کد خبر: ۳۳۸۷۱۲
تاریخ انتشار : ۰۳ مهر ۱۴۰۵ - ۱۹:۲۸

پاکیزگی و آراستگی در سیره معصومان‏

محمد محمدی اشتهاردى 

قرآن در آیات متعدد، ما را به استفاده سالم و بهینه از هنرها و زیبایى‏ها فراخوانده است. در یک جا مى‏فرماید: «قُل مَن حَرَّم زِینَةَ اللّهِ الَّتِى اَخرَجَ لِعبادِهِ وَ الطَیِّباتِ مِنَ الرِّزقِ...؛ بگو چه کسى زینت‏هاى الهى را که براى بندگان خود آفریده و روزى‏هاى پاکیزه را حرام کرده است؟ بگو اینها در زندگى دنیا براى کسانى است که ایمان آورده‏اند.»(1) 
این زینت همان جلوه‏هاى مختلف هنر و زیبایى در لباس و غذا و سایر شئون زندگى است که مؤمنان از آن بهره صحیح مى‏برند، ولى کافران و منحرفان آن را در راه تباهى‏ها به کار مى‏اندازند.
و در آیه دیگر مى‏فرماید: «اِنّا جَعَلنا ما عَلَى الاَرض زِینَةً لَها لِنَبلُوَهُم اَیُّهُم اَحسَنُ عَمَلاً؛ ما آن‏چه را روى زمین است زینت آن قرار دادیم، تا انسان‏ها را بیازماییم که کدامین‌شان بهتر عمل مى‏کنند؟»(2) 
نتیجه اینکه هنرها و زیبایى‏ها نعمت بزرگ الهى براى امتحان بشر است و در اختیار او قرار داده شده تا آن که زیباتر از آنها بهره مى‏برد، شناخته شود و هنر مقدمه و مرکب راهوار براى وصول به مقصود و اهداف شود.
به طور کلى نه تنها استفاده از نعمت‏هاى الهى جایز و رواست، بلکه واجب و لازم است و باید آن را آشکار ساخت. چنان‌که پیامبر (صلى اللّه علیه و آله) فرمود: «هنگامى که خداوند نعمتى را به بنده‏اى مى‏بخشد، دوست دارد آثار آن نعمت را از او آشکارا بنگرد.»(3) 
نیز فرمود: «هر کس خیرى به او رسد، ولى آثارش در او دیده نشود، دشمن خدا و مخالف نعمت‏هاى او و منکر آن نعمت‏ها به شمار مى‏آید.»(4)حضرت على‌(ع) فرمود: «خداوند زیبایى‏ها را دوست دارد و نیز دوست دارد که آثار و نشانه‏هاى زیبایى‏ها رااز بنده‏اش آشکارا بنگرد.»(5) 
پیامبر(ص) و امامان‌(ع) از قرآن این‌گونه استفاده مى‏کردند، مثلاً امام مجتبى‌(ع) زیباترین لباس‏هاى خود را هنگام رفتن به مسجد مى‏پوشید و از خوشبوترین عطرها استفاده مى‏کرد و با آراستگى چشمگیر در میان مردم مى‏آمد. روزى یکى از زاهدنماها از او پرسید: «اى پسر رسول خدا چرا زیباترین لباس خود را در نماز مى‏پوشید؟» آن حضرت فرمود: «اِنَّ اللّهَ جَمِیلٌ یُحِبُّ الجَمال، فَاَتَجَمَّلُ لِرَبِّى، وَ یَقُولُ خُذُوا زِینَتَکُم عِندَ کُلِّ مَسجِدٍ؛ خداوند زیبا است و زیبایى را دوست دارد و به همین جهت من براى راز و نیاز با خدا لباس زیبا مى‏پوشم، چرا که خداوند (در قرآن آیه 31 اعراف) مى‏فرماید: زینت خود را هنگام رفتن به مسجد برگیرید.»(6)
قرآن در جای دیگر مى‏فرماید: «وَثِیا بَکَ فَطَهِّر؛ و لباست را پاکیزه کن.»(7)، در تفسیر این آیه روایت شده: در عصر جاهلیت بین مردم معمول بود که دامن لباس‏هایشان را بسیار بلند مى‏کردند، به طورى که بر روى زمین کشیده مى‏شد و آلوده مى‏شد، آیه فوق که در حقیقت خطاب به مردم است در این راستا نازل شد و تبیین کرد که بلندى دامن لباس نشانه شخصیت نیست، بلکه موجب ناپاکى و نازیبایى مى‏شود، بلکه پاکیزگی و زیبایى لباس نشانه تربیت و فرهنگ بالنده انسان از نظر اسلام است.
نیز قرآن در ضمن شمردن هدف‏هاى پیامبر مىفرماید: «وَ یُحِلُّ لَهُمُ الطَّیِّباتِ وَ یُحَرِّم عَلَیهِمُ الخَبائث؛ او پاکیزه‏ها را براى مردم حلال مى‏شمرد و ناپاکى‏ها را براى مردم حرام مى کند.»(8) بنابراین پاکى و آراستگى و استفاده بهینه از زیبایى‏ها از برنامه‏هاى اصلى پیامبر (ص) در زندگى شخصى خود، و در آموزه‏هاى مکتبى‏اش بود و معصومان به هر اندازه از آراستگى و زیبایى دورى کنند، به همان اندازه از مکتب انسان ساز اسلام و قرآن دورى کرده‏اند.
پیشوایان‏؛ الگوی پاکیزگی و آراستگی
در گفتار و رفتار پیشوایان به آنچه که موجب پاکیزگى و آراستگى است دستور داده شده و از آنچه که باعث زشتى و ناپاکى مى‏شود نهى شده است، به عنوان مثال؛ به مسواک و زدودن موهاى زائد بدن و استفاده از عطریات و گرفتن ناخن و کوتاه کردن موى شارب و... دستور داده شده است. از سخنان رسول خدا (ص) است: «بئس العبد القاذورة؛ بنده کثیف، بنده بد و زشتى است.»(9) و نیز فرمود: «دوستم جبرئیل به من گفت: یک روز در میان، خود را با عطر خوشبوکن و در روز جمعه حتماً از عطر بهره بگیر و آن را ترک نکن.»(10) حضرت على‌(ع) فرمود: «مسواک دندان‏ها موجب پاکیزگى دهان و خوشنودى پروردگار است.»(11) 
پیامبر (ص) فرمود: «انّ من السّنّة ان تأخذ من الشّارب حتّى یبلغ الاطار؛ از سنّت اسلام است که سبیل خود را کوتاه کنى به طورى که به لب بالا برسد و لب بالا آشکار شود.»(12) 
چند نمونه از سیره عملی پیامبر(ص) و امامان‌(ع)
1-امام صادق‌(ع) فرمود: «رسول خدا (ص) آنچه را که براى مصرف عطر و بوهاى خوش خرج مى‏کرد، بیشتر از آن بود که براى غذا مصرف مىکرد.»(13)
2- روزى پیامبر (ص) دندان چند نفر از مسلمانان را دید که زرد شده بود، به آنها فرمود: «مالى اراکم قلحاً مالکم لاتستاکون؟؛ چرا دندان‏هاى شما را زرد و کثیف مى‏نگرم؟ چرا مسواک نمى‏زنید؟»(14)
3- یک روز پیامبر (ص) دو عدد لباس نزد همسرش عایشه آورد و فرمود: «این دو جامه را بشوى، آیا نمى‏دانى که لباس تسبیح خدا مى‏گوید، و هرگاه چرکین شد تسبیح آن قطع مى‏شود.»(15)
4- مردى به محضر پیامبرآمد، آن حضرت مقدارى موى سفید در ریش او دید، فرمود: این نورى است که نشان مى‏دهد جوانى خود را در راه اسلام پیر کرده است. آن مرد رفت و موى صورتش را حنا کرد و نزد پیامبر آمد. حضرت وقتى که او را آراسته دید، فرمود: این رنگ نشانه نور و اسلام است. او رفت و این بار محاسنش را با رنگ مشکى سیاه کرد و نزد پیامبر آمد، ایشان به او فرمود: «نورٌ و اسلامٌ و ایمانٌ و محبّةٌ الى نسائکم، و رهبةٌ فى قلوب عدوّکم؛ این رنگ، نشانه نور و اسلام و ایمان بوده و مایه جلب محبت زنانتان و القاى ترس در دل‏هاى دشمنانتان مى‏باشد.»(16)
5- از روش‏هاى پیامبر(ص) اینکه به فرموده امام باقر‌(ع) «آن حضرت به همه بانوان اعم از شوهردار و بى‏شوهر دستور مى‏دهد که موهاى سرخود را خضاب کنند، زنان شوهردار از این رو که در نزد شوهران‌شان آراسته شوند و زنان بى‏شوهر براى اینکه دست‌شان همچون دست‏هاى ردان نباشد.»(17)
جالب اینکه آن حضرت به على‌(ع) فرمود: مصرف یک درهم براى رنگ کردن موى سر و صورت، بهتر از مصرف هزار درهم در امور دیگر در راه خدا است، خضاب چهارده فایده دارد: 1- باد را از گوش بر طرف مى‏کند. 2- به چشم درخشندگى مى‏دهد. 3- بینى را نرم مىکند. 4- دهان را خوشبو مى‏سازد. 5- لثه را محکم مى‏کند. 6- بیمارى و کسالت را رفع مى‏ کند. 7- وسوسه شیطان را کم مى‏کند. 8- فرشتگان را شاد مى‏کند. 9- مؤمن را شادمان مى‏سازد. 10- کافر را خشمگین مى‏کند. 11- مایه آراستگى است. 12- موجب خوش سیمایى است. 13- دو فرشته نکیر و منکر را (در عذاب کردن او) شرمنده مى‏سازد. 14- موجب نجات از عذاب قبر مى‏شود.(18)
6- امام صادق‌(ع) فرمود: «روزى یکى از مسلمانان به محضر رسول خدا آمد، در حالى که ریشش را با رنگ زرد خضاب کرده بود، پیامبر فرمود: این چقدر زیبا است. او رفت و پس از چند روز نزد حضرت آمد در حالى که محاسنش را با حنا رنگ کرده بود، پیامبر لبخندى زد و فرمود: این رنگ بهتر از آن رنگ قبل است. او رفت و بعد از مدّتى آمد در حالى که محاسنش را با رنگ مشکى، سیاه کرده بود، پیامبرخندید و فرمود: این رنگ، از رنگ قبل، و رنگ پیش از آن زیباتر است.»(19)
7- ابو ایّوب انصارى میزبان پیامبر(ص) در مدینه مى‏گوید: شبى براى پیامبر غذایى آمیخته به سیر و پیاز بردم، آن حضرت از آن غذا نخورد، به آن حضرت عرض کردم: چرا از غذا نخوردى، تا از نیم خورده شما تبرّک بجوییم؟ در پاسخ فرمود: «غذاى امروز سیر داشت و چون من در اجتماع شرکت مى‏کنم و مردم از نزدیک با من تماس مى‏گیرند، از خوردن آن خوددارى کردم.» از آن پس چنین غذایى را براى پیامبر آماده نکردیم.(20)
8- حضرت زهرا(س) بقدرى به عطر و خوشبویى و پاکیزگى اهمّیت مى‏داد که در لحظات سخت آخر عمر، به اسماء بنت عمیس فرمود: «عطر و لباس پاکیزه و مخصوص نماز مرا بیاور، مى‏خواهم نماز بخوانم. من آنها را آوردم، آن حضرت از آن عطر بهره‏جست و با آن لباس پاکیزه نماز خواند.»(21)
9- روزى سفیان ثورى (که زاهدنماى عصر امام صادق(ع) بود) در کنار کعبه آن حضرت را دید که بسیار آراسته و داراى لباس زیبا و نسبتاً ارزشمند است، به عنوان اعتراض به ایشان گفت: پدران و اجدادت و پیامبر (ص) و على‌(ع) چنین لباسى نمى‏پوشیدند، شما چرا پوشیده‏اى؟ آن حضرت در پاسخ فرمود: پیامبر در عصرى مى‏زیست که نوع مردم فقیر بودند (و بر او لازم بود که همسانى با آحاد مردم را رعایت کند) ولى امروز اوضاع اقتصادى مردم خوب شده است و افراد شایسته به پوشیدن لباس‏هاى آراسته و زیبا سزاوارتر هستند، آنگاه این آیه را خواند: « قل من حرّم زینه الله...» (که قبلاً ذکر شد) سپس آن حضرت لباس زیرین خود را به سفیان نشان داد و فرمود: این لباس زیرین را که موئین و خشن است براى رام کردن نفس خود مى‏پوشم و این لباس روئین زیبا را براى مردم و جامعه. آنگاه امام لباس سفیان را گرفت و فرمود: ولى لباس زیرین تو نرم و لباس روئین تو زبر و خشن است، لباس روئین را براى خودنمایى در برابر مردم مى‏پوشى، ولى براى آرامش تن خود لباس نرم را در زیر مى‏پوشى. این است فرق بین من و تو. سفیان از این پاسخ درمانده شد و چیزى نگفت.(22)
10- امام صادق‌(ع) بقدرى از عطریات بهره مى‏جست که هرگاه کسى وارد مسجد مى‏شد و او را نمى‏دید، از محلّى که بوى عطر از آن به مشام مى‏رسید مى‏فهمید که آن حضرت در همان محل نشسته بوده است، زیرا محل سجده او همواره خوشبو بود.(23)
11- حسن بن على بن مهران مى‏گوید: به محضر امام کاظم‌(ع) رفتم دیدم انگشتر فیروزه در دست دارد، با دقّت به آن نگاه مى‏کردم فرمود: «چرا این‏گونه به انگشتر چشم دوخته‏اى؟» عرض کردم: به من خبر رسیده که على‌(ع) چنین انگشترى داشت. فرمود: آرى، این انگشتر همان است...(24)
12- حسن بن جهم مى‏گوید به حضور امام کاظم‌(ع) رفتم دیدم محاسنش را با رنگ مشکى رنگین و آراسته کرده، از علت آن پرسیدم. فرمود: خضاب و آراستگى موجب افزایش حفظ عفّت همسران مى ‏شود، زنانى بودند و هستند که کارشان بر اثر ژولیدگى شوهران‌شان، به فساد و بى‏عفتى کشیده شد.(25)
نتیجه‌ای که پیشوایان الهى با استفاده حداکثری از زیبایى‏ها و با کمال آراستگى به میان مردم مى‏آمدند و پاکیزگى و زیبایى را جزء دین و برنامه اصلى زندگى مى‏دانستند و به آن عمل مى‏کردند. 
پى‏نوشت‏ها: 
1-اعراف، آیه 32.   2-کهف، آیه 7.   3- نهج‌الفصاحه، حدیث 683.   
4- تفسیر قرطبى، ج 10، ص 7192؛ فروع کافى، ج 6، ص 438. 5- فروع کافى، ج 6، ص 438.    6- تفسیر نورالثقلین، ج 2، ص 19.   7- مدثر، آیه 4.    8-اعراف، آیه 17.   9- فروع کافى، ج‏6، ص 439.    10-همان، ص 511.  11- همان، ص 495.    12- فروع کافى، ج 6، ص 487.    13- همان، ص512.  14- همان، ص 496.   15-میزان الحکمه، ج 10، ص 94.   16-بحارالانوار، ج 76، ص 100.   17- همان، ص 102.    18 و 19-همان، ص 99.    20-سیره ابن هشام، ج 2، ص 144.    21- بحارالانوار، ج 43، ص 185.    22- فروع کافى، ج 6، ص 442.   23- همان، ص 511.   24- همان، ص 472.    25- بحارالانوار، ج 76، ص 100.
از: پاسدار اسلام شماره 271 (با تلخیص)

captcha