فرمودند: «مَن حَقّر مؤمناً مِسْکیناً لم یَزَلِ اللَّهُ لَهُ حاقِراً ماقِتاً حتّى یَرجِعَ عن مَحْقَرَتِهِ إیّاهُ ؛ هرکه مؤمن بینوایى را حقیر شمارد، خداوند پیوسته او را تحقیر کند و دشمنش دارد تا آنگاه که از تحقیر او دست بردارد.»(2)
و امام سجاد (ع) در روایتی، تمسخر و تحقیر دیگران را از جمله گناهانی میشمارند که باعث نزول بلا میشود.(3)
ب) آزار و اذیت
یکی دیگر از آفتهای شوخیهای قومیتی آزار و اذیتی است که معمولاً در این نوع شوخیها اتفاق میافتد؛ چرا که بیان شد معمولاً در این نوع شوخیها یک صفت زشت مانند نفهمی یا تنبلی یا یک گناه یا رذیله اخلاقی مانند بخل یا بیغیرتی، به یک قوم خاص یا شهر خاص یا صنف خاص نسبت داده میشود و معمولاً افراد از این نوع نسبت دادنها هر چند به شوخی، ناراحت و اذیت میشوند؛ اذیت و ناراحتی که در روایات در مورد آن چنین میخوانیم:
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «مَن آذى مُؤمناً فَقَدْ آذانی؛ هر کس مومنی را اذیت کند من را اذیت
کرده است.» (4)
«مَن أحْزَن مُؤمناً ثمّ أعطاهُ الدُّنیا لم یَکُنْ ذلکَ کَفّارتَه، ولم یُؤْجَرْ عَلَیهِ ؛ هرکس مومنی را محزون و ناراحت کند و پس از آن همه دنیا را به او بدهد این بخشش او کفاره آن گناهش نمیگردد و به خاطر این بخشش به او اجری داده نمیشود.»(5)
ج) تهمت
غالب این نوع شوخیها که در آن صفت یا گناه یا رذیلهای به اقوامی نسبت داده میشود، غیرواقعی و اغراقآمیز میباشد و متضمن یک نوع دروغ و تهمت است و آثار شوم و بزرگ آنها را در پی دارد؛ چنانکه امام صادق (ع) فرمودند: «إذا اتَّهَمَ المؤمنُ أخاهُ انْماثَ الإیمانُ مِن قلبِهِ کما یَنْماثُ المِلحُ فی الماءِ ؛ هرگاه مؤمن به برادر خود تهمت زند ، ایمان در قلب او آب مىشود همچنانکه نمک در آب حل
مىشود.»(6)
د) تولید کینه و شکاف اجتماعی
طبیعی است رفتاری که در آن توهین و تحقیر و اذیت و تهمت باشد منجر به کینه و نفرت و شکاف اجتماعی هم خواهد شد؛ به طوری که گسترش این نوع شوخیها صمیمیت و همدلی و مهربانی که بین اقوام مختلف یک جامعه باید باشد تا زندگی اجتماعی موفق و دلنشین و گوارایی را در کنار هم تجربه کنند؛ تبدیل به کینه و نفرت و حس دوری و انتقام
میکند.
چنانکه اهل بیت (ع) با بیانهای مختلف از شوخی و طنز پرهیز دادهاند و آن را مایه کینه و نفرت و شکاف معرفی کردهاند که بعید نیست منظور شوخیهایی مانند شوخیهای قومیتی باشد. چنانکه حضرت علی(ع) فرمودند:«المِزاحُ یُورِثُ الضَّغائنَ؛ شوخى، کینه بر جاى مىگذارد.»(7)
نتیجه
با توجه به آنچه گذشت، روشن میشود که هرچند اصل مزاح و خنداندن دیگران، در صورت رعایت موازین شرعی و اخلاقی، امری پسندیده است، اما نمیتوان برای تحقق این هدف از هر شیوهای بهره گرفت. از این رو، شوخیهای قومیتی اگر مشتمل بر نسبت دادن عیب، گناه و صفات ناپسند به اقوام و گروههای مختلف و موجب تحقیر، تمسخر، ایذاء یا دیگر آسیبهای اخلاقی باشد، قابل تأیید نیست و میتواند زمینهساز کینه، نفرت و گسست اجتماعی
شود.
در مقابل، طنزهایی که بدون هتک حرمت دیگران و با هدف نشر فضایل، ایجاد نشاط و تقویت صمیمیت بیان میشوند، از جهت اخلاقی پسندیدهاند.
بنابراین، شایسته است انسان حتی در مقام مزاح نیز کرامت و حرمت دیگران را پاس داشته و شادی را به بهای رنجش و تحقیر بندگان خدا فراهم نسازد.
پینوشتها:
1- ثواب الاعمال ، محمد بن علی بن بابویه ، قم، دار الرضی، اول، 1406ق، ص: ۲۳۸.
2- کوفی اهوازی، حسین بن سعید، قم ، دار المرتضی،۱۴۱۱ ه.ق، ص: ۵۰.
3- وَ الذُّنُوبُ الَّتِی تُنْزِلُ النِّقَمَ عِصْیَانُ الْعَارِفِ بِالْبَغْیِ وَ التَّطَاوُلُ عَلَى النَّاسِ وَ الِاسْتِهْزَاءُ بِهِمْ وَ السُّخْرِیَّهُ مِنْهُم و... حر عاملى، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، اول، مؤسسه آل البیت ، قم، 1409ق.ج: ۱۶، ص: ۲۸۱.
4- محمد بن محمد شعیری، جامع الاخبار، نجف، مطبعه حیدریه، اول، بیتا، ص: ۱۴۷.
5- مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، 110 جلد، تحقیق: جمعی از محققان، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، دوم، 1403ق، ج: ۷۲، ص: ۱۵۰.
6- کلینی، محمدبن یعقوب، الکافی، تحقیق: علی اکبر غفارى و محمد آخوندى، 8 جلد، تهران، اسلامیه، پنجم، 1363ش، ج: ۲، ص: ۳۶۱.
7- حرانی، حسن بن علی ابن شعبه، تحف العقول، تحقیق: علی اکبر غفاری، قم، جامعه مدرسین حوزه، دوم، 1404ق ص: 86
* سید حبیب حسینی