جریان غربزده الفبای واقعگرایی را از کانادا بیاموزد!
«موضوع ترسیم خطوط قرمز نبود؛ واشنگتن پیشنهادهای بسیار کمی ارائه کرد و مطالبات زیادی داشت. ما نمیتوانستیم آن را بپذیریم.» این عبارات، گزارههای نشست خبری سخنگوی وزارت خارجه ایران نیست؛ سخنان صریح مارک کارنی، نخستوزیر کانادا در نشست فراکسیون حزب لیبرال در اوتاواست.
کارنی- بانکدار کهنهکار و رئیس سابق بانک مرکزی- خیلی زود فهمید ادامه معطلکردن اقتصاد کشورش در برابر زیادهخواهیهای کدخداپندارانه ترامپ، چیزی جز اتلاف وقت و باجدهی نیست.
طنز تلخ ماجرا اینجاست؛ کانادا به عنوان متحد دیرینه آمریکا، در حالی به پوچی مذاکره با طرفی که فقط امتیاز میخواهد و چیزی نمیدهد پی برده که حتی یکبار هم تجربیات سخت ایران را از سر نگذرانده است؛ نه خروج یکجانبه از برجام را دیده، نه بمباران مدرسه، پلها و بیمارستانها و زیرساختهای انرژی را چشیده و نه در میانه دیپلماسی، هدف تجاوز نظامی قرار گرفته است!
اما در این سوی میدان، جریان از نفس افتاده و مدعی اصلاحات در ایران، کماکان چشم بر این واقعیتهای آشکار بستهاست. رسانههای زنجیرهای و تسلیمی این جریان، در حالی که کاخ سفید علناً از مذاکره به عنوان پوششی برای فشار و تحمیل خواستههای حداکثری استفاده میکند، روزانه با پروپاگاندای سنگین روی عناوین دهانپُرکنی چون «صلح شرافتمندانه» و «رفراندوم»، در حال سمپاشی فضای افکار عمومی هستند. آنها بهجای مطالبه تغییر رفتار از دشمن زیادهخواه، نسخه سازش برای داخل میپیچند و کرنش را تزریق میکنند.
حالا باید از این جریان پرسید که وقتی حتی نخستوزیر کانادا حاضر نیست منافع ملی کشورش را قربانی سراب مذاکره با ترامپ کند، شما دقیقاً به چه امیدی نسخه تسلیم مینویسید؟! وقت آن رسیده که مدعیان اصلاحات، حداقل الفبای عزتمداری و واقعبینی سیاسی را از کارنی سرمشق بگیرند و بفهمند که کوتاه آمدن در برابر قمارباز، هرگز مولد عزت و پیشرفت نبوده و نخواهد بود!