پاکیزگی و آراستگی در سیره معصومان
محمد محمدی اشتهاردى
قرآن در آیات متعدد، ما را به استفاده سالم و بهینه از هنرها و زیبایىها فراخوانده است. در یک جا مىفرماید: «قُل مَن حَرَّم زِینَةَ اللّهِ الَّتِى اَخرَجَ لِعبادِهِ وَ الطَیِّباتِ مِنَ الرِّزقِ...؛ بگو چه کسى زینتهاى الهى را که براى بندگان خود آفریده و روزىهاى پاکیزه را حرام کرده است؟ بگو اینها در زندگى دنیا براى کسانى است که ایمان آوردهاند.»(1)
این زینت همان جلوههاى مختلف هنر و زیبایى در لباس و غذا و سایر شئون زندگى است که مؤمنان از آن بهره صحیح مىبرند، ولى کافران و منحرفان آن را در راه تباهىها به کار مىاندازند.
و در آیه دیگر مىفرماید: «اِنّا جَعَلنا ما عَلَى الاَرض زِینَةً لَها لِنَبلُوَهُم اَیُّهُم اَحسَنُ عَمَلاً؛ ما آنچه را روى زمین است زینت آن قرار دادیم، تا انسانها را بیازماییم که کدامینشان بهتر عمل مىکنند؟»(2)
نتیجه اینکه هنرها و زیبایىها نعمت بزرگ الهى براى امتحان بشر است و در اختیار او قرار داده شده تا آن که زیباتر از آنها بهره مىبرد، شناخته شود و هنر مقدمه و مرکب راهوار براى وصول به مقصود و اهداف شود.
به طور کلى نه تنها استفاده از نعمتهاى الهى جایز و رواست، بلکه واجب و لازم است و باید آن را آشکار ساخت. چنانکه پیامبر (صلى اللّه علیه و آله) فرمود: «هنگامى که خداوند نعمتى را به بندهاى مىبخشد، دوست دارد آثار آن نعمت را از او آشکارا بنگرد.»(3)
نیز فرمود: «هر کس خیرى به او رسد، ولى آثارش در او دیده نشود، دشمن خدا و مخالف نعمتهاى او و منکر آن نعمتها به شمار مىآید.»(4)حضرت على(ع) فرمود: «خداوند زیبایىها را دوست دارد و نیز دوست دارد که آثار و نشانههاى زیبایىها رااز بندهاش آشکارا بنگرد.»(5)
پیامبر(ص) و امامان(ع) از قرآن اینگونه استفاده مىکردند، مثلاً امام مجتبى(ع) زیباترین لباسهاى خود را هنگام رفتن به مسجد مىپوشید و از خوشبوترین عطرها استفاده مىکرد و با آراستگى چشمگیر در میان مردم مىآمد. روزى یکى از زاهدنماها از او پرسید: «اى پسر رسول خدا چرا زیباترین لباس خود را در نماز مىپوشید؟» آن حضرت فرمود: «اِنَّ اللّهَ جَمِیلٌ یُحِبُّ الجَمال، فَاَتَجَمَّلُ لِرَبِّى، وَ یَقُولُ خُذُوا زِینَتَکُم عِندَ کُلِّ مَسجِدٍ؛ خداوند زیبا است و زیبایى را دوست دارد و به همین جهت من براى راز و نیاز با خدا لباس زیبا مىپوشم، چرا که خداوند (در قرآن آیه 31 اعراف) مىفرماید: زینت خود را هنگام رفتن به مسجد برگیرید.»(6)
قرآن در جای دیگر مىفرماید: «وَثِیا بَکَ فَطَهِّر؛ و لباست را پاکیزه کن.»(7)، در تفسیر این آیه روایت شده: در عصر جاهلیت بین مردم معمول بود که دامن لباسهایشان را بسیار بلند مىکردند، به طورى که بر روى زمین کشیده مىشد و آلوده مىشد، آیه فوق که در حقیقت خطاب به مردم است در این راستا نازل شد و تبیین کرد که بلندى دامن لباس نشانه شخصیت نیست، بلکه موجب ناپاکى و نازیبایى مىشود، بلکه پاکیزگی و زیبایى لباس نشانه تربیت و فرهنگ بالنده انسان از نظر اسلام است.
نیز قرآن در ضمن شمردن هدفهاى پیامبر مىفرماید: «وَ یُحِلُّ لَهُمُ الطَّیِّباتِ وَ یُحَرِّم عَلَیهِمُ الخَبائث؛ او پاکیزهها را براى مردم حلال مىشمرد و ناپاکىها را براى مردم حرام مى کند.»(8) بنابراین پاکى و آراستگى و استفاده بهینه از زیبایىها از برنامههاى اصلى پیامبر (ص) در زندگى شخصى خود، و در آموزههاى مکتبىاش بود و معصومان به هر اندازه از آراستگى و زیبایى دورى کنند، به همان اندازه از مکتب انسان ساز اسلام و قرآن دورى کردهاند.
پیشوایان؛ الگوی پاکیزگی و آراستگی
در گفتار و رفتار پیشوایان به آنچه که موجب پاکیزگى و آراستگى است دستور داده شده و از آنچه که باعث زشتى و ناپاکى مىشود نهى شده است، به عنوان مثال؛ به مسواک و زدودن موهاى زائد بدن و استفاده از عطریات و گرفتن ناخن و کوتاه کردن موى شارب و... دستور داده شده است. از سخنان رسول خدا (ص) است: «بئس العبد القاذورة؛ بنده کثیف، بنده بد و زشتى است.»(9) و نیز فرمود: «دوستم جبرئیل به من گفت: یک روز در میان، خود را با عطر خوشبوکن و در روز جمعه حتماً از عطر بهره بگیر و آن را ترک نکن.»(10) حضرت على(ع) فرمود: «مسواک دندانها موجب پاکیزگى دهان و خوشنودى پروردگار است.»(11)
پیامبر (ص) فرمود: «انّ من السّنّة ان تأخذ من الشّارب حتّى یبلغ الاطار؛ از سنّت اسلام است که سبیل خود را کوتاه کنى به طورى که به لب بالا برسد و لب بالا آشکار شود.»(12)
چند نمونه از سیره عملی پیامبر(ص) و امامان(ع)
1-امام صادق(ع) فرمود: «رسول خدا (ص) آنچه را که براى مصرف عطر و بوهاى خوش خرج مىکرد، بیشتر از آن بود که براى غذا مصرف مىکرد.»(13)
2- روزى پیامبر (ص) دندان چند نفر از مسلمانان را دید که زرد شده بود، به آنها فرمود: «مالى اراکم قلحاً مالکم لاتستاکون؟؛ چرا دندانهاى شما را زرد و کثیف مىنگرم؟ چرا مسواک نمىزنید؟»(14)
3- یک روز پیامبر (ص) دو عدد لباس نزد همسرش عایشه آورد و فرمود: «این دو جامه را بشوى، آیا نمىدانى که لباس تسبیح خدا مىگوید، و هرگاه چرکین شد تسبیح آن قطع مىشود.»(15)
4- مردى به محضر پیامبرآمد، آن حضرت مقدارى موى سفید در ریش او دید، فرمود: این نورى است که نشان مىدهد جوانى خود را در راه اسلام پیر کرده است. آن مرد رفت و موى صورتش را حنا کرد و نزد پیامبر آمد. حضرت وقتى که او را آراسته دید، فرمود: این رنگ نشانه نور و اسلام است. او رفت و این بار محاسنش را با رنگ مشکى سیاه کرد و نزد پیامبر آمد، ایشان به او فرمود: «نورٌ و اسلامٌ و ایمانٌ و محبّةٌ الى نسائکم، و رهبةٌ فى قلوب عدوّکم؛ این رنگ، نشانه نور و اسلام و ایمان بوده و مایه جلب محبت زنانتان و القاى ترس در دلهاى دشمنانتان مىباشد.»(16)
5- از روشهاى پیامبر(ص) اینکه به فرموده امام باقر(ع) «آن حضرت به همه بانوان اعم از شوهردار و بىشوهر دستور مىدهد که موهاى سرخود را خضاب کنند، زنان شوهردار از این رو که در نزد شوهرانشان آراسته شوند و زنان بىشوهر براى اینکه دستشان همچون دستهاى ردان نباشد.»(17)
جالب اینکه آن حضرت به على(ع) فرمود: مصرف یک درهم براى رنگ کردن موى سر و صورت، بهتر از مصرف هزار درهم در امور دیگر در راه خدا است، خضاب چهارده فایده دارد: 1- باد را از گوش بر طرف مىکند. 2- به چشم درخشندگى مىدهد. 3- بینى را نرم مىکند. 4- دهان را خوشبو مىسازد. 5- لثه را محکم مىکند. 6- بیمارى و کسالت را رفع مى کند. 7- وسوسه شیطان را کم مىکند. 8- فرشتگان را شاد مىکند. 9- مؤمن را شادمان مىسازد. 10- کافر را خشمگین مىکند. 11- مایه آراستگى است. 12- موجب خوش سیمایى است. 13- دو فرشته نکیر و منکر را (در عذاب کردن او) شرمنده مىسازد. 14- موجب نجات از عذاب قبر مىشود.(18)
6- امام صادق(ع) فرمود: «روزى یکى از مسلمانان به محضر رسول خدا آمد، در حالى که ریشش را با رنگ زرد خضاب کرده بود، پیامبر فرمود: این چقدر زیبا است. او رفت و پس از چند روز نزد حضرت آمد در حالى که محاسنش را با حنا رنگ کرده بود، پیامبر لبخندى زد و فرمود: این رنگ بهتر از آن رنگ قبل است. او رفت و بعد از مدّتى آمد در حالى که محاسنش را با رنگ مشکى، سیاه کرده بود، پیامبرخندید و فرمود: این رنگ، از رنگ قبل، و رنگ پیش از آن زیباتر است.»(19)
7- ابو ایّوب انصارى میزبان پیامبر(ص) در مدینه مىگوید: شبى براى پیامبر غذایى آمیخته به سیر و پیاز بردم، آن حضرت از آن غذا نخورد، به آن حضرت عرض کردم: چرا از غذا نخوردى، تا از نیم خورده شما تبرّک بجوییم؟ در پاسخ فرمود: «غذاى امروز سیر داشت و چون من در اجتماع شرکت مىکنم و مردم از نزدیک با من تماس مىگیرند، از خوردن آن خوددارى کردم.» از آن پس چنین غذایى را براى پیامبر آماده نکردیم.(20)
8- حضرت زهرا(س) بقدرى به عطر و خوشبویى و پاکیزگى اهمّیت مىداد که در لحظات سخت آخر عمر، به اسماء بنت عمیس فرمود: «عطر و لباس پاکیزه و مخصوص نماز مرا بیاور، مىخواهم نماز بخوانم. من آنها را آوردم، آن حضرت از آن عطر بهرهجست و با آن لباس پاکیزه نماز خواند.»(21)
9- روزى سفیان ثورى (که زاهدنماى عصر امام صادق(ع) بود) در کنار کعبه آن حضرت را دید که بسیار آراسته و داراى لباس زیبا و نسبتاً ارزشمند است، به عنوان اعتراض به ایشان گفت: پدران و اجدادت و پیامبر (ص) و على(ع) چنین لباسى نمىپوشیدند، شما چرا پوشیدهاى؟ آن حضرت در پاسخ فرمود: پیامبر در عصرى مىزیست که نوع مردم فقیر بودند (و بر او لازم بود که همسانى با آحاد مردم را رعایت کند) ولى امروز اوضاع اقتصادى مردم خوب شده است و افراد شایسته به پوشیدن لباسهاى آراسته و زیبا سزاوارتر هستند، آنگاه این آیه را خواند: « قل من حرّم زینه الله...» (که قبلاً ذکر شد) سپس آن حضرت لباس زیرین خود را به سفیان نشان داد و فرمود: این لباس زیرین را که موئین و خشن است براى رام کردن نفس خود مىپوشم و این لباس روئین زیبا را براى مردم و جامعه. آنگاه امام لباس سفیان را گرفت و فرمود: ولى لباس زیرین تو نرم و لباس روئین تو زبر و خشن است، لباس روئین را براى خودنمایى در برابر مردم مىپوشى، ولى براى آرامش تن خود لباس نرم را در زیر مىپوشى. این است فرق بین من و تو. سفیان از این پاسخ درمانده شد و چیزى نگفت.(22)
10- امام صادق(ع) بقدرى از عطریات بهره مىجست که هرگاه کسى وارد مسجد مىشد و او را نمىدید، از محلّى که بوى عطر از آن به مشام مىرسید مىفهمید که آن حضرت در همان محل نشسته بوده است، زیرا محل سجده او همواره خوشبو بود.(23)
11- حسن بن على بن مهران مىگوید: به محضر امام کاظم(ع) رفتم دیدم انگشتر فیروزه در دست دارد، با دقّت به آن نگاه مىکردم فرمود: «چرا اینگونه به انگشتر چشم دوختهاى؟» عرض کردم: به من خبر رسیده که على(ع) چنین انگشترى داشت. فرمود: آرى، این انگشتر همان است...(24)
12- حسن بن جهم مىگوید به حضور امام کاظم(ع) رفتم دیدم محاسنش را با رنگ مشکى رنگین و آراسته کرده، از علت آن پرسیدم. فرمود: خضاب و آراستگى موجب افزایش حفظ عفّت همسران مى شود، زنانى بودند و هستند که کارشان بر اثر ژولیدگى شوهرانشان، به فساد و بىعفتى کشیده شد.(25)
نتیجهای که پیشوایان الهى با استفاده حداکثری از زیبایىها و با کمال آراستگى به میان مردم مىآمدند و پاکیزگى و زیبایى را جزء دین و برنامه اصلى زندگى مىدانستند و به آن عمل مىکردند.
پىنوشتها:
1-اعراف، آیه 32. 2-کهف، آیه 7. 3- نهجالفصاحه، حدیث 683.
4- تفسیر قرطبى، ج 10، ص 7192؛ فروع کافى، ج 6، ص 438. 5- فروع کافى، ج 6، ص 438. 6- تفسیر نورالثقلین، ج 2، ص 19. 7- مدثر، آیه 4. 8-اعراف، آیه 17. 9- فروع کافى، ج6، ص 439. 10-همان، ص 511. 11- همان، ص 495. 12- فروع کافى، ج 6، ص 487. 13- همان، ص512. 14- همان، ص 496. 15-میزان الحکمه، ج 10، ص 94. 16-بحارالانوار، ج 76، ص 100. 17- همان، ص 102. 18 و 19-همان، ص 99. 20-سیره ابن هشام، ج 2، ص 144. 21- بحارالانوار، ج 43، ص 185. 22- فروع کافى، ج 6، ص 442. 23- همان، ص 511. 24- همان، ص 472. 25- بحارالانوار، ج 76، ص 100.
از: پاسدار اسلام شماره 271 (با تلخیص)