سازمان ملل مستعمره آمریکاست
پس از سید عباس موسوی، معاون تشریفات دفتر ریاست جمهوری که در برنامه «به وقت ایران» اعتبار معاهدات بینالمللی را زیر سؤال برد؛ نوبت به حسین کمالی، دبیرکل اصلاحطلب «حزب اسلامی کار» رسید که بیپرده از واقعیت مجامع بینالمللی و ساز و کار حاکم بر آن سخن بگوید.
سید عباس موسوی، معاون تشریفات دفتر ریاست جمهوری با حضور در برنامه «به وقت ایران» گفت: «به عنوان یک دیپلمات و دانشآموخته حقوق بینالملل، برایم سخت است که بگویم که حقوق بینالملل کاغذ پارهای بیش نیست، دنیا نشان داده که بسیاری از این اسناد در عمل، صرفاً روی کاغذ میمانند». موسوی افزود: «نمیتوان صرفاً به اسناد و تضمینهای حقوقی بینالمللی تکیه کرد و باید در کنار آنها، قدرت ملی و بهویژه قدرت سخت کشور را تقویت کرد».
حسین کمالی، دبیرکل اصلاحطلب «حزب اسلامی کار» نیز طی گفتوگو با «ایرنا» فراتر از موسوی گام نهاد و سازمان ملل را به عنوان یک نهاد بینالمللی فاقد استقلال لازم توصیف کرد.
وی گفت: «به اعتقاد من، آمریکا با بهرهگیری از وسایل ارتباط جمعی بینالمللی که در اختیار دارد افکار عمومی جهانیان را با القای نظرات و موضوعات خاص تحت تاثیر قرار میدهد».
دبیرکل حزب اسلامی کار تاکید کرد: «آنها در سازمان ملل نیز نفوذ قابل توجهی دارند؛ بهگونهای که آمریکا با پرداخت بخش عمده بودجه این سازمان، عملاً سازمان ملل را در کنترل خود دارد».
از منظر کمالی، تأمین مالی سازمان ملل توسط آمریکا، اهرم فشار و مجرای نفوذ ایالات متحده در این نهاد بینالمللی است؛ اهرمی که اراده سازمان ملل برای مقابله با تخلفات آمریکا را نشانه رفته است.
کیومرث اشتریان نیز در سرمقاله روزنامه زنجیرهای «شرق» به مضامینی مشابه اشاره دارد؛ وی در رابطه با عدم چهارچوبپذیری آمریکا، ضمن اشاره به اینکه «خودِ کدخدا شهرآشوبی میکند» و «شما با فروپاشی قوانین بینالمللی مواجهید» بحث طغیان آمریکا و خروج این کشور از نظم و قواعد جهانی را مطرح میکند.
اشتریان نوشت: «برای حل معضل جنگ استدلال میشود که باید به نظم جهانی پیوست... اما در مقابل استدلال این است [عدهای معتقدند که] پیوستن به نظم جهانی اکنون دیگر وجهی ندارد؛ چون خودِ «کدخدا» شهرآشوبی میکند. شما از کانادا و انگلستان که بیشتر نمیتوانید در چارچوب «نظم بینالمللی» رفتار کنید یا به اندازه جولانی و عراق که نمیتوانید سرنوشت مقدرات خود را نادیده انگارید؛ همه این کشورها گرفتار دیوانگی «کدخدا» شدهاند... اکنون شما با فروپاشی قوانین بینالمللی مواجهید؛ آنهم به شکلی عریان. بنابراین هرگونه توافقی، و بلکه هرگونه نظمی، در چنین ساختاری ناپایدار است، چون بنیانهای آن به دست کدخدا ویران شده است».
در چنین شرایطی، مسئله فقط ناکارآمدی یک نهاد بینالمللی نیست؛ موضوع، نهادی است که برای کشورهای کوچک قاعده مینویسد و کشورهای بزرگ را از آن مستثنی میکند. وقتی قدرت از قواعد پیشی بگیرد، نظم بینالمللی دیگر استاندارد لازمالاجرا و ابزار مهار قدرت نیست، یک استاندارد دوگانه است که رعایت نظم و قواعد را به کشورهای کوچک تحمیل کرده و کشورهای بزرگ را به صورت «لاقید» رها میکند.