کد خبر: ۳۳۸۴۵۸
تاریخ انتشار : ۲۹ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۱:۴۷

تاریخ شفاهی علم اکتسابی یا اکتشافی

عزیزالله محمدی(امتدادجو)

پیشینه 
«تاریخ شفاهی» عنوان سهل و ممتنعی است که این روزها با توجه به تطابق زمانی با ایام دفاع مقدس سوم و لزوم ایجاد پرداختن به روایت‌ها و خاطره‌های افراد مختلف-بالاخص مردم عادی که روایتگر شرایط ویژه‌ای از جنگ از جمله اتحاد و مقاومت هستند- بیشتر مورد توجه قرار گرفته و عموماً در تجمعات شبانه و یا در میادین و در سطوح تخصصی و پژوهشی و تحقیقاتی نیز شاهد هستیم که تولیدات رسانه‌ای و مکتوبات متعددی از این‌گونه روایت به وجود آمده که متأسفانه بعضاً و قریب به اکثریت، دارای نکات علمی و الزامی برای این نوع تاریخ نگاری و مستند سازی نیستند؛ بدیهی‌ است! به‌رغم نیاز مبرم و الزام به روایت تاریخ دفاع مقدس شکل گرفته، این نحوه و روند تولید در آتی می‌تواند فرآیند بازگویی تاریخ معاصر و ادبیات ویژه آن را تحت‌الشعاع قرار داده و همراه با آسیبهایی از جمله اصالت روایت، مبنا، شواهد، ارجاعات، مستندات و... سازد. پیش از آغاز جنگ موسوم به جنگ رمضان، طی مطلبی با عنوان «تاریخ شفاهی علم اکتسابی یا اکتشافی» با طرح موضوع چیستی و چگونگی تاریخ شفاهی به شاکله و ساختار وجودی این مهم پرداختیم که در این فرصت به دلیل اهمیت زمانی و نیاز مخاطب به آشنایی بیشتر از آنچه که در آنجا بازگو شده، ضمن بازخوانی کلیات بخش اول، بخش دوم را نیز پی خواهیم گرفت. دربخش اول چنین ذکر شد:
ظهور و بروز پدیده‌ای به نام «دفاع مقدس» که مبتنی بر باورهای ملی و ارزش‌های دینی- انقلابی بود بعضی از مفاهیم تاریخی و ادبی را در ایران دچار تحولات اساسی کرد و بر اساس این تحولات، این مفاهیم در مرحله اول، از بعد تاریخی- اجتماعی و در مراحل بعد، از منظر علمی- ادبی و هنری به اقتضای نیاز، بیشتر مورد توجه قرار گرفتند. 
همچنین اشاره داشتیم به پیشینه مختصری از تاریخ شفاهی که گر چه نوعی از تاریخ نگاری تحت عنوان «تاریخ شفاهی» پیش از این نیز در فعالیت مورخان و نویسندگان قرار داشت؛ اما دفاع مقدس هشت‌ساله پنجره‌ای شد با وسعت بی‌نهایت برای کشف انسانهای معاصر(رزمندگان) و اندیشه‌های آنها- در چارچوب ویژگی‌های سرزمینی ایران از زوایای مختلفِ قابل کشف- که تلاش‌های مستمر و ارزشمند و پر زحمتی برای این اکتشافات از سوی دغدغه‌مندان حوزه تاریخ شفاهی تاکنون صورت گرفته؛ تا به آنجائی که که حتی نوع این تلاش‌ها با دسته‌بندی‌های مختلفی که در آن به وجود آمده تعبیر به «علم خاص» نیز شده است. در ادامه با گذر از صورت ظاهری تاریخ شفاهی و کتب منتشر شده این حوزه، به ویژگی‌های ظاهری و طراحی جلد این کتب، نسبت‌های تاریخ شفاهی با فلسفه و نظریه‌های علمی، تعادل در اثر تاریخ شفاهی، لحن گفتار و نوشتار، سرنوشت تاریخ شفاهی و... پرداختیم و ذیل این تعمق در تاریخ شفاهی، ذکر شد که «پیش از تاریخ شفاهی بعضی رشته‌های تاریخی و سبک‌های روایی به دلیل عدم همخوانی با نیاز جامعه و عدم وجود قدرت در بیان شدن، در بستر تاریخ به فراموشی سپرده شدند؛ لذا سؤالی که پیش می‌آید این هست که آیا تاریخ شفاهی هم به این سرنوشت دچارخواهد شد؟ یعنی به جرگه رشته‌هایی خواهد پیوست که رفته‌رفته کمرنگ می‌شوند؟
با وجود مطرح شدن بعضی از اظهارنظرها درخصوص بین‌‌رشته‌ای بودن «تاریخ شفاهی» و با توجه به سوابقی از جمله تغییر شکل پیدا کردن یا کمرنگ شدن که برای بعضی از رشته‌های میان رشته‌ای در بستر رسانه‌های مدرن امروز و اقتضائات آن به وقوع پیوسته، این شبهه و سؤال به وجود می‌آید که آیا تاریخ شفاهی هم در دچارشدن به این موضوع (رسانه‌ای شدن) می‌تواند به همان سرنوشت مبتلا شود».
حالا در ادامه و در بخش دوم این مطلب، به ضرورت زمان جنگ و لزوم آشنایی قاطبه مردم و همین‌طور قشر جوان علاقه‌مند که در محافل و مجالس مختلف به ویژه در محافل دانشگاهی پرسش‌های را در این زمینه مطرح می‌کنند؛ بحث را در حوزه نظری تاریخ شفاهی پی می‌گیریم.
تاریخ شفاهی روایت رویداد یا فرد؟
علی‌الظاهر اگر ما این مبحث را بپذیریم که تاریخ شفاهی مرکب از پرداختن به افراد و رویدادها است؛ یعنی در دلِ تاریخِ پرداختن به افراد و رویدادها قرار دارد؛ نکته‌ای که قابل طرح می‌شود این است که امروز در حوزه تاریخ شفاهی پرداختن به افراد پررنگ‌تر شده، یعنی رویدادها گویا دارند کمرنگ می‌شوند؛ کم‌اثر می‌شوند؛ رفتند به گوشه‌ای و افراد حالا با هر انگیزه‌ای حالا چه انگیزه فردی چه انگیزه اقتصادی و یا سیاست‌گذاری‌های کلان بیشتر خود را روایت می‌کنند؛ ما دیگر در تاریخ شفاهی کمتر به رویدادها می‌پردازیم و غالباً فقط به افراد پرداخته می‌شود. 
واقعاً چرا این آسیب به حوزه تاریخ شفاهی وارد شده که رویدادها کمرنگ شدند؟! ما حتی وقتی به سراغ یک رویداد هم می‌رویم در نهایت با روایت افرادی رو‌به‌رو می‌شویم که خودشان را دارند روایت می‌کنند نه رویداد را. 
در میان چالش‌های موجود برای تثبیت موقعیت علمی تاریخ شفاهی، این نوع روایتگری و یا روایت سازی به عنوان یک آسیب نمایان شده که شاید در انتها به همان موضوعی برسیم که گفتیم تاریخ شفاهی مثل موضوعات دیگر بین‌رشته‌ای که بعضا کمرنگ شدند در حال تغییر شکل و ماهیت و کمرنگ شدن است و حتی امکان دارد به این نتیجه در طول تاریخ برسیم که گویا تاریخ شفاهی خالی از تولید نظریه برای بقای خودش است! 
بررسی اجمالی این موضوع می‌تواند تابع این حقیقت روشن باشد که تاریخ شفاهی به صورت عملی خارج از معیارهای جدی و در چارچوب ابتکارات فردی و با تکیه بر زبان ادبی و داستانی خود را بازنمایی می‌کند. 
حقیقت و واقعیت پدیده‌های روایی
اولین نکته حائز اهمیت آن است که در تاریخ شفاهی بتوان یک آشنایی روشن و بدون ابهام برای ذهن مخاطب درباره موضوع مورد بحث تاریخ شفاهی ایجاد کرد؛ به طوری که مخاطب این پدیده را با تمام ابعاد وجودی بشناسد؛ مثال‌های متعددی از کتب تاریخ شفاهی وجود دارد که راوی به دلیل تعلق به یک بُعد از یک واقعه نتوانسته است منتقل‌کننده دقیق تاریخ باشد و ‌ای بسا که مؤلف نیز در مقابل انتقاد به این نقیصه واکنش‌های منفی از خود نشان داده؛ لذا بیان کلی این مسئله مهم است که تاریخ شفاهی باید در حقیقت و واقعیت وجودی پدیده‌های روایی متبلور و تجلی یابد.
بر همین اساس لازم است مؤلف و راوی در موضوع تاریخ شفاهی ضمن احاطه و تسلط بر چارچوب و شاکله اصلی تولید محتوا قدرت مواجهه با جنبه‌های انتقادی را نیز دارا باشد که به طور مثال آن چیزی که بیشتر ‌گریبانگیر تولیدکنندگان محتوا در حوزه تاریخ شفاهی است؛ مبحث انتقال لحن راوی و یا شاهدین است که از یک دستی و یا قدرت انتقال لهجه برخوردار نیستند؛ لذا متن در خوانش و یا در انتقال مفاهیم دست خوش عدم ادراک در نزد مخاطب می‌شود؛ چرا که در نهایت تاریخ شفاهی اگر چه نقطه تکاملی بیان تاریخ نیست اما می‌تواند مخاطب را در مسیر تکامل و آگاهی و روشنایی قرار بدهد.
اعتماد و اعتبار تاریخ شفاهی
به دلیل چالش‌های مختلفی که عموماً در محیط‌های فرهنگی و پژوهشی وجود دارد به طور قطع تاریخ شفاهی باید بتواند با پیروی از نظریه‌های علمی حوزه خود، مفاهیم را در معرض بحث و تعریف مجدد براساس دانشنامه‌های موجود و یا در دست تهیه قرار بدهد؛ چرا که امکان دارد در آتی با چالش معروف و قابل طرحی که عمدتاً گفته می‌شود تاریخ شفاهی را نباید به عنوان منبع مطرح کرد روبه‌رو می‌شوند.
استدلال طرفداران این نظریه «عدم معرفی تاریخ شفاهی به عنوان منبع» همواره این بوده که این نوع منبع به دلیل ویژگی‌هایی که دارد قابل اعتماد نیست.
البته این نوع انتقاد به تاریخ شفاهی را اگر در نسبت تاریخ شفاهی با فلسفه تاریخ و یا گزارش‌های عام تاریخ بسنجیم و پاسخ بدهیم به‌طور قطع نوع انتقاد صورت گرفته خود می‌تواند تبدیل به تسلسل نقد در مقابل نقد شود که به این ترتیب امری دوری و پایان‌ناپذیر برای این نوع مواجهه با نقد در تاریخ شفاهی متصور است؛ اما با این وجود، بر تولیدکنندگان محتوای تاریخ شفاهی الزام است که بر اصالت نقد و حتی نقد ارجاع به منبع نیز توجه داشته باشند و تا حد نهائی و ممکن بر اثبات صحت و اتقان روایات به روش‌های شناخته شده تجربی و علمی و ابتکاری اهتمام داشته باشند.
نظریه مقاومت
تاریخ دفاع مقدس دارای نقطه قوت بالقوه و بالفعلی برای تبدیل شدن به یک پدیده منحصربه‌فرد است که حتی با فرض اینکه در حوزه تاریخ شفاهی تولید نظریه صورت نگرفته؛ اما درونمایه، ماهیت و ادبیات دفاع مقدس این اجازه را می‌دهد که به طور خاص تاریخ شفاهی دفاع مقدس با توجه به ویژگی‌های اجتماعی و سیاسی تابع اصول اعتقادی و اخلاقی شود که در مجموع، این مواجه خود می‌تواند شکلی از یک نظریه را در ذهن متبادر 
سازد.
به طور مثال مواجه در مورد شهید، در مورد ایمان، در مورد تعهد، در مورد تخصص، در مورد آتش به اختیار، در رابطه با عناصر تشکیل‌دهنده دفاع مقدس و یا اینکه مباحث اعتقادی از جمله هدف وسیله را توجیه نمی‌کند و خیلی مباحث دیگر قابل اثبات. البته امکان دارد این نظریه با نقد متقابلی روبه‌رو شود که آن هم «شعاری» بودن می‌تواند باشدکه برای آن هم پاسخ‌های وجود دارد.
آنچه که مسلم است تابع این نوع دیدگاه بودن(مقاومت) این امکان را به محقق و مؤلف می‌دهد که خود را دقیقاً در طول یک هدف معین براساس شکل‌گیری یک نظریه مثل نظریه مقاومت ببیند و مسیر را طوری در تولید محتوای تاریخ شفاهی به پیش ببرد که به‌اصطلاح مواد لازم برای ادامه مسیر را نیز تحت عنوان تاریخ شفاهی دفاع مقدس بر مبنای نظریه مقاومت در اختیار دیگران از جمله محیط دانشگاهی قرار بدهد.
با وجود جلوه ظاهری این موضوع که شعاری بودن را گاهی تداعی می‌کند؛ اما به طور قطع اگر یک دانشجو و یا یک نظریه‌پرداز جامعه‌شناس بخواهد در رشته جامعه‌شناسی درباره جامعه مقاوم و تولید نظریه در پیرامون جامعه مقاوم بخواهد کار بکند یا بخواهد در مورد ویژگی‌های جامعه مقاوم تحقیق کند؛ حتماً تاریخ شفاهی در دوره 8 سال جنگ می‌تواند به او کمک کند و این یعنی نظریه در تاریخ شفاهی تولید شده است.
علوم اجتماعی و تاریخ شفاهی
نکته حائز اهمیت آن است که تولید‌کننده محتوای تاریخ شفاهی و مؤلف در این عرصه باید کارخود را دقیق و کامل انجام بدهد و آن پژوهشگر علوم اجتماعی است که از دل این تاریخ شفاهی استخراج نظریه می‌کند و مؤلف و نویسنده تاریخ شفاهی باید این را بداند که من، به عنوان یک نویسنده و فعال دفاع مقدس دارم سند تاریخی تولید می‌کنم.
میل به انتشار تجربه
همواره احساسی از روی مسئولیت بین فعالان و مؤلفین حوزه تاریخ شفاهی دفاع مقدس وجود دارد که می‌توانیم آن را میل به «بازتاب و انتشار تجربه» نام‌گذاری کنیم. 
به طور عمومی به دلیل انباشت اطلاعات کسب‌شده در مصاحبه‌ها که از قِبَلِ گفت‌وگوهای خاص با فعالان سیاسی و یا رزمندگان حوزه مقاومت برای مصاحبه‌کننده و یا مؤلف و نویسنده به دست آمده، احساس اشتراک‌گذاری این اطلاعات نیز بین فعالان حوزه تاریخ شفاهی افزایش می‌یابد که یا از باب انتقال تجربه فردی است که در مواجه‌های مختلف به دست آمده و یا از باب ولع برای نشر اطلاعات دست اول، همانند خبرنگاران که در طی مراحل و فرآیند انجام تاریخ شفاهی خلق شده.
دستینه
فارغ از ارزش‌گذاری این ابتلا، به طور معمول بهترین روش برای چنین مواقعی که موضوع مبتلابهی برای تقریباً تمام فعالان حوزه تاریخ شفاهی است؛ ایجاد یک دستینه برای نگارش تجربیات، راهکار مناسبی می‌تواند باشد تا بتوان آن را در فرصت مناسب تبدیل به یک اثر مدون قابل انتقال و علمی جهت استفاده در مباحث نظری و دانشگاهی کرد. 
از آنجایی که بعضاً ابهامات و سؤالات و نقدهایی بر تاریخ شفاهی به عنوان محل تردید به عنوان یک منبع معتبر است؛ لذا ابهاماتی نیز چه به عنوان تاریخ و چه به عنوان فلسفه و تاریخ و مباحث مشابه به آنها وجود دارد؛ بر همین اساس دستینه‌های مبتنی بر تجربه می‌تواند پاسخگوی چالش‌های ذهنی و یا اطلاعاتی برای مخاطبین و کسانی که تازه پا در این عرصه می‌گذارند، باشد؛ در واقع به این طریق فعال عرصه تاریخ شفاهی می‌تواند ناظر به هر اثر (پیش‌رو از جمله مصاحبه، روایت، سند و...) باشد و با عینیت بخشی به ماهیت و واقعیات موجود به پیش برود.
نقد تکثر و شتاب‌زدگی در تولید اثر
این رویکرد گر چه در طول تولیدات تاریخ شفاهی سهولت انجام کار و حتی امکان علمی‌سازی انتقال تجربه را دارا است؛ اما! می‌تواند شتاب‌زدگی را نیز برای کسانی که تجربه کافی در این عرصه را ندارند به وجود آورد که در این صورت اصل و اساس اثر تولید شده همراه با آسیب‌های جدی روایی و استنادی خواهد بود. منتقدین و کارشناسان برای رفع این آسیب و عبور از شتاب‌زدگی، نقد پیش از انتشار را مؤثرترین گزینه می‌دانند که آثار تولیدشده باید پیش از انتشار به طور حتم در اختیار یک کارشناس برجسته و یا منتقد قرار داده شود تا ضمن رفع اشکالات به وجوه علمی و استنادی و اعتباری نیز توجه شود.
رسیدن به این نقطه مطلوب گرچه با توجه به بازاری‌شدن آثار تولید شده و کتاب‌سازی‌های گسترده و توجه اقتصادی محور به این‌گونه نشر، بسیار مشکل و دور از انتظار شده؛ اما اگر میلی از سوی تولیدکننده اثر به کمال در اثر تولیدشده تاریخ شفاهی هست؛ باید برای نهادینه شدن «نقد قبل از انتشار» اهتمام ویژه‌ای بورزد و آن را به دلیل آنکه با جامعه و با تاریخ مورد قضاوت قرار خواهد گرفت در معرض توجه جدی و بنیادی قرار بدهد...

captcha