اینترنشنال؛ مجری جنگ روانی تمامعرض و چندلایه
عزیزالله محمدی(امتدادجو)
بر اساس اعلام مقامات نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی ایران، هماهنگی رسانههای معاند فارسیزبان با آمریکا و رژیم صهیونیستی، فراتر از یک همکاری خبری ساده و در قالب یک هماهنگی اطلاعاتی-عملیاتی همهجانبه تعریف میشود. در این چارچوب، این رسانهها بهعنوان «سربازان صهیونیسم و آمریکا» و بخشی از «اتاق عملیات جنگ ترکیبی» دشمن، علیه ایران معرفی شدهاند.
مهمترین ابعاد این هماهنگی از سوی ایران به شرح زیر اعلام شده است:
ارتباط مستقیم با سرویسهای اطلاعاتی
منابع امنیتی تأکید دارند که رسانههایی مانند بیبیسی فارسی، ایران اینترنشنال و رادیو فردا، مستقیماً به «موساد» (سازمان اطلاعاتی اسرائیل)، «سیا» (سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا) و دیگر سازمانهای اطلاعاتی دشمن متصل هستند و از آنها «خط کاری» و «پشتیبانی» دریافت میکنند. در این دیدگاه، مرکز ثقل این امپراتوری رسانهای در اختیار صهیونیستها معرفی شده است.
ایفای نقش در جنگ اطلاعاتی و هدایت حملات
این رسانهها بهطور گسترده فراتر از جنگ روانی، اقدام به همکاری اطلاعاتی برای هدایت حملات نظامی داشتند و کماکان نیز در این مسیر با ارائه پیشنهاداتی غیراخلاقی و ناقض حقوق بشر سعی در تکرار خیانت و جنایات خود دارند. آنها با روشهای مختلف به این خیانت خود رنگ و لعاب رسانهای تزریق میکردند:
الف- نقشهخوانی برای بمباران: با انتشار آدرسهای مکانی دقیق از اماکن مختلف در تهران و سایر شهرها، عملاً به نقشهخوانی برای بمباران دشمن پرداختهاند.
ب- جمعآوری اطلاعات میدانی: از مخاطبان خود خواستهاند تا از محل اصابت بمبها، موقعیت ایستهای بازرسی یا محل استقرار نیروهای امنیتی تصویر بگیرند یا مختصات بدهند تا اسرائیل و آمریکا دقیقاً همان نقاط را هدف قرار دهند.
ج- هماهنگی عملیاتی: نمونه آن در جنگ ۴۰ روزه، ضبط برنامههای ایران اینترنشنال از تلآویو بود؛ بهگونهای که با به صدا درآمدن آژیرهای حملات موشکی ایران، برنامههای این شبکه نیز متوقف میشد.
تأمین مالی و پشتیبانی راهبردی
هماهنگی با حمایت مالی و راهبردی همراه بوده است. بر اساس گزارشها، شبکه ایران اینترنشنال حدود ۸۲۵ میلیون دلار از سهامداران خود دریافت کرده که این تزریق سرمایه اندکی پیش از تحولات اخیر صورت گرفته است.
همچنین با پایش خبرهای منتشرشده این شبکه تروریستی بهوضوح میتوان دید که اخبار جعلی شبکه ایران اینترنشنال در جریان جنگ ۴۰ روزه، یک «جنگ روانی تمامعرض» با اهداف و پیامدهای چندلایه بود که بهطور سیستماتیک امنیت روانی و انسجام اجتماعی ایران را هدف قرار داد:
تخریب بهداشت روان و القای ناامیدی
مهمترین هدف این شبکه بهطور بیوقفه و با رپورتاژ قرار دادن خبرهای لحظهای ایجاد اضطراب، ناامیدی و سلب اعتماد به نفس در مردم بود که با تحلیلهای منفی و ضریب دادن به اتفاقات جنگ بهطور مستقیم بر روی روان مخاطبین خود تأثیر میگذاشت.
این شبکه همسو با جریان سلطه با بمباران منفیگرایی و با پخش مداوم اخبار ناامیدکننده، بهطور مدام مخاطب را در معرض فرسودگی روانی، خشم و بیانگیزگی قرار میداد.
القای فروپاشی یکی از برجستهترین سناریوهای خبری اینترنشنال بود که بیوقفه با تکرار روایتهای «فروپاشی» و بزرگنمایی مشکلات، عزتنفس فردی و اعتماد اجتماعی را تضعیف میکرد تا این حس القا شود که «هیچ راه بهبودی جز فروپاشی در ایران وجود ندارد و به این وسیله روان و درک مخاطب از واقعیت و اتفاقات را ضمن دستکاری سعی میکرد در اختیار و تحت کنترل و حتی هدایت بگیرد.
تضعیف انسجام اجتماعی و دوقطبیسازی
بهطور آشکار این شبکه پوششی با هدف گسستن پیوندهای ملی و افزایش شکافهای اجتماعی، با «بحرانسازی مصنوعی» و «افزایش شکافها» دست به تحریک عواطف میزد:
بحرانسازی مصنوعی: استراتژی اصلی آن نه «تولید حقیقت»، بلکه «تولید بحران» برای تبدیل نارضایتیهای محدود به کل جامعه بود.
افزایش شکافها: با ترویج خشونت و نفرتپراکنی، به دنبال افزایش شکاف طبقاتی و بیثباتی بود.
تضعیف اعتماد عمومی و نهادهای رسمی
یکی از اهداف کلیدی و استراتژیک این شبکه تخریب اعتماد مردم به نظام و نهادهای رسمی با شیوههای نخنما شده در جریان جنگ و پس از آن بود که مطابق معمول از«جعل هویت و کشتهسازی» و همچنین«شایعهپراکنی هدفمند» استفاده میکرد:
جعل هویت و کشتهسازی: بهطور فزایندهای در بخشهای خبری و میان برنامهها با نسبت دادن مرگ افراد عادی (مثلاً تصادفی) به حوادث اعتراضی، ذهن مردم را تشویش میکردند.
شایعهپراکنی هدفمند: با تکرار اخبار مربوط به دوران اغتشاشات و با انتشار شایعاتی نظیر«درخواست پول از خانواده کشتهشدگان توسط پزشکی قانونی» (که رسماً تکذیب شد)، مستقیماً اعتماد به نهادهای حیاتی را نشانه گرفت و سعی کرد میزان هیجانات و واکنش منفی بستر جامعه را ضمن افزایش به تحرک و آشوب مجدد بکشاند.
هماهنگی با اهداف نظامی دشمن
آن چیزی که بهطور مشخص در جریان جنگ ۱۲ روزه و چهل روزه بیش از هر چیز دیگر نمایان شد؛ اقدام این شبکه بهعنوان «چرخدنده حیاتی ماشین جنگ صهیونیستی و آمریکا» بود که همواره با «توجیه حملات به غیرنظامیان» و «تضعیف روحیه ملی» تجسمی از جنایت و توحش را پیدا کرد:
توجیه حملات به غیرنظامیان: این شبکه با القای «تهدید هستهای» ایران و نسبت دادن وابستگی به نظام به قربانیان، حملات به غیرنظامیان را توجیه میکرد.
تضعیف روحیه ملی: با ارائه گزارشهای جعلی و اخبار ایجادی در اتاق فکر و با بزرگنمایی حملات و انتشار شایعاتی درباره کمبود غذا و ضرورت ترک شهرها، به دنبال ایجاد ترس، سردرگمی و تضعیف روحیه مقاومت بود.
اینترنشنال با مجموعه عملکرد شبکه تروریستی و پوششی و جنایتکار و خائن خود در واقع به دنبال ایجاد «پیامدهای عینی قابل لمس از شایعه تا آشوب» بود که اقدامات خود را طی چند سال گذشته در پی گرفته و با رسیدن به دیماه سال گذشته آن را افزایش و مقدمات جنگ ۱۲ روزه را فراهم کرد.
در جریان اعتراضات سال گذشته اینترنشنال با سوار شدن بر موج اعتراض بهطور مؤثر و آشکار سعی کرد مسیر اعتراض را به اغتشاش تغییر دهد که این سناریو با انجام عملیاتهای روانی مختلف صورت گرفت.
این عملیات روانی پیامدهای عینی در جامعه داشت، از جمله تحریک بخشی از اغتشاشگران، ایجاد التهاب در بازار ارز و طلا با شایعات اقتصادی و هدررفت انرژی روانی جامعه برای بررسی اخبار نادرست.
در مجموع، اخبار جعلی ایران اینترنشنال نه یک خطای رسانهای، که استراتژی آگاهانهای برای «تردید سیستماتیک» و بحرانسازی بود تا با تخریب اعتماد و القای ناامیدی، زمینه را برای نفوذ و اهداف سیاسی و نظامی دشمن فراهم کند.
به نظر میآید؛ گرچه دیرهنگام، اما در نهایت در واکنش به این هماهنگی خائنانه اینترنشنال با رژیم صهیونیستی و آمریکا، سخنگوی نیروهای مسلح ایران در بحبوحه جنگ در یکی از بیانیهها اعلام کرد که این رسانه و بعضی دیگر از رسانههای همسو با رژیم صهیونیستی در «بانک اهداف نظامی» ایران قرار دارند و بهعنوان رسانه به رسمیت شناخته نمیشوند.
لازم به توضیح است از سال ۲۰۲۲، ایران اینترنشنال توسط ایران سازمانی تروریستی اعلام شده است.