کد خبر: ۳۳۸۳۷۸
تاریخ انتشار : ۲۸ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۱:۰۶
گزارش خبری تحلیلی کیهان

اعتراف رسانه‌های آمریکا به شکست غربگرایان همچنان نسخه تسلیم می‌پیچند

سرویس سیاسی- 
در حالی که اعترافات صریح رسانه‌های معتبر غربی از شکست استراتژیک پنتاگون و پایان عصر آمریکایی در منطقه حکایت دارد، جریان غربگرا در داخل با پمپاژ یأس و مطرح‌کردن کلیدواژه‌های خسارت‌زا، عملاً در حال گرا دادن به کاخ سفید و سوخت‌رسانی به ماشین جنگی دشمن هستند.
در حالی که ارزیابی‌های استراتژیک، گزارش‌های میدانی و تحلیل‌ رسانه‌های معتبر غربی یک‌صدا از قمار باخته ترامپ سخن می‌گویند، در داخل کشور شاهد هم‌نوایی خط‌دهی‌شده و معنادار جریانی هستیم که تمام توان خود را بر بازتولید تصویر «ایران ضعیف» متمرکز کرده است. در شرایطی که کاخ سفید و ارتش ایالات متحده تحت فشار بی‌سابقه لجستیکی، مالی و عملیاتی به زانو درآمده‌اند، جریان مدعی اصلاحات و رسانه‌های زنجیره‌ای آن‌ها با پمپاژ یأس، دست زدن به واژه‌سازی‌های دشمن شاد کن و ارائه پیشنهادهایی چون«صلح شرافتمندانه»، «رفراندوم» یا «پایان عزتمندانه جنگ»، در حقیقت به ماشین جنگی و تحریمی دشمن سوخت‌رسانی می‌کنند.
پایان «عصر آمریکایی»
به روایت رسانه‌های غرب
بررسی مواضع رسانه‌های غربی نشان می‌دهد که ابهت ساخته‌شده از ارتش آمریکا چگونه در مواجهه با اقتدار دفاعی ایران فروپاشیده است. نشریه فارن پالیسی در تحلیلی جامع، درگیری اخیر را برای واشنگتن یک «فاجعه استراتژیک» خوانده و تصریح می‌کند که این جنگ آسیب‌پذیری‌های جدی ارتش آمریکا را بر ملا ساخته و نیروهایش را بیش از حد پراکنده کرده است. این نشریه با اشاره به هزینه حداقل ۳۸ میلیارد دلاری پنتاگون تاکید می‌کند که ایالات متحده تقریباً در هر معیاری-از توانایی ایران برای اعمال قدرت منطقه‌ای گرفته تا وضعیت برنامه‌های دفاعی و هسته‌ای- در حال شکست خوردن است. گرگوری برو، تحلیلگر ارشد گروه اوراسیا، صراحتاً به فارن پالیسی می‌گوید: «اگر نگاهی به آنچه آمریکا اعلام کرد در تلاش برای انجام آن است بیندازید، انکارناپذیر است که آمریکا در اهداف استراتژیک اصلی خود شکست خورده است.» روزنامه انگلیسی تلگراف نیز در گزارشی افشاگرانه از بی‌اثری راهبرد 
۳۰ ساله آمریکا خبر داده و می‌نویسد: 
«ایران در حال اثبات قدرت خود برای عقب راندن آمریکا از خاورمیانه است. بر اساس این گزارش، راهبرد ۳۰ ساله واشنگتن تحت عنوان دفاع پیشرو با شکست مواجه شده و پایگاه‌های نظامی در خلیج‌فارس، بحرین و اردن که قرار بود عامل بازدارندگی باشند، اکنون به اهدافی آسیب‌پذیر تبدیل شده‌اند. این تحولات تاکنون ۳۸ میلیارد دلار هزینه به آمریکا تحمیل کرده، ذخایر رهگیرهای پدافندی آن را تحلیل برده و به صدها سازه نظامی آسیب زده است. تلگراف تاکید می‌کند انسداد تنگه هرمز و آسیب به زیرساخت‌های انرژی عربستان اثبات کرد عملیات ترامپ طبق برنامه پیش نرفته و دکترین کارتر عملاً نابود شده است. در نتیجه، متحدان عرب خلیج‌فارس در میزان اتکای امنیتی خود به واشنگتن تجدیدنظر کرده و به سمت متنوع‌سازی پیمان‌های دفاعی رفته‌اند.» 
از سوی دیگر، خبرگزاری رویترز در تحلیلی از «کابوس دوقلوی گذرگاه‌ها و خفگی ژئوپلیتیک واشنگتن در تله استراتژیک صنعا و تهران» پرده برداشته و تاکید می‌کند که کنترل حیاتی‌ترین کریدورهای انرژی جهان در تنگه هرمز و باب‌المندب، اهرم فشاری بی‌بدیل در اختیار ایران و محور مقاومت قرار داده است. رویترز با اشاره به ارتش خسته آمریکا و هراس کاخ سفید از ورود به نبردی جدید، معتقد است استراتژی اعمال فشار بر اقتصاد ایران بدون آسیب به اقتصاد آمریکا کاملاً فروپاشیده است. 
همچنین نشریه آتلانتیک با بیانی قاطعانه اعلام کرده که «عصر آمریکایی با این جنگ به پایان رسیده است»؛ زیرا قدرت نظامی و سیستم لجستیکیِ ابرقدرت ۸۰ساله، در دفاع از حتی اصلی‌ترین پایگاه‌های خود ناتوان مانده و مجبور شده دنباله لجستیکی خود را تا هزاران مایل دورتر در دیه‌گو گارسیا امتداد دهد.
وقتی زنجیره‌ای‌ها سناریوی دشمن را تکمیل می‌کنند
با وجود چنین اعتراف‌های صریحی در اردوگاه دشمن، سؤال اساسی این است که چرا جریانات غربگرا و رسانه‌های زنجیره‌ای در داخل کشور، مسیری دقیقاً معکوس را طی می‌کنند؟ در حالی که دشمن با افت شدید توان لجستیکی و خشم افکار عمومی خود رو‌به‌روست، مدعیان اصلاحات و بانیان وضع موجود با پمپاژ سیگنال‌های ضعف، عملیات روانی سنگینی را علیه ملت ایران تدارک دیده‌اند. آن‌ها با مطرح کردن کلیدواژه‌هایی چون «پایان عزتمندانه جنگ»، «صلح شرافتمندانه»، «صرفه‌جویی مردم»، «درآمد نفتی صفر» و تجویز نسخه «رفراندوم»، عملاً در حال آدرس اشتباه دادن به کاخ سفید هستند.  ترامپ و اتاق‌های فکر واشنگتن با دریافت همین پالس‌های ضعف از داخل است که برای تشدید تحریم‌ها و ادامه خباثت‌ها جری‌تر می‌شوند. پیش از این نیز تجربه «جنگ ۱۲روزه» و «نبرد رمضان» نشان داد که چگونه سیگنال‌های وادادگی از سوی رسانه‌های داخلی، تصویر یک «ایران ضعیف و محتاج مذاکره» را در ذهن محاسبه‌گران غربی تقویت کرد و آتش جنگ و فشار را افروخته‌تر ساخت. شاهکار این رویکرد غیرمسئولانه را می‌توان در موضع‌گیری‌های عجیب برخی چهره‌ها دید؛ جایی که پسر رئیس‌جمهور پیشنهاد می‌کند مردم برای ایستادگی، هزینه‌های زندگی خود را نصف کنند، از برق و یارانه بگذرد و سفر نکنند! یا رئیس دولت مدعی اعتدال که کارنامه 
غیر قابل دفاع خود را پشت شعار «رجوع به مردم» پنهان می‌سازد. این جریان با طراحی بحث «رفراندوم جنگ»، صورت‌مسئله را کاملاً برعکس روایت می‌کند. سؤال این است چه کسی جنگ را آغاز کرد؟ ایران هیچ‌گاه آغازگر جنگ نبوده که امروز برای ادامه دفاع مشروع خود نیاز به اجازه یا رفراندوم داشته باشد. تقلیل یک مسئله حیاتی و امنیتی به مانورهای سیاسی، جز دادن سیگنالِ شکاف داخلی به دشمنی که تحریم و جنگ را تنها راه تسلیم ایران می‌داند، چه حاصلی دارد؟
عشق یکسویه به واشنگتن
اصلی‌ترین خطای محاسباتی جریان مدعی اصلاحات، نوعی رمانتیک گرایی و پافشاری غیرمعقول بر تعهد در برابر طرف بدعهد است؛ نگاهی ساده‌انگارانه که تصور می‌کند ایران باید در برابر توافقات و تفاهم‌نامه‌ها با طرف آمریکایی، یکجانبه پایبند بماند. این عشق یکسویه، عاقبتش نه عزت که حاصلی جز تحقیر ندارد؛ دفاع چشم‌بسته از سازش و اصرار بر مذاکره با دشمن خائن، چیزی جز خودکشی نیست.
مروری بر تجربه تاریخ معاصر ایران پاسخی روشن به این خوش‌باوری خسارت‌بار داده است؛ چه آن زمان که اشغالگری و قحطی بزرگ جنگ جهانی اول میلیون‌ها ایرانی را به کام مرگ کشاند، چه هنگامی که در کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ علیه دولت قانونی قیام کردند و با نهضت ملی شدن صنعت نفت به مقابله برخاستند. کارنامه سیاه واشنگتن با حمایت همه‌جانبه از رژیم بعث صدام در به شهادت رساندن ۳۰۰ هزار جوان ایرانی، تحمیل چند دهه تحریم‌های ظالمانه اقتصادی، و بدعهدی و خروج یکجانبه از تمامی توافقات تاریخی از بیانیه الجزایر و بیانیه سعدآباد گرفته تا برجام و تفاهم‌نامه اسلام‌آباد، پر شده است. تداوم این خصومت تا ترور و شهادت رهبران، دانشمندان و فرماندهان نظامی کشور در نبردهای تروریستی و کودتاها نیز ادامه یافته است. با چنین کارنامه سیاهی، آیا سخن گفتن از صلح یک‌طرفه با آمریکا، نشانه شرافت و عزت است؟ مدعیان اصلاحات که امروز نسخه تسلیم می‌پیچند، چطور چشم خود را بر واقعیات منطقه‌ای بسته‌اند؟ آیا سرنوشت تلخ کشورهایی چون لیبی و سوریه یا فجایع دردناک غزه و لبنان را نمی‌بینند؟ حقیقت آن است که آمریکا و رژیم صهیونیستی جز ایجاد آشوب، کودتا، تحریم و در نهایت چندتکه‌سازی و تجزیه ایران به هیچ سناریوی دیگری نمی‌اندیشند. رویافروشی درباره دست چدنی آمریکا، سرپوش گذاشتن بر واقعیت خطری بنیادین است که تنها با «مقاومت و توان دفاعی» مهار می‌شود.
سخن آخر
شواهد میدانی و اعترافات بی‌پرده رسانه‌های خارجی ثابت می‌کند که پیروز واقعی این نبرد‌، ملّت مبعوث است و کاخ سفید در یک بن‌بست کامل استراتژیک گرفتار شده است. رسانه‌های زنجیره‌ای و جریان‌های غربگرا باید متوجه باشند که خط بازتولید «ایران ضعیف» و پمپاژ یأس، عملاً بازی مستقیم در زمین دشمن و تکمیل‌کننده پازل ترامپ است. امروز بیش از هر زمان دیگری روشن است که تنها راه حفظ تمامیت ارضی، عزت و ثبات کشور، ایستادگی بر پایه منافع و اقتدار ملی است؛ چرا که تحمیل هزینه به دشمن، تنها فاکتوری است که واشنگتن را وادار به عقب‌نشینی خواهد کرد.

captcha