کد خبر: ۳۳۸۱۴۰
تاریخ انتشار : ۲۵ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۱:۱۴

«زاویه‌دارها» مشغول کارند! (یادداشت روز)

۱- جناب آقای «حسن قشقاوی»، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، اخیراً پرده از موضوعی برداشته که اگرچه در ظاهر یک خبر اقتصادی است، اما در باطن، آینه‌ای تمام‌قد از یک خطای راهبردی و پرهزینه است. او گفته است که در سه دور مذاکرات ژنو پیش از جنگ دوازده ‌روزه، ایران پیشنهاد همکاری اقتصادی به ارزش حدود ۵۰۰ میلیارد دلار به شرکت‌های آمریکایی ارائه کرده بود. پیشنهادی که در حوزه‌های نفت و گاز، معدن، محیط‌زیست و حمل‌ونقل تنظیم شده بود و مسئولان اقتصادی و مدیران وزارت امور خارجه نیز برای ارائه این ظرفیت‌ها در مذاکرات حضور داشتند.
۲- هدف چه بود؟ به تصور تدوین‌کنندگان این پیشنهاد، نشان دادن فرصت‌های اقتصادی و سودآوری می‌توانست زمینه همکاری شرکت‌های آمریکایی با ایران را فراهم کند و به این ترتیب، چرخه تنش و تقابل را متوقف سازد.
اما این نماینده محترم مجلس یک جمله کلیدی نیز بر زبان راند که تمام این ماجرا را در یک خط خلاصه می‌کند: «آن‌قدر به ما گفتند ترامپ تاجر است که قبل از جنگ به آمریکا پیشنهاد همکاری ۵۰۰ میلیارد دلاری دادیم.»
در خصوص این اظهارنظر گفتنی‌هایی است که در ادامه به آن می‌پردازیم:
۳- پیشنهاد ۵۰۰ میلیارد دلاری بر یک فرض استوار بود و آن اینکه ترامپ یک تاجر است و تاجر با دیدن منافع اقتصادی، مسیر خود را تغییر می‌دهد. این فرض، در نگاه اول منطقی به نظر می‌رسد. اما با درنظر گرفتن این نکته مهم که «اختلاف میان جمهوری اسلامی ایران و ساختار حاکمیتی آمریکا، اختلافی وجودی و ذاتی است و نه تاکتیکی»، می‌بینیم که این پیشنهاد کاملاً غلط و خسارت‌بار است.
به عبارت دیگر، ایران و آمریکا در ماهیت با یکدیگر مشکل دارند. بر همین اساس، این درگیری در دو حالت به پایان خواهد رسید که نخستین راه آن این است که حکومت ایران از اسلام و مقاومت در برابر استکبار دست بکشد. دومین راهکار نیز این است که آمریکا از سلطه‌گری و غارتگری و جنایت دست بکشد و به قول امام راحل(ره)، آمریکا از خر شیطان پیاده شود.
پس بنابراین، چون جمهوری اسلامی ایران از مقاومت و ایستادگی مقابل استکبار دست نمی‌کشد و دولت تروریست آمریکا نیز از سلطه‌گری دست نمی‌کشد، این نبرد ادامه خواهد داشت و همان‌طور که خداوند متعال وعده داده است، پایان این رویارویی، نابودی استکبار و در رأس آن آمریکای جنایتکار خواهد بود، ان‌شاءالله.
آمریکا در مواجهه با جمهوری اسلامی ایران، هیچ‌گاه نه به دنبال صلح بوده و نه به دنبال همکاری اقتصادی پایدار، بلکه به دنبال فروپاشی و تجزیه ایران بوده است.
۴- از اواخر سال ۱۴۰۳ و پس از شروع مذاکرات دولت ایران و دولت آمریکا، فعالان طیف مدعی اصلاحات و از جمله برخی از اعضای دولت پزشکیان مدعی بودند که توافق با ترامپ موجب خواهد شد ۱۰۰۰ تا ۲۵۰۰ میلیارد دلار سرمایه خارجی به ایران سرازیر شود.
این اعداد، نه یک پیش‌بینی اقتصادی، بلکه یک عملیات روانی بود. این طیف، وعده‌های برجامی دروغین را ده برابر کرده بودند. گویی که تجربه یک‌باره برجام کافی نبود و باید همان اشتباه، این بار با ابعادی بزرگ‌تر و وعده‌هایی افسانه‌ای‌تر تکرار می‌شد.
اما با حمله مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی در خرداد ۱۴۰۳، معلوم شد که تمام آن فضاسازی‌ها، از اساس دروغ و صرفاً پازل عملیات فریب دشمن آمریکایی-صهیونی را تکمیل کرده است.
۵- جریان غرب‌گرا و طیف مدعی اصلاحات، در دولت روحانی و پس از نهایی شدن توافق برجام مدعی بود که ۱۵۰ میلیارد دلار پول بلوکه‌شده و
۲۰۰ میلیارد دلار سرمایه خارجی به ایران می‌آید. اما تا دو سال و نیم بعد که ترامپ برجام را به هم زد، فقط شرکت توتال تفاهم‌نامه ۴ میلیارد یورویی را امضا کرد؛ همان شرکتی که پس از جمع‌آوری اطلاعات سرّی پارس جنوبی، توافق را به هم زد و یک‌طرفه و بدون پرداخت خسارت، از توافق خارج شد.
این، تنها یک نمونه از خالی‌فروشی جریان غرب‌گرا و طیف مدعی اصلاحات بود. خالی‌فروشی‌هایی که نه فقط در اقتصاد، بلکه در سیاست نیز آثار مخربی بر جای گذاشت. برآیند این تخیلات و خالی‌فروشی‌ها، رسیدن معدل اقتصادی هشت‌ساله کشور به نزدیک صفر درصد و تعطیلی هشت‌هزار کارخانه بود.
۶- روزنامه واشنگتن‌پست در ۲۸ آذر ۱۴۰۴ (چندین ماه پس از جنگ ۱۲روزه) در گزارشی نوشت: «طرح حمله به ایران (در خرداد ۱۴۰۳) از مدت‌ها پیش از سوی ترامپ و نتانیاهو برنامه‌ریزی شده بود و این دو با نقشه فریب از طریق مذاکره، در ماه‌های پیش از حمله، یک بازی وجود اختلاف بین خود را به نمایش گذاشتند.»
این روزنامه آمریکایی در ادامه نوشت: «آمریکا و اسرائیل تعمداً نشانه‌هایی از وجود تنش بین خود را فاش کردند؛ ولیکن کسی که با جزئیات آشنا بود، می‌دانست که تمام گزارش‌هایی که در مورد عدم توافق نتانیاهو با ترامپ نوشته شده بود، درست نبود. اما خوب بود که این برداشت عمومی از شکاف و اختلاف میان آمریکا و اسرائیل شکل بگیرد؛ این مسئله به پیشبرد برنامه‌ریزی جنگ بدون جلب توجه کمک کرد.»
این اعتراف، پرده از یک واقعیت تلخ برمی‌دارد و آن اینکه، مذاکره، برای آمریکا نه ابزار صلح، بلکه ابزار جنگ است.
۷- «داگلاس مک‌گرگور»، افسر بازنشسته و مشاور سابق پنتاگون
- ۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ - در گفت‌وگویی تصریح کرد: «مذاکرات اساساً یکی از ابزارهای جنگی آمریکاست و واشنگتن هرگز از دیپلماسی برای رفع اختلافات و رسیدن به مصالحه استفاده نمی‌کند، بلکه از آن پوششی برای فریبکاری در میدان رزم می‌سازد.»
این افسر بازنشسته آمریکایی در ادامه افزود: «واشنگتن هیچ‌گاه مذاکرات را به‌عنوان مسیری واقعی برای رسیدن به یک توافق متقابل و پایدار دنبال نکرده، بلکه از ایده مذاکره صرفاً به‌عنوان یک ابزار تاکتیکی استفاده می‌کند. به تعبیر او، گفت‌وگوهای اسلام‌آباد بیشتر شبیه به یک داستان است و از ابتدا یک پوشش سیاسی برای خرید زمان، آرام‌کردن بازارها و ایجاد یک فضای تنفسی برای آمریکا و اسرائیل بود تا بتوانند خود را برای دور بعدی درگیری آماده کنند.»
۸- و اما آدرس‌های غلط در معرفی دولت تروریست آمریکا، یکی از نشانه‌های حضور زاویه‌دارها در دولت است. رهبر شهید انقلاب در ۵ تیرماه ۱۴۰۳ خطاب به نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری فرمودند: «من به نامزدهای محترم انتخابات عرض می‌کنم با خداوند خودتان عهد کنید که اگر موفق شدید و توانستید مسئولیتی به دست بیاورید: کسان و کارگزاران خود را از کسانی قرار ندهید که ذره‌ای با انقلاب زاویه دارند. آن کسی که با انقلاب، با امام راحل، با نظام اسلامی ذره‌ای زاویه داشته باشد به درد شما نمی‌خورد و همکار خوبی برای شما نخواهد بود.»
ایشان در ادامه تأکید کردند: «آن کسی که دلبسته آمریکا باشد و تصور کند که بدون لطف آمریکا نمی‌شود قدم از قدم برداشت در کشور، برای شما همکار خوبی نخواهد بود. او از ظرفیت‌های کشور استفاده نخواهد کرد و خوب مدیریت نخواهد کرد. آن کسی که راهبرد دین و شریعت را مورد بی‌اعتنایی قرار دهد او با شما همکار خوبی نخواهد بود. کسی را انتخاب کنید که اهل دین، اهل شریعت، اهل انقلاب، اهل اعتقاد کامل به نظام باشد. اگر شما نامزدهای محترم یک چنین عهدی با خدای خودتان ببندید بدانید که کارهایی که برای انتخابات می‌کنید همه‌اش حسنه خواهد بود.»
این هشدارها، نه یک توصیه اخلاقی، بلکه یک راهبرد حکمرانی بود و امروز، بیش از هر زمان دیگری، درستی آن آشکار شده است.
رهبر شهید انقلاب همچنین در ۶ شهریور ۱۴۰۳ در نخستین دیدار هیئت دولت چهاردهم با ایشان در بخشی از بیانات تأکید کردند: «در استفاده از کارشناسان باید مراقب بود که ته‌نشین‌های ذهنی غلط در لباس و ادبیات کارشناسی خود را تحمیل نکنند.»
این جمله، دقیقاً به همان جریان زاویه‌داری اشاره دارد که «خالی‌فروشی» و «آدرس غلط» را در قالب «کارشناسی» به دولتمردان و تصمیم‌گیران تحمیل می‌کند.
۹- رهبر شهید انقلاب همچنین در این دیدار، کلید حل مشکلات اقتصادی کشور را در تولید و تقویت و افزایش عرضه دانستند و فرمودند: «با تقویت و جدی گرفتن مسئله تولید، مشکلات تورم، اشتغال و ارزش پول ملی حل می‌شود.»
این راهبرد، در تقابل کامل با راهبرد خالی‌فروشان و رؤیافروشان قرار دارد که به جای تولید و حمایت از توان داخلی، به آمریکا دل خوش کرده‌اند.
۱۰- در مجموع باید گفت که اولاً، آمریکا نه شریک است و نه مشتری. ساختار حاکمیتی آمریکا با جنایت، غارتگری و سلطه‌گری عجین شده است و هدف نهایی آن، بلعیدن سایر کشورها و از جمله ایران است.
ثانیاً، تجویز تعامل با ترامپ از طریق روش‌های اقتصادی، خطایی راهبردی است. به نظر شما فردی که به غارت دیگر کشورها افتخار می‌کند، دنبال تعامل اقتصادی برد-برد است؟!
ثالثاً، خالی‌فروشان و رویافروشان، نه فقط اقتصاد و معیشت مردم، بلکه اعتماد عمومی را نیز نابود می‌کنند. رابعاً، راه‌حل مشکلات اقتصادی، نه در سرمایه خارجی، بلکه در تولید داخلی و روابط عزتمندانه خارجی است. خامساً، حضور زاویه‌دارها در دولت، نه یک خطای ساده، بلکه یک تهدید راهبردی است و راه‌حل در تصفیه دولت از زاویه‌دارها است.

مسعود اکبری

captcha