خوشرقصی ترکیه برای آمریکا نباید بیپاسخ بماند
سرویس اقتصادی -
لغو مجوز بانک ملت، محدودیت پول گاز و اختلالات مرزی، زنگ خطری است که لزوم پاسخ اقتصادی ایران به رفتارهای اخیر ترکیه را برجسته میکند.
به گزارش خبرنگار ما، لغو مجوز شعبه استانبول بانک ملت، محدودکردن نحوه دسترسی ایران به پول گاز، مشکلات تردد کامیونهای ایرانی در مرز بازرگان و پیشبرد مسیرهای ترانزیتی رقیب، دیگر مجموعهای از اتفاقات پراکنده نیست. وقتی این تحولات کنار هم قرار میگیرند، این سؤال جدی مطرح میشود که تهران تا چه زمانی باید هزینه تصمیماتی را بپردازد که در عمل با سیاست فشار اقتصادی واشنگتن همجهت شدهاند؟
تازهترین مورد، تصمیم نهاد نظارت بانکی ترکیه برای لغو مجوز فعالیت شعبه استانبول بانک ملت است. تصمیمی که در روزنامه رسمی این کشور منتشر شده است. اطلاعیه رسمی ترکیه مستقیماً نامی از تحریمهای آمریکا نبرده، اما رویترز گزارش داده این اقدام در بحبوحه افزایش فشار واشنگتن بر متحدان خود برای محدودکردن مناسبات اقتصادی با ایران صورت گرفته است. ترکیه پیش از این نیز، پس از گفتوگو با آمریکا، فعالیت پروازهای ماهان را محدود کرده بود. موضوع فقط یک شعبه بانکی نیست. ترکیه از شرکای مهم تجاری ایران و یکی از اصلیترین مسیرهای زمینی اتصال کشور به اروپا است. ارزش تجارت دو کشور در سال 2025 از ۵.6 میلیارد دلار فراتر رفته و با افزایش اهمیت مسیرهای زمینی در ماههای اخیر، نقش این همسایه در تجارت ایران پررنگتر نیز شده است.
پول گاز ایران؛ فقط برای غذا و دارو؟
چند روز قبل از ماجرای بانک ملت نیز وزیر خزانهداری و دارایی ترکیه، صریحاً اعلام کرد آنکارا پول گاز ایران را مستقیماً به تهران نمیپردازد، بلکه این منابع در حسابی تحت نظارت نگهداری میشود و ایران تنها میتواند از آن برای خرید کالاهایی مانند غذا، دارو و سایر اقلام مجاز در چارچوب تحریمهای آمریکا استفاده کند. او حتی این سازوکار را توافقشده با آمریکا توصیف کرد.
این شیوه پرداخت از منظر منافع اقتصادی ایران نباید مسئلهای عادی تلقی شود. فروشنده گاز باید بتواند درباره نحوه وصول درآمد خود مذاکره کند؛ نه اینکه طرف خریدار، تحت چارچوب طراحیشده با یک دولت ثالث، برای مصرف درآمد حاصل از فروش انرژی شرط تعیین کند. بهویژه آنکه خود وزارت انرژی ترکیه اعلام کرده این کشور عمده گاز مصرفی خود را از خارج تأمین کرده است و پس از کره جنوبی، در رتبه دوم کشورهای واردکننده خالص انرژی در گروه ۲۰ قرار دارد. وزیر انرژی ترکیه نیز پیشتر ایران را یکی از بزرگترین تأمینکنندگان گاز کشورش خوانده و بر ادامه این واردات تأکید کرده بود. زمستان پیشرو است و امنیت عرضه انرژی برای آنکارا مسئلهای جدی است. این وابستگی متقابل باید به یک رابطه متوازن منجر شود، نه رابطهای وقیحانه که در آن ایران گاز تحویل دهد اما درباره دسترسی به پول خود با محدودیت روبهرو باشد.
۲۰ روز انتظار پشت مرز
فشارها فقط بانکی نیست. در ماههای اخیر، مرز بازرگان نیز بارها به گلوگاه تجارت دو کشور تبدیل شده است. خردادماه مقام سازمان راهداری از تشکیل صف سه هزار کامیون ایرانی خبر داد و گفت طرف ترک تعهدات خود برای افزایش پذیرش ناوگان را بهطور کامل اجرا نکرده است. در مرداد نیز گزارشهایی از انتظار تا ۲۰ روز برای عبور کامیونها منتشر شد و در شهریور محدودیت پذیرش ناوگان دوباره صفهای طولانی ایجاد کرد.
برای صادرکننده ایرانی، هر روز توقف یعنی کرایه بیشتر، خواب سرمایه و در مورد محصولات فسادپذیر، خطر از بین رفتن کالا. بنابراین حل مسئله بازرگان باید از سطح مکاتبات معمول گمرکی خارج و به یکی از مطالبات اصلی اقتصادی در روابط تهران و آنکارا تبدیل شود.
زنگزور؛ رقابت بر سر نقشه تجارت
همزمان، ترکیه با جدیت پروژه موسوم به کریدور زنگزور را دنبال میکند. وزیر حملونقل این کشور گفته مسیر موردنظر از قارص و ایغدیر به نخجوان و سپس از جنوب ارمنستان به جمهوری آذربایجان متصل خواهد شد و آنکارا اجرای آن را طی چهار تا پنج سال دنبال میکند. این مسیر در صورت تکمیل میتواند بخشی از مزیت ترانزیتی ایران در اتصال ترکیه و آذربایجان به شرق را کاهش دهد؛ هرچند مسیر ارس از خاک ایران نیز بهطور موازی در حال توسعه است.
طبیعی است که هر کشور برای افزایش سهم خود از تجارت منطقه تلاش کند؛ همانقدر هم طبیعی است که ایران اجازه ندهد منافع ترانزیتیاش بدون پاسخ و برنامه جایگزین تضعیف شود.
فرصت دولت برای حفاظت از منافع ملی
دولت و شخص رئیسجمهور بارها بر دیپلماسی همسایگی و ظرفیت گفتوگوی مستقیم میان سران منطقه تأکید کرده است. این روابط گاهی آنقدر صمیمانه و خارج از چارچوب دیپلماتیک بوده که انتقاداتی هم در پی داشته است. همین ارتباطات اکنون باید برای پیگیری عملی حقوق اقتصادی ایران به کار گرفته شود. رابطه خوب میان رؤسای دولتها زمانی ارزش اقتصادی دارد که بتواند گره کامیون ایرانی، پول گاز، بانک و مسیر ترانزیت را باز کند.
البته پاسخ ایران نباید صرفاً لفظی باشد. بانک مرکزی باید با سرعت بیشتری مسیرهای قانونی، متنوع و کمهزینه تسویه بانکی را توسعه دهد؛ از پیمانهای پولی دوجانبه و استفاده گستردهتر از ارزهای ملی گرفته تا بررسی اتصال به زیرساختهای پرداخت آسیایی مانند CIPS چین و گسترش سازوکارهای تهاتری شفاف و قابل حسابرسی. تجربه تجارت ایران و چین نیز نشان داده سازوکارهای شبهتهاتری میتوانند بخشی از تجارت را بدون عبور مستقیم از بانکداری غربی حفظ کنند.
ترکیه دوست و دشمن را بشناسد
روابط ایران و ترکیه نیز فقط محصول امروز نیست. در کودتای نافرجام ۲۰۱۶، تهران آشکارا از دولت منتخب ترکیه حمایت کرد. همسایگی حساب طلبکاری سیاسی نیست، اما حافظه دارد و انتظار روابط متوازن و متقابل، مطالبهای غیرعادی نیست.
ترکیه نیز باید در محاسبات خود وزن یک همسایه دائمی را کمتر از ملاحظات مقطعی روابط با واشنگتن نبیند. تجربه روابط بین قدرتها نشان داده اتکا به بلوکهای فرامنطقهای تضمین دائمی برای منافع هیچ کشوری نیست.
روابط تهران و آنکارا ارزش حفظشدن دارد؛ اما دوستی اقتصادی زمانی معنا پیدا میکند که در بانک، مرز، انرژی و ترانزیت نیز آثار آن دیده شود. اقدامات اخیر اگر بیپاسخ اقتصادی بماند، بهتدریج میتواند از چند اصطکاک مقطعی به یک رویه تبدیل شود؛ رویهای که ایران نباید آن را بپذیرد.